ما منتقدیم ما حق داریم منتقد باشیم. ما مخالفیم . ما حق داریم مخالف باشیم.باید سخنان منتقدان و مخالفان و همرزمان را شنید.هیچکس کامل نیست واگر خود را کامل بپنداریم بدون آنکه حتی بخواهیم اندک اندک به سنگلاخ جباریت پای خواهیم گذاشت ولی متاسفانه تاپایان هرگز نه خواهیم فهمید و نه قبول خواهیم کرد که در چه تراژدی و فاجعه ای به بند کشیده شده ایم.دموکراسی حرف نیست یک فرهنگ است باید آنرا شناخت پذیرفت وبه آن عمل کرد. آنان که با کلماتی درشت و پر طنین از دموکراسی سخن میگویند ولی در جزئی ترین کارها دمادم دموکراسی را زیر پا میگذارند دروغ میگویند.مشکل اصلی تاریخ ما امیختگی مذهب و سیاست است. تمام کسانی که صادقانه حتی راه نجات را در حکومتی مذهبی یافتند یا ایدئولوزی برخاسته از مذهب را راهنمای عمل قرار دادند جز به کمک ارتجاع و تیره روزی مردم بر نخاستند. اینان در پایه ها از همان مردابی تغذیه میکردند و می کنند که ملایان حاکم میکنند. باید به مذهب به عنوان مسئله ای شخصی احترام گذاشت ولی باید سوداهای رنگین و مسموم برپائی حکومتی که مذهب ذر آن رسوخ داشته باشد را با تمام مدعیانش به زباله دان ریخت. برای درک این حقیقت باید تاریخ ایران و اسلام و بخصوص تشیع را شناخت.نور!نور باز هم نور بیشتر. پشت درهای کهنه و پوسیده متوقف نشویم. نترسیم! درها را بشکنیم و بگذاریم نورحقیقت و شناخت ما را از این همه کهنگی و ارتجاع بشوید. هرگز فراموش نکنیم که زندگی مادی ما سایه و باز آفریده اعتقادات و باورهای ماست. .

روی تصویر کلیک کنید

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۲۳, یکشنبه

گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها ایرج مصداقی

کامران دانشجو شخصاً از انواع مشروبات الکلی برندهای مشهور جهانی استفاده می‌کند. در مواردی که اطلاع دارم وی هنگام برقراری رابطه‌ی جنسی به تمسخر آیات قرآن و مهم‌ترین شعارهای اسلامی مانند «لا اله الا الله»، و ... می‌پرداخت و به جای «الله»، معبود خود را «چیز» دیگری که شرم مانع توصیف آن است، معرفی می‌کرد و مستانه همراه با موزیک می‌رقصید و همچون چهارپایان راه می‌رفت و ...این «سرباز نظام» که «ولی فقیه مسلمین جهان»، ضمن «خدا قوت گویی» به او، ویژگی‌اش را «کار بی‌وقفه و خودداری از آسودگی و استراحت» می‌نامد، هنگام لذت‌جویی جنسی، به تمسخر «شهدا»ی جنگ ایران و عراق و «سادات» و «بهشت» و ... پرداخته و به همراه رفتار عجیب و مشمئز‌کننده‌اش، جملات و کلمات رکیک و شنیعی بر زبان می‌آورد. ادامه‌ی مطلب...

۵۹ نظر:

ناشناس گفت...

جناب مصداقی

وارد شدن به حوزه زندگی خصوصی مخصوصا روابط سکسی افراد کار درستی نیست. بنده همانقدر از افشای روابط جنسی مترجم خاص الخاص توسط رهبر عقیدتی متنفرم که از اینوع افشاگری های شما در حوزه روابط جنسی آن مردک.
جناب مصداقی آخر مگر شما در هنگام جماع کامران دانشجو حضور داشته اید یا اینکه ایشان برای شما اعتراف کتبی فرستاده که اینچنین با دقت تمام جزئیات آنرا نوشته اید؟
در مبارزه سیاسی ما همه موظفیم که خطوط قرمز اخلاقی را رعایت کنیم و وارد روابط جنسی افراد نشویم.

مجتبی

ناشناس گفت...

دنیای ابطه جنسی دنیای پیچیده ای است. بعضی ها در حین رابطه جنسی به عالم رویا می روند و شعر می گویند بعضی ها هم مثل آن آخوندی که ویدئوی آن هم هست در حین رابطه جنسی با صدای بلند دعا و آیه قرآن می خوانند از عقب و از جلو. اینها همه مربوط به دنیای فانتازمها هستند. من به نظرم کامران دانشجو خوک کثیف و جنایتکار و دزدی است در طویله آخوندها اما بنا بر ضرب المثل عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو در این کارش که در ضمن جماع آیه قرآن می خواند به نظرم یک ذوق اوریجینال هست که بدرد فیلمساز ها و داستان پرداز ها و شاعران می خورد. رابطه جنسی و مرگ بهم نزدیکند و شبیه به هم هستند. چرا برای مرده که در مقابلمان هست آیه قرآن بخوانیم خوب است ولی برای تن معشوق که خوی کرده وعربده جوی و پیرهن چاک و صراحی در دست در مقابلمان افتاده آیه قرآن بخوانیم بد است؟
فتبارک الله احسن الخالقین

شوریده

ناشناس گفت...

حد اقل این مرتیکه اسمش کامران با محتوایش کام ران تناقضی ندارد.

وحدت

جواد گفت...

جل الخالق
وارد شدن در زندگی خصوصی افراد درست نیست. آقای مجتبی این را درست می فرمایید. اما نه در مورد این رذالت پیشگان که تمامی میهن را به باد دادند و اسلام را وجهه دنیای خود و فساد خود کردند. اینها را باید با تمام توان افشا کرد. اگر یک نظام سیاسی معقول بود مثل سایر نظامهای سیاسی و اختلاف با آنها فقط سیاسی بود فرمایش شما درست بود ولی برای یک نظام جهل و جنایت که از اسم اسلام سود می برد اتفاقا باید این قبیل دودوزه بازیها و این عوامفریبی ها را افشا کرد.

جواد گفت...

شوریده خان غم وطن نداری بخدا. اینها ناموس ملت را بازیچه ی لهو و لعب خود می کنند و تو طامات می بافی. چه می گویی؟

ناشناس گفت...

آقا مجتبی خان چیز فهم. طرف نوشته کامران دانشجو تجاوز جنسی به زور کرده تو میگی روابط جنسی؟ شما خیلی با شعورید. من از این چیزها سر در نمیارم.

نفهم

esmail گفت...

رفیق سائل فرهنگی که در نوشته ات هست جالب نیست شاشدان و غیره. در ضمن شما اگر انتقادات مشخصی به اقای مصداقی داری میتوانی یا تند و تیز برای خودش بنویسی یا این انتقاد دائم شما از او این همه با این مقایسه ها و کلمات جالب نیست امیدوارم رعایت بکنی بخصوص که مصداقی با اسم و مشخصات حرفهایش را میزند ولی با اسم مستعار باید رعایت برخی چیزها را کرد ممنون

ناشناس گفت...

آقای جواد

رژیم |آخوندها هم در رابطه با مخالفانش دقیقا با همین منطق عمل می کند که شما می فرمایید.رژیم کاری به موضوعات خصوصی زندگی کسی ندارد مگر اینکه توطئه گر باشد. آقای رجوی هم دقیقا با همین منطق است که "اسناد" "اخلاقی" مریدان سابقش را رو می کند.
بنا بر این می بینیم که قاعد و قانون کار سیاسی در هر زمینه و تحت هر شرایطی باید یکسان باشد تا جامعه به فرهنگ درست دست پیدا بکند نه اینکه بگوییم قاعده درست اما در این مورد و آن مورد استثنا درست کنیم.

مجتبی

ناشناس گفت...

نفهم جان
تمامی رژیم فاسد اسست و ضمنا داستان فساد اخلاقی این مردک محدود به تجاوز نیست. فیلمهایش توی یوتوب هست برو ببین. مشکل این یا آن فرد نیست تمامی رژیم همین است.
آیا اگر از امروز کامران دانششجو دیگر رابطه جنسی بی دنده و ترمزش را به کناری گذاشت و عابد و مسلمان شد و دیگر بهنگام رابطه جنسی آیه قرآن نخواند همه چیز درست می شود؟

پرداختن با چنین موضوعاتی که فلانی موقع فلان کار فلان آیه قرآن را می خواند یا نمی خواند کلا درست نیست و ضمنا حواص خواننده را از توجه به ریشه و اساس به بحث های جزیی و حاشیه ای می کشاند.

مجتبی

جواد گفت...

آقای مجتبی

شما نوشته اید که
وارد شدن به حوزه زندگی خصوصی مخصوصا روابط سکسی افراد کار درستی نیست

آیا اغفال و تجاوز به دختران و زنان حوزه خصوصی افراد محسوب می شود؟

ناشناس گفت...

آقای یغمایی سلام، از اینکه دوباره شما رو تو دردسر انداختم واقعاً شرمنده و عذرخواه! اما من حقیقتاً مشگل خاصی با آقای مصداقی ندارم بلکه نطرم رو له یا علیه حرف و موضع ایشون می نویسم و بر اونچه خطر تشخیص میدم تاکید می کنم! حتی اگه فرض کنیم من غرض و مرضی هم دارم باز هم حق اظهار نظر دارم که و من دارم از همین حقم در جهت اونچه که فکر میکنم صحیحه استفاده میکنم. در ضمن من زبون و قلم هرزی ندارم این الزامات بحث و طنزتلخ/طعنه قلمه که استفاده از بعضی کلمات رو اجباری میکنه! اگه قرار به اینجور پاکسازیها باشه از مثنوی نیم منی بیشتر باقی نمیمونه! اما به روی چشم! نوشته من بدست خودم سانسور و پاکسازی شد!
آقای مصداقی سلام.
نوریزاده خیلی شریف! گاه و بیگاه چیزی شبیه این میگه که خامنه ای زیر لحاف به زنش گفت: فلان و بهمان! سوال من اینه که مردک باشرف، حرف خصوصی خامنه ای به زنش رو کدومشون به گوش تو رسوندند؟! نکنه سیا یا اطلاعات رژیم یا جنهای بوداده سعودی یا ...؟!

با این حساب وقتی کامران دانشجوی مرتجع جانی حین کوبیدن علم ارتجاع تو مزرعه زن غربی (زن غربی بنا بر منطق و زمانبندی نوشته شما ....) آیات قرآن رو مسخره میکرد و میگفت فلان خانمه خدا و الله و الاه اونه، صرفنظر از صحت و سقم داستان و اینکه راوی این داستان کی و کجا بوده؟! (درست مثل روایت نوریزاده؛ صرفنظر از صحت و سقم داستان و اینکه راوی این داستان کی و کجا بوده)؟! می بینین در عمل چقدر شما رو شبیه نوریزاده شریف و رجوی رذل میکنه. از این گذشته مگه انسان نمیتونه تغییر مثبت یا منفی کنه؟! مگه من و شما رسماً زیر علم رجوی سینه نمیزدیم؟! مگه آقای یعقوبی نگفت رجوی در گذشته آلوده به رذالت لودادن بروبچه ها نبوده اما همه ما می دونیم که رجوی در سالهای اخیر دست به هر نوع رذالتی زده!

تاریخاً اثبات شده: شرم نه تنها احساسی انقلابی بلکه احساسی انسانییه! اما دیدگاه شاه مستبد، ارتجاع خونریز حاکم، ارتجاع تبعیدی و امثالهم رو آخرین محصول رذالت تاریخ ایران رجوی علناً فریاد زد: در مرام/دین رجوی رذل شرم نیست! یعنی که اینها با انقلاب و انسانیت بیگانه و حتی دشمنند! دیدیم که رجوی وارد تختخواب همه ما شد، وارد خواب و رویای ما شد و عاقبت واسه حصول اطمینان شورت و شاش زن و مرد ما رو بوئید و چشید! میخوام بگم نمونه های تاریخی استفاده از هدف (تختخوابی و شورت و شاش و ... )، وسیله رو توجیه میکنه به رجوی رذل هبوط کردند! چرا کس دیگه ای باهاس آگاهانه یا ناآگاهانه به اون راه بره؟!

من هیچ دفاعی از هیچکدوم از وابستگان رژیم وکثافتکاریهای حتمی و احتمالیشون از جمله کامران دانشجو و رئیس (به احتمال زیاد نفوذیش)، احمدی نژاد یا خامنه ای جانی نمیکنم اما اگه همینجور حرفها و لجنمال کردنهای به هر قیمت چپ و راست و ارزش و ارتجاع مثل مورد نوریزاده موجب بی اعتباری و دافعه بشند مگه مائده آسمونی بدست رجوی نمیده و مگه دست کمی از عمل انتحاری تفرشی داره که رجوی رذل همه کثافتکاریهاش رو با استناد به بی اعتباری شما زیر سوال ببره؟!

واسه همین عرض کرده و عرض می کنم؛ از نظر من مصداقی اگر هم قصد اصلاح داره و آگاهانه یه جمشید تفرشی دیگه نیست؛ با اینجور برخوردها و منم منم کردنها و لجنمال کردن بسیاری ارزشها و ... فقط یه عمل انتحاری نهایی از تفرشی کم داره! خدا کنه من اشتباه کرده باشم و مصداقی هم در اصلاح مورد نظرش صبورتر باشه!

برگردیم به تقاضای پیشین من از شما در مورد شرح چگونگی نجات شما از کشتار 67. اگه بصورت یه مقاله یا نظر همینجا یا جایی بنویسین که خیلی ممنون، و گرنه ممکنه بفرمایین کدوم جلد و کدوم صفحه/صفحات از خاطراتتون رو باهاس واسه شرح نجاتتون از کشتار 67 رژیم جنایت پیشه حاکم خوند.

مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های اسیر لیبرتی و هزار اشرف یادتون نره!

رفیق سائل.

ناشناس گفت...

يك سري اطلاعات مثل اينكه دانشجو مشروبات خيلي خوب و خيلي معروف ميخورد، قابل فهم هست اگرچه خيلي دقيق نيست، يعني همه مي فهمند كه كسي كه اين همه پول دزديده و برده و خورده مسلما عرق دست ساز نمي خورد بلكه ويسكي جاني واكر ١٢ ساله و كنياك هنسي ميخورد.
اما در مورد حرفهايي كه اين كامران دانشجو وقت جماع كردن و تجاوز كردن ميزند، من متحير مانده ام كه آقاي مصداقي از كجا مي داند؟ وقت جماع كردن در اتاق خواب فقط همين حيوان يعني كامران دانشجو حضور داشته و آن زن بيچاره و بدبختي كه قرباني شده. آيا نفر سومي هم در اتاق حضور داشته؟ چنين اطلاعاتي رو كه كامران دانشجو موقع جماع كردن، ٤ دست و پا راه ميرود و اشهد و تكبير ميگويد آقاي مصداقي از كجا ميداند؟ از خود كامران دانشجو شنيده؟ يا زن كامران دانشجو برايش تعريف كرده؟
كنجكاو

ناشناس گفت...

آقا مجتبی سرکار اول جرأت کن به اسم و عکس خودت بنویس. بعد هم بستان بزن ببینم تو که رد سر هم بیانیه صادر میکنی و درس اخلاق میدی. چند مرده حلاجی.

نفهم

ناشناس گفت...

نفهم
پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی است.
حالا چرا اینقدر هیجان زده شده ای که انگار عکس و و اسم من علاج همه دردهای توست.
مشکلی برای اسم و عکسم ندارم اما غیر از اینکه نمی دانم چه دردی از ترا درمان می کند موضوع استفاده از حق و حقوق خودم هم هست. در این صفحه هیچ الزامی به نوشتن اسم و عکس برای نظر دادن نیست و هر کسی می تواند نظر بنویسد. تاکیدم بر رعایت خطوط قرمز اخلاقی اول از هر چیز برایم یک وظیفه انسانی است چون هنوز احساس انسان بودن دارم خود را موظف به دفاع از حقوق اولیه هر کسی می دانم مخصوصا وقتی که آن کس دشمنم باشد. آخر دفاع از حقوق دوست که هنر نیست. نمی دانم چند مرده حلاجم اما اینقدر مردانگی دارم که در جنگ با دشمنم به هر وسیله ای متوسل نشوم. این قدر اخلاق دارم که در ظلمی که به دشمنم می شود آآشفته می شوم. من شکنجه گر نیستم واز شکنجه دشمنم بیزارم.چه می شود کرد؟ تقدیر ما هم این بود که در راه آزادی اسیر تعهد و وفای خود به انسان ماندن بگردیم.

مجتبی

جهانگیر گفت...

برادران و عزیزان،

نمی‌دانم چرا این‌قدر مته به خشخاش میگذارید و به این که "برادر کامران" در حین عملیات ضد امپریالیستی اشعار مذهبی و میهنی سر می‌دهد گیر می‌دهید و اظهار تردید میکنید. برای رفع هرگونه ابهام ( این یک تیکه را همه از برادر مسعود یاد گرفتیم) به متون قدیمی اسلامی رجوع کردم تا ببینم آیا در سنت و سیره پیشگامان اسلام انقلابی از چنین نمونه‌هایی خبری است و یا این یک نوآوری بدیع از نوع اسلام ناب محمدی جمهوری اسلامی است؟

دیدم ای دل غافل بی‌خیال پیشگامان اسلام انقلابی و مجاهدین صدر اسلام، خود طرف اصلی، منبع نور و ایمان، یگانه روشنی‌بخش ناسوت و لاهوت، محمد مصطفی صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم خود در این زمینه پیشتاز و جلودار بوده است.

ازآنجایی روشن‌فکران و انقلابیون یکتاپرست و توحیدی ایرانی ‌یک عمری دیالکتیک، تکامل، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، اشعه لیزر و فرمول‌های انیشتن را از تعلیمات اسلامی استنباط نموده و در پاچه مان کرده‌اند، شخصاً به متون ترجمه شده به فارسی این عزیزان دیگر اعتماد نمی‌کنم و هرازچندگاهی پس از چند روزی دوش نگرفتن و ریش نزدن به مساجد پاکستانی و یا اندونزیایی رفته و با قرض گرفتن ترجمه‌های انگلیسی متون اصیل اسلامی آشنایی خودم را با این ایدئولوژی ظلمت سوز هر چه بیشتر می‌کنم. این بیچاره‌ها پاکستانیها، افغان‌ها، مصری‌ها خیلی از ما صادقترند و چیزهای عجغ و وجغ به ریش اسلام عزیز نمی‌بندند. در میان روزه گرفتن، نماز خواندن، "طارت" و دعا، گاهی کتاب‌های اصیل اسلامی را به انگلیسی ترجمه می‌کنند تا فرزندان دلبند شان بخوانند و از گمگشته گی و خلأ روحی نجات پیدا کرده و خدای ناکرده با هفت تیر و تفنگ به جان مردم‌ در رستوران و دیسکو نیافتند و آن‌ها را ۵۰ تا ۵۰ تا لت و پار نکنند!

چشمتان روز بد نبیند، تا دیدم که "کامران جان" در این‌گونه مواقع گویی در حال کندن در خیبر است، یاد صحیح البخاری افتادم که در وصف مناقب و و فضایل ام المؤمنین عایشه حدیث ۱۱۹ می‌فرماید (ازآنجایی‌که از انگلیسی ترجمه کردم به بزرگواری خودتان ببخشید ) :

نقل می‌کند عبدالله بن عبدالوهاب از حماد که ازهشام نقل می‌کرد که پدر او می‌گفت: مردم در روز بلوغ عایشه به نزد رسول‌الله صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم هدایا می‌فرستادند. عایشه می‌گفت دوستان من-- منظور همسران دیگر رسول‌الله صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم-- در خانه ام‌سلمه( یکی از زنان خیلی پیر و پاتال رسول اکرم--ترجمه از خودم ) جمع شدند و گفتند: آی ام‌سلمه به الله سوگند ما هم همین هدایایی را که مردم برای عایشه می‌فرستند و او دوست دارد، بسیار دوست می‌داریم. شما بایستی به پیامبر خدا صلی‌الله علیه‌وآله‌وسلم بگویی که به مردم بگویند که به هنگام نوبت ما برای ما نیز در نزد پیامبر ( ص) هدایایی بفرستند. ام‌سلمه این را به پیامبر (ص) گفت ولی پیامبر (ص) اعتنایی نکرد و دور شد. وقتی که پیامبر (ص) بازگشت ام‌سلمه دوباره آن را تکرار کرد، پیامبر صلی‌الله دوباره اعتنایی نکرده و دور شدند. ( تا سه نشه بازی نشه) وقتی که پیامبر بازگشت و ام‌سلمه آن را برای سومین بار تکرار کرد، پیامبر ( ص) گفت: اوه، ام سلمه با این حرف‌ها که عایشه را آزرده می‌کند مرا به دردسر نینداز که به الله سوگند الهامات الهی (به عربی نوشته وحی، به انگلیسی نوشته الهامات الهی ) با هیچ‌کدام از شما در زیر پتو به من نازل نشده مگر با عایشه ( به عربی نوشته زیر لحاف --والله ما نزل علی الوحی‌ و انا فی لحاف-- ولی انگلیسی نوشته پتو ---به شخصه زیر لحاف را از لحاظ ترجمه مناسب‌تر می‌بینم چرا که خودمان هم در فارسی محاوره ای زیر لحاف داریم!!)

ببینید برادران فقط این برادر کامران نیست که تکبیر می‌گوید و شعارهای ملی و میهنی می‌دهد، رسول اکرم خودمان زیر لحاف هنگام رومانس به ام المؤمنین کلی آیه و سوره آفریده. هم عبدالله خبردار شده هم حماد هم هشام و هم پدر هشام، تازه شما آمده‌اید در قرن ۲۱ و عصر انفورماتیک یقه ایرج را گرفته‌اید که تو از کجا می‌دانی؟=====>

جهانگیر گفت...

======>می‌دانم که موحدین یکتاپرست و انقلابیون ناب توحیدی وطن شهیدپرور مان که همواره مشغول غبار زدایی از رخ دین هستند، احادیث صحیح البخاری را به واسطه دور بودن از تشیع سرخ علوی و انقلابی مردود شمرده و احتمالاً آن را با انبوهی از مستندات دیالکتیکی و تکامل تاریخی که در احادیث شیعی مانند "درست الشوفاژ" ثبت‌شده، مردود خواهند شمرد. فقط خواستم بگویم شاید این برادر کامران به واسطه دید باز و سعه صدر اسلامی، خود را محدود به سنت‌های ریشه دار شیعی از قبیل صیغه و یا وطی با احشام نمی‌کند و سنت‌های رسول اکرم را که از نحل دیگر اسلامی برای ما به ارث مانده، سپاس می‌دارد!

خدا پدر جاکش امام خمینی را بیامرزد که در یکی از سخنرانی‌هایش در حالی که عصبانی شده بود، به ناگهان کنترل خود را از دست داد و در حالیکه با دست به معامله خود اشاره می‌کرد گفت: "آقا، این‌ها از آزادی فقط همین را می‌خواهند" خبر نداشت که وکلا و وزرای خودش در دیکتاتوری هم فقط همین را می‌خواهند.

جواد گفت...

آقای مجتبی

شما نوشته اید که
وارد شدن به حوزه زندگی خصوصی مخصوصا روابط سکسی افراد کار درستی نیست

آیا اغفال و تجاوز به دختران و زنان حوزه خصوصی افراد محسوب می شود؟

ناشناس گفت...

آقای جواد
تعجب می کنم که چرا شما اصل حرف مرا را گذاشته ای و از همه عرایضم من روی "تجاوز" زوم شده ای !
آقای مصداقی فساد اخلاقی و روابط جنسی بی دنده و ترمز کامران دانشجو (که قطره ای از دریای فساد عمومی جامعه زیر سایه حکومت اسسلامی و ولایت فقیه است) را با کلمات بسیاری مثل اغفال و سو استفاده و قرار و مدار جنسی وصف کرده و یک جایی هم تجاوز را بکار برده. اینطور که من از نوشته مصداقی ( که برایم خاطره مقالات زن روز زمان شاه را زنده می کند ) می فهمم همه روابط جنسی دانشجو تجاوز نیست و در "بحث شیرین" شیطان پرستها که آقای مصداقی شرح داده سبد لباس زیر و چهار بار بطور اتفاقی! همخوابه شدن آن خانم و دانشجو و غیره صحبتی از تجاوز نیست. تجاوز در حقوق یک معنی مشخص دارد و سو استفاده و فریب و قرار و مدار جنسی و غیره از نظر حقوقی تجاوز محسوب نمی شوند.
بهر حال اصل موضوع بحث من این نیست. احساس می کنم چنین نوشته هایی با ویدئوی شکنجه زن سعید امامی در اوین هر دو روح مشترکی دارند.

مجتبی

ناشناس گفت...


پرویز ثابتی یا فلاحیان، همچنین رجوی، وقتی می‌خواستند کسی را زمین بزنند یا براش پرونده سازی کنند، و مزه بریزند، به کمک حوریان گوش بفرمان خودشان، در یک عملیات تدریجی !! یواش یواش به سوژه نزدیک می شدند و زیر پای او می نشستند و با هم به خلوت می رفتند.
بعد، در اندرونی که تنها می شدند، یه جورایی، از خودشون و اون بابا نوار و در صورت امکان، فیلم تهیه می کردند و گزارش می دادند. حالا هم همین طور است.
اما آیا این کارا صحیح است؟ چقدر ما بدبختیم واقعاً. حوری

ناشناس گفت...

سلام حوری

منظور تو این است که یک جناحی از وزارت اطلاعات با هدف پرونده سازی از رابطه های جنسی کامران دانشجو فیلم و نوار تهیه کرده و برای آقای ایرج مصداقی فرستاده است؟
شاید بهتر این است که از خود آقای ایرج مصداقی درباره منابع اطلاعاتی اش که ظاهرا خیلی دقیق و بی برو برگرد هستند سوال کنیم.

غلام

مش باقر گفت...

غلام جونم من فکر میکنم تو جای فقهت درد میکنه اقا ایرج تا حالا چندین جلد افشاگری نوشته و حتمن چنین آدمی یه سرنخائی داره که اطلاعات میگیره خوب تو قبول نداری نخون گوش نکن حالا بیاد سر نخ اطلاعاتو بده که بگیرنشون!! این نظر مصداقیه تو میخای بخون میخای نخون ولی موش ندون قربونت برم اصلن فکر کن به اینم وحی میشه اخه چرا تو پیغمبرو باور میکنی از اسمون هفتم بهش محی میشه ولی قبول نداری شاید چند نفر هستن اطلاعات میفرستن از ایران چون میدونن ایرج مصداقی کارش افشا گریه. لعنت بر آخوند
نماز و روزه قبول

فرشاد گفت...

این کامران دانشجو پیرو راستین امام خامنه ای هست و تمام کارهایش و اینکه موقع ... قرآن و حدیث میخواند کاملا منطبق بر دستورات شرع است . میبخشید ولی این متن مال سایت
http://www.quran.porsemani.ir/node/3102اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه هاست ملاحظه کنید می فهمید کامران دانشجو چرا دعا میخواند
(((((((((((((((((((((((((((
اداب عمومى زناشويى:
«مستحبات» 1- گرفتن وضو 2- گفتن بسم اللّه‏ 3- در هنگام جماع تعجيل نكند و زن را براى آن آماده كند تا او هم كاملاً لذت ببرد. 4- جماع در شب‏هاى دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه يا جمعه باشد. 5- هنگام جماع با زن ملاعبه و بازى كند تا او كاملاً آماده شود. 6- جماع را وقتى انجام دهد كه زن ميل دارد. 7- نزديكي بهتر است در اول شب نباشد بلكه ساعاتي بعد از خوردن شام باشد زيرا معده پر است نزديكي موجب قولنج و فلج و رعشه و نقرس و سنگ درون و چكيدن بول و فتق و ضعف بينايي مي شود. امام رضا(ع) فرمود اين عمل را در آخر شب انجام دهيد. زيرا براي بدن صالحتر و مايه اميد بيشتر و ذكاوت بيشتر براي فرزند كه در آن ميان ايجاد مي كند مي باشد. (سفينه البحار ، ج 1، ص 181)
در اين رابطه، موارد مكروهى نيز وجود دارد كه بهتر است از آنها پرهيز گردد: 1- جماع در شب و روزى كه ماه و خورشيد گرفته است. 2- هنگام غروب خورشيد. 3- هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب. 4- شب اول ماه غير از ماه رمضان. 5- در شب آخر ماه. 6- جماع بعد از احتلام در خواب. 7- جماع در اتاقى كه بچه‏اى وجود داشته باشد. 8- نگاه كردن به فرج هنگام جماع. 9- جماع به صورت عريان. 10- جماع در زير آسمان. 11- جماع رو به قبله و پشت به قبله. 12- هنگامى كه شكم پر است. 13- جماع در جايى كه كودكى باشد كه به آنها نگاه كند يا سر و صداى آنها را بشنود، هر چند چيزى متوجه نشود. 14- جماع در فرصت بين اذان و اقامه نماز كه مخصوص اعمال عبادى است. 15- جماع بدون وضو يا غسل. 16- جماع در شب عيد قربان. 17- جماع در شب عيد فطر. در غير اين مواردي كه مكروه است در ساير مواقع نزديكي و مقاربت اشكالي ندارد. براى آگاهى بيشتر ر.ك: ـ ازدواج مكتب انسان‏سازى (جلد سوم)، دكتر پاك‏نژاد - حليه المتقين، ص 70 - 75، علامه مجلسى - ازدواج و مسائل جنسى، گروهى از نويسندگان - بهشت خانواده، دكتر سيد جواد مصطفوي در ضمن براي جلوگيري از حاملگي بايد: 1. از انزال مني در رحم زن خودداري كنيد يعني جلوگيري طبيعي انجام گيرد. 2. اگر در انجام كار فوق (جلوگيري از انزال در رحم) مطمئن نيستيد از قرص جلوگيري استفاده كنيد يعني از زمان شروع عمل جنسي هر شب يك قرص جلوگيري خانم مصرف كنند. راه هاي ديگري نيز براي جلوگيري وجود دارد كه بعد از ازدواج و عروسي با مراجعه به مراكز بهداشت مي توانيد اطلاعات لازم را به دست آوريد يا از دوستانتان كه ازدواج كرده اند و در اين زمينه تجربه دارند سؤال كنيد. فعلا مطمئن ترين راه براي جلوگيري موقت استفاده از قرص جلوگيري است كه خانم بايد استفاده كند
علاوه بر مراعات اداب و زمان آميزش، موارد زير نيز در اين زمينه مؤثر است (ان‏شاءاللَّه): الف) همواره دعا كردن و از خداوند طلب فرزند صالح نمودن به ويژه دعاهاى قرآنى مربوط به اين موارد؛ مانند: 1- «{/Bرَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ اَلدُّعاءِ{w6-15w}{I3:38I}/}»، آل عمران، آيه 38) 2- «{/Bرَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اِجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً{w4-16w}{I25:74I}/}»، (فرقان، آيه 74) 3- «{/Bرَبِّ اِجْعَلْنِي مُقِيمَ اَلصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ{w1-11w}{I14:40I}/}»، (ابراهيم، آيه 40) و... ب ). (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها،

جواد گفت...

آقای مجتبی
احساسم این است که بعضی مسایل را باهم قاطی می کنید.
آیا در مورد فضاحت اخلاقی بیل کلینتون که علنی شد. هیچگاه این سوال مطرح شد که چرا اسرار خصوصی بیل کلینتون افشا شده؟ و این مسایل خصوصی است؟ چرا چون او زن داشت و کارش خلاف عرف و اخلاق اجتماعی بود و بنابراین اجتماع حق دارد که از او حساب بخواهد که چرا عمل خلاف اخلاق اجتماعی انجام داده؟ اگر زن نداشت حتما که کسی این مساله را مطرح نمی کرد.
رقبای او با این مساله بازی نکردند البته که کردند. آیا کسی توانست بگوید چرا با این مساله سیاسی کاری می کنید؟‌ نه و اگر هم گفت کسی نشنید چون بالواقع فضاحت اخلاقی بود.
آیا کسی در آمریکا این کار را نمی کند؟ چرا می کنند. ولی این کار بر خلاف اخلاق شناخت شده ی اجتماع است و اگر متوجه بشوند برای خاطی بلحاظ اخلاقی موجب شرمساری است و اصلا نمی تواند بگوید که بابا طرف راضی بوده حالا گول خورده یا نخورده به خودش مربوطه.
اما هدفم از این مثال چیست؟ هدف این است که بگویم دو موضوع را نباید باهم قاطی کرد. و آن افشای خود عمل است و دیکری بهره برداری سیاسی از آن

اما در مورد این فرد مشخص اگر این فرد یک فرد حزب اللهی معمولی بود هیچ وقت افشای اسرار فردی و اعمال خلاف اخلاقش جایز نبود ولی وقتی در مقام سیاسی قرار می گیرد و وقتی برای امور اخلاقی سینه چاک می دهد و از جداسازی زنان و مردان در دانشگاه به نام اسلام و انقلاب دم می زند آنگاه نه به مثابه یک فرد بلکه به مثابه فساد یک سیستم و محصولات این دستگاه باید به افشای آن پرداخت. این کاملا با استفاده رژیم و وزارت اطلاعاتش از این موضوع تفاوت دارد.

ناشناس گفت...

آقای جواد

مثال شما را خواندم و خیلی ببخشید اما احساسم این است که طرز تفکر عمه نود و پنج ساله ام از شما مترقی تر است.
من نه فرهنگ گاوچرا نهای آمریکایی ام را دارم و نه سیاسی ام با آن معنی که شما از سیاست می کنید. شاید هم دلیلش این است که بقول شما سیاست را با انسانیت قاطی کرده ام.

مجتبی

جواد گفت...

وقتی پاسخی برای مخاطب ندارید عصبانی شدنتان مفهوم است.

حمید ع گفت...

از همان اغاز برای مشروب خواری شلاق میزدن، برای بد حجابی و یا ارایش با تحقیر دستگیر و زندانی میکردن و حتی شلاق ، سرکوب و دستگیری مردم به کوچکترین بهانه غیر اسلامی بودن ظاهر. اینها بخاطر روابط جنسی مردم را زندان و حتی اعدام و سنگسار کردن، ولی مسئولان همین رژیم به کثیفترین پلیدی ها الوده هستند.این حق مردم است که از این پلیدی ها اگاه شوند و ماهیت واقعی مسئولان بالای همین رژیم را بشناسند. این مسخره است و خنده دار که کسی به بهانه حق شهروندی این مسئولان به این افشاگری ها اعتراض کند. در همه جوامع مترقی و متمدن افشا اعمال خصوصی مسئولین و افراد سرشناس، که حتی برای افراد معمولی غیر قانونی هم نیست، جزو حق اگاهی عمومی مردم شناخته میشه و حتی وقتی در مواردی به دادگاه کشیده شده دادگاه به نفع اطلاع عمومی رای داده ، گر چه برای افراد معمولی غالبا بر عکس به نفع حق حفاظت از حریم خصوصی و عدم افشا رای میدن.
حالا اگر طبق قوانین ان کشور ان اعمال جرم حساب میشه چطور میتوان به بهانه حق فردی مخالف افشا ان اعمال غیر قانونی شد؟

مجتبی خودت باید از جنس همین مسئولین و پلیدان جنایتکار باشی که با این افشاگری ها اینطور ابلهانه و زیر پوشش حقوق فردی مخالفت کنی و مسخره تر ان را با شکنجه دشمن مقایسه کنی!!؟؟ و بدتر از همه بعد از دفاع از این جنایتکاران و فاسدان حاکم خودت را انسانتر بدانی!!؟؟ شایدم تو خود ان مردک کامران دانشجو جنایتکار هستی؟؟

ناشناس گفت...

حمید ع
اگر جواب درست و منطقی داشتی مطمئنا نیازی به بی ادبی نداشتی. منتها برای جواب داشتن باید اول فکر کرد و برای فکر کردن شعور و مغز لازم است که تو با آن بیگانه هستی. بهمین دلیل هم نمی توانی بدون گند گاو جاله دهانی بی حد شعبان بی مخ ها و حزب الهی های هم سنخت هم حرف بزنی.
اگر دی ان ای ترا بررسی کنند به احتمال زیاد اصل و نسب واجداد ترا از قبرس وارد کرده اند.
مجتبی

ناشناس گفت...

آقای جواد
قصد توهین ندارم ولی بدون تعارف باید عرض کنم که عصبانی نشدم بلکه خیلی متاسف شدم از اینکه دیدیم طرز فکر شما چقدر عامیانه است. بهمین دلیل هم به نظرم ادامه بحث دیگر ضرورتی نداشت.

مجتبی

حمید ع گفت...

مجتبی اتفاقا جوابت روشنگر ماهیتت است! جهالت و کثافت را در زرورق هم که بپیچی باز همان است.
فکر میکنی در این رابطه اگر اسمی از دی ان ای ببری نظرت علمی تر میشه و قابل قبولتر؟ یعنی انقدر ابلهی که نفهمیدی این نشان میده نژاد پرستی و یکی که خودشو اینقد ر انسان جا میزنه که افشا فساد دژخیمان جمهوری جهل و کثافت را برابر با شکنجه کردن دشمن میدونه نمی تونه نژاد پرست هم باشه؟
من وقتی میخواستم جواب تو را بدم احتمال دادم یا باید از همین رژیم سراسر فاسد و یا یکی از دشمنان رنگارنگ اقای مصداقی از مزدوران رهبر عقیدتی تا چپ های رنگارنگ پوسیده در خارج کشور باشی. ولی به نظر من این دشمنان رنگارنگ حداقل از فساد این رژیم دفاع نمیکنند و اینطور نمسوزند!! . نه تو باید از همان رژیم باشی و یا یکی از اقازادهای همین مسئولین فاسد که با بورسیه های دزدی به ولگردی و خوشگذرانی در خارج مشقولند و نسل جدید دزدان فاسد حاکم . شایدم یکی از توله های بورسیه خارج کشوری خود کامران دانشجو باشی؟.!!! هر چه هستی حداقل تا اینجا بنا به نوشته خودت یک فحاش به مبارزین ازادی خواه مثل اقای مصداقی، یک مدافع عدم افشا فساد حاکم در ایران، و یک نژاد پرست هستی.

جواد گفت...

آقای مجتبی
شاید طرز فکر من لااقل از نظر شما عوامانه ( َعوامَ انه) باشد البته تا آنجا که به این بحث بر می گردد این عمدتا َخواصَ هستند( چه از نوع بابصیرت و چه از نوع بی بصیرت) که به این افعال غیر اخلاقی ( بنا به عرف اجتماع) دست می زنند ولااقل بنده از اینکه در این مورد ( والبته کلیه موارد) جزو خواص نیستم ناراحت نیستم. و شما هم همان که خودتان تشخیص داده اید درست است.بهتر است بحثهایی شیرین از این قبیل را با خواص دنبال کنید.
درضمن پاسخی که به حمید دادی را خودت یکبار مرور کن ببین کدامتان در اهانت بیشتر جلو رفته. قضاوت با خودت.

ناشناس گفت...

حمید ع
بررسی و ریشه یابی اجداد افراد و جوامع با دی ان آی یک روش علمی است که بیشتر از بیست سال است در بیولوژی برای بررسی علمی مسیر مهاجرت و جابجایی جوامع مورد استفاده قرار می گیرد و ربطی به ایده های نژاد پرستانه ندارد. (مثلا برررسی چگونگی وارد کردن اجداد تو از قبرس). فکر می کنم تا همینقدر توضیح هم به سر تو زیادی می کند و تمام می کنم چون بقیه نوشته ات ارزش جواب دادن ندارد.

مجتبی

ناشناس گفت...

آقای جواد
شما آدم محترمی هستید و اگر کامنت ها را دقیقا مطالعه کنی می بینی که بی ادبی را آن مردک بزرگوار شروع کرد و نمی دانم آیا برای شما بی ادبی بالاتر از مزخرفات او هست یا نه. من به او اتهام همکاری با رژیم و غیره را نزدم و فقط احتمال دادم که ریش و ریشه اش از قبرس آمده اند والسلام.
بگذریم و ارزش وقت صرف کردن ندارد.
من آنچه که درباره طرز تفکر شما نوشتم متاسفانه واقعیت احساسم است و در اینگونه موارد به نظرم ادامه بحث لزومی ندارد. ببخشید و همانجا هم از بکار بردن صفت عوامانه درباره شما عذر خواهی کردم ولی قصدم توهین نبود بلکه عین اعتقادم بود منظورم مثال شما درباره کلینتون و ارزشهایی اعتقادی نهفته در آن است.
باز هم ببخشید واز اینکه بحث را ادامه ندادم. امیدوارم در آینده در موضوعات دیگری بتوانیم با هم تبادل نظر کنیم.

مجتبی

حمید ع گفت...

نگفتم جهل و کثافت را در زرورق هم که بپیچی باز ماهیتش همان است. گویا از سالها ولگردی در خارج با پول بورسیه چیزی نیاموختی و همینطوری بر میگردی جای بابات در حکومت اخوندی، ابله تو داری به مردم شریف و تاریخی قبرس کثافت نژاد پرستانه خودت را نسبت میدی.

حمید ع گفت...

وقتی جواب جفنگیات هوادار فساد اخوندی، مجتبی، را میدادم که به اصطلاح خر قبرسی اشاره کرده بود که در ضمن توهینی به مردم قبرس هم هست. باید اظافه کنم که این اصطلاح ریشه تاریخی دارد و امریکا در زمان مصدق در سال 1330 برای کمک 107 الاغ از قبرس به ایران میفرستد که در نشریات ان زمان مورد تمسخر قرار میگیرد. بحر حال هدف مجتبی از این فحاشی ها کم کردن تاثیر افشاگری فساد مسئولان رژیم سراسر فاسد ولی فقیه اسلامی است.

حمید ع گفت...

خوشحالم که میبینم حداقل تاثیر جواب من به مجتبی به غلط کردم افتادن در مقابل اقای جواد است، اگر نه این گونه افراد را وقتی بی جواب میزاری هیچ حد و مرزی ندارن.

ناشناس گفت...

حمید ع
نوشته ای که من با نسبت دادن اجداد تو به قبرس دارم به مردم شریف و "تاریخی"!؟ آنجا توهین می کنم. نگفتم چیزی نمی فهمی و البته دور از انتظار هم نیست. برای اینکه "خودت فهم"بشوی فقط اشاره می کنم که ضرب المثلی هست در فارسی که می گوید«خر کمه از قبرس میارن». این ضرب المثل زمانی به کار می رود که بخواهند شدت حماقت و بلاهت کسی را (مثل سر کار) بیان کنند . ریشه این مَثل به سال 1330 باز بر می گردد در زمانی که تازه حکومت بلشویک ها در شوروی قدرتمند شده بود، دولت آمریکا تصمیم گرفت برای جلوگیری از نزدیک شدن کشورهای همجوار شوروی به کمونیسم، کمک هایی برایشان بفرستد. این پروژه تحت عنوان «اصل 4» که بعدها به نام «هری ترومن» رئیس جمهور آن وقت آمریکا به «اصل 4 ترومن» معروف شد، اجرا شد. در آن زمان چون دولت ایران با مشکل مالی زیادی به دلیل قطع صادرات نفت روبه رو شده بود، از آمریکا تقاضای کمک کرد. پس از 6-5 ماه اصل 4 ترومن برای کمک مالی به دولت ایران، 105 رأس خر قبرسی ( اجداد سیاسی سرکار) را با 8 فروند هواپیمای «داکوتا» به ایران فرستاد. علاوه بر آن برای اصلاح بهداشت روستاهای ایران حدود 10 هزار توالت فرنگی آهنی ارتش آمریکا را که مازاد بر مصرف زمان جنگ بود، به ایران ارسال کرد. روزنامه ها و مردم این کار آمریکایی ها را مسخره کردند. از آن زمان، بر زبان مردم افتاد که هروقت می خواستند کسی را به خاطربلاهت و حماقت اش مسخره کنند، می گفتند: «خر کمه، از قبرس میارن؟!
فهمیدی یا باز هم اینبار می گویی به هشت فروند هواپیمای شریف و تاریخی آمریکایی توهین کرده ام؟
مجتبی

عرعر ک.خر قبرسی گفت...

خدا پدرو مادر شما را رحمت کند پای مرا بمیان نکشید من هیچ ربطی به مجتبی و حمید ندارم و اصلا سیاسی نیستم. عده ای هم می گویند اجداد مرا آمریکائیها آوردند و اینجابا ارتباطاتی که ملاها با برخی ازاجداد ما گرفتند نسل جدیدی از ملاها ایجاد شد که مردم را بدبخت کردند این هم دروغ است خر قبرسی هیچوقت با آخوند رابطه نداشته ما خریم و زحمتکش پای ما را وسط این دعوا نکشید

ناشناس گفت...

راست می گویی عر عر ک
نسبت دادن امثال جمید ع به خر قبرسی یا خر بغدادی یا هر خر دیگری جفای به خر است چون خر در مقابسه با امثال این مردک گوگل ست.

مجتبی

ناشناس گفت...

جناب مصداقی

آیا در تحقیقات شما درباره فساد اخلاقی کامران دانشجو مورد در همجنس بازی هم هست یا نه همه مربوط به دختر و خانم بازی و اغفال اینهاست؟

فرشاد


جواد گفت...

من اساسا با صحبتهای مجتبی مخالفم و بنظرم از فرط دیدن نامردمیها دچار وسواس شده و مدام از این میترسد که مبادا بی اخلاقیهای ارتجاع غالب و مغلوب (بنی امیه و بنی عباس) دامن ما را هم که مدعی دموکراسی هستیم بگیرد. این البته ملاحظه بجایی است ولی نباید ما را از مسیرمان بازدارد.
در هر حال این نظر من است ولی بنظرم ادامه ی بحث و نازل کردن آن به حد دعوای شخصی درست نیست.
با زبان بهتری هم میشود با هم سخن گفت. ما دشمن مشترکی داریم. در این همه متفقیم پس حول همین متحد شویم. اگر کسی با ما مخالف است تحملش کنیم والا فرقمان با ارتجاع در دو مدلش چیست.

حمید ع گفت...

اقای جواد مشگل این مجتبی حقوق فردی و شهروندی نیست مشگل او اقای مصداقی است! ، اگر توجه کنی قبل از جواب من و به غلط کردم افتادن او، او از موضع بالا و خود را انسانتر جلوه دادن به چند نفر که منتقد نظر او بودن توهین و فحاشی کرد و حقوق فردی انها را نقض کرد. !!! مجتبی لمپنی است که فکر میکنه با خطاب کردن خر و الاغ به من و اجداد من امتیازی کسب کرده ! بنا بر این او نمیتونه مفهوم حق شهروندی را درک کند.

ولی اینکه در کامنت شما به موضوع رفتار اقای رجوی اشاره شده، من نظر خودم را در مورد تفاوت این دو میگم.

این دو موضوع کاملا با هم متفاوت است. در جریان جدائی مترجم عربی رجوی ازسازمان حقوق او در حفاظت از حریم تمایلات خصوصی او (اگر حتی فرض را بر این بگذاریم که رجوی راست میگوید) که ربطی و نفعی به عموم ندارد نقض شد. رجوی میگوید که او تمایلات جنسی به همجنس داشته و برای اثبات رجوی به گزارشات خود او بر ضد خودش و گفتار کارگران عراقی اشاره کرده. گزارشات بنا به شهادت همه جدا شدها اجباری و متداول بوده و در خیلی از موارد ساختگی و تحت فشار مسئولین انجام میشده و گفتار کارگران عراقی هم طوری با فرهنگ سازمانی و جملات معمول در تشکیلات بیان شده که غیر ممکن است یک کارگر بی سواد عراقی اینطور بیان سیاسی ایدیولوژیک داشته باشد
ولی حتی اگر فرض را هم بر راست بودن این موضوع بگذاریم اعلام عمومی ان با جزئیات هیچ سودی برای عموم نداشت و جز ترساندن او و دیگران و به سکوت کشاندن انها هدفی نداشت.
و این مشروعیت ندارد و حتی در کشوری متمدن قابل شکایت به دادگاه است.
اتفاقا اگر درست یادم باشد اولین نفری که به این عمل رجوی اعتراض کرد اقای مصداقی بود و بعد از او بود که دیگران به ان اعتراض و مخالفت کردن.

ولی در مورد کامران دانشجو او از موقعیت و قدرت و پول خود در حاکمیت سواستفاده میکند تا تمایلات جنسی خودش را ارضاع کند، این دیگر خصوصی نیست، مشروع نیست و فساد است، اعمالی است که حتی در قوانین ان کشور غیر قانونی است و مردم عادی به شلاق، زندان و حتی اعدام محکوم میشوند.
اینجا نفع عمومی در افشا و محکوم کردن این فساد است و درست بر عکس حاکمیت سعی بر مخفی و پنهان کردن ان دارد. کامران دانشجو تنها فاسد این نظام نیست و این اعمال در تمام تار و پود این نظام تنیده است. منافع مردم ایران در هر چه پیشتر افشا و محکوم نمودن ان است. پس میبینیم در یکی منافع عمومی در حفاظت از حریم خصوصی عضو جدا شده است و بر عکس در دیگری منافع عمومی در افشا برای در اوردن ریشه فساد حکومتی است.

.

حمید ع گفت...

مجتبی اینکه تو در دفاع از نظرات خودت به هر کس که با نظرت مخالفت کرده غیر از توهین و فحاشی چیز دیگری نداشتی بگی نشان از ماهیت توخالی خودت و نظرت داره، برای کسی که امد قمپوز در کنه و خودشو انسان تر و موجه تر از بقیه در دفاع از حقوق شهروندی جا و مخالف شکنجه دشمن و... جا بزنه خیلی وضعت خنده دارو مسخره است. تو فقط امده بودی مقداری چرند و مزخرف به اقای مصداقی بگی ولی دیدی که فقط خودتو مفتضح کردی.

ناشناس گفت...

با درود و قدردانی از زحمات شما جناب یغمایی
آقای یغمایی مدتی است شاهد نظراتی هستیم{منظورم، نوشته های زیر مقالات است} که در بیشتر آنها، نه رعایت ادب میشود و نه حاوی حرف و نکته بدرد بخوری است و گاه مثل نشستهای دیگ و حوض در اشرف سابق، با تهمت و افترا همراه است. آنهم از ناحیه کسانیکه به اصطلاح ضد آن دستگاه خود را می‌نمایند و مثلاً از آن کَنده اند!
اگر قرار بود این امکان که شما با سعه صدر و آزادگی در دریچه فراهم کردید، کلاسی برای تحمل اندیشه مخالف و تمرینی جهت گفتگوی سالم باشد، باید تا حالا نتیجه می‌داد و حاصلش خیلی بهتر از این می‌شد که شاهدیم.
با تشکر از زحمت جنابعالی، ازتون خواهش میکنم در حفظ ستون نظرات ، در دریچه، تجدید نظر کنید.
نوبتی هم باشد، حالا نوبت سایتهای دیگر است. حالا اینکار را بکنند یا نکنند، بحث دیگری است.
مقالاتی که مورد نظر کامنت گذاران است مقالاتی بخصوص است و افراد می‌توانند بروند در فیسبوک خودشان یا فیسبوک مربوطه، نظر خودشان را بنویسند.

در ستون نظرات دریچه گاه افراد نامحرم و مامور، متمایل به استخبارات رژیم و سازمانهای مدعی، آمده اند و زهر خود را ریخته اند و همه به نوعی آنرا حس کرده ایم.
حال مسائل جانبی که برخی نظرات ایجاد کرده و سوءتفاهم هایی که دامن زده، بماند.
آسیب‌های دیگری هم این ستون نظرات داشته که مصلحت نیست اینجا بنویسم.
با عرض معذرت. مجتبا- الف

جواد گفت...

حمید عزیز در مورد فردی که از مجاهدین جدا شده با نظر شما کاملا موافقم و اگرچه من اطلاعات کمی بیشتری در این مورد دارم ولی در هرحال اگر مجاهدین فی الواقع هدفشان مناسبات پاک می بود میبایست بعد از چند بار تکرار او را اخراج کنند ولی آنها فقط برایش پرونده درست کردند تا در صورت لزوم استفاده کنند چنانکه کردند و دیدیم. این وجه ضداخلاقی عملکرد مجاهدین است.
من اعمال خلاف افراد در تشکیلات را از هر کس که باشد تایید نمی کنم ولی برخورد مجاهدین با این موضوع شدیدا غیر اخلاقیست

ناشناس گفت...

حمید ع
واقعا یک لمپن تمام عیار هستی و بهتر است دهانت را ببندی بیشتر از این به خودت گلاب نزنی.

مجتبی

ناشناس گفت...

جهت شناخت کامنت‌گزاران می‌گویم. جناب فرشاد از نظر من دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم است. با ضرس قاطع این را می‌ گویم و تردیدی در آن ندارم.
جناب مجتبی خان هم کمی مشکوک می‌زند. کسی بعد از فعال بودن بخش نظرات دریچه زرد یکباره با این هم و غم وارد میدان شود و درس اخلاق بدهد نوبر است.

ایرج مصداقی

esmail گفت...

دوست گرامی مجنبی
من نمیدانم منظورت چیست روشنتر با میل دریچه بنویس که مشکل کجاست؟
با درود

esmail گفت...

در ضمن بخش معتنابهی از توهین ها توسط خود شما نوشته شده این را هم توضیح بدهید خوبست. از این س تیز سعی بیشتری خواهد شد تا کامنتهای حاوی توهین و بیربط مطلقا منتشر نشود

ب. ترکمان گفت...

آقای یغمائی گرامی
با تشکر از زحمات شما بنظر من ستون نظرات نباید بسته شود . این یک فضا برای شناخت همه ما اگر چه با نام مستعار است.در نظرات ما خیلی خوب نشان میدهیم کی هستیم! بنظر من تنها باید همانطور که خودتان تاکید کرده اید نظرات توهین آمیز و تهمت زننده به هر کس باشد نباید منتشر شود و همچنین نظراتی که میخواهند با دیگران تصفیه حساب کنند یابی ارتباط به نوشته هستند باید منتشر شوند اینطور بخش نظرات فضای سالمی خواهد داشت با تشکر

حمید ع گفت...

این بخش نظرات مثل خاری است در چشم ارتجاع غالب و مغلوب. اینجا شاید تنها جائی است که منتقدان سازمان می توانند در مورد سازمان نظر بدن و گفتگو کنند. سازمان تمام سایتها یش و صفحات فیس بوک و غیره را برای نظرات منتقدین بسته حتی در صفحات فیس بوک بارها دیدم نظرات هواداران شناخته شده خودشان را هم حذف کردن چون کاملا منطبق با خط سازمان نبوده! ، رهبری و مسئولان همیشه و از همان اول هم از تبادل نظر و گفتگو بین هواداران وحشت داشتن.

یک زمانی چاره راه را برای اخلال در بخش نظرات در شلوغکاری و فرستادن نظر به تعداد زیاد زنجیرهای و مطالب بی ربط دیدند، بعد با ایجاد درگیری و و دعوا و فحاشی سعی در بر هم زدن محیط کردن، و حالا هم پشت سر هم پیشنهاد بسته شدن بخش نظرات را میدن!! انهم بطور خنده داری از روی دلسوزی برای صاحب وبلاگ!

اگر به بخش نظرات علاقه نداری، و دانستن نظر دیگران را مفید نمیدانی، و بحث و گفتگو را بی ثمر میدانی، خوب نظرات را نخوان! روی این بخش کلیک نکن که نبینی! اینها سالها در کشورهای دمکراتیک زندگی کردن ولی از ازادی بیان و عقیده و ابراز ان هیچ نفهمیدن. اینها از ازادی وحشت دارن، دشمن ازادی هستند.

ارتجاع غالب که وضعش در مورد ازادی روشن است، این وضعیت ارتجاع مغلوب است که ادعای ازادی میکند و برنامه مینویسد و مرتب بیانیه ده ماده ای صادر میکند ،ولی هنوز به قدرت نرسیده تحمل تبادل ازاد و عمومی نظر حتی بین هواداران و مفافقان خودش را هم ندارد چه برسه به منتقدین متاسفانه این مرضی است که تا حدی تمام نیروهای اپوزیسیون از چپ تا راست به ان مبتلا هستند، ولی در این میان سازمان مجاهدین بدترین ان است..
به نظر من،
در این میان بعضی ها هم مشگلشان فقط مقالات و نوشته های اقای مصداقی است هدف این است که از بخش نظرات نه برای انتقاد بلکه برای زدن اقای مصداقی استفاده کنند. که اینقدر بزنن که طرف را خسته کنند تا انگیزه و انرژی او را تحلیل ببرن تا او را به سکوت بکشند. بعضی هم مثل اینکه از روی حسادت حمله میکنند. یکی که صاحب مقازه چهار نبش بود و چون میخواست بره درون شورا که اخر عمری حقوق بازنشستگی بگیره و صاحب یک صندلی هم بشه و بره کنار مهدی سامع بشینه و بازی شل کن سف کن در مقابل سازمان راه انداخته بود حالا درس شرافت انسانی میده!، اون یکی دیگه که خیلی بلند نظر بود و خودشو خیلی محقق مهمی میدونست و هر چند سال یکبار با یک قاچاقچی و با فاحشه مصاحبه میکرد و ادعا داشت داره کار پایهای میکنه ! دادو بیداد میکرد که مصداقی زندانی بوده او به کار مطبوعاتی و سایت زدن و خبرنگاری چرا داخل شده؟ ما سالها اینجا در این کار بودیم حالا او تازه امده و و .. ؟ و اون یکی دیگه که مرتب پیشگوئی میکرد نئوکانها محال است عراق را ول کنند و .. تا جنگ جهانی چهارم را هم پیش بینی کرد و... که چی؟ از دور خود چرخیدن در این میدان خسته نشدید؟ نزدیک به چهل سال گذشت اخوند هنوز داره میکشه ، میزنه، میخوره و نابود میکنه، ولی تو در خودت غرق شدی.

این یکی بیچاره هم که قمپوز در میکنه که "پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنیست!!" ولی نه تنهی از ازادگی چیزی سرش نمیشه که با فحاشی و تحقیر ، زور میزنه که با کشتن و له کردن پرنده مردنی بودن پرنده را ثابت کند !.

ناشناس گفت...

آقای ترکمان
اگر ستون نظرات مفید و خوب است، خواهشاً از سایتهایی چون پژواک ایران و آفتابگردان {که البته این دو اصلاً از یک جنس نیستند}، بخواهید ستون نظرات داشته باشند. آسیاب به نوبت.

بگذارید آقای یغمائی وقتشان بیشتر آزاد شود تا تاریخ ایران و... را ادامه دهند. گرفتن یک دقیقه حتی از وقت ایشان، ظلم است چون بر خلاف سایتهای دیگر، به نظر می‌رسد دریچه را به تنهایی اداره می‌کنند. امیدوارم سوء تفاهم نشود. اعظم

ناشناس گفت...

جناب یغمایی عزیز سلام و خسته نباشید

کم لطفی می کنید وقتی می نویسید بخش معتنابهی ازتوهین ها توسط من نوشته شده است. انصاف بدهید که من شروع کننده نبودم و فقط جواب توهین ها را دادم. البته بهتر این بود که جواب توهین ها را نمی دادم و از این جهت از شما معذرت می خواهم.
کامنت هایم روشن است و اگر جایی ابهام دارد بفرمایید تا توضیح بدهم.
خوشم آمد از جواب ایرج مصداقی که در برابر همه کامنتهای من فقط نوشت "مشکوک می زند"! اگر حرف ایرج مصداقی را بشود قبول کرد پس منطقا نتیجه خواهیم گرفت که جواب مجاهدین در برابر سوال های ایرج مصداقی نیز قابل قبول است که در برابر دو دفترچه سوال های او فقط نوشتند "مزدور است". حرف دیگری نیست و کامنت هایم هست و خوانندگان می خوانند و قضاوت می کنند که آیا مصداقی مجاز است چنین حواب بدهد یا نه.

با احترام
مجتبی

حمید ع گفت...

خوشم امد که اگر عمه نود و پنج ساله که خیلی هم مترقی هست نتوانست به شما ادب و متانت بیاموزد ولی ما اینجا تونستیم.!
امیدوارم پایدار باشد.

ناشناس گفت...

حضرت اقای مجتبی چند سال است سایت دریچه زرد و بخش نظرات آن فعال است. یک دفعه بعد از یک سری فعل و انفعال سرکار فعال شده‌اید و همه هم و غم‌تان کامنت گذاری در این‌‌جاست از نظر من این اقدام مشکوک است. اگر جرأت دارید به نام و نام خانوادگی خودتان بنویسید تا دوستان متوجه شوند من درست می‌گویم یا سرکار. حتما شما بهتر می‌دانیدکه داغ و درفشی در این‌جا نیست و لااقل خطری جانی تهدیدتان نمی کند.

ایرج مصداقی

ناشناس گفت...

حضرت مصداقی
مسئله خطر جانی و دار و درفش نیست بلکه خیلی ساده تنها یک انتخاب شخصی است با توجه به آزادی انتخابی که در دریچه به کامنت نویسان داده شده است. ظاهرا قراری هم نیست که بهای انتخاب شخصی اتهام "مشکوک زدن" باشد و یا لا اقل اینطور که من می فهمم در ضوابط دریچه چنین چیزی قید نشده است
شما لابد توجه نکرده اید که منهم چند سال است در بخش نظرات دریچه گاه به گاهی کامنت می نویسم که نه مدح بلکه نقد و انتقاداست. اتفاقا همین گاه به گاه کامنت نوشتن بهترین دلیلی می تواند باشد برای اثبات اینکه همه هم و غمم کامنت نوشتن در اینجا نیست. شما بهتر است بجای قضاوت سریع و اکتفا به انگ زدن کردن به نگاه و نظرات دیگرانی که با شما بر سر موضوعات مندرج زاویه دارند فکر کنید و اگر مایل بودید جواب بدهید. شان اندیشه همین است "و گرنه هر که را تو ببینی ستمگری داند".

مجتبی

ناشناس گفت...

سلام آقای مصداقی
جهت اطلاع کامنت گذاران ( با ذ است نه با ز ) با ضرس قاطع و بدون تردید مرقوم فرموده اید که مخلص "دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم" هستم.
جهت اطلاع شما می خواستم عرض کنم که حقیراز " دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم " نیستم. سی و یک سال است که در یک شرکت ساختمانی در جنوب فرانسه کفراژ بند هستم و از سال 1359هم دیگر به ایران نرفته ام. دور و برم بجز کارگرانی که از آفریقا و اروپای شرقی و آمریکای لاتین و اسپانیا و پرتقا آمده اند کسی که ایرانی باشد نیست. رابطه حقیر با ایران فقط آوازهای گلپایگانی است که در اثر تکرار همه را عین خود گلپا سر کارم می خوانم و بعد بعضی از همین نوشته هایی که در سایت های فارسی زبان خارج کشور هست.
اگر سوالی بوددر خدمت تان هستم

روز و روزگارتان خوش

فرشاد


ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
esmail گفت...

رفیق سائل
به شرایط کامنت نویسی لطفا یکبار توجه کن
به کسی نباید توهین کرد نه رجوی نه مخالفان و ناقدان رجوی
بادی تیز و تند و در رابطه با مطلب مورد نظر نقد کرد ولی توهین نه
دیگر اینکه دعوای شما با آقای مصداقی جایش اینجا نیست عزیز. میتوانی مفصل برای آقای مصداقی بنویسی با میل و پاسخ بگیری
در اینجا باید مقاله آقای مصداقی را نقد کرد
من با شما شخصا مشکلی ندارم ولی با کامنتها دارم. لطفا توجه بفرما
با پوزش

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.