مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۵ تیر ۲۸, دوشنبه

عربستان در پی چیست؟ . الف. خردمند


یاداشتی در رابطه با گفتگوهای این روزها توسط یکی از خوانندگان و دوستداران قدیمی دریچه نوشته شده و به دست من رسیده است که با توجه به نکاتی که بر روی آن تاکید شده است خوبست دیگر خوانندگان دریچه بخوانند.. با تشکر الز الف خردمند و با امید به اینکه خوانندگان دریچه را از تاکیدات و اشارات خود بی نصیب نگذارند.اسماعیل وفا یغمائی
______________________________
آقای یغمائی گرامی
من این روزها مصاحبه ها و نوشته هایت را در رابطه با مراسم اخیرمجاهدین در پاریس دنبال میکنم و مثل همیشه ازنکات آموختنی  آن
میآموزم. اما نکته ای که بنظر میرسد که دراین گفته ها  و گفته های دیگران ناگفته  مانده  و کسی به آن نپرداخته، طرح و نقشه احتمالی عربستان در رابطه با ایران است. به اعتقاد من مساله مهم تر از "مرحوم" بودن یا نبودن رجوی (که در این مراسم اعلام شد) ، همانا نفس حضور ترکی الفیصل در این مراسم بمنظور اعلان عزم مشترک آنها برای سرنگونی جمهوری اسلامی است.

پشتیبانی و حمایتهای مختلف   عربستان ازمجاهدین امر چندان پوشیده ای نیست چه بعد از سقوط صدام، عربستان مهم ترین پشتیبان  مجاهدین از هر نظر بوده و حتی در سالهایی که  مجاهدین در عراق صدام حسین بودند نیز با مقامهای امنیتی عربستان مراوداتی داشتند.......
به اعتقاد من  با علنی شدن حمایت مقام پیشین امنیتی عربستان و با نفوذ ترین شاهزاده سعودی از مجاهدین با تصریح برهمکاری بمنظور سرنگونی جمهوری اسلامی، از این پس حمایت های عربستان از مجاهدین در هر زمینه ابعاد گسترده تری خواهد یافت و به تبع آن  دخالتهای عربستان در امور ایران و رابطه این کشور با جمهوری اسلامی وارد فاز جدیدی خواهد شد (شاید تغییر لحن اخیر رژیم در رابطه با عربستان نیز ناشی از همین امر باشد، مثلا برای اولین بار فرمانده نیروی دریایی سپاه برغم شعار های تهدید آمیز علیه عربستان، گفت که ما نباید اشتباه کنیم که دشمن اصلی ما آمریکاست و نه عربستان!)
 خود بهتر از من میدانی که دیگ نارضایتی اجتماعی هیچگاه اینچنین جوشان و آماده انفجار نبوده است. رژیم برای حل مشکلات عدیده اجتماعی ناتوان تر از همیشه است و شاید آخرین ستون فرجی که به آن توسل جسته اند این باشد که هر جناح رژیم ، تقصیر فساد و ویرانی و فروپاشی همه ساختارهای اقتصادی و اضمحلال بنیادهای اجتماعی را به گردن جناح دیگر بیندازد غافل از اینکه به رغم هشدار رفسنجانی،  ندانسته دارند "کشتی انقلاب را سوراخ میکنند". و این در حالیست که شبکه های اجتماعی مجازی نیز بی وقفه پرده های بی خبری و نا آگاهی مردم را میدرند و ماهیت سراپا فساد نظام را بیش از پیش عریان میکنند، در چنین شرایطی کارآمد ترین دستاویزی که رژیم برای منفعل نگهداشتن مردم از آن بهره میبرد همانا شرایط پرآشوب و نا امن تمامی کشورهای همسایه است بطوریکه مردم ایران ترجیح میدهند که همه خرابکاریهای رژیم را (تا بر آمدن آلترناتیوی جدی برای آن) با هر مشقتی تحمل کنند ولی شاهد حوادثی که هرروز در عراق و سوریه و ترکیه و افغانستان و پاکستان رخ میدهد نباشند.

حال اگر مقام امنیتی سعودی که استاد کارکشته همه این آشوبگریها در منطقه است بخواهد که اگر نه با درگیر شدن در یک جنگ کلاسیک (که شاید در توانش نباشد)، بلکه با انداختن کبریت به انبارهای باروت آماده انفجاری که رژیم با بیخردی و بلاهت تمام در گوشه و کنار کشورتعبیه کرده، این امنیت گورستانی (که رژیم آنرا عامل بقای خود ساخته)  را با نا امنی و آتش افروزی در گوشه و کنار ایران به هم بریزد ، چه کسی میتواند آن آتشها را خاموش کند و چه سرنوشت شومی برای این کشور رقم خواهد خورد؟

هزاران هموطن ستمدیده بلوچ  یا عرب که جمهوری اسلامی  با نادیده گرفتن تمامی حقوق انسانی و شهروندی شان ، جز بر فقر و رنجشان نیفزوده چرا با مجاهدین ، برای شورش و آشوب ( با نیت و تحت عنوان مبارزه برای سنگونی رژیم) همراه نشود ودست سخاوتمند (شاهزاده) را که از آستین مجاهدین در خواهد آمد را، به گرمی نفشارد!

من امیدوارم که مجاهدین برخلاف عملکرد و سیاست تا کنونی شان، در همسویی بیشتر با سیاست های عربستان در رابطه با ایران و مردم ایران، درنگ و تامل بیشتری داشته باشند. به باور من این هم آوایی ، بدنامی و خسران هولناکی برای مجاهدین در پی خواهد داشت و همه کسانیکه که در مقابل آرمانهای بنیانگذاران این سازمان احساس دین و مسؤلیت میکنند و نیز همه سازمانها و شخصیتهای سیاسی باید به هر زبان که میتوانند مانع از غلطیدن سازمان در چنین ورطه هولناکی گردند.

اگر این پیوند نامیمون به ثمر بنشیند،  بی تردید این مرز و بوم روزهای بس سیاه و تاریکتری را تجربه خواهد کرد. مجاهدین کارنامه سیاه و خونبار جمهوری اسلامی طی 37 سال گذشته را دستاویز توجیه همسویی خود با دولتها و جریانات راست و جنگ طلب نموده اند تا شاید از تنور جنگ و آشوب ، از گندم ری برای خود نانی بپزند !  از این رو در شرایط بسیار خطیر و حساس میهنمان بر همه فرهیختگان و فعالان سیاسی است که هوشیارانه نقشه های شوم دشمنان ایران را خنثی نموده و با برنامه مشترک برای پایان دادن به این رژیم ویرانگر، در جبهه واحدی گرد هم آیند، و این مبرم ترین کاری است همه اهل قلم و رسانه و همه دلسوختگان این خاک باید بآن قیام کنند.

با آرزوی سرافرازی ملت ایران و مصون ماندن ایران ازهر گزند و با امید اینکه تغییرات به همت مردم ایران و نمایندگان حقیقی اش صورت گیرد و میهن ما پس از این همه رنج و خون در گردابی خونین فرو نرود.
بادرودآ
الف .خردمند

۶ نظر:

ناشناس گفت...

خوبه ایشون خردمند تشریف دارند. با داشتن خردمند هایی مثل ایشون, مردم ما به هیچ آخوند احمق , بیسوادی برای تحلیل نیاز ندارند. خداوند شما را زیادتر کند. خمینی آرام بخواب, خردمندان حاضرند.

حسین

ناشناس گفت...

يغمايي
بالاخره چي شد؟ مسعود رجوي مرده يا زنده هست؟ تو گفتگو با همنشينت كه اصرار داري كه رجوي مرده، حالا اصرار داري كه رجوي زنده هست. چي شد باز خواستي خودي نشون بدي و تحليل ارائه دادي، به همنشينت گفتي ما نظراتمون در اين مورد با هم فرق ميكنه و طرف مرده. بعد ولي بالاتري ها يكي دو تا اردنگي بهت زدن كه يارو تو حقوق ميگيري كه هرچي بهت گفتيم بگي. خلاصه كه در كمتر از ٣ روز نظرت عوض شد و شد عين نظر وزارت اطلاعات. همينجوري،
شهريار

ناشناس گفت...

ﻭاﻗﻌﺎ ﺣﻴﺮﺕ اﻭﺭ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻓﺮاﺩﻱ ﻧﻆﻴﺮ اﻗﺎﻱ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﻛﻪ اﺯ ﻗﻀﺎ ﻣﺮﺩﻡ اﻳﺮاﻥ ﺭا ﻧﺎ اﮔﺎﻩ ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ و ﺧﻮﺩ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻔﺘﺨﺮ ﺑﻪ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪﻱ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺳﺮ ﺑﺰﻧﮕﺎﻩ ﺳﺮ ﻣﻴﺮﻳﻨﺪ و ﻫﻤﻪ ﺭا اﺯ اﻣﭙﺮﻳﺎﻟﻴﺴﻢ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻣﺘﺮﺳﺎﻧﻨﺪ و ﻧﮕﺮاﻥ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺭﻳﺨﺘﮕﻲ اﻳﺮاﻥ( ﺭﮊﻳﻢ ﺁﺧﻮﻧﺪﻱ)ﻣﻴﺴﻮﻧﺪ. اﻓﺎ ﺑﺲ ﻛﻨﻴﺪ ﺁﺧﻮﻧﺪﻫﺎ ﭼﻪ ﺑﺸﺪﺕ ﻧﻴﺎﻭﺭﻭﻧﺪ ﻛﻪ ﺳﻌﻮﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮاﻫﻨﺪ اﻭﺭﺩ. اﺯ ﻗﻀﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻨﻂﻘﻪ ﺭا ﺑﺮاﻱ ﺳﺮﻧﮕﻮﻧﻲ اﻳﻦ ﻏﺎﺭﺕ ﮔﺮاﻥ ﺑﻜﺎﺭ ﮔﺮﻓﺖ. ﺳﻤﺎ ﻧﺘﺮﺳﻴﺪ اﻭﺿﺎﻉ اﺯ اﻳﻦ ﺑﺪﺗﺮ ﻧﻤﻴﺸﻮﺩ.
ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮔﺮ

مزخرف شناس گفت...

شهریار جان نظر خودت چیه؟ مرده ؟ یا تو هم مثل وزارت اطلاعات میگی زنده است!!

مزخرف شناس گفت...

منهم با نظر خردمند مخالفم. نباید از ترس خارجی به آخوند فرجه داد. اگر امروز سقوط اینها بداست. فردا بدتر است.

jahandid گفت...

با درود،
در شرايطى كه بواقع گرد مرگ و نااميدى را اخوند بر گستره ميهن پراكنده است، سخن از وحشت تغيير و سرنگونى اخوندها گفتن قدرى بى جا مينمايد! انچه كه محرز است هر گونه تغيير بنيادين فقط بدست مردم و با نيرو هاى مردمى داخل امكانپذير خواهد بود. حال در اين راستا اگر نيرويى قادر شود اين انجماد مرگ را كه ساخته اخوند ست، بشكند و يا در ان تركى ايجاد كند بدون شك نخستين سود برنده ان مردم و نخست ضربه خورده ان اخوندا خواهند بود. حرف قاسم سليمانى را لطف كرده در كنار اين ياداورى خودتان بگذاريد و ان وقت تفاوت اين دو را اگر چيزى هست برشماريد. رژيم خوب ميداند كه اگر مردم به هر شوندى (دليلى) بجنبندن، بند از بند ان پاره خواهند كرد و اين مردم چشم براه و منتظر ان لحظه سرنوشت ساز ميباشند تا طومار اخوند و تمام كسانى كه سر در اخور اخوند دارند را در هم پيچند و انرا به قعر ذباله دان تاريخ درافكنند. پس هر گاه در تحولى كه امكان بروز ان باشد سخن از خطراتى كه گريبان عراق، أفغانستان، سوريه، يمن، بحرين، لبنان و... گفتن، ادمى را فقط به ياد قاسم سليمانى مياندازد كه "سردار" استفاده از اين بحرانها ست. طبيعى ست كه هيچ ايرانى ازاديخواه خواهان دخالت هيچ نيروى خارجى در امر سرنوشتش نبوده و نيست و مطمئن باشيد كه وقتى اخوندا سرنگون شوند همان ازاديخواهان قادر خواهند بود كه به كمك مردم بپا خاسته اجازه ندهند كه باز در دام ديكتاتورى ديگر گرفتار شوند. انچه كه در پيش رو داريم ته ته تمام بدبختى ها و نابسامانى هاى مرگبار است. از اين بدتر را نميتوان حتا در تصورات خود يافت! حال نبايد از سرنگونى اخوندا و بدتر شدن اوضاع كسى را ترساند! اين كار را قاسم سليمانى در ابعاد گسترده ترى ميكند!