مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۴, دوشنبه

پروانه زورقی "اسلام رادیکال مجاهدین ایرانی" نویسنده ، یروند آبراهامیان - ترجمه فرهاد مهدوی

معرفی کتاب
"اسلام رادیکال مجاهدین ایرانی"
نویسنده ، یروند آبراهامیان - ترجمه فرهاد مهدوی
کتابی علمی - تحقیقی و بیطرف
پروانه زورقی
چندی پیش با دخترم در بارهی کتابی که او در حال خواندن آن بود صحبت میکردیم؛ کتاب در مورد تاریخ کوبا بود. او حین تعریف قسمتهایی از آن کتاب، موضوع آن را با انقلاب ایران در سال 57 مقایسه میکرد. بعد از مدتی
صحبت راجع به این موضوع، به او گفتم: ای کاش میشد در مورد این برهه از تاریخ ایران نیز، یعنی دورهی انقلاب بهمن، فرد ذیصلاحی بیطرفانه تحقیق میکرد و مینوشت. سپس ادامه دادم: تا آنجا که من میدانم متاسفانه در رابطه با این انقلاب در ایران کمتر کار شده است. آن روز من با گفتن این حرف، نیاز خودم را بیش از همیشه به چنین کتاب و منبعی، حس میکردم و از این کمبود افسوس میخوردم؛ چون وجود چنین کتابهایی میتوانست نه تنها برای من مفید و روشن کننده باشد، بلکه نسل بعد از من نیز که دخترم به آن تعلق دارد، پاسخ بسیاری از سوالهایش را در آن مییافت.
چند روز بعد از این صحبت من با دخترم بود که بر حسب اتفاق، کتاب "اسلام رادیکال، مجاهدین ایرانی" نوشته یروند آبراهامیان، ترجمه فرهاد مهدوی، به دستم رسید. کتابی ارزشمند در زمره کتابهای مفید تحقیقی و تاریخی که نسل انقلاب 57 به چنین کتابهایی بسیار نیازمند است. انقلاب بهمن، شاید بزرگترین و مهمترین حادثه تاریخ ایران باشد، اما متاسفانه در مورد آن کار علمی و پژوهشی و بطور خاص بیطرفانه، بسیار کم صورت گرفته است.
به نظر من تاریخ انقلاب 1357 ایران چهار نسل را در برمیگیرد: 
نسل اول، آنهائی هستند که به سال 1342، یعنی دههای که در واقع پایه های این انقلاب از آن زمان ریخته شد، تعلق دارند. آنهائی که در آن دوران جوان و حتی نوجوان بودند. عده ای از آنها، یعنی نسل اول، در صحنه سیاسی و اجتماعی حضوری فعال داشتند و خود در واقع به نحوی دست اندرکار پایه ریزی انقلاب بهمن 57 بودند. عده ای دیگر هم اگر فعالیت مستقیم در کار اتقلاب نداشتند، اما در هر حال شاهد عینی آن دوران بودند.
نسل دوم، که خود من به آن تعلق دارم، به علت جوانی و بی تجربه گی یا کم تجربه بودن در دوره انقلاب، اغلب ناآگاهانه، به نحوی دنباله روی نسل اول بود. نسلی که اغلب حتی فرصت مطالعه تاریخ معاصر ایران را نیافته بود. نسلی که قشر مبارز ضد شاه و ضد سلطنت قبل از خود را یکپارچه تلقی میکرد و گاه حتی تفاوت چندانی بین گروههای غیرمذهبی و مذهبی مخالف شاه قائل نبود. اما در عین حال همین نسل دوم، در به ثمر نشستن انقلاب 57 نقش بسیار مهمی ایفا کرد. این نسل، یعنی نسل من حتی بعد از انقلاب نیز به این دنبالهروی از قشر روشنفکر و پیشتاز نسل قبل از خود را، همچنان ادامه داد. بعد از تشکیل جمهوری اسلامی نیز، باز بیشتر ناآگاهانه و یا فقط اندکی آگاهانه، اما با شور و فتور، حداقل به دو جبههی موافق و ثبات دهنده و مستحکم کننده انقلاب، و دیگری متخاصم و مخالف آن، تقسیم شد و رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و باز بدون اینکه اغلب بدرستی و دقیقا بدانند که چرا، قربانی شد، و خونش به فراوانی ریخته شد.
بعد از آن، نسل سوم است. نسلی که دختر من به آن تعلق دارد. نسلی که نه شاهد انقلاب بود و نه نقشی در آن داشت، اما به نوبه خود بهای سنگین آن را متحمل گردید. نسلی که با کنجکاوی و تیزبینی، پدر و مادر خود را به بازگوئی وقایع آن برهه از تاریخ ایران وادار میکند. با سوالهای مکرر و منطقیاش، آنها را به فکر و اندیشه وا میدارد. سوالهائی که پاسخ صادقانه به آن برای پدران و مادرانشان، یعنی نسل من، به هیچوجه ساده و روشن نیست و اغلب نیاز به تحقیق و جستجویی بیطرفانه دارد.

نسل چهارم اما، بچه های نسل سوم اند. این نسل هنوز دوران طفولیت را میگذراند.
برای پاسخ به سوالهائی که حداقل دو نسل سوم و چهارم، یعنی نسل من و نسل دختر من، مکررا با آن درگیر است، به پژوهش و تحقیقاتی بیطرفانه، و علمی و تاریخی نیازی مبرم و حیاتی هست. شاید در مورد تاریخچه انقلاب سال 57 ایران، فراوان گفته و نوشته شده باشد، اما اکثر آنها با نگرشی خاص و قضاوتهای بستهی گروهی انجام گرفته و مطلقا بیطرفانه نیست و اغلب این نوشتهها و مطالب به قول معروف، یکسویه به قاضی رفتن است. چنین تحلیلها و نوشتههایی، پاسخگوی نیاز واقعی دو نسل نام برده شده، نیست و عطش آنها را برای دانستن حداقل گوشههایی از واقعیت تاریخ آن دورهی ایران برطرف نمیکند.
کتاب "اسلام رادیکال، مجاهدین ایرانی" اما، اگر نخستین و تنها قدم در این مسیر، یعنی پاسخ به نیاز نسل دوم و سوم انقلاب ایران، نباشد، از محدود کارها و تحقیقاتی است که در این زمینه به میزان زیادی بیطرفانه صورت گرفته است. این کتاب 380 (*) صفحهای توسط یروند آبراهامیان به رشته تحریر درآمده و فرهاد مهدوی آن را به فارسی ترجمه کرده است. این کتاب ضمن بازگوئی حوادث و اتفاقات آن دوران تا سال 1365، شمایی مختصر و تیتروار از تاریخ آن چند دهه را به خواننده ارائه میدهد. از آنجائی که این نگارش به طور تخصصی و اغلب با استناد به مطالب درج شده در روزنامهها انجام گرفته، به نظر من بسیار ارزشمند، مفید و آموزنده است.
یروند آبراهامیان، نویسنده کتاب، بعد از گذراندن دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه آکسفورد، موفق به دریافت دکترای خود از دانشگاه کلمبیا شد. او پس از مدتها تدریس "تاریخ ایران" در دانشگاههای برینستون و آکسفورد، اکنون در کالج باروک دانشگاه نیویورک به تدریس "تاریخ جهان و خاورمیانه" مشغول است. آبراهامیان در زمینه "تاریخ معاصر ایران" از برجستهترین تاریخ نگاران محسوب میشود. او در مقدمه کتاب "اسلام رادیکال، مجاهدین ایرانی"، خود را در چند سطر به این صورت معرفی میکند: "من یک ایرانی ارمنی به دنیا آمدم. شکاک به خاطر آموزشهای علمی، ترجیحا یک سوسیال دمکرات در زمینه سیاسی، و تا آنجا که به مبانی مذهبی مربوط میشود در اغلب روزها، بیتفاوت نسبت به بود و نبود خدا (اگنوستیک) و در روزهای دیگر منکر وجود خدا (آتهایست) هستم."
در کتاب "اسلام رادیکال، مجاهدین ایرانی" نویسنده، با نگاهی به "تئوریهای دولت" و شرح و تطبیق آن با سلطنت پهلوی، به ساختار طبقاتی ایران در آن دوره، میپردازد. او همچنین افکار و نظریههای مختلف آن دوره، چه فردی مانند دکتر علی شریعتی، آیت الله طالقانی، و چه گروهی مانند نهضت آزادی، سازمان فدائیان خلق، و به طور خاص سازمان مجاهدین خلق را تشریح میکند وبه واکاوی ریشهها و دلایل به وجود آمدن آنها به عنوان یک جریان فکری، گروهی و سازمانی میپردازد. او همچنین به مبانی و چگونگی شکلگیری انقلاب 22بهمن، به عنوان یک انقلاب اسلامی، از سالهای 40 و همچنین نقش روحانیت در سازماندهی این انقلاب، کوتاه اشاراتی دارد.
آبراهامیان با تشریح روزهای انقلاب، از رفتن شاه و به پایان رسیدن دوران سلطنت پهلوی، به حکومت جمهوری اسلامی میرسد. او در قسمتی از بازگوئی تاریخ وقایع بعد از انقلاب میگوید: "... در حقیقت افزایش جاذبهی مجاهدین در خیابانها، همزمان بود با ورود غیرمنتظره روحانیون به دالان های قدرت. اگر چه تا اواسط سال 1360 مبارزه قدرت میان این دو رقیب اصلی ، شکل گرفت، اما دوران پس از بهمن 1357 شاهد ظهور 6 گروه مختلف نیز بود که هر کدام منافع و پایگاه اجتماعی مربوط به خود، اهداف و ایدئولوژی خاص خود، نگرش و تفسیر ویژه خود از گذشته و آینده را داشت." او سپس ضمن نام بردن از این 6 گروه، تک به تک به تشریح آنها میپردازد و با ذکر مشخصات سنی و اجتماعی و طبقاتی شماری از افراد آنها و همچنین نام بردن از افرادی به عنوان نماینده هر گروه، پیچیدگیهای سیاسی آن زمان را برای خواننده بیان میکند.
اما همان گونه که از نام کتاب پیداست، آبراهامیان در این کتاب به طور ویژه با بررسی پایههای طبقاتی و اجتماعی (حتی جغرافیایی) مجاهدین خلق به تاریخچه این سازمان میپردازد. نویسنده معتقد است که در این کتاب به برخی از سوال های اساسی در رابطه با مجاهدین پاسخ داده شده است. سوالاتی مانند:
موقعیت و سوابق اجتماعی بنیان گذران مجاهدین چه بوده است؟
سیما و مشخصهی اصلی ایدئولوژی آنها چیست؟ و مارکسیسم تا کجا بر اسلام مجاهدین تاثیر داشته است؟
چرا مجاهدین در جذب و ایجاد تشکل تودهای موفق بودند اما در اخذ قدرت سیاسی شکست خوردند؟
جاذبه مجاهدین چه بود؟ و چه گروههایی بخصوص به صف انها کشیده شدند؟
به طور خلاصه چه ارتباطی هست میان ایدئولوژی مجاهدین و پایگاه اجتماعی آنها؟
آبراهامیان در این کتاب، به سازمان مجاهدین و پروسهی تشکیل آن و تشریح ایدئولوژی و سازماندهی و تشکیلات آن در دهه قبل از انقلاب، همچنین به نگارش استراتژی و موضع گیریهای این سازمان در بعد از انقلاب و در حاکمیت جمهوری اسلامی تا خروج افراد این سازمان از ایران، رفتن آنها به عراق، تشکیل ارتش آزادیبخش، ازدواج مسعود رجوی با مریم عضدانلو و دگردیسی این سازمان، تا سال 1365 میپردازد.
در معرفی این کتاب شاید بهترین نقل قول از مترجم آن باشد که در قسمتی از یادداشت مترجم برای این کتاب مینویسد: "آبراهامیان به موازات تحلیل مجاهدین، روابط پیچیده میان دولت و جامعه در ایران، نقاط ضعف رژیم شاه، مشکلات سیاسی، اجتماعی روشنفکران معاصر ایران، و رابطه اسلام و فرهنگ مردم ایران را به تفصیل مورد بررسی و ارزیابی همه جانبه قرار می دهد". مترجم همچنین در قسمت دیگری ضمن توصیه به مطالعهی این کتاب به خصوص برای نسلهای بعد از انقلاب مینویسد: "از سوی دیگر کسانی هم که به هر دلیل در انقلاب 57 حضور نداشتند، به خصوص جوانان و نوجوانان، با مطالعه این کتاب - که بخشیهایی از آن نیز به ترتیب تاریخی تنظیم شده - میتوانند از پروسه شکلگیری، وقوع و تحولات بعدی انقلاب بهمن، آگاه شده و از آن درسها و تجربهها بیآموزند".
برای تهیه کتاب "اسلام رادیکال، مجاهدین ایرانی"، می توانید با ایمیل مترجم تماس بگیرید:
ahdavi@hotmail.commFarhaad
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(*) کتاب "اسلام رادیکال، مجاهدین ایرانی" در چاپ دوم با اضافات به 420 صفحه بالغ میشود که من متاسفانه چاپ دوم کتاب را ندیدهام.

هیچ نظری موجود نیست: