مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۵ دی ۱۲, یکشنبه

پرسش مولانا از خمینی در مهمانی اشکوری؛ «این خشونت را از کجا آوردید؟»

۱ نظر:

جهانگیر گفت...

در دنیای فانتزماجیکال و شاعرانه پخمه آخوند رشتی، حضرت مولانا و امام چه دل و قلوه ای به هم رد و بدل می‌کنند. در حالی که قسمت‌هایی از باقلاقاتوق گوشه لب امام زیر ریش مبارکشان گیر کرده برای حضرت مولانا می‌خواند که من به خال لبت ای یار گرفتار شدم و حضرت مولانا که شانس آورده سر سفره شام امام او را پیشاپیش به خاطر اینکه گفته‌: ای الاغ‌ها "در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟" اعدام نکرده، ناگهان می‌پرسد راستی امام شما این همه خشونت را از کجای عمه تان درآوردید؟

خدا پدر جاکش امام خمینی را بیامرزد که سؤالات علمی و عمیق فلسفی این آخوند ببو را همان سال‌های اول انقلاب با درک عمیق و بصیرت الهی خودش به‌روشنی پاسخ داد و گفت : "لکن اگر دین در آن قتل و قتال نباشهَ، دیگهَ دین نیست.... حضرت مسیح سلام‌الله‌علیه هم میخواست قتل و قتال بکنهَ، لکن به او فرصت ندادند." حالا این بابا که در اواسط دهه ۷۰ بعد از اینکه همه را کشتند و اعدام کردند، با پس گردنی و تیپا از رژیم بیرون انداخته شده، بعد از سه دهه از رنج و غم‌هایش از اعدام‌های دهه ۶۰ می‌نویسد و اینکه چه جوری از لاجوردی جویای حال مفقودین بوده قلم‌فرسایی می‌کند و دست آخر هم از زبان مولانا با امام راز و نیاز سیاسی/عرفانی می‌کند. خسرالدنیا و الاخره که برادر مسعود در نشست‌های دیگ و قابلمه به رزمندگان یادآور می‌شد واقعاً به این بابا خوب می‌چسبد.