مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۴ دی ۷, دوشنبه

شش نوشته تازه. محمد نوری زاد

۱۵ نظر:

ناشناس گفت...

به نظر من اینکه که نوریزاد بعد از 30-40 سال تا 4-5 سال پیش جنایات لاجوردی و رازینی و خمینی و خامنه ای و "زباله بودن اسلام واقعی" رو ندیده بوده و حالا یه شبه خوابنما شده خیلی بوی ساختگی بودن و نفوذی بازی میده. در عمل هم این تظاهرات دنا آقایون چیزی شبیه آش شله قلمکار "همه باهم" خمینی یه که توش خرافاتیهای جن و پری زده و پیروان رجوی و حقوق بشری ها؟! و احتمالاً نیم چلبی چیها (با استفاده از عکس امیرانتظام جبهه ملی یی) دارن نسخه مبارزه "همه باهم"ی می پیچن!

به تاکید میگم من معتقدم که این رژیم تنها با زبون سلاح میره و باید بره! در عین حال تهدید و تحدید و سرکوب همه مخالفین سیاسی رژیم رو هم محکوم میکنم! اما اگه از "همه با هم"ی خمینی سودی عاید اکثریتمون شد میتونیم چشمامون رو بر نکاتی که برشمردم ببندیم و "اینشاالله گربه است" گویان ما هم جزیی از"همه با هم" بازی ملکی، نوریزاد و ... بشیم!

حتی اگر کسی نفوذی کسی نباشه هم باز به نظر من متاسفانه آقایون ملکی و نوریزاد همون "همه با هم" یعنی "همه با من" خمینی جنایتکار و رجوی رذل رو تبلیغ می کنند! و حالا بعد از تبلیغ ملکی واسه لیبرتی و خط رجوی همه ما این واقعیت رو به چشم خودمون می بینیم. من فکر می کنم این آقایون و یه تعدادی دیگه کاملاً آگاهانه دارن تبلیغ "همه با هم"ی خمینی و رجوی رو می کنن و .....


مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های اسیر لیبرتی یادتون نره!
رفیق سائل.

توتوخانم گفت...

آقاجون توهم هی میگی این رزیم اینطور و اونطور میره شعار میدی خب خودت برو شروع کن هی شعار نده اصلن تو خودت چکاره ای و کجا زندگی میکنی که هی شعار میدی

ناشناس گفت...

ناشناس گفت...
خدمت سائل
یک بار این اباطیل زا نوشتی آقا یا خانوم سائل، من هم پاسخ دادم. عین همون نوشته رو دوباره تکرار کرده ای! خب یک کمی فکر کن ای به اصطلاح اشزف مخلوقات. قبلا عرض کردم خدمت حضرتتون که ملت ایران از 1400 سال پیش تا حالا همین اسلام و همین جنایات رو از سوی اسلاف این لاجوردی ها و غیره می دید و چشمانش کور و مغزش علیل بود و نمی فهمید. بدتر این که یک ملتی، یا دست کم نصف یک ملتی، که دین مجنون و مغفول و مفعولش کرده بود پای صندوق رأی رفت و به همین لاجوردی ها رأی داد. بعد از اون ماجرا بود که عده ای شروع کردند یواش یواش چشمانشون رو باز کنند، قربان.
خیلی ها هنوز چشم و گوششون بسته مونده، مثل مثلا همین آقای سروش و بنی صدر و رجوی و یا ملی مذهبی ها. وقتی می گیم ما ایرانی ها حافظۀ تاریخی نداریم مقصود همینه که اصلا به تاریخمون توجه نمی کنم و یا حالشو نداریم توجه کنیم و یا سرسرکی چند خط می خونیم و سر بزنگاه خیط می کنیم و فاجعه درست می کنیم نظیر همین انقلاب .
برادر جان حرفهای شما دور از انسان آگاه اسلامزدۀ انقلابزدۀ امروزی‌یه. مگر سرکار خودتون این چیزها رو می دونستید؟ و گیرم که می دونستید، با او بیست سی ملیون جمعیت ساده دل نا آگاه چه می کردید؟ مگر ندیدید که از روشنفکرش گرفته تا تاریک فکرش چطور مسخ شده بودند و خودشون رو در چاه انداختند؟ آگاهی یک فرایند است که به تدریج حاصل می شه. بسیار کم اتفاق می افته یک نفر ناگهان برق اس نسبت به ماهیت یک چیز آگاهی پیدا کنهريا، مخصوصا در حوزۀ دین و سیاست. این حرفهای شما فقط به درد تفرقه انداختن می خوره و بس!!



درویش دم بریده



ناشناس گفت...

بدون پرداختن به ژاژخاییهای معمول قلاده بریدهای رجوی یا رعایای نیم چلبی: "وقتی می گیم ما ایرانی ها حافظۀ تاریخی نداریم مقصود همینه که اصلا به تاریخمون توجه نمی کنم و یا حالشو نداریم توجه کنیم و یا سرسرکی چند خط می خونیم و سر بزنگاه خیط می کنیم و فاجعه درست می کنیم".حرفیست درست و کسی اگه معنی حرف رو بفهمه (کسی اگه معنی حرف رو بفهمه)، باید بدونه من هم دارم درست همین کار رو انجام میدم.

چون گفتم و میگم : "اما اگه از "همه با هم"ی خمینی سودی عاید اکثریتمون شد میتونیم چشمامون رو بر نکاتی که برشمردم ببندیم و "اینشاالله گربه است" گویان ما هم جزیی از"همه با هم" بازی ملکی، نوریزاد و ... بشیم!"البته واسه همین کارم هم باهاس فحش بخورم! باکی نیست! پس دوباره تکرار می کنم.

من فکر می کنم با موضعگیری رئیس دانا رجوی مجبور شده کارت ملکی رو بازی کنه.بیدلیل هم شاید نباشه که بعضی از دارودسته رجوی دارن سعی می کنند با داستان سرایی سرنخ قضیه رو گم کنند.

"اما اگه از "همه با هم"ی خمینی سودی عاید اکثریتمون شد میتونیم چشمامون رو بر نکاتی که برشمردم ببندیم و "اینشاالله گربه است" گویان ما هم جزیی از"همه با هم" بازی ملکی، نوریزاد و ... بشیم!

حتی اگر کسی نفوذی کسی نباشه هم، باز به نظر من متاسفانه آقایون ملکی و نوریزاد همون "همه با هم" یعنی "همه با من" خمینی جنایتکار و رجوی رذل رو تبلیغ می کنند! و حالا بعد از تبلیغ ملکی واسه لیبرتی و خط رجوی همه ما این واقعیت رو به چشم خودمون می بینیم. من فکر می کنم این آقایون و یه تعدادی دیگه کاملاً آگاهانه دارن تبلیغ "همه با هم"ی خمینی و رجوی رو می کنن و ....."


مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های اسیر لیبرتی یادتون نره!
رفیق سائل.

ناشناس گفت...

جناب سائل و مخلص جانهای شیفته،

مَثَلی سایر است که هر گردی گردو نیست! خوب است که خودتان شعار "همه با هم" را به صفت کریهۀ "خمینی" موصوف کرده‌اید. این یعنی این که ممکن است "همه باهم"ی هم باشد که "خمینی وشانه" نباشد. به نظر من سرکار بیش تر دست خوش تلاطم و امواج سطح سیاست هستید تا درگیر کشف اعماق و علل جریانهای تخت البحری و سطح البحری! معنای البته سیاسی شعار "همه باهم" معنایی است از جنس "نیروی سیاسی" و چون نیروست، قابل مقایسه است با نیروی مکانیکی. برای روشن شدن موضوع مثالی می زنم: فرض کنید راننده ای در میدان آزادی تهران ایستاده تا پنج نفر را به چالوس ببرد، آنها را به مقصد برساند و برای خود و زن و بچه پولی در آورد. مسافران را سوار می‌کند، کرایه ها را ابتدا می‌گیرد (باید بگیرد) و راه می افتد. در میان راه یک چرخ ماشینش توی چاله ای می افتد و از حرکت باز می ماند. راننده که پشت فرمان است از مسافران می‌خواهد برای سرعت در کار همه پیاده شوند و ماشین را همه با هم بلند کنند تا چرخ از چاله در آید. چرخ که در آید و ماشین که آمادۀ حرکت باشد دو وضع احتمالی ممکن است پیش آید: 1- راننده بگازد و بدون مسافران فرار کند. 2 – مردانه صبر کند تا همه سوار شوند و به مقصد برسند. کاری که آقای خمینی با شعارش کرد کار اول بود. و صداقت را اگر پاس داریم، فقط خودش هم نبود که چنین شعاری می داد. جهلۀ روشنفکران هم (البته نه همه) چنین تصور و باوری داشتند، چون با دیکتاتوری خشنی رو به رو بودند. بعد از انقلاب رانندۀ لوکوموتیو انقلاب برخی از مسافران را جا گذاشت و برخی را هم به مقصد نرسانید. برخی ها را وسط راه کشت و به زندان انداخت و مملکت را هم در سراشیب سقوط هدایت کرد. این "همه با هم"، "همه باهم"ی خمینی‌وشانه یا فقاهتی بود. مشکل در اینجا بود که راننده یا لوکوموتیوران از میان نیروهای "مترقی" بیرون نیامده بود اولا، و ثانیا مکانیزم های کنترل و نظارت بر کار وی ایجاد نشده بود.

هر همه باهمی گردوی سیاه و زهرناک خمینی نیست. اگر همه باهم "برای همه" باشد واقعا بهترین و سریع ترین راه افتادن در راه ترقی است، البته اگر آن نیروی رهبری کننده متشکل از نیروهای بالنده و پیشرو باشد به سوی دموکراسی و حکومت عرفی (که نام امروزی اش سکولار دموکراسی است). در این مورد البته بین نیروها اختلاف وجود دارد: برخی معتقدند که ملت (همۀ اقشار گوناگون جامعه) به طور یک پارچه به سوی نوعی جامعۀ بی طبقه یا سوسیالیزم می روند، در حالی که چنین نیست و اساسا به نظر من چنین توقعی هم از مرحلۀ کنونی تحول تاریخی ایران درست نیست. منابع سرشار و عظیم اقتصادی و مؤسسات تولیدی زیادی در دست متخصصان و سرمایه دارانی است که در صورت پیش بینی مصادرۀ اموال و کارخانجات و بنگاههای تولیدی تجارتی خود، همراه با سرمایه‌های خود فرار را بر قرار ترجیح می دهند و آن وقت مملکت خالی و بی رمق را به حال خود رها می کنند. از پی آن قحطی و گرسنگی و فحشا و دزدی و اعتیاد و بیکاری و غیره و غیره گریبان همه و آن انقلاب باشکوه را می گیرد و به زمین گرمش می کوبد. در نتیجه باید با "اتحاد همۀ نیروهای مترقی"، از جمله هر آن کسی که بخواهد گامی در جهت ایجاد حکومت جمهوری دموکراتیک مبتنی بر حقوق بشر و سکولاریسم بردارد و انرزی بگذارد و حرکت کند، وحدت و مشارکت کرد. این آن همه باهمی است که اکنون تاریخ ما به آن نیاز دارد.

هر همه باهمی همه با هم خمینی نیست. همه باهمی هم هست که علیه استبداد و در جهت جمهوری دموکراتیک غیر دینی یا سکولار است.

نیروهایی که امروز در برابر زندان اوین و اماکن دیگر گرد می آیند، از جمله آقای محمد نوری‌زاد و دکتر ملکی و رئیس دانا و نسرین ستوده و نرگس محمدی و زر افشان و دیگران و دیگران همه در یک جبهۀ مترقی قرار دارند، هرچند ممکن است سمتگیری های اقتصادی یا طبقاتی شان کمی متفاوت باشد. یک نکته را هم می دانم: همۀ آنها خواهان یک جمهوری غیر مذهبی (سکولار) دموکراتیک هستند (حتی اگر خودشان ندانند) تا مردم ایران بتوانند نفس راحتی بکشتد و راه و چاه را تشخیص دهند.

در رویکرد شما ابهامات دیگری هم وجود دارد که از اشاره به آنها صرف نظر می کنم.

درویش دَم‌بریده

ناشناس گفت...

میون خیلی حرفهای دیگر فرمودن: "..... این "همه با هم"، "همه باهم"ی خمینی‌وشانه یا فقاهتی بود. مشکل در اینجا بود که راننده یا لوکوموتیوران از میان نیروهای "مترقی" {شما بخونید رجوی} بیرون نیامده بود.

...هر همه باهمی همه با هم خمینی نیست ...."

عرض کنم به این میگن: آفتاب آمد دلیل آفتاب!

واسه اونهایی که قصد فهمیدن دارن؛ رجوی بازی پنهون در پس پشت همه تهمتها و فحش و فضاحتهای به من و دیگرونی که نسبت به "همه با هم" بازی نوع جدید ملکی، نوریزاد، و هر اسم راست و دروغ دیگه ای ... هشدار میدن رو از همینجا براحتی میشه فهمید.

مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های اسیر لیبرتی یادتون نره!
رفیق سائل.

ناشناس گفت...

جناب سائل که ظاهرا کت سی آی ای و ام فایو و سیکس را از پشت بسته اید و روی سازمانهای مخوف اطلاعاتی موساد و امثالهم رو با تشخیص های شگفت آورتون سفید کرده اید!! در کجای نوشتۀ من سخنی و اشاره ای به همه باهمی "رجوی‌وار" دیده اید؟
به نوشته های قبلی رجوع کن تا از ابهام در بیای.

حالا اگر من بگم شماها خودتون تا حد زیادی اهل اغراق و سیاه کردن های نجومی هستید باور تون نمی شه! ولی هستید.

دکان کسادتون را جمع کنید و بدانید که هر کسی که از همه با هم حرف بزنه حتما در خیل ابواب جمعی آقای رجوی نیست. بگذریم که این آدم خودش تا حد زیادی قربانی همین کسالتکدۀ دینی و جرگه های من در آوردی مجاهدینی است.

خواب خوشت آسوده؟
بر خیز سحر شد!

درویش دَم‌دراز

jahandid گفت...

با درود به ازاديخواهان و ايران دوستان عزيز،
از بحث جناب درويش دَم بريده اين رو ميفهمم كه بايد از انحصار طلبى ضد ازادى پرهيز كرد تا بشود از اين قهقراى تاريكى اخوندى بدر امد. حرفى است كاملا ً درست و متين. ولى انچه كه انتظار ميرود اين است كه راه كارى مفيد و مؤثر براى برون رفتمان از اين منجلاب بى تفاوتى در سطح مردم بجان امده از يك طرف و نبودن يك الترناتيوى كه بتواند اين مردم اماده براى تغيير را به حركت دراورد، از سوى ديگر فرصت زيستن را براى هيولاى اخوندى البته به حالت روز به روز فراهم اورده است! انچه كه به واقع نياز است يافتن راه كارى كارا و همه گير. بله ما بدون داشتن همه نيروهاى ازاديخواه راه بجايى نميبريم. از هر انچه انحصار طلبى و هژمونى طلبى ست بايد مطلقاً بيزار بود و پرهيز كرد. حالا در اين ميان هركس كه موءثرتر است و ميتواند ما را از اين تاريكى بيرون اورد، بايد ابتكار عمل را بدستش داد و راه را براى شكست دادن دشمن مردم برايش هموار كرد. فكر كنم وجدانهاى ازاديخواه با اين كار مشكلى نداشته باشند اگر چه كه اختلاف نظرهاى بزرگى هم در ميان باشد.

جواد گفت...

درود بر جهاندید عزیز
اما چه باید کرد.....
جواد

جواد گفت...

رفیق سائل عزیز
حرفهایت به دل نمی نشیند، حتی رذل گفتنت هم، حتی اگر مخاطبت منتقد سفت و سخت رجوی هم باشد، بدل نمی نشیند، چه اصراری داری فحش بدی بابام جان.این چه فرهنگیه باب شده ناسلامتی سیاسی هستیم و هستید.
چرا میگی نوری زاد شعارش "همه با هم " است،چکار کرده که نمی بایست می کرد وچه کار نکرده که می بایست می کرد، آخه بابا جان اینطوری که نمیشه همه چی رو به همه چی وصل کرد. انصاف هم خوب چیزیه. کلی گویی می کنی و مارک می زنی، حرفت که معلوم نیست، فقط به قول این دوستمون تفرقه افکنی می کنی. گمان نکن که خطی که دنبال می کنی مشخص نیست، حتی حرفت بر علیه رجوی هم با بقیه فرق دارد.
و من الله (و انصار الله) التوفیق
جواد

ناشناس گفت...

فرمودن: "... فقط به قول این دوستمون تفرقه افکنی می کنی. گمان نکن که خطی که دنبال می کنی مشخص نیست، حتی حرفت بر علیه رجوی هم با بقیه فرق دارد.
و من الله (و انصار الله) التوفیق"

به فارسی سره ایشون فرمودن چون حرف من درنقد رجوی با بقیه متفاوته؟! و می گم مواظب "همه باهم" بازی باشیم من انصار حزب الله هستم، یعنی کارگزار/پاسدار/لمپن/ تیرخلاص زن رژیمم و الخ ... کدوم آدم باشرف دیگه ای بجز دستگاه رجوی رذل رو می شناسین که از رذل گفتن من به رجوی ناراحت بشه اما مثل آب خوردن به همین سادگی به من تهمت رژیمی بودن بزنه؟ زهی بیشرمی!

اما همین شخص در مطلع درفشانیهاش من رو "رفیق سائل عزیز" خطاب می کنه؟! این یکی شما رو یاد پیغام دادن رجوی به رفسنجانی نیمندازه. اگه من رژیمی هستم پس چه جوری عزیز شدم؟! و خیلی سوالهای دیگه از این دست ... اگه بخوام از نسخه ایشون و همفکرهاشون استفاده کنم منم باهاس برگردم بگم و من الرجوی رذل توفیق.و اینکه شما جماعت باهاس چراغ خاموشهای رجوی رذل باشین و ... اما خدا رو شکر من توی دستگاه ارتجاع تبعیدی و دستگاه ارتجاعی جنایتکاران حاکم نفس نمی کشم!

خوش بود گر محک تجربه اید به میان/ تاکه رسوا شود هرکه دراو غش باشد!

اما واسه اونهایی که میخوان بدونن؛ بخصوی بعد از اینکه رجوی کارت ملکی رو در دفاع از خط رجوی و نه بروبچه های اسیر لیبرتی علناً بازی کرد ببنین چه منطق های درخشانی در همین صفحه از "همه باهم" بازی ملکی-نوریزاد دفاع میکنند و چه ساده به آدم انگ رژیمی بودن میزنن تا آبشخور فکری/عقیدتی(آبشخور فکری/عقیدتی) این "همه باهم" بازی اینجا هم دستتون بیاد!

حرف حسابم رو هم واسه اینکه توگردو خاک تولید حضرات، رجوی خور نشه یه بار دیگه می نویسم!

به نظر من اینکه که نوریزاد بعد از 30-40 سال تا 4-5 سال پیش جنایات لاجوردی و رازینی و خمینی و خامنه ای و "زباله بودن اسلام واقعی" رو ندیده بوده و حالا یه شبه خوابنما شده خیلی بوی ساختگی بودن و نفوذی بازی میده. در عمل (در عمل)هم این تظاهرات دنا آقایون چیزی شبیه آش شله قلمکار "همه باهم" خمینی یه که توش خرافاتیهای جن و پری زده و پیروان رجوی و حقوق بشری ها؟! و احتمالاً نیم چلبی چیها (با استفاده از عکس امیرانتظام جبهه ملی یی) دارن نسخه مبارزه "همه باهم"ی می پیچن!

به تاکید میگم من معتقدم که این رژیم تنها با زبون سلاح میره و باید بره! در عین حال تهدید و تحدید و سرکوب همه مخالفین سیاسی رژیم رو هم محکوم میکنم! اما اگه از "همه با هم"ی خمینی سودی عاید اکثریتمون شد میتونیم چشمامون رو بر نکاتی که برشمردم ببندیم و "اینشاالله گربه است" گویان ما هم جزیی از"همه با هم" بازی ملکی، نوریزاد و ... بشیم!

حتی اگر کسی نفوذی کسی نباشه هم باز به نظر من متاسفانه آقایون ملکی و نوریزاد همون "همه با هم" یعنی "همه با من" خمینی جنایتکار و رجوی رذل رو تبلیغ می کنند! و حالا بعد از تبلیغ ملکی واسه لیبرتی و خط رجوی همه ما این واقعیت رو به چشم خودمون می بینیم. من فکر می کنم این آقایون و یه تعدادی دیگه کاملاً آگاهانه دارن تبلیغ "همه با هم"ی خمینی و رجوی رو می کنن و .....


مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های اسیر لیبرتی یادتون نره!

رفیق سائل.

jahandid گفت...

با درود،
و درودى متقابل به اقا جواد كه سؤال اصلى را ياد اور شد. ارى سؤال اصلى فقط يكى ست: چه بايد كرد؟
قرنهاى پى در پى، در پى ازادى گشته ايم
انچه يافتيم جز سرابى بيش نيست
مهلتى بايد كه خود را سيقل زنيم
خود پرستى فرد پرستى وا نهيم
چشم عقل را باز كنيم
دنيا برفت و ما مانده ايم
جنگ سرد و گرم را در بين خود وا نهيم
عاشقى را چاره كار خود نهيم
از كينه ورزى و دشمنى سودى نديديم
بس كنيد
راه بشر با عشق هموار ميشود
عاشقى سخت است اى جان من
از خود گذشتن سخت تر
گر كه دستى به دست هم دهيم
اسان شود سختى هايمان
ارى سؤال پايه اى و تنها سؤال اين است: چه بايد كرد؟

ناشناس گفت...

رفیق سائل رذل در رابطه با اعتراضات مدنی آقایان نوریزاد، ملکی‌، ... نظری نوشته و سعی‌

کرده که رذالت پیشگی خودش را در پوش متفاوت بودن مخفی‌ کنه. این فرد رذل که رذالت را

از امثال مینو سپهر‌ها به ارث برده این بار سعی‌ کرده که نیش رذالتش را با استفاده از

تئوری توطئه نصیب آقایان نوریزادها و ملکی‌‌ها و .... کنه. این فرد رذل تا آنجا پیش میره

که آقای نوریزاد را به ساختگی بودن و نفوذی بازی متهم میکنه و اعتراض این آقایان و

خانم‌ها را با "همه با همه" آن امام راحلش یکی‌ میکنه. رفیق سائل رذل بعد از آن سعی‌ بر

آن داره که رذالت خودش را در زرورق چپ نمایی با گفتن اینکه این رژیم تنها با زبون سلاح

میره به خورد دیگرون بده تا شاید بتونه کمی‌ از اثرات اعتراض‌های این خانم‌ها و آقایان کم

کنه.



مواظب باشیم که با طرح نکات انحرافی ما را از راهمان منحرف نکنند
اسماعیل اما نه اسماعیل وفا یغمایی

جواد گفت...

رفیق سائل عزیز
کاش بجای سائل المدام بودن کمی هم جاوب و پاسخگو میبودی. نگفتی که فحش دادن چرا و نگفتی که چرا نوریزاد نه.
شما میگویید نوریزاد چرا اینهمه مدت ساکت بوده و .... و حالا یادش اومده که ....
برادر من خوب این حرف رو در مورد هر کسی که بخاد از رژیم جدا بشه میتونی بزنی.
اگر همه با هم بد است. چه چیزی خوب است و در عین و عمل نوریزاد مشخصا چه باید بکند یا چه نباید بکند. طرفداران جن و پری و خرافاتیها را از خودش براند؟ مگر آنها حقوق شهروندی ندارند. خوب دارند از حقشان دفاع میکنند. اگر به حساب ظن و گمان باشد خوب هر کسی میتواند هر چیزی بگوید.ولی اینها دلیل بر رژیمی بودن نیست.
ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست.
برادر من تهمت زدن و فحش دادن اگر خوب است به دیگران هم اجازه بده به شما تهمت بزنند و فحش بدهند.
آری
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی ( ونه رسوا) شود هر که در او غش باشد

جواد گفت...

ای کاش همه با هم حول این سوال متحد میشدیم، چه باید کرد، چه باید کرد، چه بای کرد، فارغ از هر گونه حزب پرستی و قوم پرستی