ما منتقدیم ما حق داریم منتقد باشیم. ما مخالفیم . ما حق داریم مخالف باشیم.باید سخنان منتقدان و مخالفان و همرزمان را شنید.هیچکس کامل نیست واگر خود را کامل بپنداریم بدون آنکه حتی بخواهیم اندک اندک به سنگلاخ جباریت پای خواهیم گذاشت ولی متاسفانه تاپایان هرگز نه خواهیم فهمید و نه قبول خواهیم کرد که در چه تراژدی و فاجعه ای به بند کشیده شده ایم.دموکراسی حرف نیست یک فرهنگ است باید آنرا شناخت پذیرفت وبه آن عمل کرد. آنان که با کلماتی درشت و پر طنین از دموکراسی سخن میگویند ولی در جزئی ترین کارها دمادم دموکراسی را زیر پا میگذارند دروغ میگویند.مشکل اصلی تاریخ ما امیختگی مذهب و سیاست است. تمام کسانی که صادقانه حتی راه نجات را در حکومتی مذهبی یافتند یا ایدئولوزی برخاسته از مذهب را راهنمای عمل قرار دادند جز به کمک ارتجاع و تیره روزی مردم بر نخاستند. اینان در پایه ها از همان مردابی تغذیه میکردند و می کنند که ملایان حاکم میکنند. باید به مذهب به عنوان مسئله ای شخصی احترام گذاشت ولی باید سوداهای رنگین و مسموم برپائی حکومتی که مذهب ذر آن رسوخ داشته باشد را با تمام مدعیانش به زباله دان ریخت. برای درک این حقیقت باید تاریخ ایران و اسلام و بخصوص تشیع را شناخت.نور!نور باز هم نور بیشتر. پشت درهای کهنه و پوسیده متوقف نشویم. نترسیم! درها را بشکنیم و بگذاریم نورحقیقت و شناخت ما را از این همه کهنگی و ارتجاع بشوید. هرگز فراموش نکنیم که زندگی مادی ما سایه و باز آفریده اعتقادات و باورهای ماست. .

روی تصویر کلیک کنید

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

«ستایش» این دخترک کوچک افغان عاطفه اقبال

برای ستایش کوچولو غمگینم. دخترک شش ساله ای که به او تجاور شد و پیکرش را با اسید سوزاند تا اثری از جنایت نماند! براستی پسر هفده ساله ای که چنین جنایت هول آوری را انجام داده است در کدام جامعه  و با کدام عقده های روانی پرورش یافته است!؟ انگیزه هایش از کجا نشات گرفته؟ او نیز بنوعی قربانی همین جامعه است. ستایش کوچولو از مهاجران افغانی بود. پسرک قاتل اما ایرانی است. و بخاطر همین هم این جنایت  "ستایش" این دخترک کوچک افغان

۷ نظر:

ناشناس گفت...

چه عجب به لیبرتی ربطش نمیدی!

ناشناس گفت...

با دلسوزی زیادی برای پسر تبهکار، عمق تبهکاری و روح تاریک او را کمرنگ نکنید. مسئولیت سران هر جامعه ای در بی اخلاق شدن، سر جای خود و لی انتخاب آدمها و ذات و جانمایه آنها را هم نباید نادیده گرفت. فردا دیدی بخاطر مد روز دارند مجلس بزرگداشت برای این روح شقاوت می گیرند.

نوریه

ناشناس گفت...

مهشيد
اى ناشناس. تو خيلى نا مردى كه با خواندن مطلبى چنين هولناك به تصفيه حساب با خانم اقبال ميپردازى . اتفاقاً بذار بهت بگم خيلى بى ربط هم به رهبر عقيدتيت نيست. اگر سى وخوردهاى سال يك جمعى را منتر چر ندبات خودش نميكرد وخودش را تنها التر ناتيو نميدانست . سرنوشت مردم شايد چنين نبود وملا هاى بى شرف اين همه سال در مملكتمان تاخت وتاز وظلم نميكردن و مردم را هم روانى وقسى والقلب نميكردن . برو خجالت بكش و حيّا وشرم كن .

مهاجر گفت...

واقعا چه دردناک است این تبعیض نژادی در کشور ما. ضمنا الان اعلام کرده اند که این پسر پانزده است و نه حتی هفده ساله. چه سخت است برای دو خانواده . بسیار درست به درد دو خانواده پرداخته اید.

ناشناس گفت...

خانم اقبال نکنه این قتل و تجاوز را هم مجاهدین انجام دادن؟ شما چرا به مجاهدین بند کرده اید؟

ناشناس گفت...

اروند گغت:
به نظر من این جنایت فجیع را نباید ساده کرد و آنچنان که در اخبار آمده دید. موضوع مهاجران افغان در میان است که رژیم چند سالی است تلاشهای بسیاری کرده ومی کند که آنان را یکجا از کشور اخراج کند،
رژیم تجربه مهاجران آفریقایی به لیبی را در آستین دارد، همان مهاجرینی که با پول عربستان و سازماندهی سازمانهای اطلاعاتی کشورهای غریی بلای جان معمرقذافی شدند وکشور لیبی را از هم فروپاشیدند.
با این حساب، آیا قتل و احتملاً تجاوز به یک دختر خردسال آنهم بدست یک نوجوان و پنهان نمودن واز همه مهمتر استفاده از اسید برای سوزانیدن این کودک همه از سر هول وهراس این نوجوان بوده؟
1- اصولاً اسیدپاشی و با اسید سوزانیدن از شیوه های رایج عوامل رژیم، نیروهای خودسر و سربازان گمنام است.
2- اسید با غلظت زیاد که قابلیت سوزانیدن و یا محو کردن آثار را داشته باشد به سادگی در اختیار هر کسی قرار داده نمیشود. بویژه اینکه جزء موادی دسته بندی میشود که میتوان به سادگی با ترکیب آنها به مواد انفجاری دست یافت.
3- بدون هیچ شکی فروش انواع اسید ها حتی با غلظت متوسط یرای مصارف صنعتی توسط دستگاههای امنیتی شدیداً کنترل می شوند.
در نتیجه میتوان احتمال این هم را داد که؛ حتی اگر چنانچه تجاوز و قتل این کودک خردسال توسط این نوجوان انجام شده باشد، شاید در پس پردۀ این جنایت برای ایجاد وحشت با دامنه گسترده در جامعه افغانهای مهاجر کسان دیگری آنرا سازماندهی نموده باشند.
اروند.

ناشناس گفت...

مهشید مگه شما زن سالاری که به ناشناس میگویی نامرد! زدی صحرای کربلا!