ما منتقدیم ما حق داریم منتقد باشیم. ما مخالفیم . ما حق داریم مخالف باشیم.باید سخنان منتقدان و مخالفان و همرزمان را شنید.هیچکس کامل نیست واگر خود را کامل بپنداریم بدون آنکه حتی بخواهیم اندک اندک به سنگلاخ جباریت پای خواهیم گذاشت ولی متاسفانه تاپایان هرگز نه خواهیم فهمید و نه قبول خواهیم کرد که در چه تراژدی و فاجعه ای به بند کشیده شده ایم.دموکراسی حرف نیست یک فرهنگ است باید آنرا شناخت پذیرفت وبه آن عمل کرد. آنان که با کلماتی درشت و پر طنین از دموکراسی سخن میگویند ولی در جزئی ترین کارها دمادم دموکراسی را زیر پا میگذارند دروغ میگویند.مشکل اصلی تاریخ ما امیختگی مذهب و سیاست است. تمام کسانی که صادقانه حتی راه نجات را در حکومتی مذهبی یافتند یا ایدئولوزی برخاسته از مذهب را راهنمای عمل قرار دادند جز به کمک ارتجاع و تیره روزی مردم بر نخاستند. اینان در پایه ها از همان مردابی تغذیه میکردند و می کنند که ملایان حاکم میکنند. باید به مذهب به عنوان مسئله ای شخصی احترام گذاشت ولی باید سوداهای رنگین و مسموم برپائی حکومتی که مذهب ذر آن رسوخ داشته باشد را با تمام مدعیانش به زباله دان ریخت. برای درک این حقیقت باید تاریخ ایران و اسلام و بخصوص تشیع را شناخت.نور!نور باز هم نور بیشتر. پشت درهای کهنه و پوسیده متوقف نشویم. نترسیم! درها را بشکنیم و بگذاریم نورحقیقت و شناخت ما را از این همه کهنگی و ارتجاع بشوید. هرگز فراموش نکنیم که زندگی مادی ما سایه و باز آفریده اعتقادات و باورهای ماست. .

روی تصویر کلیک کنید

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۵, شنبه

مقام و احترام به سگ پیش از اسلام و در فرهنگ ایران باستان

   اهورامزدا گوید: اگر سگ شبانی یا سگ خانگی نبود در روی این زمین آفریده من، خان و مانی پایدار نماندی.

سگ به هشت کس همانند است: از چیز کم خشنود شود و زود رنج است، مانند پیشآهنگ است، برای چهار پایان می جنگد، در پس و پیش خانه می گردد مانند یک رزمی و بیدار و سبک خواب است، خدمتگزار و مانند چاکر است، شبگرد است، بی باک است، شیرین کار است و مانند بچه به این جا و آن جا می دود.سگ نباید آزردن، چه از فروتنان هیچ کس فروتن تر از سگ نیست. به سگ، نان دادن ثوابی است بزرگ.

 

ایرانیان از زمان بسیار کهن ارزش سگ را دریافتند و در زندگی یار و انباز خویش ساختند. آن چنان که در دین آنان به نگاهداری سگ فرمان داده شد و اوستا و دیگر نامه های دینی گواه آن است. در متن های دینی ایرانی سه سگ خانگی، شبانی، و شکاری ستوده شده است. اینک چند بند برگزیده از متن های دینی ایران باستان در باره سگ:

1. وندیداد. فرگرد 11: یکی از پنج گناه بزرگ که هیچ تاوان ندارد آن است که کسی به سگ استخوان درشت و سخت دهد آن چنان که دندان او را بیازارد و در گلویش بماند یا خوراک بسیار گرم دهد آن چنان که پوزه و زبانش را بسوزاند. و دیگر آن که کسی سگی را بزند که تازه توله ای پس انداخته است.

2. وندیداد. فرگرد 13: اهورامزدا گوید: اگر سگ شبانی یا سگ خانگی نبود در روی این زمین آفریده من، خان و مانی پایدار نماندی.

3. همان جا: از اهورامزدا پرسیده شد در این گیتی کدام سرزمین شادتر؟ اهورامزدا گفت: آن جا که مرد پارسا خانه بر پا کند و آن خانه از گاو و خورش و سگ و زن و فرزند و آتش برخوردار باشد.
4. همان جا: اگر کسی سگ را بکشد روانش در روز پسین به هراس و بیم افتد و هیچ کس به فریادش نرسد.

5. همان جا: سزای کسی که سگ شبانی را چنان بزند که جان سپارد هشتصد تازیانه است.. سزای کشتن سگ خانگی هفتصد تازیانه و سزای کشتن سگ شکاری ششصد و سزای کشتن توله سگ پانصد تازیانه.

6. همان جا: گناه خوراک ندادن به سگ شکاری با ندادن خوراک به مهمان برابر است.

7. همان جا: کسی که خوراک از توله سگ دریغ کند چنان است که بچه آدمی را از خورش بی بهره بدارد.

8. همان جا: سگ به هشت کس همانند است: از چیز کم خشنود شود و زود رنج است، مانند پیشآهنگ است، برای چهار پایان می جنگد، در پس و پیش خانه می گردد مانند یک رزمی و بیدار و سبک خواب است، خدمتگزار و مانند چاکر است، شبگرد است، بی باک است، شیرین کار است و مانند بچه به این جا و آن جا می دود.

9. نامه پارسی صد در: سگ نباید آزردن، چه از فروتنان هیچ کس فروتن تر از سگ نیست. به سگ، نان دادن ثوابی است بزرگ.

10: همان جا: اگر سگی را در راهی خفته دیدید آهسته گام بردارید تا بیدارش نسازید.
از این مختصر پیداست که این جانور تا چه اندازه نزد ایرانیان گرامی و ارجمند بوده و از مهر و دل سوزی ایرانیان برخوردار بوده است. می توان گفت که هیچ یک از اقوام روی زمین به اندازه ایرانیان به این جانور سودمند غمخوار نبوده است. اما امروز ایرانیان بر خلاف آیین هزاران سال پیش این سرزمین رفتار می کنند.

ابراهیم پورداوود. «فرهنگ ایران باستان». دانشگاه تهران. چ سوم. 1356. کوتاه شده از برگ های 209 تا 219. 

سگ در فرهنگ ایران باستان - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

۲ نظر:

مش باقر گفت...

درود بر سگ
مرگ بر آخوند

ناشناس گفت...

درود بر شما آقای یغمائی واقعا این شعر چقدر دلمشین است من برای سگ کوچکم این را خواندم امیدوارم فهمیده باشد چون چند بار با خوشحالی پارس کرد
ترانه م