ما منتقدیم ما حق داریم منتقد باشیم. ما مخالفیم . ما حق داریم مخالف باشیم.باید سخنان منتقدان و مخالفان و همرزمان را شنید.هیچکس کامل نیست واگر خود را کامل بپنداریم بدون آنکه حتی بخواهیم اندک اندک به سنگلاخ جباریت پای خواهیم گذاشت ولی متاسفانه تاپایان هرگز نه خواهیم فهمید و نه قبول خواهیم کرد که در چه تراژدی و فاجعه ای به بند کشیده شده ایم.دموکراسی حرف نیست یک فرهنگ است باید آنرا شناخت پذیرفت وبه آن عمل کرد. آنان که با کلماتی درشت و پر طنین از دموکراسی سخن میگویند ولی در جزئی ترین کارها دمادم دموکراسی را زیر پا میگذارند دروغ میگویند.مشکل اصلی تاریخ ما امیختگی مذهب و سیاست است. تمام کسانی که صادقانه حتی راه نجات را در حکومتی مذهبی یافتند یا ایدئولوزی برخاسته از مذهب را راهنمای عمل قرار دادند جز به کمک ارتجاع و تیره روزی مردم بر نخاستند. اینان در پایه ها از همان مردابی تغذیه میکردند و می کنند که ملایان حاکم میکنند. باید به مذهب به عنوان مسئله ای شخصی احترام گذاشت ولی باید سوداهای رنگین و مسموم برپائی حکومتی که مذهب ذر آن رسوخ داشته باشد را با تمام مدعیانش به زباله دان ریخت. برای درک این حقیقت باید تاریخ ایران و اسلام و بخصوص تشیع را شناخت.نور!نور باز هم نور بیشتر. پشت درهای کهنه و پوسیده متوقف نشویم. نترسیم! درها را بشکنیم و بگذاریم نورحقیقت و شناخت ما را از این همه کهنگی و ارتجاع بشوید. هرگز فراموش نکنیم که زندگی مادی ما سایه و باز آفریده اعتقادات و باورهای ماست. .

روی تصویر کلیک کنید

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۲, چهارشنبه

مردی که در شیراز به صد زن تجاوز کرده بود اعدام شد

ماجرای مرد ژله ای شیرازی که صبح امروز در ملا عام اعدام شد را در این گزارش بخوانید. امین نام مردی ۲۰ ساله اهل شیراز است که به مرد ژله ای معروف و به دلیل تجاوز به ۱۰۰ زن فردا اعدام خواهد شد. امین مرد ژله ای که در اعترافات خود به اقدام به تجاوز به ۱۰۰ زن اعتراف کرده است در تجاوز های خود از روش عجیبی استفاده می کرده است و به همین دلیل به مرد ژله ای معروف شده است. این مرد ژله ای با ورود به خانه های مردم زنان و دختران را در خانه به استفاده از تیغ لخت می کرده و آنها را مورد هتک حرمت قرار میداده است. چرا به او مرد ژله ای می گفتند؟مرد ژله ای پس از دستگیری در حالی که هیچ راهی برای فرار نمی دید سرانجام لب
به اعتراف گشود او مدعی است به بیماری دچار است بیان کرد که وارد بیش از ۱۰۰ خانه در آن مناطق شهر شده و فقط در ۲۳ مورد به آزار و اذست دست زده است.


مرد ژله مدعی شده که هر سه الی چهار شب نیمه های شب حوالی ساعت دو بامداد از منزلشان خارج شده و هر بار به طور اتفاقی وارد منزلی شده و اینگونه نبوده که از قبل خانه ای را زیر سر کند. 


مرد ژله ای جوان ۲۰ ساله در خصوص وارد شدن به منازل مردم گفته است حوالی ساعت دو به طور اتفاقی خانه ای را انتخاب کرده و به پشت بام منزل می رفتم پس از اینکه لباس هایم را بیرون آورده آن را بر روی پشت بام گذاشته و وارد حیاط می شدم خانه هایی که دریچه هایشان باز بود مشکلی نداشتم اما دریچه هایی که بسته بود را خودش باز می کرده و اگر هم موفق نمی شده به پشت بام می رفته و لباس هایش را بر می داشته و آنجا را ترک می کرده است.


مرد ژله ای شیطان صفت همچنین مدعی شده پس از ورود به منازل مردم با روغنی که خودش از منزلشان برده بدنش را چرب می کرده و اگر روغن نبرده نیز با روغنی که در منزل طعمه های خود بوده این کار را انجام می داده است و پس چرب کردن خودش با تیغ لباس زنان را پاره می کرده است.


مرد ژله ای تاکنون در خصوص اینکه چگونه اعضای خانواده را بیهوش کرده چیزی نگفته و مدعی شده که آنها از خواب بیدار نمی شدند.


حرف های قربانیان مرد ژله ای


اما این زنان زمان حادثه را به خاطر نداشته یکی از قربانیان که متوجه حضور مرد ژله ای در منزلش شده بود، گفت: شب حادثه من و نوزادم در خانه تک و تنها بودیم. آن شب همسرم شیفت شب بود. ناگهان متوجه شدم که فردی در آشپزخانه مان مشغول نوشیدن آب است از ترس جیغ زدم او ناگهان به سمتم آمد و با تیغی که در دست داشت مرا تهدید کرد در این میان دستش برید. از ترس نمی دانستم چکاری انجام دهم.وی ادامه داد: او می گفت اگر فریاد بزنم فرزندم را می کشت من هم به خاطر جان فرزندم چیزی نگفتم. پس از آن هر طور بود از خانه فرار کرد. از زمانی که وی وارد منزلم شده مدام می ترسم.


یک زن دیگر نیز که قربانی این مرد ژله ای است، در اظهاراتش گفت: صبح روز حادثه زمانی که از خواب بیدار شدم متوجه شدم که لباس هایم پاره شده اما نمی دانستم چه بلایی سرم آمده فکر می کردم که جن این کار را انجام داده است. به خاطر این چیزی نگفتم تا اینکه بعد از مدتی همین اتفاق برای دخترم نیز پیش آمد و کم کم متوجه شدم که در محله مان برای چند زن دیگر نیز این اتفاق افتاده است.


مرد ژله ای چگونه دستگیر شد؟


در حالی که اکیپ ویژه ای مشغول رسیدگی به این پرونده جنجالی بودند به ماموران خبر رسید که مرد ژله ای وارد منزلی شده اما به محض اینکه اعضای خانواده متوجه حضور وی شده اند با به جا گذاشتن لباسهای خود که قبل از ورود به منزل در پشت بام بیرون آورده متواری شده است.در نهایت ماموران به سرنخی از مرد ژله ای دست یافتند در تحقیقات مشخص شد که وی شلوار خود را به خشکشویی داده و بر پشت آن اسم امین نوشته شده است از این رو اسم متهم در حالی مشخص شد که جمعیت زیادی در سطح شهر به این اسم بودند.


اعدام مرد ژله ای در شیراز و ملاء عام


سردار احمدعلی گودرزی فرمانده انتظامی استان فارس درباره نحوه دستگیری متهم گفت: طی شش ماه گذشته اقدامات انتظامی و امنیتی را در مناطقی که متهم مرتکب جرم شده بود، افزایش دادیم. با توجه به جا ماندن آثاری از جمله خون، مو و در یک مورد لباس متهم، کار شناسایی به شکل علمی پیگیری شد.


متهم دارای مشکلات شخصیتی و رفتاری است. همچنین تاکنون ۱۴ مورد ارتکاب جرم توسط متهم مشخص شده، اما تحقیق برای مشخص شدن دیگر جرایم احتمالی وی ادامه پیدا کرد.


متهم در جریان بازجویی‌های فنی و پلیسی اعتراف کرده در ۱۰۰ مورد ورود به خانه‌ها ۲۳ مورد از طعمه‌های خود را مورد آزار و اذیت قرار داده است. پس از رسیدگی و بر اساس حکم اولیه دادگاه انقلاب شیراز، متهم مفسد فی الارض شناخته و به اعدام محکوم شد. این حکم پس از تایید در دیوان صبح فردا در ملاءعام اجرا خواهد شد.
منبع
 http://otaghkhabar24.ir/news/50659

۳ نظر:

م.ح فرانسه گفت...

مرد ژله ای اندکی قبل از بهمن پنجاه و هفت وارد ایران شد و تمام تاریخ و یک ملت را مورد تجاوزی قرار داد که هنوز هم ادامه دارد

مرد ژله ای مظلوم گفت...

محصولات حکومت خودشان را اعدام می کنند.

مرد ژله ای را دوست بداریم گفت...

بچه که بودم ژله خیلی دوست داشتم. طعمهای مختلفی داشت و رنگهای مختلف و اسانسهای گوناگون. بچه که بودیم باران می آمد شروشر. و ژله میلرزید و بشوخی می گفتیم چرا میترسد. بچه که بودیم ژله برایمان معنای خوبی داشت....
حالا اما ژله ...
مرا به یاد مرد مظلومی می اندازد که مرده شد.
او ژله ای نامیده می شد نه بخاطر اینکه ژله بسیار دوست می داشت. نه...برای اینکه شاید او اصلا کودکی ای نداشته که به طعم های گوناگون ژله آشنا باشد. او بهترین خاطره اش در عمر کوتاه و بی ثمرش و بدثمرش شاید این بود که به ژله ای معروف شده بود... و تنها خاطره ای که از او بجای مانده نفرین قربانیان است.. بینوا مردکی که ندانست کیست....
هم قربانیانش و هم جوانی او قربانی شدند....
آری برای یک جلاد هم میتوان دل سوزاند هیچکس جلاد به دنیا نمی آید.. او هم برای خودش آرزوهایی داشته... او هم برای خودش انسانی بوده... چرا او باید به یک جنایتکار تبدیل شود. .. بچه که بودم ژله معنای دیگری داشت و باران شر وشر می بارید...