مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ خرداد ۱۹, شنبه

رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری فیروز نجومی

روایات بسیاری از امامان نقل شده است که گفته اند ماه رمضان، ماهی ست "مبارک" بآن دلیل که قرآن کریم، کتاب مقدس و آسمانی، کتابی که حاوی سخنان الله، خداوند بی همتا ست بواسطه "وحی" بر پیامبر اسلام نازل گردیده است. همچنین روایت است که در ماه رمضان الله، رحمت و رحمان خود را به منصه ی ظهور میرساند و همه ی "حاجت " ها را بر آورده میکند، دروازه دوزخ را بسته و دروازه بهشت را گشوده نگاه میدارد که بندگان با تقوا و پرهیزکاربتوانند در این ماه وارد بهشت شده و از نعمات بی پایان آن بهره بر گیرند.*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری

۲۳ نظر:

ناشناس گفت...

نظر شما در باره ی رمضان را با عرض پوزش با یک من سریشم هم نمی توان به ماه رمضان و روزه داری متصل کرد. به نظر من شما تحت مد روز و شرایط دین ستیزی که نتیجه ی خودبخودی و بلافصل (ولی نه در عین حال الزاما اصولی ) حاکمیت کثیف آخوندی است رمضان را مورد بررسی قرار داده اید. در مجموع بی ربط به نظر می رسد

ناشناس گفت...

نظر شما در باره ی رمضان را با عرض پوزش با یک من سریشم هم نمی توان به ماه رمضان و روزه داری متصل کرد. به نظر من شما تحت مد روز و شرایط دین ستیزی که نتیجه ی خودبخودی و بلافصل (ولی نه در عین حال الزاما اصولی ) حاکمیت کثیف آخوندی است رمضان را مورد بررسی قرار داده اید. در مجموع بی ربط به نظر می رسد

ناشناس گفت...

خواندنی. اتفاقا ربط دارد
عارف

ناشناس گفت...

ظاهرا به برادر یا خواهر ولایت عقیدتی برخورده ! اخه وقتی خودشون در ماه مبارک رمضان مانند اخوندها افطاری اشرافی میدن خوب معلومه بهشون برمیخوره دیگه ...! راستش اینم نفهمیدم که چرا در رابطه با دفاع از رمضان به اخوند که خود مبتکر ان هست ناسزا گفتن ؟ نکنه این ماجرای ۸۰ - ۲۰ وزارتو دنبال میکنن ؟
چاهی که برای دیگران میکنی مواظب باش خودت توش نیافتی ای قهرمان ! خارج نشین کشک ! چاپلوس و بادمحون دورقاب چین !
مخترع این تز ۸۰ - ۲۰ گفته ۸۰ تا به اخوند بزن و ۲۰ تا به منتقدین اخوند ! ولی بهت نگفته در رابطه با محورهای مشترکتون وارد بازی نشو که کم میاری !

خاکزاد

ناشناس گفت...

این دوستمون باید برود داستان کدو را بخواند ! تا حالا ندیده بودم کسی از ماه رمضان دفاع کند و در همان واحد به اخوند دشنام بدهد ! اخه مگه میشه ؟
البته اگر در چارچوب محورهای اصلی ایده الوژیک ارتجاع غالب و ارتجاع مغلوب به قصیه نگاه کنیم بله میشه .( بالاخره باید یک تضاد صوری - تبلیغاتی بی محتوی بین خودشون و اخوند بکشن که مبادا در ملع یکی انگاشته شوند !)
ولی اگر مانند اراده گرایان فردیت باخته ملیجک صفت به موضوع نگاه کنیم نه نمیشه .
داستان پیچیده تر از اینهاست ... هزاران تناقض را میخوان بصورت اراده گرایانه پوشش بدهند و بدیهی است که کارشون برسد به اختراع صدها بند و تبصره و ...
یه روز نوکر سینه چاک دانشجوی پیرو خط امام بشی و علیه امیرانتظام سوز و گداز کنی ... بعد یارو بره زندان و ۳۰ سال مقاومت کنه و بیاد بیرون و بعد تو خفه خون ! بگیری ... و هزاران تناقض اینطوری ...
و در طول این تناقضات هم مرتب جشن بگیری و شعار توخالی بدهی و انهم در اروپا ! چه شود این اش ؟!

ناشناس گفت...

تنها بازمانده  خودخوانده مرکزیت ؟ !!!

پس از سال ۵۷ و ورود مجدد مجاهدین مذهبی به سازمان در غیاب رهبران مارکسیست قبلی از یکسو و در سایه انقلاب اسلامی از سوی دیگر ... فعالیت مجدد سازمان اغاز گردید  نه با رهبری بهرام و شهرام که با رهبری مسعود و موسی  ! مارکسیست ها رفتند و مذهبیون با یک گونی ایات وارد شدند اما برای ایجاد جاذبه در بین جواناتی که فقط به نام سازمان سمپاتی داشتند ( انهم بخاطر اینکه از مبارزات مسلحانه چریکی انان دورادور شنیده بودند و هیچگونه اطلاعی از مسائل درونی ان نداشتند ) ایده الوژی اسلامی کافی به نظر نمیرسید لذا روش دیگری برای خودنمایی بایستی بکارگرفته میشد و لذا رجوی را که در بین انان مطرح تر بود به عنوان تنها بازمانده مرکزیت معرفی نمودند ! ایا واقعا ایشان تنها بازمانده مرکزیت بود ؟ خیر بهیچوجه . ایشان به اتفاق چهارپنج نفر دیگری در اواسط سال ۵۰ و درست چندماه قبل از ضربه شهریور ۵۰ به مرکزیت لایه دوم دعوت شده بودند و بطور مشخص ایشان دارای هیچگونه سوابق چریکی نبود و در هیچ عملیات نظامی نیز شرکت نکرده بود و صرفا به اتفاق چند نفر دیگر در بخش ایده الوژی کار میکردند ولاغیر  .

بهرحال امدند و ادعای بازماندگی کردند ! در حالیکه حتی چندنفر از افراد لایه اول مرکزیت اولیه سازمان هنوز در خارج بودند و از ضربات ۵۰ مصون مانده بودند . بگذریم ...

برای ایجاد جذابیت نیاز به تو جیب ریزی سوابق نظامی پیشینیانی بود و اینکار با وقاحت تمام از سوی اقای رجوی فرصت طلبانه انجام گرفت و توسط بقیه چاپلوسان عشق مرکزیت در بوق و شیپور دمیده شد !!! صف هواداران طولاتی شد و سریعا به بزرگترین نیروی سیاسی تشکیلاتی تبدیل گردید . ابتدا به هواداران امام تبدیل شدند و صدها بیانیه و اطلاعیه در این خصوص وجود دارد و تا انجا پیش رفتند که از "امام خمینی " بعنوان "سمبل شرف ملی " یاد کردتد و نام بردند ... اما خمینی راه نمیداد و این موجب فاصله بیشتر شد و خرداد ۶۰ پدید امد که بحثش جداست ... سرانجام خمینی ۴۰ هزار جوون در دهه ۶۰ از کل نیروهای سیاسی قربانی گرفت که بیشتر ان متعلق به هواداران مجاهدین بود ... هوادارانی که بخاطر فعالیت علنیشون گروگر دستگیر و اعدام میشدند . بعد ماجرای فرانسه و وحدت با دکتر بنی صدر بعد ماجرای وحدت با صدام و امروز ماجرای وحدت با  سناتورهای امریکایی و ...

چهل هزار جوون رفتند و مظلومانه رفتند . رهبران ماندند و کارهای عجیب و غریب کردند ... از تف انداختن بصورت منتقدین جان برکف خودشان تا راه انداختن طلاق اجباری و در همان واحد تحکیم ازدواج رهبر ! تا امروز که میبینیم ... چون کرکس در انتظار ربودن نوزادی که بزودی از شکم مبارزات مام وطن تولد خواهد یافت . وای برما ... وای برما ... که چنان در مدار جاذبه های پوج و پوشال گرفتار مان کردند که هنوز هم روشنفکران مدعیمان که رسالت ثبت وقایع را به خود نسبت میدهند هرگز جرات ورود به عمق  توجیب ریزی  فرصت طلبان را ندارند . وای برما .... وای برما ...

پس چگونه میخواهید حقیقت وقایع را به ایندگان منتقل کنید ؟ با دروغ ؟ با تحریف ؟ با ملاحظه کاری ؟ با ترس ؟ با چی ؟

خاکزاد

ناشناس گفت...

یک سوال ؟
الان اگر امامان جمعه بگویند که منافقین در مثلا فلان موضوع سیاسی کارشکنی کردند ... منظورشان کیست ؟ ایا منظورشون وزرای دولت اسهال طلب است یا بادمجون دورقاب چینان رهبر عقیدتی توجیب ریز ؟
با این حساب فک کنم یه یک دیکشنری جدید نیاز داریم ! تا حالا دکون دستگاه ولایت عقیدتی توجیب ریز میزد به حساب خودش و از این به بعد اسهال طلبان هم بهش اضافه شدند !!! من که گیج شدم ... شما چطور ؟
البته حزب توده و سکولارهای مکه رفته و فیلسوفان اسلامی غیر امام زمانی هم در دایره همین کلمه " منافقین" جای دارند ! این در حالی است که همه اسم و رسم خودشان را دارند و این کلمه مانند بسیاری کلمات دیگر فقط و فقط برای روزهای راهپیمایی و مشت محکم بر دهان و غیره و غیره است .

ناشناس گفت...

و جالبتر اینکه گروه های فوق بابت این اتهام ( کلمه منافق) هرکدام ادعا کنند که منظور امام جمعه ما بودیم !!! این دیگه خیلی باحال میشه !!! توجیب ریز میگه ماروگفت ! فیلسوف میگه نه منو گفت ! سکولار مکه رفته میگه مارو میگه ! اسهال طلب میگه منظورش ماییم !
انگار مردم نشستن که بفهمن منظور اقا به چه کساتی بوده ! مردم دنبال مراقبت از مام میهنشونن که در استلنه تولد نوزاد در حال درد کشیدنه و اپوزوسیونها دنبال این هستن که ثابت کنند اقا منظورش ما بودیم !!! وای برما ... وای برما ...



خاکزاد

ناشناس گفت...

واقعا وای برما .... که چنین اپوزوسیونها و التر ناتیوهایی داریم !!!!
بعضا تو اروپا نشستن در توهمات و خیالات خود به مبارزه مشغولند !!! و دنبال سابقه تراشی ! متوجه نیستند که نسل عوض شده و برای هیچ سابقه کذا و کذایی تره هم خورد نمیکنند . انها فقط به کسانی اهمیت میدهند که در داخل صف به صف و بازو به بازو کف خیابون مطرح هستند و نه در خارجه !

ناشناس گفت...

در باره مکانیزم همکاری جماعت رجوی با وزارت اطلاعات ایران .
فقط تف انداختن بصورت منتقدان جان برکف در نشستها برای جماعت رجوی کفایت نمیکند ... انها با وجودی که میدانند فلان منتقد دز مرزبندی با رژین از خودشان خیلی سفت و سخت تر است میایند با همه امکاناتشان طی اتهامات و مارک های خود ساخته که فقط برازنده خودشان هست ، منتقد را ضمن لجن مال کردن به وزارت اطلاعات نیز اورا پی در پی نسبت میدهند و انقدر ماها و سالها بر این طبل خود ساخته شان میکوبند تا مثلا طرف از روی لج یا بر اثر یک اشتباه یک مطلب متناقضی از دهانش خارج شود ... در انوقت انها خواهند گفت دیدی میگفتیم ... دیدی میگفتیم !!!
نتیجه عملی و واقع و عینی :
چه کسی از روش جماعت رجوی سود میبرد ؟ ایا جز وزارت اطلاعاتی که تا خرتناق مجاهدین نفوذ دارد ؟
این جماعت ( منهای اون خدم و حشم های روسری بسر و کراوات قرمز های ! ت کش و غلامان و کنیزان نون خور سفره مسعود و بارگاه ولایت !!! بقیه شون در بهترین نقاط اروپا و امریکا دارای زندگی مجلل و اشرافی هستند که هرگز دنبال عدالت اجتماعی نمیتونن باشن و اصلا شعور فهم عدالت و ازادی را ندارند ... شاه بیت فهم و شعارشون فقط و فقط ایران رجوی رجوی ایران و مریم رهایی !!! است ولاغیر ... خیلی هاشون تفریحاتشونو با فال قهوه و مسافرت و اینجور چیزا پر میکنن و بویی از درد هموطنلن خود که در ایران در سطلهای زباله دنبال یک لقمه نان میگردند اطلا خبری ندارند که ... از زنلن مبارط توی زندانها خبری ندارن که ... از خونهای ریخته شده در کف خیابان خبری ندارند که ... اینها خیلی که همت کنند چند لحظه ای به یک میهمانی اشرافی بیایند و پرچم تکان بدهند و برای رجوی ها کف بزنند و لاغیر ...
اینها حتی از مشکلات منتقدینی که با داشتن مرز محکم با رژیم در خارج در فقر و تنگدستی زندگی میکنند کاملا بی خبرند ...
بی جهت نیست که جز مهمونی گرفتن و پول شیخ را خرج کردن و افطاری دادن و گردهمایی با ان مهمانان ' انقلابی" هنر دیگری ندارند . اخر مگر میشود در خارج باشی و مراسم مهمانی افطار را مبارزه جا بزنی و انتظار داشته باشی جوانان وطن به فراخوانت ok بدهند ...
شتر در خواب بیند پنبه دانه ..

ناشناس گفت...

در باره مکانیزم همکاری جماعت رجوی با وزارت اطلاعات ایران .
فقط تف انداختن بصورت منتقدان جان برکف در نشستها برای جماعت رجوی کفایت نمیکند ... انها با وجودی که میدانند فلان منتقد دز مرزبندی با رژین از خودشان خیلی سفت و سخت تر است میایند با همه امکاناتشان طی اتهامات و مارک های خود ساخته که فقط برازنده خودشان هست ، منتقد را ضمن لجن مال کردن به وزارت اطلاعات نیز اورا پی در پی نسبت میدهند و انقدر ماها و سالها بر این طبل خود ساخته شان میکوبند تا مثلا طرف از روی لج یا بر اثر یک اشتباه یک مطلب متناقضی از دهانش خارج شود ... در انوقت انها خواهند گفت دیدی میگفتیم ... دیدی میگفتیم !!!
نتیجه عملی و واقع و عینی :
چه کسی از روش جماعت رجوی سود میبرد ؟ ایا جز وزارت اطلاعاتی که تا خرتناق مجاهدین نفوذ دارد ؟
این جماعت ( منهای اون خدم و حشم های روسری بسر و کراوات قرمز های ! ت کش و غلامان و کنیزان نون خور سفره مسعود و بارگاه ولایت !!! بقیه شون در بهترین نقاط اروپا و امریکا دارای زندگی مجلل و اشرافی هستند که هرگز دنبال عدالت اجتماعی نمیتونن باشن و اصلا شعور فهم عدالت و ازادی را ندارند ... شاه بیت فهم و شعارشون فقط و فقط ایران رجوی رجوی ایران و مریم رهایی !!! است ولاغیر ... خیلی هاشون تفریحاتشونو با فال قهوه و مسافرت و اینجور چیزا پر میکنن و بویی از درد هموطنلن خود که در ایران در سطلهای زباله دنبال یک لقمه نان میگردند اطلا خبری ندارند که ... از زنلن مبارط توی زندانها خبری ندارن که ... از خونهای ریخته شده در کف خیابان خبری ندارند که ... اینها خیلی که همت کنند چند لحظه ای به یک میهمانی اشرافی بیایند و پرچم تکان بدهند و برای رجوی ها کف بزنند و لاغیر ...
اینها حتی از مشکلات منتقدینی که با داشتن مرز محکم با رژیم در خارج در فقر و تنگدستی زندگی میکنند کاملا بی خبرند ...
بی جهت نیست که جز مهمونی گرفتن و پول شیخ را خرج کردن و افطاری دادن و گردهمایی با ان مهمانان ' انقلابی" هنر دیگری ندارند . اخر مگر میشود در خارج باشی و مراسم مهمانی افطار را مبارزه جا بزنی و انتظار داشته باشی جوانان وطن به فراخوانت ok بدهند ...
شتر در خواب بیند پنبه دانه ..

ناشناس گفت...

در گذشته های دور یعنی پیش از سال ۵۷ کسی تره هم برای ایده الوژی مجاهدین خورد نمیکرد چرا که اصولا سازمان مجاهدین به ایده الوژی برجستگی نداشتند بلکه از فردای تشکیل شاخه نظامی و تدارک عمل مسلحانه بود که این سازمان توانست مرز خودرا با رفرمیسم نهضت ازادی در پراتیک اجتماعی مشخص کند و نقطه شروع ان از ۵۱ تا قبل از ۵۷ بود . بنابراین در جامعه سیاسی ایران مجاهدین را به عنوان یک تشکیلات سیاسی - نظامی میشناختند که پس از هر حرکت نظامی با انتشار اطلاعیه ای تحت عنوان اطلاعیه نظامی شماره فلان موجودیت خودرا به جامعه معرفی میکرد و طبعا پراتیک انان باعث وجود شور و امید و یک سمپاتی دورادور در طیف برخی از جوانان محصل و دانشجو و بازار شده بود بدون انکه بدانند این عملیات در پروسه چه فراز و نشیبهای درونی شکل میگیرد و طراحی و اجرا میشود . در واقع انان در نظر خیلی از جوانان ان ایام در حکم قهرمانان بی بدیلی بودند که بسرعت وارد میدان نبرد مسلحانه میشدند ، اتش میگشادنند وانتقام میگرفتند و به پایگاه مخفی خود میرفتند . این حرکت ها عمدتا توسط افرادی انجام میشد که یا مارکسیست بودند و یا مارکسیست شده بودند ( مراجعه شود به امار مهمترین عملیات سیاسی - نظانی مجاهدین قبل از ۵۷ ) اما پس از ۵۷ در سایه جو اسلامی  مذهبیونی که توسط رهبران مارکسیست بعضاطی سالهای ۵۲ تا ۵۶ تسویه شده بودند در غیبت انان گردهم امدند و گذشته سازمان را به همه سوابق سیاسی - نظامی اش به جیب فرصت طلبی خود ریختند و طوری دم از شکافتن سینه ژنرالهی امریکایی با سرب داغ میزدند و مینوشتند و تبلیغ میکردند که تو گویی خود انان بوده اند !!! بنده که در ان روزگار نوجوانی بیش نبودم شاهدم که بیش از ۸۰ درصد نوجوانان و جوانان به همین گونه هوادار دواتشه شدند و بساط پهن میکردند و غیره ... اما هیچگاه نمیداتستند که رهبران جدید هیچکدام در هیچ گونه عملیات سیاسی - نظامی پیش از ۵۷ هیچگونه شرکت و یا نقشی نداشته اند !!! این یک مرحله از اپورتوتیسم و فرصت طلبی حاکم بر این سازمان بود که در زیر کوهی از شعارهای توخالی و بیخبری شیفتگان خودرا پنهان کرده بود !
بعضی مانند مت به حقیقت ماجرا تدریجا می بردند و بعضی امروز در دهه ۶ و ۷ عمر خویش هنوز گرفتار تحریفهایی هستند که در جوانی در مغزشان فرو شده بود .مثلامینشستیم پای سخنرانی رجوی ها درباره عاشورا !!! و بعد حض میبردیم که اینان تا دیروز سلاح در دست داشتند و امروز از عاشورا میگویند !!! اصلن تو باغ نبودیم . بگذریم که حسین در عاشورا پیشاپیش یارانش بود و اینها در عاشورای کربلا ! در پاریس زندگی میکردند !!! و اسم محل زندگی اشرافی شان را هم مقر میگذاشتند تا باز هم سوار بر شعائر توخالی ادامه دهند ! مقر اقا و خانم رجوی ! یعنی چی ؟ یعنی یک جایی که امکاناتش فوله !!! ولی بادمجون دور قاب چینان طوری وانمود میکردند یعنی جایی که مخصوص افراد خطرناکه !!! عجب احمق هایی بودیم .
و هنوز هم خیلی ها عاشق حماقتشان هستند !
وقتی میگن رهبر ایده الوژیک حالم بهم میخوره و نمیدونم چرا یاد امام خمینی پدر بزرگوارو مجاهد اعظم میافتم .
اخه اونم همه چیش بوی گند ایده الوژی میداد .
خاکزاد

ناشناس گفت...

جماعت رجوی بایستی بپذیرتد که در حال حاضر فائزه هاشمی بیشتر از مریم خانم در جامعه ایران نقش و مخاطب داره و این فاجعه است . چرا ؟ بگردید تا جواب پیدا کتید . اگر صادقانه و بدون استفاده از هیجانات پوشالی و شعارگونه بگردید حتما به جواب میرسید .

ناشناس گفت...

مردم بهیچوجه طالب جنگ نیستند اما طالب تغییر رژیم توسط امریکا هستند . اگر به اتها واقعا کمک رسانی کند کار را ملت تمام میکند اما متاسفانه انان دنبال تغییر رفتار رژیمند .

ناشناس گفت...

واقعا خاک بر سر سازمانی که منتظر نشسته که چه موقع فلان اخوند از پشت فلان تریبون در باره منافقین صحبت کنه ! که سریع بزنن به حساب و یه دوسه فهته ای براش مقاله بنویسن و الترناتیو خودساخته را بزک کنند ! خاک بر سر اون الترناتیوی که با سخنرانی فلان اخوند مرتجع بال و پر بگیره و باد به غبغب بندازه ! اهای حنیف نژاد کجایی ؟ که بیایی و ببینی !

ناشناس گفت...

تناقض چگونه حل میشود ؟
امروزه کمتر کسی است که نداند کودتای امریکایی - انگلیسی ۲۸ مرداد بر علیه دکتر مصدق بود . حالا سوال اینه که جماعت رجوی خودشو پیرو مصدق میدونه ! ولی جلوی سیاستمداران امریکایی که اتفاقا در هییت حاکمه امریکا دارای پست هستند تا کمر خم میشه و انان را به میهمانی هاط انچنانی خود دعوت میکنه !
کجایی ای مصدق ؟ که بیایی و ببینی ؟ که چگونه فرصت طلبان تو جیب ریز با دشمنلن تاریخی ات پالوده میخورند !

ناشناس گفت...

وقتی در اندازه رهبری نباشی و یک مشت چاپلوس بادمجون دور قاب چین هم باهات باشن و موجودی بانکیتم لبریز از پول مزدوری باشه ... به همانجایی میرسی که رجوی ها رسیدن ... با شعارهای هیجانی و پوشال شروع میشه یه ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر قرباتی میشن زنده ها کارشون به تف و طلاق میکشه و اخرسر هم میشی نوکر نمایندگان امپریالیستی که در شروع کار علیه ان شعار میدادی و ادعای سرکوجه کمینه ... امریکایی بیرون شو ... میکردی ... و اخرسرم پس از صدها اشتباه و توجیه کارت به غیبت و سوراخ موش میکشه ...

ناشناس گفت...

ته ماجرا و لب مطلب اینه که بین سالهای ۵۳ تا ۵۵ عده ای از مجاهدین مسلمان توسط رهبری مارکسیست سازمان تسویه و اخراج شدند ( چه در بیرون و چه در زندان ) این تسویه شدگان پس از ۵۷ در سایه جو مذهبی جامعه دور هم گرد امدند و در غیاب رهبران پیشین با ایده الوژی اسلامی به فعالیت پرداختند و همه دستاوردهای سیاسی - نظامی سازملن را که متعلق به خودشان نبود در شرایط بی اطلاعی هواداران با شعارها و سخنرانی های هیجانی و تحریفی به جیب خود ریختند .
هرکس غیر از این فکر میکند با سند و مدرک متقن بیاد جلو ونه با شعار .
اگر با مدرک جلو بیایی پاسخ میدهم واگر با شعار جلو بیایی محل سگ هم نمیگزارم . ( البته دور از جان سگ ) .
خاکزاد

ناشناس گفت...

ته ماجرا و لب مطلب اینه که بین سالهای ۵۳ تا ۵۵ عده ای از مجاهدین مسلمان توسط رهبری مارکسیست سازمان تسویه و اخراج شدند ( چه در بیرون و چه در زندان ) این تسویه شدگان پس از ۵۷ در سایه جو مذهبی جامعه دور هم گرد امدند و در غیاب رهبران پیشین با ایده الوژی اسلامی به فعالیت پرداختند و همه دستاوردهای سیاسی - نظامی سازملن را که متعلق به خودشان نبود در شرایط بی اطلاعی هواداران با شعارها و سخنرانی های هیجانی و تحریفی به جیب خود ریختند .
هرکس غیر از این فکر میکند با سند و مدرک متقن بیاد جلو ونه با شعار .
اگر با مدرک جلو بیایی پاسخ میدهم واگر با شعار جلو بیایی محل سگ هم نمیگزارم . ( البته دور از جان سگ ) .
خاکزاد

ناشناس گفت...

مبارزه ! بر سر هیچ و پوچ !!!
والا هرچی گشتم که به لحاظ ایده الوژیک نقطه افتراقی بین الترناتیو خودساخته ولایت رجوی و رژیم جمهوری اسلامی پیدا کنم نشد که نشد .
انها در مهمتریم و اصلی ترین بخش های ایده الوژی اسلام با هم برابرند ... مثلا :
هردو به الله اعتقاد دارند .
هردو به قران اعتقاد دارند .
پیغمبرشان یکی است ( محمد حبیب !)
ائمه شان یکی است
هردو دوازده امامی هستند .
عاشورایشان یکی است ..
روضه های عاشورایشان و روایاتشان از نهضت حسین یکی است .
هردو چپ و راست هیهات من الذله میگویند .
هردو نوکران اقا امام زمان هستند .
هردو در ماه محرم عزاداری میکنن و ...
و صدها نقطه اشتراک دیگر ...
هردو مشابهت سازی های فراوان دارند .
بنابراین اینهمه ایده الوژی ایده الوژی کردن به چه معناست ؟
و اما از سوی دیگر جوانان در داخل کشور تره هم برای ایده الوژی اقایان خورد نمیکنند ... واین اصل قضیه است که متاسفانه الترناتیو خودساخته خودخوانده به ان توجهی ندارد ... خودشان در درون خودشان یکسری سابقه برای هم تراشیده اند و عده ای خدم و حشم را دورخود جمع کرده اند حالشان را میکنند ... پول هم که اوورد میرسد ! در توجیب ریزی هم که تجربه ۴۰ ساله دارند ...
ساختار حکومتی اینده شان هم که جمهوری اسلامی است با یک پز و لغز دموکراتیک ! حالا اینکه اسلام با دموکراسی قابل جمع هست یا خیر به کسی نربوط نیست ... همینیه که هست ... سر سفره مسعود که امدی سوال ممنوع ! تو بیشتر میفهنی یا مسعود که با اون بالا بالایی ها در ارتباطه !؟ ( بالا بالایی دو تعبیر داره تعبیر اول آسمانیه و تعبیر دوم جولیانیه !!!)
اصلن یک مشت نون خور سفره مسعود چکاره لند که بخواهند درباره زیست اسلام و دنوکراسی نظر بدهند ؟! مسعود تضاد حل کرده و تو که تضاد حل نکردی ؟
آی سگ رید تو اون تضادی که مسعود حل کرده ! ( البته دورازجان سگ ) ما که راستش از این ژست تضاد حل کردن چیزی نفهمیدیم ! همه مبارزین به سوابق جریکیشون مینازن ایشون که در این زمینه چیزی برای ارائه ندارد به تضاد حل کردنش مینازه ! این تضاد حل کردن را طوری برای خدم و حشم گنده کردن که طفلکها واقعا فکر میکنن چیزی در حد کشف جاذبه و یا تئوری نسبیت انیشتنه ! یه نشت تحلیل پرتناقض ولنگو واز بده بقیه اش پای بادمجان دورقاب چینان که بلدند چطوری جاش بیاندازند !
عمه منم بلده تضاد حل کنه ... مگه کاری داره ؟ یک نشت مزخرف و محمل و لاطائلات بهم بباف و اهرسر هم ان را تیدیل به بیانیه کن و اسمشو بزار تضاد حل کردن ! چهل ساله این خدم حشم را گذاشتن سرکار و تخریف و دروغ و گنده گویی و برتری طلبی بهشون تزریق میکنن و البته که به کمک بادمجان دور قاب چینانی که همشون با هر ادعایی که دارن چیزی نبودن جز تصفیه شدگان سازمان در قبل از ۵۷ ... یک کدامشونم سابقه درست و درمون مبارزاتی نداره ... هرچی دارن گنده گویی است و توهم . کارشون اینه که از هم دیگه تعریف کنن تا بتونن از خدم و خشم سواری بگیرن ولاغیر . اخوندها وقتی جایی برای سخنرانی میروند مرتب نقل قولهای الکی پلکی از همقطاران خود میاورند تا بتونن هاله کاذب خودشونو نزد پامنبری ها حفظ کنن و این روش و منش در دکون دستگاه رجوی کاملا شایع هست .
اینا با شعارهایی که خودشونم میدونن دروغ و تو خالی است حال میکنن و اصلن مریض ان هستند ملنند شیر همیشه بیدار ! والا ردپایش که شبیه موش همیشه خواب در سوراخه ! حالا تو هی بگو شیر همیشه بیدار ! کی به کیه ؟
خاکزاد


ناشناس گفت...

تفسیر قرانشونم که کاملا اخوندیه یعنی هرچی دوست دارن از تو تفسیر میارن بیرون و حتی نوع ایه ای که قراره تفسیر بشه از قبل انتخاب میشه ! اقای رجوی میاد تو نشست یوهو میره سراغ سوره مریم ! و طوری تفسیر میکنه که خدم و حشم توهم بزنن و تو جبر جو یک هاله ای ! از مریم مقدس دور کله مریم خانم ببینند ! البته این روشهای مشمئز کننده خاصه اقای رجوی است چون این نوع تفاسیر به لحاظ اخلاقی رابطه تنگاتنگی با خصلت اپورتونیستی تو جیب ریزی داره و مطمئنم که در بین شنوندگان خیلی ها بوده اند که عمق فرصت طلبی مفسر را متوجه میشوند اما خیلی ها هم نمیفهمند ... این روشهای اخوندی و شبیه سازی های اپورتونیستی تو کت و کول همه نمیره ... قطعا که تو کت امثال زرکش نرفته و قطعا که تو کت امثال افتخاری نرفته و قطعا که تو کت امثال یغمایی ها هم نرفته و خیلی های دیگر ... تنها تو کت افرادی رفته که قدرت اندیشه ندارن . وگرنه دلیلی نداره که مجسمه مثلا حضرت مریم را در معرض دید خدم و حشم بگذاری و انهم در یک تشکیلاتی که زینب و فاطمه در الویت هستند !!! این جنگولک بازی ها خاصه انسانهای مبارز خستگی ناپذیر نیست ... این جنگولک بازی ها و فریبکاری ها برازنده رجوی و کلیه بادمجان دور قاب چینان ایشان است که در سایه این جنگولک بازی های فریبکارانه در تشکیلات صاحب قدرت شده اند و سگ بریند تو این قدرت ! ( البته که دوراز جان سگ )

خاکزاد

ناشناس گفت...

تفسیر قرانشونم که کاملا اخوندیه یعنی هرچی دوست دارن از تو تفسیر میارن بیرون و حتی نوع ایه ای که قراره تفسیر بشه از قبل انتخاب میشه ! اقای رجوی میاد تو نشست یوهو میره سراغ سوره مریم ! و طوری تفسیر میکنه که خدم و حشم توهم بزنن و تو جبر جو یک هاله ای ! از مریم مقدس دور کله مریم خانم ببینند ! البته این روشهای مشمئز کننده خاصه اقای رجوی است چون این نوع تفاسیر به لحاظ اخلاقی رابطه تنگاتنگی با خصلت اپورتونیستی تو جیب ریزی داره و مطمئنم که در بین شنوندگان خیلی ها بوده اند که عمق فرصت طلبی مفسر را متوجه میشوند اما خیلی ها هم نمیفهمند ... این روشهای اخوندی و شبیه سازی های اپورتونیستی تو کت و کول همه نمیره ... قطعا که تو کت امثال زرکش نرفته و قطعا که تو کت امثال افتخاری نرفته و قطعا که تو کت امثال یغمایی ها هم نرفته و خیلی های دیگر ... تنها تو کت افرادی رفته که قدرت اندیشه ندارن . وگرنه دلیلی نداره که مجسمه مثلا حضرت مریم را در معرض دید خدم و حشم بگذاری و انهم در یک تشکیلاتی که زینب و فاطمه در الویت هستند !!! این جنگولک بازی ها خاصه انسانهای مبارز خستگی ناپذیر نیست ... این جنگولک بازی ها و فریبکاری ها برازنده رجوی و کلیه بادمجان دور قاب چینان ایشان است که در سایه این جنگولک بازی های فریبکارانه در تشکیلات صاحب قدرت شده اند و سگ بریند تو این قدرت ! ( البته که دوراز جان سگ )

خاکزاد

ناشناس گفت...

چطور میشود و چه اتفاقی میافتد که یک پدیده فاسد میشود ؟ یک سیب خوشمزه چگونه فاسد میشود و کرم میگذارد و چطور به زباله دانی رهسپار میشود ؟
ایا این پروسه از سلامت به فساد فقط در رابطه با جسم مادی است ؟ ایا این پروسه شامل عقاید و ایده الوژی نمیشود ؟ تجربه تاریخی دراین خصوص چه میگوید ؟ ایا ازادیخواهانی بوده اند که به زندانبان تبدیل شدند ؟ ایا مبارزینی بوده اند که از تعظیم و تکریم رهبران نفرت داشتند اما خود روزی به صف تعظیم کنندگان پیوستند ؟ این پروسه عقبگرا و ارتجاعی چگونه صورت میگیرد ؟
خیانت چگونه زاده میشود و در محتوی رسوخ و رسوب میکند ؟ چگونه محتوی تغییر میکند و مکانیزم توجیه تغییرات چیست ؟ اخلاق ذاتی و اکتسابی چگونه در مبارزین به خصلت تبدیل میشود و چگونه در پس شعائر شخصیت خودرا میوسته پنهان میکند ؟ چگونه شخصیت واقعی بر رفتارهای تشکیلاتی تاثیر میگذارد ؟ چنددرصد ازادیخواهان روی مقولات فوق ژرف اندیشی میکنند ؟

خاکزاد