مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۴ آبان ۱۱, دوشنبه

مجموعه ای از نوشته ها ، گفتگو، پیام در مورد ششمین کشتار وحشیانه و ضد انسانی مجاهدین در عراق

 این مجموعه مرتب به روز شده و مجموعه نوشته هاو... را در اختیار قرار میدهد

۲۳ نظر:

ناشناس گفت...


نوشته خانم جدیدی پاسخ به تمای شما ها.

حسین
-----------

لیلا جدیدی: جنایت علیه ساکنان لیبرتی و میرزابنویسهای دهان گشاد

سیاهی که در می رسد، مار و عقربها از سوراخ برای نیش زدن بیرون می آیند. غزال که به خاک می افتد، کفتارها برای تکه تکه کردنش هجوم می آورند و سرانجام، عده ای ابله سودمند همراه و همزبان با اوباش سایبری رژیم پس از هر جنایت علیه ساکنان اشرف/ لیبرتی راه دشوار آشپزخانه تا کامپیوتر را طی می کنند تا میرزابنویس دهن گشاد رژیم شوند.
این خوش نشینها بدون حضور در یک کلاس عملی، برای مبارزانی که سابقه بیش از سه دهه مبارزه سخت و بی امان با رژیم جمهوری اسلامی را در کارنامه دارند، نسخه می پیچند و از خزینه ذهن ارباب – رعیتی خود استدلال بیرون می کشند که "رهبران اعضا را به کشتن داده اند".

این متخصصان منزوی، هرگز مناسبات جمعی و تشکیلاتی را درک نکرده اند اما خود را "مخالف" و "سیاسی" می نامند و جهت نمایش انساندوستی، برای کسانی که در مبارزه جان خود را از دست داده اند، به قید شرط و تبصره اشک تمساح می ریزند.

غیر از این جمع، ارتش سایبری جمهوری اسلامی هم پس از هر عملیات جنایتکارانه، به لطف ساعتی هفت هزار تومان دستمزد، به صف و آماده به خدمت می شود تا پشت چهره های مرموز و ناشناخته، گندابه های فکری اطاق فرمان خود را در پوششهای مختلف، از حمله مستقیم تا دلسوزی مزورانه به اطراف بپاشد.

پاسخ به مار و عقربها این است: پرنده از پرواز دست نمی کشد، بخاطر اینکه کسی تیر در کمان دارد. پرنده، پرنده است. این مار و عقربها هستند که در لانه های خود دفن می شوند.

احمد رضا.ص گفت...

ححسین گوه میخوره کسی که تو خارجه نشسته داره ماتیک وسرخابشو میماله و به بقیه میگه چرا به کشتار این مظلوما اعتراض میکنین پدر سوخته های بیشرافت مفتخور بلن شین برین لیبرتی تا موشک بخوره توسرتون بفهمین ما چی میکشیم از دس شما پفیوزای بادنجون دور قاب چین. سه تا از اعضای خونواده من تو جوونی به دست خمینی پست فطرت تیر بارون شدن که بعد از سی سال یه مشت بیشرف بشینن دور سفره خون ما و گوه زیادی بخورن صب کنین روزی میرسه که ننگ کاراتونو ببینین به اون زنیکه مفتخور بگو رئیستون یه شامپانزه سر سفره رهبر عقیدتیش بیشتر نیس تا برسه به یه عنتری مث تو . خواهش میکنم به حرمت خون برادر چارده ساله و خواهر بیس و یه ساله من که تیر بارون شدن این نظرو بذارین

احمد رضا.ص گفت...

ضمنا به این زنیکه بگو ادم خوبه دهنش گشاد باشه ولی یه جای دیگش گشاد نباشه که بشینه دور سفره از شدت بیغیرتی و پفیوزی و دیوثی و بیشرافتی در حالیکه بچه های خودشون همه در امن و امنیتن و دارن بهترین زندگی رو میکنن و قسط خونه زندگیشونو میگیرن و کیف میکنن بشینه خونخوری کنه و مزخرف بنویسه آخه بیشرفای بی ناموس شماها میفهمین وقتی کاتویشا منفجر میشه و پای یه مجاهدو بعد از سی سال رنج سر هیچ و پوچ جدا میکنه یعنی چی تف به شرافت نداشتتون بیشرفا

ناشناس گفت...

احمدرضا.ص!!
اجرتوهم باپدرخوانده ات خلخالی!

ناشناس گفت...

احمد رضا اجر شما و شیر هم با هر چی بی شرافت در تاریخه

سهراب

ناشناس گفت...

هیچ وقت سکوت نکرد و وقتی که ما هنوز فاجعه هایی که بعداً پیش آمدند را پیش بینی نمی کردیم به ما هشدار داد.

هشدار! فاجعه به چند قدمی پادگان اشرف رسيده است ـ محمد علی اصفهانی
۱۹ شهريور ۱۳۸۷

دستپروردگان خليفه ی جماران، فرزندان ايران را در عراق به خاک و خون می کشند ـ محمد علی اصفهانی
۹ مرداد ۱۳۸۸

فاجعه ی اشرف، ديگر نبايد برای چندمين بار تکرار شود ـ محمد علی اصفهانی
۲۳ فروردين ۱۳۸۹

در تقابل با فرهنگ شهيد پروری و خريد و فروش شهيدان در مسجد يا کريدور ـ محمد علی اصفهانی
۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹

شايد فردا برای ما و ساکنان ليبرتی دير شده باشد ـ محمد علی اصفهانی
۱۱ اسفند ۱۳۹۱

فصلی برای جنايت، فصلی برای معامله در کريدور ها، فصلی برای عربده و تهديد
(حاشيه يی بر متن فاجعه ی اخير در ليبرتی) ـ محمد علی اصفهانی
۲۹ بهمن ۱۳۹۱

از گروگان های ليبرتی تا مسئول عمليات مخفی و شکنجه گاه های پنهان سيا ـ محمد علی اصفهانی
۴ ارديبهشت ۱۳۹۲

پايانی تلخ که نبايد سرآغازی تلخ تر باشد
(در حاشيه ی فاجعه ی اخير در اشرف) ـ محمد علی اصفهانی
۲۳ شهريور ۱۳۹۲

بازخوانی مقاله ی «سعيد منادی» و پاسخ مجاهدين به آن
(حاشيه يی ديگر، بر متن فاجعه يی ديگر در ليبرتی) ـ محمد علی اصفهانی
۸ دی ۱۳۹۲

این مقالات و مقالات دیگر نویسنده و شاعر ارجمندمان محمد عی اصفهانی را در بخش مخصوص لیبرتی و اشرف سایت ققنوس بخوانید
هیچ وقت سکوت نکرد و وقتی که ما هنوز فاجعه هایی که بعداً پیش آمدند را پیش بینی نمی کردیم به ما هشدار داد.

www.ghoghnoos.org/ak/kx/lpg.html

Love for All

ناشناس گفت...

در مورد سوال شماره ۵،
تا آنجائی که من میدانم، مجاهدین به هر در و دیواری زده اند تا افراد را از عراق خارج کنند و تا کنون موفق شده اند تعدادی را به کشور های ثالث منتقل کنند اما متاسفانه سنگ‌های مختلفی‌ پیش پای آنان میاندازند، باور نمی‌کنید از آقای روحانی و قصیم بپرسید. در ضمن آن نوار سنای آمریکا هم به دیدنش میارزد تا شاید کمی‌ از شبهات بر طرف شود. بحث تی‌ وال و مسلح کردن را پیش نکشید چون به عینه دیدید که اگر تی‌ وال‌ها بود چه بسا تلفات کمتر میشد.
اما سوال شماره ۱ سؤالیست اساسی که باید سر فرصت به آن پرداخت‌.



مهرخ شفا

ناشناس گفت...


ناظر
در ارتباط با سئوال فردی بنام مهر خ شفا چند نکته ای را می خواستم متذکر شوم.
ولی ترجیح می دهم این فرد را با نام زینت مورد خطاب قرار بدهم.
رفیق زینت
صورت مسئله کاملا روشن است، ما داریم در مورد یک تشکیلات سیاسی در شکل مدرن آن صحبت می کنیم؛ وقتی در این مورد صحبت می کینم اولین اصل اساسی، سانترالیسم دموکراتیک است ؛ که برای حل و فصل امور داخلی یک سازمان و حزب در شکل مدرن آن، مورد استفاده قرار می گیرد.
یعنی همان متدی که شما برای حل وفصل مسئله ای مسئول فرهنگی، گروه خودتان، که در زندان رژیم خمینی بود، و به همکاری با اعیادی رژیم پرداخت، و وقتی که از ایران خارج شد مجددا شما با بلند نظری تمام وی را پذیرفتید و درحال حاضر با گروه شما همکاری فعال می کند. عطف به این فاکت مشخص، می توان گفت که شما با این متد و روش کار تشکیلاتی آشنایی کامل دارید.و اجازه می دهید که افراد در ظرف واقعی خودشان؛ خودشان را تعریف کنند.
مثال دیگر، شما فرصت این انتخاب را به پسر خود دادید که وارد قعالیت تشکیلاتی نشود؛ درس خود را در فرانسه ادامه دهد؛ و خوشبختانه با تیتر مهندس انفورمارتیک مدرک بگیرد؛ و مشغول کار و زندگی خود بشود. این از منش دموکراتیک شما نشات می گیرد.
ولی اجازه بدهید خدمت شما عرض کنم که متاسفانه، در ارتباط با سئوال مشخص شما، مرتبط با گروه رجوی، و قرار دادن آن در چارچوب یک سازمان دموکراتیک و مدرن؛ ما چندین سال نوری فاصله داریم.
بحث بر سر اعدام و شکنجه و خودکشی افراد این سازمان است. شاهدین زنده ای این اعمال جنایت کارانه در قید حیات هستند، و آماده ای حضور در هر دادگاهی برای شهادت.
شما حرف از صغیر نبودن افراد می زنید، و انتخاب آزاد هر فرد.
افراد نمی توانند و حق ندارند، بصورت فردی تردد کنند؛ و حتما باید تردد دو نفره باشد، آنهم نه در عراق بلکه در اروپا این ضوابط برقرار شده است.
شما حرف از انتخاب آزاد فردی می زنید.
دو همرزم نمی توانند بصورت کاملا طبیعی تبادل نظر کنند، چرا که نفر سوم شب برای آنها گزارش می دهد، جو تفیش تا نا کجای افراد ساری و جاری است.
شما حرف از انتخاب آزاد فردی می زنید.
فرزند حق ندارد با پدر و مادر خود صحبت کند، و آنها را مورد پرخاش قرار می دهد.
شما حرف از انتخاب آزاد فردی می زنید.

به بقیه سئولات شما پاسخ نمی دهم چون فکر می کنم در پله اول تحلیل شما لنگ می زند.
رفیق
اگر مقوله ای بنام وجدان، شرف برای شما مفهومی دارد؛ استعفا بدهید، و این ننگ همکاری با باند رجوی را از پیشانی خود پاک کنید.

حمید ع گفت...

مهرخ شفا میشه لطفا یکی از این درو دیوار زدن ها سازمانی برای خروج از عراق را بنویسید تا ما هم باور کنیم ؟! ما کمپین های جهانی سازمان را برای موضوع های مختلف در طی این سالها دیدیم و خودمان هم در ان ها شرکت کردیم که شامل نامه نگاری، جمع کردنذامضا، ملاقات با مسئولین، سخنرانی ها، تظاهرات، اعتصاب غذا، بست نشستن و ... و حتی خودسوزی بوده. شما بفرمائید در این 12 سال گذشته کی؟ کجا؟ درخواست خروج فوری همه افراد را از عراق مطرح کردن؟ اگر رهبری میخواست تا به حال همه افراد سالها پیش خارج شده بودن و الان کشته شدها بیرون از عراق زنده بودند. اگر به شمااینطور گفتند دروغ گفتند. به سخنرانیها توجه کنید به پیامها نگاه کنید، به اطلاعیها در این سالها توجه کنید، به حملات وحشیانه به کمپین خانم اقبال و دوستان برای خروج افراد از همان ثانیه های نخست!! که حتی موجب تعجب هواداران و بعضی اعضائ شورا که از کمپین حمایت کرده بودن شده بود، توجه کنید. رجوی سالهاست به افراد میگه ماندن در عراق عین مبارزه و مقاومت هست و باید بایستند در صورتی که خودش و زنش همان روز اول فرار کردند. در حساب کتاب رجوی امدن ان سه هزار نفر به خارج از عراق سودی ندارد او افرادی را که برای کارهای خارج نیاز داشت همان اول به خارج فرستاد. بودن افراد در فضای باز خارج ضرر هم دارد و ممکن هست راه جدا شدن و در مقابل رجوی موضع گرفتن باز شود، اخر سالهاست دروغهای رجوی و کلاهبرداری و استسمار تشکیلاتی او روی هم انباشته شده و سر باز خواهد کرد در عراق زیر فشار کنترل افراد راهتر است. بودن در عراق این امتیاز را هم برای رجوی دارد که ادعا مقاومت و مباره در مقابل ارتجاع بکند و هر از چندی هم با کشته شدن افراد تبلیغ شهید دادن بکند و عکس به درو دیوار بزند و پیشتر طلبکار شود! . سکوت در مقابل این خط خائنانه رجوی و تکرار دروغهای رجوی که اعضائ شورا در مقابل دریافت حقوق ماهیانه انجام میدهند شریک شدن در کشتار مجاهدین هست. کشتاری که سودی برای مردم ایران و مبارزات مردم ندارد و فقط برای ارضاع تمایلات رجوی و مافیای مفتخور ضدانقلابی و افرادی است که رجوی به دور خودش در بالای سازمان جمع کرده.

حمید ع گفت...

جا دارد دریچه زرد در مورد دو نظر فردی به نام مهرخ شفا و فردی به نام ناظر توضیح دهد! نظر اول مدتی قبل از نظر دوم اینجا پدیدار شد. نطر اول اشاره به سئوال شماره 5 داشت که مشخس نبود به کدام مطلب اشاره دارد. من جواب موضوع مورد اشاره مهرخ شفا که وانمود میکرد سسازمان مجاهدین سعی زیادی برای خارج کردن افراد از عراق داشته را نوشتم. ولی بعد دیدم شخسی به نام ناظر ( ایا همان ناظر سایت دیدگاه است؟؟؟) جواب ایشان را داده و گو یا این دو نظر بخشی از بحثی هست که بقیه ان مشخس نیست کجاست!!؟؟ ایا بقیه بحث سانسور شده؟؟ چرا؟ اگر احترامی برای خوانندگان این سایت قائل هستید جا دارد توضیح داده شود. ناظر به اسم زینت جواب میدهد که شاید منظور زینت میر هاشمی عضو شورا و سازمان چریکهای فدائی باشد ایا این درست هست؟ جا دارد به خوانندگان سایت بگویید جریان چیست!

حمید ع گفت...

با دیدن نظر ها زیر پیام مسعود رجوی چون همین نظرها کاملتر انجا هم هست!! بخشی از سئوالات من در نظر قبلی ام پاسخ داده شد!!

ناشناس گفت...

دوستان گرامی کامنت گذار منتقد به نوشته آقای سعید جمالی بخاطر استفاده از ادبیات غیر معمول!
ما این ور آب نشستیم و یک روز بودن در جهنم عراق , اشرف و لیبرتی را تجربه نکردیم و اگر هم کردیم توریستی بوده می توانید لطف کنید پیشنهاد بدهید با چه نوع زبانی با این آدم روانی سوخته فراری رجوی و عروسک رنگی کوکیش که جز نمایش و قر دادن در مهمانیهای شهر رمانتیک پاریس به عنوان رییس جمهور , شلیک توپ , فرش قرمز پهن کردن , نمایش اسکورت موتوری روز و شبش را می گذارند و از همه رذل تر در این ضیافتهای رمانتیک که از پولهای کا سه لیسی و گماشتگی صدام نصیبشون شده جیغ حقوق بشر و آزادی ساز می کند حرف زد ! باید بدون تعارف همچون چریک و فرمانده افشار بر آنها خروشید و تف انداخت !

با میلیون درود خدمت چریک و فرمانده هادی افشار !

حمید

ناشناس گفت...

با تاسف بسیار ادبیات بازجوهای قرارگاه را، انسان خوبی مثل آقای جمالی به کار می برند و متاسفانه تر که توجیه هم می شود.
به لحاظ محتوا نوشته ایشان حرف ندارد و درست است.
اما ادبیات زشت آن، مختوا را کمرنگ می کند.
آیا شما اگر دختر یا خواهر دارید می توانید آنرا برایش بخوانید؟
زشت است به خدا
هرچند زشت تر کار مسعود رجوی و زشت ترین رفتار رژیم است. سوده

ناشناس گفت...

با سلام به شما
اقا/خانم ناظر، آقای فرشید، حمید ع و آقای حیدر نژاد

من نه زینت (رفیق زینت) می‌شناسم تا چه رسد به مسول فرهنگی‌ گروه ایشان را. نه پسری دارم که در فرانسه درس خوانده باشد تا چه رسد به اینکه مهندس انفور ماتیک شده باشد. فکر می‌کنم به جای حدس زدن شاید بهتر باشد بحث اصلی‌ را دنبال کنیم هر چند که شما این حق را دارید که به شیوه خود عمل کنید.
در مورد سازمان دمکراتیک مدرن باید دید که منظور از سازمان دمکراتیک چیست. هر سازمانی دارای قوانین خاص تشکیلاتی خود میباشد و از این روست که افرادی به آن می‌پیوندند و افرادی نه. اگر آن سازمان قوانین خود را زیر پا گذاشت آنوقت میتوان آنرا غیر دمکراتیک خواند.
همانطور که قبلا نوشته بودم مقاطعی بوده و هست که افراد میتوانستند و میتوانند خود را از قید این سازمان خارج کنند و ما شاهد مواردی از آن بوده‌ایم، این که دیگر قابل انکار نیست. فراتر از آن افرادی از این سازمان در خارج از عراق به سر میبرند و راه جدا شدن باز، برای نمونه میتوان به مسعود بنی صدر اشاره کرد.
تا قبل از حمله آمریکا به عراق شمای از مجاهدین از عراق به خارجه و بلعکس در تردد بودند و به "اطلاعات آزاد" و "اخبار سالم" دسترسی‌ داشتند. فکر نمی‌کنید که با علم به این موضوع جوابهای شما اقا/خانم ناظر به سوال۲ تا ۴ غیر منطقی‌ باشد؟

در رابطه با خارج کردن افراد از عراق همانطور که نوشتم آقایان روحانی و قصیم تا قبل از استعفا در جریان کارهای انجام شده بوده‌اند و میتوانند در مورد کارهای انجام شده شهادت دهند. از یاد نبریم انتقال از اشرف به لیبرتی به عنوان محل ترانزیت و قرارداد بین مجاهدین، آمریکا و عراق را و همچین مکالمات رد و بدل شده در سنای آمریکا هو ل انتقال افراد.
البته این انتقاد به مجاهدین وارد است که آنان در هر اطلاع ایی که صادر میکنند باید انتقال افراد را در کنار درخواست های دیگر بگنجانند.

در مورد سوال شماره ۱ همانطور که قبلا نوشتم، باید سر فرصت به آن پرداخت.


مهرخ شفا

حمید ع گفت...


از صفحه فیسبوک:: هنوز هم درخواست خروج از عراق به عنوان اولین درخواست مطرح نمیشود. رجوی همیشه گفته بود یا پیروزی یا مرگ تا اخرین مجاهد.

شاهین قبادی از طرف سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاو،ت در مصاحبه ای با رادیو فردا دو خواسته را مطرح کرد:
1-برسمیت شناختن کمپ لیبرتی بعنوان کمپ پناهندگی تحت نظارت کمیساریای امور پناهندگی سازمان ملل باشد.
2- یک تحقیق از طرف مراجع بین المللی در باره جنایت حمله موشکی اخیر صورت گیرد و عاملان آن محاکمه شوند.
خواسته دیگری از طرف وی در مورد انتقال هر چه سریعتر ساکنان لیبرتی متاسفانه طبق معمول همیشگی مطرح نگردید!!

ناشناس گفت...

اﻗﺎ اﻳﺮﺝ, اﻗﺒﺎﻝ, ﺧﺎﻧﻢ ﻋﺎﻃﻔﻪ, ﺳﻌﻴﺪ, ﻭﻓﺎ, ﻋﺒﺪاﻟﻜﺮﻳﻢ, ﺟﻨﻴﻒ, ﻫﻤﻨﺸﻴﻦ و اﺧﻼﻗﻲ و ﻋﻠﻲ ﮔﺪا
ﻫﻤﻪ ﺣﺭﻓﻬاﻳﺘﺎن ﺭا ﻛﻪ ﺭﺩﻳﻒ ﻛﻨﻴﻢ و اﺯ اﻟﻚ ﺭﺩ ﻛﻨﻴﻢ ﺩﻭ ﻧﻜﺘﻪ
ﺩاﺭﻳﺪ. اﻫﺎﻱ ﺭﺟﻮﻱ ﻳﺎ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﺖ ﺭا ﻣﺘﻼﺷﻲ اﻋﻼﻡ ﻛﻦ و ﭘﺮﭼﻢ ﺳﻔﻴﺪ ﺭا ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺑﻠﻨﺪﻛﻦ ﻭﻳﺎ ﺗﻚ ﺗﻜﺘﺎﻥ ﺭا ﻣﻴﻜﺸﻴﻢ و ﺧﻮﻧﺘﺎﻥ ﺭا ﻣﺒﺎﺡ اﻋﻼﻡ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ.
ﺯﻫﻲ ﺧﻴﺎﻝ ﺑﺎﻃﻞ. ﻣﻴﺘﻮاﻧﻴﺪ ﺗﻚ ﺗﻚ ﺭا ﺧﻮﻥ ﺑﺮﻳﺰﻳﺪ ﻭﻟﻲ ﻧﻨﮓ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺣﺭاﻣﺘﺎﻥ ﺑﺎﺩ.
ﻫﻮاﺩاﺭ ﺳﺎﺑﻖ و اﻛﻨﻮﻥ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﻭﻟﻲ ﻧﻪ ﻣﺰﺩﻭﺭ

ناشناس گفت...

قسمتی‌ از سخنرانی خانم رجوی در گرامیداشت شهیدان حمله موشکی در یکشنبه‌ ۱۰ آبان

وي با اشاره به اقدامهاي رژيم آخوندي براي زمينه سازي اين حمله، از جمله اعزام اكيپهاي وزارت اطلاعات به ورودي كمپ ليبرتي گفت به‌طور رسمي و حقوقي، دولت عراق و سازمان ملل كه با امضاي يك يادداشت تفاهم چهار سال است كه ليبرتي را تحت عنوان «محل موقت براي انتقال» تشكيل داده‌اند، بايد پاسخگو باشند. اما به نظر ما، مانند ‏‏‏شش حمام خون قبلي در اشرف و ليبرتي، عوامل رژيم ايران در حكومت عراق مسئوليت حمله را برعهده ‏‏دارند و ايالات متحده و سازمان ملل هم از اين واقعيت به طور كامل مطلعند. ‏
وي با تأكيد بر اينكه اگر آمريكا و ملل متحد به تعهدات خود در قبال امنيت و سلامت مجاهدان ليبرتي عمل مي كردند اين جنايت قابل اجتناب بود، آنها را فراخواند كه به ‏‏اين رويكرد غيرمسئولانه خاتمه دهند. به خصوص كه به‌رغم ‏‏هشدارهاي بيشمار‌، كمپ ليبرتي ‏‏كماكان تحت كنترل قاتلان اشرفي‌ها و عوامل وابسته به رژيم ‏‏است، و از ‏‏ابتدايي‌ترين وسائل حفاظتي و ايمني محروم است و در عين حال جريان انتقال آنها به ‏‏كشورهاي خارج كه وعدة خيانت‌شدة ملل متحد و آمريكا بود با مخالفت و ‏كارشكني روبه‌روست. او تأكيد كرد ليبرتي بايد به عنوان كمپ پناهندگي به رسميت شناخته شود و تحت نظارت كميسارياي عالي پناهندگان قرار گيرد.
مريم رجوي در بخش ديگري از سخنان خود بر ضرورت تامين نيازهاي مبرم ساكنان ليبرتي از جمله رسيدگي فوري به وضعيت مجروحان و مستقر شدن يك تيم تخصصي پزشكي در ليبرتي، تأمين ابزارها، وسائل و مصالح مورد نياز براي احداث سرپناه و بازسازي ساختارهاي ويران شده، تأمين الزامهاي امنيتي و حفاظتي از جمله برگرداندن تي‌والها، ‏‏‏كلاهها و جليقه‌هاي حفاظتي و تجهيزات پزشكي تأكيد كرد و خواستار شد كه تحقيقاتي توسط ملل متحد دربارة اين حمله وحشيانه و محاكمه عاملان آن صورت گيرد.


مهرخ شفا

ناشناس گفت...

این هم نکاتی‌ برای اقا/خانم ناظر و دیگران در رابطه با کار تشکیلاتی در یک سازمان خاص

هر عضوی یک بیلان کار روزانه داشت که میبایست آن را در اختیار مسیولان بالاتر از خود قرار میداد. در بیلان کار٬ چگونگی گذراندن هر شبانه روز به طور دقیق نوشته شده بود٬ این که چند ساعت از شبانه روز در کار تشکیلاتی گذشته باشد٬ اعضا را از هم متمایز میکرد٬ بدیهی بود کسی که ساعات بیشتری کار تشکیلاتی کرده بود کارنامه بهتری داشت انتقاد از خود وظیفه هر عضو بود. هر از چندی در نشست جمعی انتقاد از خود به عنوان ارزیابی رفتار خویش انجام میگرفت٬هر فردی به عنوان شاهد و بازرس کردار خود به قضاوت می نشست٬بدی‌ها را بر می شمرد و در برابر یاران تشکیلاتی‌اش با خود پیمانبست که با آگاهی کامل از تکرار آن پرهیز کند. پس از انتقاد از خود دیگران نیز بر اساس آنچه تجربه کرده بودند نظرات انتقادی خود را نسبت به سایر یاران تشکیلاتی اظهار می داشتند٬ انتقادها پیرامون موضوعات مختلف دور میزد٬ تلف کردن وقت٬ خوردن یک غذای غیر ضروری٬ هوس نوشیدن یک چای معطر٬ وسوسه داشتن به یک چیز تجملی٬ احساس مالکیت بر چیزی٬ افکار جنسی٬ راحت طلبی و خواب زیاد٬ دل بستن به چیزیکه به کار تشکیلاتی لطمه میزد٬ اینها نمونه هایی از انتقادات جاری بود. اگر عضوی احساسی عاطفی نسبت به بستگانش نشان میداد یا اگر جوانی از نیازهای غریزی‌اش سخن میگفت و اگر یکی از یاران تشکیلاتی خوراکی خاص را دوست میداشت به شدت مورد انتقاد و سرزنش انقلابی قرار میگرفت.




مهرخ شفا

ناشناس گفت...

خانم مهرخ شفا
با احترام
نوشته های شما را خواندم . به لحاظ تیوریک درست می گویید. انتقاد و انتقاد ازخود و آزادی انتخاب و اینکه راه خروج باز است و......
ولی بگذارید به عنوان کسی که دستی از نزدیک بر آتش داشته بگویم که موضوع به آن صورت تک مجهولی که شما می فرمایید نیست و کمی کمی بیشتر از آنچه شما گمان کنید غیر اصولی و نارواست. موضوع نبود آزادی انتخاب خیلی واقعی است چون جبر شرایط را به گونه ای مخدوش و دستکاری شده در جلوی همه می گذارند و رزمندگان هم البته انتخاب می کنند ولی انتخابی که در نبود اخبار و اطلاعات درست از چند وچون فضای سیاسی میهن و ... است .
با احترام و بدون اینکه قصد توهین داشته باشم باید بگویم خیلی از مرحله پرت هستید
جواد

ناشناس گفت...

هوادار سابق واكنون بريده سلام تو قبل از اينكه كمانتر بنويسى برو خودت را معالجه كن حالت خيلى خراب تر از اين حرفهاست البته ميدونم رهبر سابقت مسعود جون احتياج به هوادارانى مثل تو داره . به جاى اينكه به خانم اقبال وخانم حبشى واقايان مصداقى يغمايى وجمالى وهمنشين وووووووووووو ايراد بكيرى ودرس بدى به فكر معالجه خودت ورهبرعقيدتى ات باش مولا يارت

ناشناس گفت...

جواد خان!!
اقای کریم قصیم در مصاحبه با برنامه به عبارت دیگردرتلوزیون بی بی سی چنین می گوید.
بزرگترین مرکز اینترنتی درعراق!!درشهر اشرف است!!!
واینکه وارد شدن به سازمان مجاهدین خلق بسیار سخت است ولی خارج شدن از ان سازمان بسیار اسان!!!
فکرنمیکنم کریم قصیم درقلب اروپادچارجبرشرایط به گونه ای که مخدوش ودست کاری شده باشد شده بود

شیربرنج

ناشناس گفت...

شیر برنج
خوب به اقای قصیم یکخروار دروغ گفته بودند و اقای قصیم که به این اوباش اعتماد کرده بود باور کرده بود این حرف هم دروغ است وارد شدن اسان است حتی پاسدارهای پیوسته میایند ولی برای بیرون رفتن جنازه ات را تحویل میدهند و مهر تابان برایت سیاه میپوشد
شیرعلی

ناشناس گفت...

آقای شیر برنج
بررگترین مرکز اینترنتی ؟؟؟؟؟؟؟ در اشرف؟؟؟؟؟؟!!!!!
بابا تو دیگه کی هستی؟؟؟؟
بابا بچه های لیبرتی رادیو تک موج هم ندارند. چرا؟ چون ممنوعه. ممنوع میدونی بعنی چی؟
روزنامه .رادیو.پست. تلویزیون (بجز سیمای مقاومت). تلفن از هر مدلی. ایمیل ندارند بعد تو میگی بزرگترین مرکز اینترنتی عراق؟

حالا که همون دکتر قصیم اگه حرفهاش واست ملاکه که حرفهای دیگه ای میزنه.
اصلا به نظرم تو بهتره وارد پاسخگویی نشی. همون طعنه و گنایه و لودگی بیشتر بهت میاد.
جواد