ما منتقدیم ما حق داریم منتقد باشیم. ما مخالفیم . ما حق داریم مخالف باشیم.باید سخنان منتقدان و مخالفان و همرزمان را شنید.هیچکس کامل نیست واگر خود را کامل بپنداریم بدون آنکه حتی بخواهیم اندک اندک به سنگلاخ جباریت پای خواهیم گذاشت ولی متاسفانه تاپایان هرگز نه خواهیم فهمید و نه قبول خواهیم کرد که در چه تراژدی و فاجعه ای به بند کشیده شده ایم.دموکراسی حرف نیست یک فرهنگ است باید آنرا شناخت پذیرفت وبه آن عمل کرد. آنان که با کلماتی درشت و پر طنین از دموکراسی سخن میگویند ولی در جزئی ترین کارها دمادم دموکراسی را زیر پا میگذارند دروغ میگویند.مشکل اصلی تاریخ ما امیختگی مذهب و سیاست است. تمام کسانی که صادقانه حتی راه نجات را در حکومتی مذهبی یافتند یا ایدئولوزی برخاسته از مذهب را راهنمای عمل قرار دادند جز به کمک ارتجاع و تیره روزی مردم بر نخاستند. اینان در پایه ها از همان مردابی تغذیه میکردند و می کنند که ملایان حاکم میکنند. باید به مذهب به عنوان مسئله ای شخصی احترام گذاشت ولی باید سوداهای رنگین و مسموم برپائی حکومتی که مذهب ذر آن رسوخ داشته باشد را با تمام مدعیانش به زباله دان ریخت. برای درک این حقیقت باید تاریخ ایران و اسلام و بخصوص تشیع را شناخت.نور!نور باز هم نور بیشتر. پشت درهای کهنه و پوسیده متوقف نشویم. نترسیم! درها را بشکنیم و بگذاریم نورحقیقت و شناخت ما را از این همه کهنگی و ارتجاع بشوید. هرگز فراموش نکنیم که زندگی مادی ما سایه و باز آفریده اعتقادات و باورهای ماست. .

روی تصویر کلیک کنید

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۱, پنجشنبه

آقای مسعود رجوی رهبر عقیدتی «با شرف‌ها»، پاسخ چیست؟ محمدرضا روحانی

باز هم از او می‌خواهم دست از اوهام خون‌آلودش بکشد. یک بار دیگر نامه خیرخواهانه مرا بخواند. در برابر مردم پاسخگو باشد. به جای تهدید، دشنام و پرونده‌سازی‌های مفتضح ، تسلیم عقل و خرد شود. با جان عزیز عزیزان مردم بیش از این بازی نکند. به «باشرف‌هایی»‌که هنوز جرأت ابراز عقیده ندارند یا مشغول اجرای اوامر رهبر عقیدتی هستند می‌گویم که به تبعیت کورکورانه از این سیاست فاجعه‌بار و ننگین پایان دهند.  ادامه‌ی مطلب...

۴ نظر:

ناشناس گفت...

سلام بر آقای روحانی
هرگونه پاسخ دادن و واکنش به هرزه نویسان خطا اندر خطا ست.
با مرتجعین جدید دهن به دهن نشویم.
سزای آنان همان جهل‌شان است که سزای همه جاهلان است.
با احترام
دوست

ناشناس گفت...

با سلام خدمت اقاى روحانى عزيز .
خوشحالم كه ًدر راه ازادى ودمو كراسى براى ايران وايرانى راهتان را ادامه داديد وتسليم تهمت ها وناجوانمردى هاى رهبر عقيدتى و جيره خوارانش نشديد . ارزوى موفقيت وسر بلندى براى شما وازاديخواهانى مانند شما را دارام راهتان را ادامه دهيد ودر مقابل اين ناجوانمردان زانو خم نكنيد . به قول مجاهدين بى نوا مازن ومرد جنكيم بجنك تا بجنكيم . البته نه مثل رهبر عقيدتى جنك ًدر سوراخ موش بلكه ًدر ميدان مبارزه ونه خود. را قايم كردن وديكران را به كام شير انداختن . جناب روحانى زنده وسر بلند وموفق باشيد ًدر راه ازادى ملت وميهنمان

ناشناس گفت...

آندره گلوکسمان از مغزهای متفکر جنبش جوانان و دانشجویان بود که در ماه مه ۱۹۶۸ فرانسه و به همراه آن جهان غرب را به لرزه انداختند. او در آن زمان مارکسیستی معتقد بود و به افکار مائوئیستی گرایش داشت.

گلوکسمان به همراه سایر اندیشوران چپ‌گرای نحله معروف به "فیلسوفان جدید"، مانند برنار هانری لوی، در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ از تفکرات جزمی فاصله گرفت و به این دیدگاه رسید که تمام ایدئولوژی‌های نظام‌وار (سیستمی) و تعصب‌آمیز به بردگی و فاشیسم منجر می‌شوند. او در رشته‌ای از مقالات فلسفی و سیاسی نشان داد که کمونیسم هم می‌تواند مانند فاشیسم به نظامی توتالیتر (تمام‌خواه) منجر شود.

گلوکسمان از آن پس به دفاع راستین و پرشور از آزاداندیشی پرداخت و هر گونه استبداد و خشونت و ستم انسان بر انسان را رد کرد. او از نظر سیاسی به سوسیالیسمی باز و مدرن با گرایش بنیادی به حقوق بشر و آزادی‌های مدنی اعتقاد یافت.

دفاع از ستم‌دیدگان

آندره گلوکسمان، به ویژه در دوران پختگی فکری، به مدافع سرسخت حقوق بشر، دوستدار همه انسان‌ها، فارغ از رنگ و پوست و اعتقادات آن‌ها بدل شد. در فرانسه و اروپا جنبش‌های دفاع از اقلیت‌های قومی، جنسی و نژادی همواره از حمایت صادقانه‌ی گلوکسمان برخوردار بودند.

همدانی

ناشناس گفت...

جناب همدانی
بهتر بود رک و راست و بدون پیچاندن و خالی بندی می فر مودیدکه حضرت گلوکسمن به توجیه گر سوسیالیست سیاسی از نوع راست آن یعنی همانهایی که به اقتصاد سر مایه داری لیبرال معنقدند تبدیل شد.

چقدر خوب بود اگر ما برای گربه بجای ملوس و پیشی و نازی و .. از همان اسم درست خودش گربه استفاده می کردیم.

مهرنوش