ما منتقدیم ما حق داریم منتقد باشیم. ما مخالفیم . ما حق داریم مخالف باشیم.باید سخنان منتقدان و مخالفان و همرزمان را شنید.هیچکس کامل نیست واگر خود را کامل بپنداریم بدون آنکه حتی بخواهیم اندک اندک به سنگلاخ جباریت پای خواهیم گذاشت ولی متاسفانه تاپایان هرگز نه خواهیم فهمید و نه قبول خواهیم کرد که در چه تراژدی و فاجعه ای به بند کشیده شده ایم.دموکراسی حرف نیست یک فرهنگ است باید آنرا شناخت پذیرفت وبه آن عمل کرد. آنان که با کلماتی درشت و پر طنین از دموکراسی سخن میگویند ولی در جزئی ترین کارها دمادم دموکراسی را زیر پا میگذارند دروغ میگویند.مشکل اصلی تاریخ ما امیختگی مذهب و سیاست است. تمام کسانی که صادقانه حتی راه نجات را در حکومتی مذهبی یافتند یا ایدئولوزی برخاسته از مذهب را راهنمای عمل قرار دادند جز به کمک ارتجاع و تیره روزی مردم بر نخاستند. اینان در پایه ها از همان مردابی تغذیه میکردند و می کنند که ملایان حاکم میکنند. باید به مذهب به عنوان مسئله ای شخصی احترام گذاشت ولی باید سوداهای رنگین و مسموم برپائی حکومتی که مذهب ذر آن رسوخ داشته باشد را با تمام مدعیانش به زباله دان ریخت. برای درک این حقیقت باید تاریخ ایران و اسلام و بخصوص تشیع را شناخت.نور!نور باز هم نور بیشتر. پشت درهای کهنه و پوسیده متوقف نشویم. نترسیم! درها را بشکنیم و بگذاریم نورحقیقت و شناخت ما را از این همه کهنگی و ارتجاع بشوید. هرگز فراموش نکنیم که زندگی مادی ما سایه و باز آفریده اعتقادات و باورهای ماست. .

روی تصویر کلیک کنید

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۲۲, دوشنبه

از سوگواری مارکسیست های ایرانی برای کاسترو چه می توان آموخت؟ نادر تیف

مرگ «فرمانده» فیدل کاستروی نود ساله روز 25 نوامبر 2016 فرصتی به گروه های مختلف مارکسیست ایرانی داد تا با صدور اطلاعیه و نگارش مقاله نظر خود را درباره او که رسماً نزدیک به پنج دهه رهبر بی چون و چرای کوبا بود، اعلام کنند. جالب این جاست که این فقط گروهی همچون حزب توده ایران نبود که به سوگواری مرگ کاسترو نشست، بلکه مائویست های سابق و کنونی و همهء گروه های طیف «فدایی» که بالغ بر هفت دسته هستند با واژه های متفاوت مرگ کاسترو را دست مایهء تعریف و تمجید از وی و دستاوردهای «رهبری»اش نمودند..چه می توان از سوگواری مارکسیست های ایرانی برای کاسترو آموخت؟

هیچ نظری موجود نیست: