مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

بد نیست بخوانیم

۱۲ نظر:

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
ناشناس گفت...

قدم نامبارک «مسعود»
چون به دریا رسد برآید دود
آقای ناظر فرموده اند: «مسعود رجوی هم روزی می میرد، بی آنکه بمیرد»
نظر مقابل آقای ناظر و نزدیک تر به واقعیت این است:
مسعود رجوی (به عنوان یک مجاهد) مدت هاست مرده است هر چند نفس می‌کشد و جست و خیز دارد.
مسعود رجوی از همان روز که به رویه تقی شهرام در پرونده سازی علیه دیگران اقتدا کرد، حیات واقعی یک مجاهد را از دست داد. فرخ

م- ت اخلاقی گفت...

با درود به آقای ناظر گرامی ،
اگر منظور آقای ناظر ماندن در تاریخ است،درست، اینها در تاریخ خواهند ماند،خیلی ها ی دیگر هم که در برابر دیکتاتور به مبارزه برخواستند امثال لاجوردی،خامنه ای، نوّاب صفوی وووو هم در تاریخ خواهند ماند(اگرچه جایگاه امثال امیرپرویز پویان ها، احمدزاده ها، جزنی هاو... با اینها یکی نیست) .ماندن چنین انسانهائی در تاریخ دلیل بر انقلابی بودن نیست،بنظر اینجانب بعد از گذشت بیش یا کمتر از 33 سال از حاکمیت جهل و جنایت حکومت مکتبی(ایدئولوژیک) به ر هبری یک زندانی سیاسی ومخالف دیکتاتوری به اسم"شاه" یعنی سید علی خامنه ای در ایران ،دیگر مفهوم وعملکرد واژه ها علی رغم برداشت تئوریک های سالانه ما تغییر کرده اند،عمل اجتماعی روزمره وتجربه تلخ وشیرین پس از به اصطلاح انقلاب 1357 ،بر ما تحمیل کرده که انقلابی نه آنست که سلاح بر کف گیرد،زندان برود وشکنجه شود.بعد از اینهمه سال بنظر اینجانب با توّجه به واژه ومفهوم انقلاب،اگر منظور از انقلاب دگرگونی به سمت پیشرفت وبهبودی باشد ،انقلابی کسی است که زندگی مردم کوچه بازار را از آنچه که بوده به سمت بهبودی کشانده باشد.یعنی به جای استبداد،آزادی.بجای فقر ،رفاه.بجای غم وافسردگی،شادی.به جای درماندگی،پیشرفت وبجای کهنه پرستی ،نو آوری وسرانجام بجای بی اعتمادی،اعتماد را برای ملّت به ارمغان آورده باشد،بنظر نگارنده، زندان وشکنجه و امثال اینها می تواند یکی از خصوصیات حاشیه ای انقلابی بودن باشد،امّا،با توّجه به مفهوم انقلاب(پیشرفت) هیچگاه دلیل بر انقلابی بودن نیست ،اینجانب با اجازه شما به آنها می گویم شورشی. شورشی می تواند در برابر دیکتاتور بایستد،امّا دلیل بر این نمی تواند باشد که در وضع مردم دگرگونی پیشرو(انقلاب) ایجاد کند .نگاهی بیفکنیم به وضع ایرانیان چه در داخل و چه در خارج،آیا وضع مردم در داخل بعد از فداکاریهای انسانهائی که در مطلب آقای ناظر به آنها اشاره شده،از آنچه که بود به سمت بهبودی رفته ؟
فقر،اعتیاد،تن فروشی،بیماری های روحی وجسمی .............................................
و در خارج کشور،از هم گسستگی،بی اعتمادی ،تفرقه در اعتراضات وتظاهرات ها،برگشت کلّی پناهنده سیاسی به زیر حاکمیت آخوندها و از جمله تعداد چشمگیری رزمنده با سابقه 20 سال یا کمتر به زیر چتر جانیان .
اگر دلسوزی سخن بر آورد که اینها(انسانهای مورد اشاره آقای ناظر) فرصت پبدا نکردند که به حاکمیت برسند تا وضع مرد م را دگرگون کنند،باید پرسید چرا و اشکال اساسی چه بوده وچه هست ؟
پاسخ اینجانب اینست(اشتباه یا درست)،قبل از اینکه یقه دیکتاتورهای حاکم را بگیریم،اوّل یقه خودمان را بچسبیم.

ناشناس گفت...

مزخرف نوشته ای آقای ناظر
معلوم است که نه به عمرت از نزدیک در مبارزه ای مثل سال شصت و بعد از آن حضور داشته ای و نه مسعود رجوی را شناخته ای.
مسعود رجوی کف روی آب است . همین الان هم کمتر کسی از جوانان او را می شناسد اما مطمئن باش سی سال دیگر هیچ کس اسمش را هم به خاطر نخواهد داشت مگر تنها برای مثال آوردن از رهبر خود خواهی که مبارزه ای شگرف را به لجن کشید همین و بس.
حالا شما هم قلمت را بنداز کولت و برو دنبال زندگی ات و اینقدر کاسه لیسی نکن که رودل می کنی.

نیری

اشرفی استوار گفت...

نیری خودت حضور داشته ای؟ نمیتوانی مثل آدمیزاد جواب یک مقاله محترمانه را بدهی واقعا بی تربیت تر از شما خودتانید مزخرف هم خود تو هستی که اینطور مینویسی درود بر آقای علی ناظر که با شجاعت عقیده اش را نوشته

ناشناس گفت...

زخم مرد شرف مرد است
جمال 7

ناشناس گفت...

داستان آقای ناظر بی مزه است چون اولا کلاغ روی درخت های خانه لانه نمی کند و بعد هم کلاغ های روی درخت به کسی حمله نمی کنند ..
اما شخصیتی که که در این داستان آقای ناظر بیشترین شباهت را به مسعود رجوی دارد به نظر من حسن آقا است. مسعود رجوی درست مثل حسن آقا به محض اینکه تبر رهبری مطلق به دستش افتاد تیشه به ریشه درخت تناور سازمان مجاهدین خلق ایران زد و آنرا بر سر خودش و همه ما خراب کرد و رفت و الان هم 12 سال است کسی از او خبری ندارد.

ح ن

ناشناس گفت...

سرکار استوار اشرفی
خبر مرگت خوب معلوم است از نوشته ام که سال شصت و بعدش ایران بوده ام.
شما استوار ها چقدر کم هوش هستید.. خرفتی هم حدی دارد
نیری

ناشناس گفت...

اسمال اقا!!
نمی دانم جراهرچه بیشتربه ترهات اقای محمد تقی اخلاقی!!!نگاه میکنم یه حسی به من میگه این نام جعلی هست.نکنه یه موقع خود شیفته متوهم{مصداقی}درپوش این یکی به خلایق قالب بکنی.اون وقت هست که باید خربیاری باقلی بارکنیاازماگفتن بود

شیربرنج

ناشناس گفت...

آقای شیر برنج
اینقدر خودتان را سبک نکنید و وقت دیگران را نگیرید.
عکس م. ت. اخلاقی در آدرس زیر است.
http://didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=19449
شیفته

ناشناس گفت...

من شخصا احترام زیادی به علی ناظر دارم. انسانی فروتن ؛ قاطع علیه ج. فاشیستی اسلامی و خیر خواه نسبت به تمامی مجاهدین مبارز و در نهایت قلم توانایی دارد. اما در تعجبم که چرا دل از رهبریت مجاهدین و شازده نمی کند. در میان چپ ها هم گروه فسیل شده ای به نام حزب توفان است که همچنان عاشقانه مرید استالین هستند. بدرستی از نقش استالین کبیر در مبارزه علیه تزار و نازیست ها دفاع میکنند اما به گند کشاندن بزرگترین حزب پرولتاریای آن دوران و نابودی بزرگان حزبي و میلیون ها دگر اندیش را انکار میکنند. شاه ، شايد جان ۱۰۰ مبارز مجاهد را گرفت اما افسانه و صداقت آن بزرگان صد ها هزار جوان پاک را شیفته آن سازمان کرد. رژیم کثیف اسلامی صد هزار مجاهد را قربانی کرد، و منطقا بايد ميليونها نَفَر مريد اين سازمان ميشدند ، اما تیشه به ریشه زدن شازده و شرکا و بی اعتبار کردن بزرگترین سازمان انقلابی خاور میانه آنچان کمر شکن بود که نه تنها میلیون ها ایرانی مصیبت زده از استبدادی اسلامی به این سازمان پشت کردند بلکه هزاران مجاهد وسمپات هم از این سازمان رنجیده و در مواردی گزیده شدند. حالا گیریم این اعضا بریده باشند پس بی اعتنایی مردم ایران به این سازمان را چگونه توجیه میکنید . اگه شک دارید ببینید چند نفر مثلا سخنرانی های رجوی و بانو را در یوتوب دنبال میکنند و مقایسه کنید با یک خواننده درجه ۳ ؟ ناظر گرامی، ضد رژیم بودن این سازمان درست، اما غیر دمکراتیک بودن آشکار مجاهدین تمامی احترام و جذابیت این سازمان را نابود کرده است. از شکوه حزب پرافتخار بلشویک ها به جز چند صد نفر بازنشسته نیمه الکلی که سالیانه در میدان سرخ جمع میشوند چیزی باقی نمانده. اميدوارم اين واقعيت ها را بهتر درك كني . کوروش پاکزاد

ناشناس گفت...

شیر برنج ابله حالا دیدی حس تو هم مثل حس رهبرت می‌مونه و هی گلاب می زنی. حالا خر بیار و باقالی بار کن. هرچند از اون که شیر همیشه بیداره بخاری ندیدیم تو که شیر برنجی. از ما گفتن.

شیر تو شیر