مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۲۹, یکشنبه

آقایان اشکوری و سروش، شما در باره اسلام شناخت علمی ندارید (بخش اول) جلال ایجادی

نواندیشان دینی فاقد نقش عقلی و فاقد گفتار گسترده تئولوژی می‌باشند. عرصه فکری نواندیشان دینی به "حکمت الهی" اسلامی محدود می‌شود. آن‌ها نه نو می‌اندیشند، نه جسارت در نقد قرآن دارند، نه با مقوله‌های فلسفه مدرن احساس نزدیکی فکری دارند و نه دارای تخصص علمی و ابژکتیو درباره دین هستند. این افراد مدافع الهیات اسلامی و ایمان‌اند، تاریخ‌گرایی آن‌ها نه در راستای حقیقت‌جویی بی‌طرفانه علمی، بلکه دست‌چین نمودن رویدادها و افسانه‌ها جهت تائید دستگاه ایدئولوژیک دینی خود آنان است  ادامه‌ی مطلب...

۴ نظر:

ناشناس گفت...

قبل از همه چیز یلدا و سال نو مسیحی را به همه رفقا تبریک میگویم. من خواندن دقیق این مقاله که خطاب به آقای اشکوری و سروش نوشته شده را به آقای یغمایی بطور خاص و بقیه دوستان بطور عام پیشنهاد میکنم. بطور خاص بعد از مقاله آقای یغمایی در مورد آقای منتظری که به بهانه ایشان دیدگاه نظری خود را در برخورد با اسلام را تئوریزه کردند عرض میکنم که مقاله آقای ایجادی در بسیاری از موارد به ایشان و نحوه برخورد از موضع ضعف ایشان به اسلام و ارتجاع اسلامی اشاره میکند. بطور مثال:

...در جامعه ایرانی عدم دقت در فضای روشنفکری برآشفتگی های ذهنی افزوده است. روشنفکران تربیت نقد علمی نداشته و تسلیم طلبی فکری را به تقوا تبدیل کرده اند....


... نهاد دین و تاثیرگذاری دین بر ذهنیت جامعه، یک واقعیت است ولی این واقعیت بمثابه یک عامل سحرآمیز و مسخ کننده عمل نموده و استقلال خردمندانه ذهن و اندیشه انسان را ناتوان می سازد و گاه عواطف معنوی و احساسات او را به منفی ترین شکل ساماندهی می کند. در شرایط ما نیز نقد علمی دین، انتقادی بر جعل سازی تاریخی دینسازان بوده و در پی اثبات غیر مقدس و غیر آسمانی بودن دین است. ...

...از جانب «تاریخنویسان» اسلامی تاریخ ۱۴۰۰ ساله اسلام پیوسته مورد جعل سیستماتیک قرارگرفته است زیرا آنها پروپاگاند و تبلیغ و خودشیفتگی دینی را با تحقیق تاریخی ابژکتیو و علمی برابر می دانند....خانواده بنی هاشم، استعمارگر و دشمن ایرانیان بود ولی آخوندها و همین نواندیشان به همه گفتند باید این خانواده را پرستید و گریه کرد و تمام تلاش خود را کردند تا ایرانیان ازخودبیگانه و مسخ شده باقی بمانند. مبلغان شیعه مانند مطهری و علی شریعتی و هم کیشان آنان، قهرمانان اساطیری و تاریخی ایرانیان را مورد تهمت و جعل و سکوت قرار دادند تا علی ابن ابیطالب و فرزندانش که در ضدیت و کشتار و فتنه افروزی علیه ایرانیان فعال بودند به قهرمانان «مقدس» تبدیل گردند.....


... ذهنیت بیمار و ترسو و کرنش گر در برابر مذهب، باید مورد بررسی انتقادی قرار گیرد و روحیه مسئول و شجاع باید مورد تشویق قرار گیرد....


...مذهبیون پیوسته با مذهب خود، ایجاد ترس کرده و هرگونه انتقاد را بعنوان خطای روحی و سیاسی و نفاق افکن معرفی کرده اند. آنها در پی حفظ مجموعه آئینی و سنت خود هستند و در این مسیر همیشه از حمایت روشنفکران غیر دینی تسلیم طلب برخودار بوده اند. این وضعیت باید تغییر کند و فضای نقد دین در عرصه فلسفی و تئوریک و نیز در عرصه جامعه شناسی و سیاسی و سکولاریسم باید گسترش یابد....


... با اسلام تاریخ ما بازنده است و یادآوری کنیم که ۱۴۰۰ سال تعرض و حاکمیت مستقیم و غیر مستقیم و تسلط بر خودآگاه و ناخودآگاه ایرانی، منجر به ازخودبیگانگی دردناکی گشته است. ما نیروی خود را باید بطور سیستماتیک و با خردمندی آزادمنشانه، پرورش دهیم و کار نقد را دامنه بخشیم. همسوئی فرد دیندار و فرد سکولار و فرد ناباور در مبارزه علیه استبداد ولایت فقیه، نباید به تعطیلی نقد دینی منجر گردد. نقد دین در جامعه ما یک اصل اساسی است زیرا اسلام یکی از عوامل اصلی عقب ماندگی اجتماعی و فکری و فرهنگی است. این دین همیشه هرگونه تمایل به پیشرفت و دیگر اندیشی را منکوب نموده زیرا دارای طبیعت توتالیتر می باشد و نسبت به ادیان دیگر بیشترین آسیب ها و خرابی ها را ببار آورده است. بنابراین همه روشنفکران سکولار و ناباور در نقد اسلام و شیعه گری به مبارزه خود باید ادامه دهند و در انتقاد خود به این ایدئولوژی زیانبار کوتاهی نکنند....

فرشید


ناشناس گفت...

یاد بگیرید آقای یغمائی از معلم بزرگ فرشید. چرا یاد نمیگیرید اینهمه گفته و شنیده که چشم رو هم بگذارید و شمشیر بدست بزنید به صف مومنان. آنوقت شما می آئید به یک نفر مومن مثل منتظری حرفهای محبت آمیز، بخوانید کفرآکیز میزنید؟ مثل فرشید باشید که برای اعیاد مسیحی و مومنان مسیحی احترام قائل است ولی مسلمانی نه. مثل او باشید که از خود بیگانه نشده، نترس و شمشیر بدست مانده و میتواند دین نانجیب را نقد کند آنهم بطور علمی.بطور مدرک دار از دانشگاههای پاریس. بازم بگم یا دیگه یاد گرفتید از فرشید؟

بی فرش

ناشناس گفت...

بزرگترین اشتباه؛ رفتن در دستگاه امثال جلال ایجادی و جدی گرفتن کسانی است که از زمان ابوهریره تا فتح الله خالقی یزدی معروف به هخا، به شعور مردم ایران توهین می‌کنند. صفا

ناشناس گفت...

دلم میحواهد عین کامنت این آقا یا خانم صفا را من هم تکرار کنم. "بزرگترین اشتباه؛ رفتن در دستگاه امثال جلال ایجادی و جدی گرفتن کسانی است که از زمان ابوهریره تا فتح الله خالقی یزدی معروف به هخا، به شعور مردم ایران توهین می‌کنند." این را هم اضافه کنم که جلال ایجادی سواد این حرفها را ندارد و گنده تر از دهنش حرف میزند. اینها بیمارند بیمار ضدیت با مذهب و اگر شعور میداشتند و سیاست میفهمیدند، میدانستند که این ضدیت با مذهب و این تنفر پراکنی قصعا به نفع همان چیزی است که آنها با آن ضدیت میکنند.
کرمانشاهی