مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه

*پاریس شهر بوسه وعشق م-ت اخلاقی

۳ نظر:

همایون بنی آدم گفت...

آقای اخلاقی

این چه اخلاقی است که شما داریید؟ مگر دیوید کامرون یا باراک اوباما معصوم هستند که شما پیامها و اعمالشان را بر می تابید اما به مجاهدین که میرسد فحش و نفرین سر میدهید؟ آیا هیچ مسلمانی که بر طبق دستور دینش نه شراب می خورد و نه شامپاین حق ندارد عملیات آدم کشان داعشی در پاریس را محکوم کند. پس بفرمایید جد و آباد هر مسلمانی که محکوم کرد را بگویید، چرا فقط مجاهدین را دراز میکنید؟

مجاهدین یک نیروی سیاسی معظم هستند که در فرانسه و اور اقامت دارند معلوم است که باید هر عکس العملشان رنگ و تاب سیاسی داشته باشد. شما و بنده تک نفراتی هستیم که میتوانیم هر غلطی خواستیم انجام دهیم و به هیچ کجای دنیا هم بر نمیخورد. برادر عزیز دلخوری شما از مجاهدین سر جاش، بر خورد ضد مردمی ایشان که شما و من و هر منتقدی را اطلاعاتی میخوانند غیر قابل قبول است،درست. اما در مقابل صد انتقاد به ایشان هزار احسنت و مرحبا هم باید گفت وگرنه آن انتقاد هم اصولی نخواهد بود. خونه خاله نیست که هر چه دل تنگمان خواست بگوییم. یکبار انقلاب کردیم و بقول مهندس 9 بار گوه خوردیم و گوه زدیم به این مملکت حالا هم مسئولیم که درستش کنیم.

ما مردم ایران یا زنگی زنگیم و یا رومی روم. یادتان می آید مرحوم بختیار هر چه گفت که این نعلین جنس همان چکمه است ما شعار میدادیم بختیار نوکر بی اختیار وافور رو بردار و بیار؟

یادتان هست که در آن روزهای انقلاب مرگ بر شاه و مرگ بر شاه گویان راه جهنم و شیطان آنرا آنرا چگونه هموار کردیم و یک نفر نگفت که در دوران پهلوی پانصد نفر اعدام و شهید شدند درست اما پنجاه دانشگاه و پانصد کارخانه و مرکز تولید و پنجاه هزار کیلومتر جاده و پل و تونل هم تاسیس گردید؟ با یک کلام روشنفکر بیست ساله ای که یک دکه آدامس فروشی را هم نچرخانده بود اما اقتصاد دان جهانی شده بود و این همه پیشرفت را "کمپرادور" خواند هوایی شدیم و مرگ بر امپریالیسم گفتیم و الان همگی در دیار امپریالیستها گدایی حقوق پناهندگی میکنیم. عزیز من با این زنده باد و مرده بادها فقط باد اضافی درونمان را بیرون می دهیم، هیچ فرقی برای ایران نمیکند و هیچ تاثیری بر آینده کشور ندارد. یک کرور احساسات آنی و زود گذر که از صد هزار کرورش یک گرم آب گرم نشده و نخواهد شد.

سرجدتان جلوی این شلنگ تخته ها را بگیرید و انتقاد اصولی بکنید. هر چه من و شما بیشتر جیغ بکشیم طرف هم جیغ میکشد و نه تحلیلی خواهد بود و نه تاثیری خواهد داشت. آنها آنطرف پل و ما هم اینطرف فحش خواهر و مادر می دهیم. آخه مسابقه استفراق زنی که نیست که هرکه بیشتر بالا بیارد برنده است. نه قربان، وظیفه داریم آن گوهی که به صورت ایران زدیم و نسل در نسلش را سوزاندیم و به اعتیاد و فحشا کشیدیمشان را پاک کنیم. خمینی و شاه و رجوی و کیانوری آنچه بلد بودند کردند و حسابشان با تاریخ و مردم ایران. بنده و شما تا کی میخواهیم زیر عبا و شنل آستر کت ایشان بمانیم؟ فحش خواهر دادن به خمینی و رجوی و شاه و تحلیل قانون جمهوری اسلامی و پخش مقالات صد با چاپ شده در افشاگری وزارت اطلاعات دردی از ما دوا نمی کند. شاید باید سکوت کرد و از قیل و قال لختی دست کشید تا صدای ایران را شنید و بجای ای ترهات صد هزار من یک غاز ، صدای درد ایران را بگوش جان شنید و عمل کرد. انشاالله که هر چیز و هر کسی که بر خلاف منافع ایران است بسوزد و از بین برود تا در فردای آن روز عظیم مردم ایران قبل از اینکه خشکسالی و قحطی ایران را نابود کند فکری کنند تا از این مخمصه رها شویم.

م- ت اخلاقی گفت...

بخش 1
آقا یا خانم بنی آدم شما در نظرتان آورده اید که :
"این چه اخلاقی است که شما داریید؟ مگر دیوید کامرون یا باراک اوباما معصوم هستند که شما پیامها و اعمالشان را بر می تابید اما به مجاهدین که میرسد فحش و نفرین سر میدهید؟ آیا هیچ مسلمانی که بر طبق دستور دینش نه شراب می خورد و نه شامپاین حق ندارد عملیات آدم کشان داعشی در پاریس را محکوم کند. پس بفرمایید جد و آباد هر مسلمانی که محکوم کرد را بگویید، چرا فقط مجاهدین را دراز میکنید؟"
اخلاق اینجانب اخلاقی است ضدّ فرصت طلبی،اگر فی الواقع این جماعت دارای اخلاق سیاسی مردمی هستند این چه موضوعیتی دارد که پیام تسلیت میدهند برای مردن پادشاه جنایتکار سعودی که روز روشن در خیابان گردن می زند و اطّلاعیه استخدام جلّاد در روزنامه ها یش نشر میدهد، واز مواضع متّرقی او در رابطه با حقوق زنان تجلیل به عمل می آورند .امّا شهامت اینرا نداشتند که در مرگ طارق عزیز که با او پیمان خون بسته بودند یک پیام ساده تسلیت بدهند.به این می گویند اوج فرصت طلبی.
در رابطه با دیویدکامرون و اولند وشهردار پاریس،اینجانب تاکیدم روی این مسئله است که با آنهمه قدرت واقعی سیاسی وجایگاه اجرائیشان چنین ساده عمل می کنند ولی جان تک تک انسانهاشان و حتّی سگ و گربه هاشان برایشان در عمل از همه چیز والاتر است، و این جماعت اینچنین تاج وگل و ظاهر سازی به خرج میدهند،امّا جان انسانهاشان نه.
در رابطه با واژه شراب، اگر درست به نوشته توّجه کنید،واژه شراب در این نوشته سمبلیک است که خودش در مرام اجتماعی بخشی از آزادی انسانها است .
در رابطه با محکوم کردن این عملیات آدم کشان داعشی،چرا ،هر فرد وجماعتی حق دارد این عمل جنایتکارانه را محکوم کند،امّا نه سوء استفاده برای تبلیغ از جان یک عدّه انسان قربانی.آیا این جماعت یکبار هم شده که راجع به سلاّخی کردن هنرمند ایرانی "فریدون فرخزاد"کلامی گفته باشند(بختیار پیش کش) ؟
آقای یا خانم بنی آدم ،زمان شاه من و شما از رهبران نبودیم که خط و مشی تعیین می کردیم که حالا یقه خود ومرا گرفته ای،اگر با چنین اندیشه ای وارد مسئله بشوید،باید یقه کوچک و بزرگ یعنی یقه کلّ ملّت ایران را گرفت. باید خدمت شما عرض کرد که این رهبران سیاسی و از جمله سران همین جماعت به اصطلاح پیشگام وهمه چیز دادن بودند که به د نبال امام اعظم وضدّ امپریالیست افتادند و به بختیار خائن می گفتند و هنوز هم می گویند،یکبار یاسر عرفات در پاریس با بختیار دیدار کرده بود،مسعود رجوی با افتخار در یک نشست در قرارگاه می گفت: ما شدیدا به عرفات اعتراض کردیم .
ضمنا خود شما بسیار زیبا و گویا پاسخ مرا به خویش داده اید، فرموده اید که : "شما و بنده تک نفراتی هستیم که میتوانیم هر غلطی خواستیم انجام دهیم و به هیچ کجای دنیا هم بر نمیخورد". این گفته شما فکر می کنم بهترین پاسخ از طرف خودشما راجع به مسئولیت ما در زمان شاه باشد.

م- ت اخلاقی گفت...

بخش 2
در جای دیگر آورده اید که :
"مجاهدین یک نیروی سیاسی معظم هستند که در فرانسه و اور اقامت دارند معلوم است که باید هر عکس العملشان رنگ و تاب سیاسی داشته باشد. شما و بنده تک نفراتی هستیم که میتوانیم هر غلطی خواستیم انجام دهیم و به هیچ کجای دنیا هم بر نمیخورد. برادر عزیز دلخوری شما از مجاهدین سر جاش"
اوّلا بحث عظیم بودن نیست،خمینی هم نیروی خیلی عظیمی تری از این جماعت بود،امّا می بینیم که بخاطر فرصت طلبی جریانات سیاسی و از جمله همین جماعت، خمینی چه بر سرنه تنها ایران بلکه جهان آورده است،ثانیا اینها در خارج شاید عظیم باشند از نظر تبلیغاتی(بیشتر نیروی غیر ایرانی و سیاه لشکر) که تبلیغاتشان چشم شما منتقد ر ا هم گرفته است،امّا در داخل نیستند،اگر بودند حتما در جریان جنبش سبز عکسشان و یا آرمشان بالا می رفت(دیدیم که ملّت ترسی از مرگ واعدام هم نداشتند).ضمنا یک نیروی سیاسی باید ناشر اخلاق درست سیاسی باشد ونه اخلاق فرصت طلبانه،علی که امام اوّل این جماعت است وخیلی هم مدّعی پیرو او هستند،چنین اخلاق وروشی را فرصت طلبانه و در پی قدرت بودن می نامد، همین اخلاق است که امروزه خود در پای دیوار صد اصلی دوران(جماعت به آمریکا می گفتند و در این رابطه سرودی هم سرائیدند) نشسته اند، آقا یا خانم بنی آدم ،بحث به میان کشیدن مسائل فردی با این جماعت نیست که گفته اید: " دلخوری شما از مجاهدین سر جاش" .آقا یاخانم بنی آدم، ای کاش مشکل فردی بود،به شرفت قسم زبان باز نمی کردم،خیلی انسان باید بی انصاف باشد که مسئله جنبش ویک انقلاب را دور خودش بچرخاند.وهمین جا و در این نوشته می گویم همچنانکه بارها گفته ام : امیدوارم و از ته دل آرزو دارم که دیدگاهم نسبت به این جماعت اشتباه باشد.
اینکه نوشته اید " اما در مقابل صد انتقاد به ایشان هزار احسنت و مرحبا هم باید گفت وگرنه آن انتقاد هم اصولی نخواهد بود. خونه خاله نیست که هر چه دل تنگمان خواست بگوییم"
خدمت شماباز تاکید می کنم بحث بحث خانه ملّت وسرنوشت یک ملّت وکشور است ونه خانه خاله، باید خدمت شما عرض کنم که اینجانب بارها پیش آمده که آنجائی که دیده ام نسبت به این جماعت دار دبی انصافی می شود(غلط یا درست) با همه بد وبیراه گفتن ها پا به جلو گذاشته واز آنها دفاع هم کرده ام(در این رابطه می توان به نوشته "کمی انصاف داشته باشیم" که در سایت دریچه و پژواک آمده مراجعه کرد) .
در آخر هم از شما درخواست دارم که از کلمات زشت استفاده نکنید،واگر هم خود به هر دلیلی از دست خود عصبانی هستید،لطف کرده توهینها را عام نکنید.
شاد و تندرست باشید.