دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید
روی تصویر کلیک کنید

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۹ آبان ۱۹, دوشنبه

عق ام گرفته است اسماعیل وفا یغمائی برای ایرج مصداقی

  هفت سال قبل این شعر را برای ایرج مصداقی نوشتم و هفت سال است جنگ یک جنبش بقول خودشان با هزار کانون شورشی با یک تن ادامه دارد؟راستی ماجرا چیست؟چه رازی است که یک جنبش !!تمام هم غم اش را گذاشته ایت علیه یک تن. ایکاش این جنبش همان لطفی را که به هاشمی رفسنجانی داشت به ایرح مصداقی هم نشان میداد! و یاداشتی نرم مینوشت؟راستی مصداقی از رفسنجانی  خائن تر است!! مشکل کجاست؟مشکل بر سر خط آتش است همه باید مصداقی را بکوبند تا در پشت خط آتش رهبر گرامی هرگز به هیچ چیز پاسخ ندهد ولی مطمئن باشد مصداقی او را نجات نخواهد داد. مشکل جای دیگرست. شعر را پس از این جنگ هفت ساله که طولانی تر از جنگ ایران و عراق شده است بخوانید.
اما اطمینان داشته باشید
دندانهای اتهامات شما بر گرده او خواهد شکست
که او «یک تن» نیست
بل «یک واقعیت» است
بل سختی واقعیت زندانی سیاسی است
که گرده او را پولادین کرده
شک نکنید و شک نکنید
من این را در این لحظه که شعر نمی نویسم
ولی محاط در ادراک شاعرانه ام میبینم
یک روز برای شما مینوشتم و نوشتم
مدحتان کردم و با افتخار سرودم
نه برای جمالتان
بلکه،چون درست سگان هار امام خونخوار خمینی 
به دنبال شما افتاده بودند
و امروروز برای مصداقی مینویسم
 ادامه شعر

۳۷ نظر:

عبدالله مشیرزاده گفت...

سلام، واقعا که شما جماعت شورش را در آورده اید. آقای یغمائی شما اصلا عددی نیستی که کسی بخواهد بند از بندت جدا کند. با همه سنگینی هیکلت فقط به ایرج مصداقی اویزانی. یعنی مجبوری آویزان باشی. یعنی معتادی به آویزان بودن. یک وقتی به مسعود رجوی آویزان بودی. یک روزی عاشق و کشته مرده مریم رجوی بودی. حالا هم فقط تکیه گاه عوض کردی. بنا براین واسه خودت تبلیغ نکن. هیچ کس حاضر نیست حتی یک تلنگر به تو بزند. اما میماند مصداقی. این بنده خدا هم دارد وظیفه اش را انجام میدهد. در لباس مخالفت با رژیم فعلا تیغ را به مجاهدین میکشد. اما این هم ارزشش انقدر نیست که کسی بخواهد نابودش کند. آقای حیدر زاده هم فکر کرده چون بریده و رفته دنبال زندگیش شده است نخود هر آش و دادستان دادگاه بلخ. راستی حنیف یادت باشه که بلخ و بیلاخ خیلی شبیه هستند.. حالا طرف در یک برنامه ای گفته بند از بند مصداقی جدا میکند. فقط آدمهای اسکلی مثل حیدر زاده و شکری و قصیم وروحانی و یغمائی این را به عنوان فرمان قتل گرفته اند . وگرنه آدم عاقل و با شعور می فهمد و میداند که این فقط یک مثل است ودر زبان مصطلح امروز فقط معنی تنبیه و جریمه میدهد تا بریدن دست و پای کسی. واقعا که مختان تاب برداشته است.

نازنین گفت...

درود بر شما آقای اسماعیل من واقعا خوشحالم که شعر شما همیشه در کنار راستی و مظلومان است.م.فق و پر توان باشید

احمد پیشداد گفت...

اقای یغمائی گرامی من یک روانشناس هستم دنیای آن خانم با شما و دیگران فرق دارد او هر آنچه را که با کسی که در او الینه شده در تضاد میبیند دشمن میپندارد و هر چیز را با او در وحدت میبیند نیک میپندارد هر چند یک پدیده اهریمنی باشد اینگونه افراد استواری بسیار زیادی دارند و معمولا تا پایان زندگیشان همینطور خواهند بود بنابراین نه با شعر نه مقاله نه فشار چیزی را نمیتوان عوض کرد
با احترام احمدپیشداد

خوم گفت...

بسیار واقعی است درود بر شما اقای یغمائی.
واقعا شرم اور است با این بیرحمی و شقاوت وبیشرمی یک زندانی سیاسی را که یکی از بزرگترین مبارزان ایرانی حقوق بشر است اینطور مورد حمله قرار داد آنوقت اینها ادعا میکنند در فردای ایران ما زندانی سیاسی نخواهیم داشت. باید این نوع کارها را افشا کرد هر چند اینها مدتهاست شانسی برای پیروزی ندارند و تنها با بازیهای بین المللی خودشان را مشغول کرده اند
ح.م

علي گفت...

اگر ماهيت اين جريان پوچ و ورشکستهً به تقصير را در يابيم، از کاري که از آغاز انقلاب ايدئولوژيک در مناسبات دروني سازمان با مسئولين صادق تشکيلاتي از علي زرکش گرفته تا مهدي افتخاري کردند و امروز در فضاي باز سياسي با يک هوادار صادق سابق مي کنند، نه عق مان، بلکه بايد به فکرمان فرو ببرد که آنها که هنوز در اين تشکيلات شيطاني مانده اند در چه منجلاب عفن و گندابي گرفتار مانده اند. نکتهً ديگر اينکه مجاهدين خلق نه اول و نه آخر زندگي و مبارزه بوده و هستند. با موجي آمدند و با موجي مي روند، آنچه باقي مي ماند همان زندگي و مبارزه با تجاربي تازه و در محيطي است که تجربهً مبارزات آرماني ارتجاعي مذهبي و انقلابي ايدئولوژيک را پشت سرگذاشته است. بايد دست بدست هم داد و باز متشکل شد و راه را از چاه مسعود و مريم بازشناخت و باز شناساند. برايتان سلامتي، نشاط، سرزندگي و شور همراه با شعر و سرود آرزو مي کنم. اميدوارم به دنياي جديد، مثل تولدي دوباره لبخند بزنيد و براي آن بسراييد و بنويسيد،

پند گیر گفت...

فکر نان باشید که خربزه آب است رفیقان. مجاهدین عوض بشو نیستند و عمر گرامی را تلف نکنید که افسوس خواهید خورد چنانچه افسوس عمر رفته را در زمان حال میخورید. موفق باشید.

ایوب گفت...

سلام: بیجا کرد هر که گفت ادرار مصداقی بوی گلاب نمیدهدو یا مقداری تند و خو و تلخ است. آنها می گویندکه ایشان تواب بوده و باعث مرگ تعدادی زندانی شده و نیز حرفهایی که می زند بی اساس است. اصلأ خود جناب وفا چرا آن ادعاها را مطرح و یا تأیید نمی نماید. آقا, مصداقی می گوید هر وقت با پاسدارها بیرون می رفتم من وسط می نشستم و دو پاسدار در اطراف من. عجب حکایتی است خود او اقرار می کند که برای گشت زنی و شناسایی با پاسدارها همکاری می کرده و رفتار او هم اکنون امتداد همان رفتار است. من تمام این جریان و تمام برنامه های هرشب رژیم را که با همکاری بریده ها از تلویزیون پخش می شود را پیش در آمد حمله به لیبرتی می دانم.

ایوب گفت...


سلام: من این را قبول دارم تأسف برای جوانی بر باد رفته خودم و نسلم. این شد یک حرف حساب. این حرف دل شماست .حرف های صد من یک غاز را بایستی گذاشت کنار. بدانید که مطبوعات و رادیو تلویزیون رژیم هم به اراجیف این کر هماهنگ متوسل نمی شود. صرفأ از زاویه نظامی وبه قول خودشان به خیانت سازمان به ایران می پردازد. رجوی را نشان می دهد که می گوید به عراق آمده ایم که آتش برفروزیم در کوهستانها. دیگر اینکه این تصور غلط است که دیگران در ناز و نعمت بوده اند و شما در رنج . مردم در اینجا برای یک لقمه نان به هر خفت و خاری می بایستی تن دهند. به آمار دولتی نگاه کنید. برای مثال خودشان می گویند که هشتاد در صد مردم دچار افسردگی هستند.

ناشناس گفت...

ایوب ذوب شده در رهبری عقیدتی اگر کمی شرافت داشتی رنج نامه همسر ایرج مصداقی را می‌خواندی و اگر ذره‌ای شرافت داشتی از خجالت آب می‌شدی. دیدی چگونه پته رهبرت را روی آب ریخت. حالا ساز دیگری کوک کردی؟
ایوب ذوب شده در رهبری عقیدتی اگر کمی شرافت داشتی رنج نامه همسر ایرج مصداقی را می‌خواندی و اگر ذره‌ای شرافت داشتی از خجالت آب می‌شدی. دیدی چگونه پته رهبرت را روی آب ریخت. حالا ساز دیگری کوک کردی؟

ناشناس گفت...

خدا مردم ایران را از شر خمینی و خامنه ای و همکارانشان حفظ کند
سیف الله

ناشناس گفت...

من هم واقعا از این شعر عقم گرفت شعر یک وامانده برای یک بریده
درود بر رجوی امید مردم ایران
ایرانی

ناشناس گفت...

https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=5Xs1y0pkZYk
منتخب نشستهای رمضان در لیبرتی و اشرف-مسعود رجوی تیر و مرداد 92

ناشناس گفت...

اینم شد شعر

ج. عبدی.لیل گفت...

مصدلقی آخرش موجب میشود که بقیه آبروی دروغگوها برود آخر اینها ایرانیان خارج را بیشعور فرض میکنند که این چرندیات را که حتی هواداران خودشان هم باور نمی کنند قبول کنند میگن خدا یکیرو که میخواد بدبخت کنه احمقش میکنه خلاصه خیلی مسخره است.

ناشناس گفت...

متاسفم اقای وفا یغمائی هم برای مجاهدین و هم برای شما چرا باید به اینجا برسید/ ازخودتان بپرسید؟ سرخوردگی از مبارزه؟ از دست دادن همسر؟اخراج از شورای ملی مقاومت؟ یا یک راز دیگر
فریده .د

ناشناس گفت...

آقای مشیر زاده، مسأله اعتراض به بند از بند جدا کردن- که آن مرید مسعود رجوی از استرالیا گفت و ابریشمچی هم با بارک الله و ماشاالله تشویقش کرد، اعتراض به درندگی و دریدگی و خودسری موجود در ماهیت و بینش و در کلامِ آن گوینده ومشوق اوست. آن تهدید نگاه و بینش آنان رادر برخورد با منتقدانی که با چسباندن برچسب دشمن، درجا در باره آنها قضاوت کرده و حکم صادر کرده اند را نشان می دهد. این البته روشن است که نه مهدی ابریشمچی و نه محدثین نه آن مهرتابان رئیس جمهور ایران با تکیه بر کل تشکیلات، در حال حاظر به فکر عملی کردن هیچ کدام از این تهدیدهایی را که مستقیما یا توسط مریدانشان مثل آن محمد استرالیایی که بر اساس آموزش و خط سازمانی تهدید می کرد،نیستند، چون دستگاههای قضایی کشورهای اروپایی یقه شان را خواهند گرفت و این بشدت به زیان آنهاست. اما این هم روشن است که اگر رهبری مجاهدین آنطور حسرتش را می خورد و آرزویش را دارد، روزی قدرت را در ایران به طور انحصاری قبضه کند، اولا روزگار دگراندیشان را سیاه تر از آنچه آخوندها کردند خواهند کرد، ثانیا در مورد کسانی مثل ایرج مصداقی و اسماعیل وفا یغمایی و قصیم و شکری و...که طبعا در آن حالت فرضی(قبضه قدرت در ایران توسط مجاهدین) ترجیح خواهند داد در خارج بمانند، گروههای «فرنگی کار» اجرای حکم و فتوای امام رجوی را اعزام خواهند کرد تا با آنها همان کنند که سربازان گمنام امام زمان، در ایران، با پوینده و مختاری و میرعلایی و مجید شریف و... کردند.
باید شاشید به این مرام و مکتبی که دروغ گفتن و تهمت زدن به آدمها-آنهم آدمهای رنج دیده ای که سالهای زیادی از عمر خودشان را همراه و همگام با این صاحب مکتبان و باور آنان بوده اند و بعد که فهمیده اند راهی را که می پیمودند، راهبران به انحراف کشیده اند، از آنان جدا شده اند- گویی یک حق و اصلا یک تکلیف مکتبی است. من می شاشم به انقلاب و دستاوردی که صاحبان چنین مکتبی می خواهند برای مردم ما به ارمغان بیاورند
حقیقت دوست

ناشناس گفت...

خانم فریده .د
سلام برشما. می‌دونین چرا کار به اینجا رسیده؟ برای اینکه رهبری مجاهدین عملا از مردم ایران (با عکلکردی که دارد) فاصله گرفته است. برای اینکه مرز منتقد و مزدور را بهم ریخته و هموطنان خودش را مشتی هالو تصور می‌کند. همین .

کور علی گفت...

سلام آقای یغمائی،
خیلی از شما سپاس گذار می شوم اگر توصیح بدهید چرا نظرم را پس از انتشار،از بخش نظرات حذف کرده اید.

بر قرار باشید.

ناشناس گفت...



جناب خقیقت دوست واقعا که بی تربیتی ذاتی وجودت است .
این مزخرفات "شاشیدم شاشیدم" یعنی چی که بجای نظر می نویسی؟

این که نمی شود که که بجای نقد کردن هر جا احساستی شدی بکشی پایین و د بشاش!
خجالت بکش مرد حسابی! یک مثقال تربیت داشته باش.

علی آقا

esmail گفت...

کورعلی گرامی دو باره بنویس فقط خواهش میکنم در منطق بیان و نوشته مهاجم باش و نه در کلمات خاص
با درود

احمد رضا گفت...

جناب کلمه شاشیدن که عیبی نداره در شعر ما هم هست
شب شبی دیشب شبی در شهر شام اشوب شد
شیشه گر شاشید و شاشش ششهزاز و ششصد و شصت شیشه شد

ناشناس گفت...

جناب احمد رضا
ما که تروتسکیست و جهان وطن و این حرفها نیستیم که حالا مشکل تربیت هموطن عزیزمان جناب حقیقت دوست را در بیان نظراتش حل ناشده بگذاریم و برویم مشکلات تربیتی شیشه گران شام را حل کنیم آنهم در این اوضاع اشفته شام که همین روزها ابر قدرتها چنان به ماتحت شیشه گران شام بکوبند که توگویی که پولاد کوبند آهنگران.

علی آقا

ناشناس گفت...

جناب احمد رضا
در ضمن شعرتان هم مشکل وزن دارد
به نظرم شش هزار را در مصراع دوم باید درز بگیرید.

ناشناس گفت...


ما هم یک بیت با الهام از شعر میرزاده عشقی داریم که می فرماییم:

عقم به سر ز غصه به سر عق اگر کنم
عق ات اگر گرفت چه عقی به سر کنم؟

ناشناس ناشناسیان

نوری گفت...

آقای رجوی از سویی هنوز از انقلاب ضد سلطنتی میگوید و از طرف دیگر به سران رژیم نامه مینویسد(طوفان خنده ها)
آقا دست از سیاست بردار ودنبال شغل دیگری برای خودت باش. شاید بهتر باشد سکان را به محسن رضایی بدهی و او شاید بهتر بتواند این سازمان را بچرخاند. شما آقای رجوی از روز اول اگر دستت را در دست مردم هشته بودید و از آنان مدد خواسته بودید شاید رستگار میشدید. رفتید به عربها پیوستید و پیش رفتید و در باتلاق فرو رفتید و هر روز وسال ودهه بیشتر وبیشتر از ایرانیان فاصله گرفتید و به حاشیه رانده شده اید و کاملا منزوی گردیده اید. اگر با مردم بودید نیاز به انتظار کشیدن برای حمله ی خارجی نبودید. بروید و مابقی عمر خود را به خواندن و نوشتن بگذرانید که به نفع شماست وسکارن را به افراد دیگر بسپارید که به نفع شما ومردم ایران است. از ما گفتن.

احمد رضا گفت...

ناشناس جونم
حالا عیبی ندارد من تعداد شیشه های شاشو یه کم کم میکنم وزنش درس میشه
شب شبی دیشب شبی در شهر شام اشوب شد
شیشه گر شاشید و شاشش ششهزاز و ششصدو شش شیشه شد
تعداد54 بطری شاشو کم کردم نثار ریش خامنه ای تا وزنش درست شد

احمد رضا گفت...

البته یه شعر یگه هم هست که وقتی بچه بودیم و یه ادم ناجوری مثل اینا که میگن مصداقی مزدوره میدیدم میخوندیم یادم اومد
تا ترا دیدم و خراشیدم
بر سبیل چپ تو شاشیدم
فکر میکنم خیلی مناسب بعضی از این آدما باشه هرچند حیف شاش برای سبیل اونا

ناشناس گفت...

عبدالله مشیر زاده فکر میکنم شامل حال اون شعر احمد رضا میشه یکی نیست بگه مرد حسابی اسماعیل یغمائی به خودش میتونه آویزون باشه که بیشتر از ایرج مصداقی معروف هست و سابقه داره شما هافکر میکنین همه باید آویزان باشند چونکه قبول ندارید ادمها فهم و شعور دارند حالا خود تو و رهبر به کی آویزان هستید؟ یک روز به پدر مجاهد امام خمینی . یکروز ملک صدام و ملک حسین یک روز شهردار اون شهر امریکائی الانم منتظرید سوریه سقوط کنه به یکی اونجا اویزون بشید با این همه آویزانی شبیه چی هستید واقعا
سید عبدالنسا میکی موس

کور علی گفت...

با درود

توی همین لیست زندانیلن سیاسی که در سایت همبستگی یا یکی دیگر از سایتهای وابسته به سازمان مجاهدین،فراخوانی علیه ‏آقای مصداقی صادر شده ، اسامی افرادی مشاهده می شود که خود توّاب " فعّال وهمکار بازجوهای زندان بوده اند.ودر ‏شکنجه وآزار دیگر زندانیان عملا دست داشته اند.از زندانهای جنوب گرفته تا اوین و قزلحصار و....حتّی در برخی موارد از ‏پاسداران وزند ا نبانان کاتولیک تر هم بودند.بماند مصاحبه های تلویزیونی آنچنانیشان ‏
‏.آقای...یادت هست که در زندان کارون اهواز همکار جمشید قلعه سواری(رئیس زندان) بودی و هر 5 شنبه یا هر جمعه عصر با ‏بازجوهای زندان کارون اهواز ودگر توّابین جنایتکار با لعنت فرستادن به مسعود رجوی ،جهت استغفار ورفع گناهانت به زیارت به قول خودت ‏مرقد شهدا(کشته شدگان جنگ و به درک واصل شدگان عملیاتهای سازمان )می رفتی ؟
آقای.... یادتان هست در زندان قزل ، بند 8 مجردی ،چه سینه حیدری می زدی وچه بر سر دیگر زندانیان سرموضع می ‏آوردی ؟
در این لیست اسامیی مشاهده می شود که حاج داوود رحمانی آنها را ثمره انقلاب در زندان می خواند.‏

ناشناس گفت...

آقایان شاشیدن به مکتب کسانی که تهدید به بند از بند جدا کردن می کنند و آنکه تشویق می کند و دیگری در جای دیگری تهدید به اعزام چاقوکش می کند، نه زشت است و نه خشونت آمیز، تنها نشان دهنده انزجار است.شما نوشته های بزرگترین نویسنده دهه های اول قرن بیستم در ایران، صادق هدایت را بخوانید، می بینید که کار برد چنین جملاتی حالت گزنده ای به نوشته او داده است.
حقیقت دوست.

ناشناس گفت...

درود بر تمام شاشندگان بر افکار ارتجاعی.شاشندگان تمام جهان متحد شوید.آینده از آن ماست و شاش ما از آن مرتجعان.درود بر صاق هدایت
فرزاد

ناشناس گفت...

فرزاد خان اگر نشاشیدی شب درازه و خاک توی سر شماها با این ادبتان از صبح تا حالا هی شاش و شاش و شاش اینهم شد سایت آقای اسماعیل وفا یغمائی خجالت نمیکشید شما
ایرانی

ناشناس گفت...

پیر دانا
درود بر ایرج مصداقی سمبل زندانیان سیاسی و سلام بر اقای یغمائی عزیز
راستش این عبدالله مشیرزاده پیرو نوشته ان مردک بی شعور که گفته بود کار مجاهدین کشتن حیوانات نیست واینکه گفته که حالا یک حرفی زدن که بند از بند جدا میکنیم اون هم در یک برنامه تلویزیونی
اولا باید به عرض این اقا برسانم که این حرف را مسعود رجوی در قرارگاههای سازمان بارها گفته انهم در حضور چند هزار نفر مضمون حرف مسعود رجوی این بود
اگر پیروز شدیم که هیچ همه جدا شدگان و بریدگان را می بخشیم ولی اگر شکست خوردیم سلاح وپول ازمن و تمام کردن کار از شما زندان های اروپا هم که هتل 5 ستاره است
من حالا به این رهبر مفلوک و اواره و غائب میگویم بعنوان پیر دانا ای عمو ای حاجی هواست باشه اینجا مملکت صدام حسین نیست اینجا توی اروپا اگر کسی بخواد از گ و ه بخوره چوب توی استینش میکنند گفته باشم بهت
در ثانی بدبختهای مفلوک اگر خمینی توانست جلوی پیشرفت اگاهی مردم را بگیرد شما هم خواهید توانست شما در بهترین حالت کپی برابر با اصل همین ملاهای خونخوار هستید و بس
اگر فکر کردید و الان فکر میکنید مردم ایران منتظر ظهور رهبر عقیدتی برای بدست گرفتن قدرت و حاکمیت شما هستند باید بگویم کور خواندید مردم ایران به نوادگان خمینی حرامزاده اجازه و فرصت چنین کاری را نخواهند داد شما در بهترین حالت باید بروید و گم شوید همان جائی که روح پلید خمینی دجال رفته است

ناشناس گفت...

آقای عبدالله مشیر زاده ! آقای یغمایی به حق و حقیقت آویزان است . وگرنه اگر می خواست به خاطر منافع شخصی اش به کسی آویزان شود که رهبر عقیدتی قدمش را بر روی چشم می گذاشت . نه عزیز من . از شاعر ذلت بر نمی آید . یغمایی هم مانند خیل شاعران با شرف ، صلیبش را بر دوش می کشد . این درد شعر و شرف است . کاش این را می فهمیدید

لقمان

ناشناس گفت...

آقای مشیر زاده
اولا اسکل و اَستر خودتی. در ثانی تهدید منتقد یا مخلفی به بند از بند جدا کردن، یعنی بدترین و شدیدترین نوع برخورد با طرف را که پیشاپیش از سوی تهدید کننده محاکمه و محکوم شده است،بکار گرفتن و همین خودسری و قلاده بریدن به محکوم پریدن و دریدن است خطر ناک و نشانه روحیه و منش لاجوردی گونه و خمینی گونه داشتن است، حالا اعم ازاین که بند از بند جدا کردن معنی کشتن بدهد یا ندهد. لطفا زیپ دهن گشادت را بکش و غلط زیادی هم دیگر نکن.
مشت زن

ناشناس گفت...

زنده باشید آقایان یغمایی و مصداقی

رهبر فرقه و رهبر دجال تو تهران همه با هم به زباله دان تاریخ سر ریز میشوید، البته نوچه ها هم بی نصیب نیستن .
جلال

کورعلی گفت...

با سلام به مسئول محترم سایت دریچه وهمه بینندگان منصف وبا شرف این سایت،
عرض شود خدمت شما ها همه، اینجانب در سایت وزین دریچه تحت نام "کورعلی" نظر ویا به قبولی "کامنت" می گذاشتم .مدتی است که فرصت نکرده ام نظر یا نظراتی بدهم. امّا امروز که به سایت دریچه سری زدم ،مشاهده کردم که در پای نوشته آقای یغمائی تحت عنوان "عوقم گرفته" ،فردی به اسم کورعلی نظری داده که گویا "کپی برداری" از یکی از نظرات اینجانب هم هست ! ؟
این هم نظر این کورعلی جعلی :
"" ۶ شهریور ۱۳۹۲ ه‍.ش.، ساعت ۴:۴۲
کور علی گفت...
با درود

توی همین لیست زندانیلن سیاسی که در سایت همبستگی یا یکی دیگر از سایتهای وابسته به سازمان مجاهدین،فراخوانی علیه ‏آقای مصداقی صادر شده ، اسامی افرادی مشاهده می شود که خود توّاب " فعّال وهمکار بازجوهای زندان بوده اند.ودر ‏شکنجه وآزار دیگر زندانیان عملا دست داشته اند.از زندانهای جنوب گرفته تا اوین و قزلحصار و....حتّی در برخی موارد از ‏پاسداران وزند ا نبانان کاتولیک تر هم بودند.بماند مصاحبه های تلویزیونی آنچنانیشان ‏
‏.آقای...یادت هست که در زندان کارون اهواز همکار جمشید قلعه سواری(رئیس زندان) بودی و هر 5 شنبه یا هر جمعه عصر با ‏بازجوهای زندان کارون اهواز ودگر توّابین جنایتکار با لعنت فرستادن به مسعود رجوی ،جهت استغفار ورفع گناهانت به زیارت به قول خودت ‏مرقد شهدا(کشته شدگان جنگ و به درک واصل شدگان عملیاتهای سازمان )می رفتی ؟
آقای.... یادتان هست در زندان قزل ، بند 8 مجردی ،چه سینه حیدری می زدی وچه بر سر دیگر زندانیان سرموضع می ‏آوردی ؟
در این لیست اسامیی مشاهده می شود که حاج داوود رحمانی آنها را ثمره انقلاب در زندان می خواند.‏""
۶ شهریور ۱۳۹۲ ه‍.ش.، ساعت ۵:۰۲

اوّل از همه از این آقای "کورعلی" مشکوک درخواست دارم که اگر میخواهد نظر بدهد،یا نام دیگری را برای خود انتخاب کند،ویا حداقل مثلا بنویسد،کورعلی شماره 1 یا کورعلی شماره 2 .
دوما از مسئول محترم سایت دریچه آقای یغمائی ،درخواست دارم که نظر این کورعلی مشکوک را از بخش نظرات حذف کرده وتحت نام دیگری که این فرد برای خود انتخاب می کند،آنرا دوباره نشر دهد.،،ومن بعد از ایشان نظری تحت نام "کورعلی" را منتشر نکند.بویژه که آقای یغمائی شخصا مرا می شناسد که تحت عنوان نام مستعار"کورعلی " گاهگاهی نظری میدهم.
با سپاس از مسئول محترم سایت دریچه و"کورعلی جعلی "