مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۷, پنجشنبه

صفرخان، آن سرو بلند که ایستادگی برازنده‌اش بود

۱۳ نظر:

ناشناس گفت...

افکار پوسیده و ارتجاعی این همنشین بهار حال آدم را بهم میزند. نه بخاطر صفرخان و یاد کردن از او بل بخاطر به گند کشیدن دیگران جامعه و افراد توسط همنشین به خاطر داشتن چنین افکار و ایدئولوژی که همنشین بهار مبلغ آن است. متاسفم برای تک تک شما که به دام این قبیل افراد افتادید و تاریخ مصرف تان به پایان رسید.

م.ح فرانسه گفت...

اقا شما اسمت کیست و از کجای مطلب حال شما به هم خورده؟ خوب بود مینوشتی بقیه هم بدانند

ناشناس گفت...

بخاطر این مطلب نیست. روح صفرخان شاد. این همنشین و امثال او در این صفحه حال بهم زن هستند. فقط متاسفم برای بعضی ها که خودشان را ارزان فروختند و سوختند و پوسیدند. این تنها چیزی هست که می توانم بنویسم.اگر شما اسمتان م.ح هست. پس فرض کن اسم من هم. ج.پ هست.

ناشناس گفت...

بنجوق، میسیو ناشناس

چون جنابعالی لابد حرف مفت نمی‌زنید، لطف کنید و فرمایش گهربار خودتون را مُدلل و مستند کنید.

« به گند کشیدن دیگران، جامعه و افراد توسط همنشین بهار »؟!

جدّی می‌فرمایین میسیو؟ کجا؟ در کدام نوشته ؟

منتظر

ناشناس گفت...

اصلن به من چه. خوب یا بداین شاید سرنوشت شماست. اصلا به من چه مربوط که مثلا فلان شخص چه بود و چه شد و چه بر سر او آمد.

ناشناس گفت...

از همنشین بهار هم معذرت خواهی می کنم. دخالت در کار و سرنوشت دیگران عمل من نیست. ج.پ

ناشناس گفت...

آقای یا خانم ج پ، اول در یک کامنت خواستید سرنوشت بشریت را تغییر دهید و خیلی زود در کامنت بعدی از آن انصراف دادید و به یک تأسف ساده بسنده کردید.لطفا تکلیف ما را روشن کن. ما نمی خواهیم در این جهان ظلمانی بمانیم. لطفا رستگاری که خواستید به ما ارزانی کنید و ما نپذیرفتیم را دوباره به ما ارزانی کنید. یا روح الفداه. ن م

ناشناس گفت...

چه با نمک حالا باید در نبود تجزیه طلبان و طرفداران پیشه وری اشک بریزیم ؟
اینها پول از استالین میگرفتند تا آذربایجان را جدا کنند و اگر تلاشهای مردم و ارتش نبود الان تبریز و ... جزو آذربایجان بود .
حالا با این خاطرات لابد یک عده دیگر باید اسلحه دست بگیرند و با یادگیری از این آقا آذربایجان را جدا کنند ؟
جدا" در اهداف شما میتوان و باید شک کرد .

بهزاد

ناشناس گفت...

جناب همنشین بهار
چرا شما چشم آبی و موی بلوند و قیافه اروپایی دارید ؟ آیا از باقیمانده های استعمار یا میسیونرهای مسیحی می باشید ؟
گل بال

ناشناس گفت...

جناب گل بال، اگر تیر و ترکەی ما را هم دنبال کنند به قاتلی به نام هابیل می رسیم. درش بپوشان و صدایش را در نیاور. هیس!!
ج پ

م. گوگولی گفت...

من فکر میکنم آقای همنشین نژادش خالص ایرانی اصیل باشد چون ایرانیان قبل از حمله عربها بیشترشان موی بور و چشم آبی داشتند به همین علت همنشین ایرانی خالص است و خوشبختانه اجدادش را به کنیزی و غلامی نبردند تا رنگشان عوض بشود

ناشناس گفت...

ناشناس ناشناس گفت...
جناب گل بال، اگر تیر و ترکەی ما را هم دنبال کنند به قاتلی به نام هابیل می رسیم. درش بپوشان و صدایش را در نیاور. هیس!!
ج پ

آقای ناشناس که به اسم ج.پ می نویسی، خودگویی و خودخندی. لااقل روراست باش. ما عطای این صفحه و نویسندگانش را به لقایش بخشیدیم. هم شما و هم مقابلین شما در سازمان گذشته تان همگی شیشه خورده دارید و نادرستید. بازهم تکرار میکنم که متاسفم برای تک تک شما و سازمانی که زمانی در آن عضویت داشتید.

ناشناس گفت...

آقای گل بال
ناشناسی که با نام .ج پ. علیه شما نوشته ج.پ اصلی نیست. باز هم تکرار میکنم متاسفم برای تک تک افرادی که بازیچه دست این و آن شدند و بقیه ماجرا. این آخرین کامنت من در این صفحه و سایت بود.