مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۶ آذر ۱۷, جمعه

چند گفتار و نوشته ایرج مصداقی

   72-بیت‌المقدس و خدمت ترامپ به خامنه‌ای، غارت بودجه توسط نهاد‌ها، گام مثبت رضا پهلوی و..
 71-راه اندازی «زندان جدید» فرقه رجوی در اروپا
70-اصلاح‌طلب‌ها متحد لاریجانی، فرح قاتل شاه؟ کانون وکلا، اکبرخوشکوشک و مجاهدین. اخبار جعلی ...
69-ادعای غیرواقعی «به‌رسمیت شناخته شدن قربانیان کشتار ۶۷ به عنوان ناپدیدشده قهری»


68-بدل خامنه‌ای ، سپاه‌قدس اسکناس تقلبی، باج‌دهی انگلیس، خامنه‌ای در خدمت پوتین . زندان جدید مجاهدین .
77-زلزله یا آزمایش اتمی،عربستان، آمریکا و گفتگو با نظامی‌ها، ترور هلند
76-پاسارگاد وکوروش، دهن‌کجی خامنه‌ای، شمخانی و حصر، عاصمه جهانگیر و
75-ترامپ حامی دروغین مردم، سفرمریم رجوی به آمریکا ، روحانی رو به قهقرا . بدل خامنه ای عقب گرد کردستان

74 -ترامپ و درماندگی خامنه‌ای، ظریف،خاتمی،روحانی درخدمت سپاه، کرکوک وفرار پیشمرگان و شومن ری استارت
73-کودتای سپاه در آذر، دروغ بزرگ، صدای آمریکا و اخبار جعلی، درگیری نظامی


72-انتری که لوطی‌‌اش نمرده است ( مهدی فلاحتی و روح‌الله زم)

71--آمدنیوز و دختر لاریجانی، سروش و جنایات دهه ۶۰، تغییر قانون اساسی

70- داستان فراموش شده یک حاکم شرع در دهه ۶۰
69-روحانی موضع کرد‌های ایرانی، ایران آبستن .


68-سخنرانی ترامپ، خاندان جنتی، دروغ‌های آمدنیوز : دختر لاریجانی و قصه ۲ میلیارد دلار، گلپا و شجریان

67-تداوم خیانت سروش، خامنه‌ای و نوبل، نه به استقلال کردستان، چپ ایران و بمباران شیمیایی سوریه .(فیلم)

۶۶-علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه»


۶۵-سربریده حججی، ملل متحد و کشتار ۶۷، ترحیم ابراهیم یزدی، ژاله کاظمی و زهرا رهنورد، استعفای رضا پهلوی


۶۴-ابراهیم یزدی و خمینی، فیلم جدید رژیم ، دشمنی خامنه ای ولاریجانی با روحانی ، حجاب تحمیلی


63-ایرج مصداقی: نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است

62--نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏
61-تیم ملی و فیفا، سربریدن حججی،دختر خلخالی،آخوند خلبان،تبار یهودی لاریجانی،فخرآور و فرح‌پهلوی/ ایرج مصداقی(فیلم)


60-تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏


59-تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟ ا

58-تحلیف غیرقانونی، جانیان در دولت، میرحسین و عفو‌بین‌الملل ...
 57-قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی

 56-آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏ 

 55-انتخاب جانی به جای پورمحمدی، روحانی ناتوان مقابل سپاه و حصر خشم حسین شریعتمداری و فرقه رجوی
54-محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»

-53 -  تهدید ترامپ، سازش روحانی، مداحان و جاسوسی، شیعه و ژن برتر، مدال به جانیان ۶۷، نیروی جایگزین کیست
  *52- ‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر
 
-51- حسین فریدون، فلاحیان جانی، رئیس اوین، مریم میرزاخانی، ترور آمریکایی‌ها و متخصصان هسته‌ای/ ایرج مصداقی(فیلم)

50-علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید
49- پروژه‌ی مهار روحانی ، کهریزک و دروغ‌های جدید، قرارداد توتال، سرنوشت مشترک رجوی و البغدادی 
 48-چرایی دفاع علی خامنه ای از فجایع دهه شصت

 47-حمله داعش و تغییرات سپاه، مجاهدین خواهان حمله‌‌ نظامی، جعلیات روح الله زم. شکست داعش و آینده

46--ايرج مصداقي ـ سيامک انصاريان ـ حسن اعتمادي « سرنوشت کردستان
 45- سی خرداد، شکست مبارزه چریکی، خیانت مسعود رجوی و سرنوشت‌او(مهمان برنامه اسماعیل وفا یغمائی) 
44-درگیری خامنه‌ای و روحانی در گفتگوی حسین مهری با ایرج مصداقی
43--حمله موشکی سپاه ، کودتای ۲۸ مرداد و کاشانی و خمینی، مریم رجوی ورضا پهلوی ومک کین
42--تهدید روحانی به برکناری، چرا داعش و نه رژیم، خامنه‌ای شکست خورده بی آیندگی ولایت فقیه

 38-*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی

 37-*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا)

36-* دلایل شکست تحریم، ناتوانی خامنه‌ای، زانو زدن رئیسی، طلیعه‌ی موفقیت مردم، برکناری خون اشام
*میزگرد رادیویی با حضور ایرج مصداقی و علیرضا نامور حقیقی(فیلم) 
 *شرکت در انتخابات یا تحریم؟ پیش‌بینی پیروزی روحانی، رئیسی نماد جنایت و کشتار

 *خامنه‌ای و تهدید مردم به سرکوب و کشتار، روحانی بر سر دوراهی، رئیسی ننگ انتخابات با ایرج مصداقی

 *سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ ایرج مصداقی

 ترور کریمیان، روحانی و مصدق، کشتن مرزبانان، رئیسی جنایتکار تاریخ، خامنه‌ای و کاندیدها

 *ایرج مصداقی: رای نمی دهم؛مشارکت در انتخابات کنونی مثل تن دادن به تجاوز سیاسی است(فیلم)

*مرگ خامنه‌ای، حذف احمدی‌نژاد، شکست رئیسی، «اکثریت» اول ماه‌مه، عرفان قانعی‌فرد
 *دوستی و دشمنی با رضا پهلوی، مریم رجوی و مک‌کین، دهباشی.نوری زاد. رئیسی و احمدی نژاد
 *احمدی‌نژاد بمب خبری انتخابات، ترور استکهلم، بمباران سوریه و چپ ایران
 زمان انتخاب ویژه برنامه انتخابات ۹۶ گفتگو با ایرج مصداقی و دکتر ایرایی(فیلم)

 *«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود

رئیسی و انتخابات، ویدئو داعش، پیام سیاسی خرید بوئینگ ، عکس مقیسه
*احمدی‌نژاد و خامنه‌ای، فساد آستان قدس، مریم رجوی و آویختن به

*خامنه‌ای عامل فجایع و مسئول مهندسی آرا و تقلب، امید دانا عامل رژیم
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
 *تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*سردرگمی انتخاباتی،لابی رژیم و سپاه،انیس نقاش و کارلوس، حقه‌های اطلاعاتی


*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی

 *گفتگوی حسین حجازی با ایرج مصداقی در مورد اسکار فرهادی و پیامد مرگ رفسنجانی (فیلم)
*گفتگوی حسین مهری با ایرج مصداقی در مورد عشق‌بازی خامنه‌ای با امام زمان(فیلم)
*معامله ترامپ و سپاه، گزارش اطلاعاتی به کنگره، کنسرت در اسرائیل، تخریب شهرنو
*فرهادی و اسکار، کاندیداتوری بقایی، رقابت اطلاعاتی،آمدنیوز و
*خطرات عشق‌بازی خامنه‌ای، دستگیری و آزادی منتظری و خزعلی
* آشتی ملی چطور و چگونه؛ رفع حصر، استفعای فلین، جشنواره فجر
*تبدیل صدای آمریکا به تلویزیون لس‌آنجلسی، لغو ویزا و نقش اپوزیسیون رزیم برنامه موشکی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی ایرج مصداقی*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری

*فاجعه پلاسکو، فخرآور و صدای آمریکا، تاجزاده و کشتار۶۷،

*کودتای قطب زاده و حزب توده
*سقوط فلاحتی با فخرآور، شایعه قتل رفسنجانی و ریاست احمدی‌نژاد بر مجمع دست پخت اطلاعات

*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه شصت
*مرگ رفسنجانی و حواشی آن، تاریخ شفاهی رژیم و پروژه دهباشی، شلیک ناو آمریکایی،

۴۸ نظر:

ناشناس گفت...

دست شما درد نکند اقای مصداقی خیلی عالی توضیح داده اید
سیف الله

ناشناس گفت...

سلام
آقای مصداقی گفته های غیر مستند آقای فخر آور انقدر سخیف و بلاهت بار است که پرداختن بدان کمک به بزرگنمایی و مطرح شدن وی میباشد .
در رابطه با ادعای آقای صادقی در مورد قتل کلاهی بایستی بگویم که اطلاعات داده شده و مدارک موجود نشان از واقعی بودن ادعای وی می باشد .بنده در ایمیلی به شما اطلاعات موجود و دلائل سکوت طرفین ماجرا را خلاصه وار نوشته بودم .
علی ۲۲

Mehrdad Ahangar گفت...


نقد من به ادعاهای واهی ی جناب ایرج مصداقی –
=================
آقای ایرج مصداقی به این رفتارتان پایان دهید!
http://roshangari.info/?p=4558
=================
"ایرج مصداقی؛ تنها "شهید زنده پژواک شهدا" یا..."، نوشته ی مهرداد آهنگر
http ://news.gooya.com/politics/archives/2016/10/218717.php
=================

درباره عضویت افراد ترسو، بی هویت، دروغ گو، دزد، بی شرم و سخن گوی جنایتکاران در ایران تریبونال؛
پاسخی به جناب مصداقی!
http://www.iranglobal.info/node/57194
=================
و یا می توانید این تیترها را یا گوگل کنید و یا به صفحه ی فیس بوک من مراجعه کنید ، Mehrdad Ahangar
از هر گونه اظهارنظر در مورد نوشته هایم بسیار خوشحال خواهم شد.

با تشکر

مهرداد آهنگر
http ://news.gooya.com/politics/archives/2016/10/218717.php

ناشناس گفت...

سلام آقای مهرداد آهنگر

لطفاً نظر صریح خودتان را در مورد ادعاهای سخیف امثال امیرعباس فخرآور همین جا بنویسید.

مراد

ناشناس گفت...

سلام
جناب مستر امرالله ابراهیمی
جنابعالی که در صفحه فیسبوک خودتان، جانب مهدی فلاحتی، کار چاق کن امیرعباس فخرآور را گرفته اید ، لطف کنید، نظر خودتان را صاف و روشن در مورد امیرعباس فخرآور بنویسید. خواهشاً حاشیه نروید.
مراد

Mehrdad Ahangar گفت...


آقای مراد سلام

واقعیت امر، من ربط قضیه را متوجه نشدم. ولی، اگر خیلی اصرار داشته باشید، می توانم در یک جمله ی کوتاه بگویم که: تمامی ی ادعاهای امیر عباس فخرآور همان قدر حقیقی، واقعی و درست می باشند که بسیاری از ادعاهای آقای ایرج مصداقی.

با تشکر

مهرداد آهنگر

جواد گفت...

آهنگر جان چرا قایم باشک بازی میکنی. گزاره ای که نوشته ای اصلا چیزی را اثبات نمیکند. بسیاری از ادعاهای آقای مصداقی گیرم غلط پس بسیاری دیگر طبعا درست خواهد بود. حالا ادعاهای فخرآور با کدامیک از این دو دسته همسانست. در واقع شما بجای پاسخگویی راه رفته اید.

Mehrdad Ahangar گفت...


آقای جواد/مراد عزیز!

من که خیلی صریح گفته ام که تمامی ی ادعاهای امیر عباس فخرآور غیرحقیقی، غیرواقعی و نادرست می باشند. و، این فقط مربوط به ادعاهای ایشان در مورد "دانشگاه پاتریس لومومبا رفتن" خامنه ای و دیگر داستان های من درآوردی ایشان نیست.

ایشان اگر وسط تابستان، در یک کشور واقع در خط استوا، بگوید که آفتاب هست، من حتما شک می کنم و فرض را بر این می گیرم که نیست. و، این به خاطر سابقه ی ایشان می باشد؛ به ویژه سابقه ی زندان بودن ایشان و رفتارشان و سابقه ی چگونگی خروج ایشان، و رفتار و کردار بعد از آن می باشد. در یک کلام: درجه ی اعتبار حرف های ایشان، حداقل برای من، زیر صفر است. در پاسخ قبلی نیز من، به عمد، از واژه ی "تمامی ی ادعاهای ایشان" استفاده کرده ام که جای هیچ گونه شک و شبهه ای را باقی نگذارد. ولی، انگار به اندازه ی کافی از سوی شما دقت نشده است.

کافی است یا باید بیش تر توضیح بدهم؟ در "دادگاه" شما، انگار باید اول ثابت کرد که بی گناهی!

با تشکر از این که موضع سیاسی ی من برای شما "مهم" بوده است و پی جو شده اید.


با احترام متقابل

مهرداد آهنگر



جواد گفت...

اقای آهنگر عزیز اتفاقا من دقیق شدم ولی گویا شما معنای دقیق حرف خودتان را متوجه نیستید، شما نوشته اید

تمامی(به تاکید ) ادعاهای امیر عباس فخرآور همان قدر حقیقی، واقعی و درست می باشند که بسیاری(به تاکید ) از ادعاهای آقای ایرج مصداقی.

یعنی شما نگفته اید که این تمامی با کدام بسیاری مطابقت دارد چون بسیاری از حرفهای اقای مصداقی میتواند درست یا غلط باشد . بنابراین شما در پاسخ قبلی بجای پاسخگویی .....

اینکه چرا موضع سیاسی شما باید برای من بعنوان کسی که مقالات مندرج در دریچه زرد را مطالعه میکنم عمدتا به این برمیگردد که برایم جدای از خود کلام مهم است که نویسنده مرزبندیهایش با ارتجاع چگونه است.

ناشناس گفت...

من نمی دانم که چرا ایرج مصداقی به هر صغیر و کبیری گیر می دهد ؟ اگر کسی می داند بگوید در صورت امکان . آخر کسی نمانده که از دست او در امان مانده باشد.کسانی هستند که از زاویه روانی مسله را می خواهند توجیه کنند واختلال شخصیت خود شیفتگی را مطرح می کنند . نمی دانم این درست است یا نه به هر حال از نزدیک باید از نزدیک ایشان را آسیب شناسی روانی کرد و دید که این حرف درست است و یا نه. در ضمن ؛ ابدا قصد توهین به او را نداشته و هیچ گونه دشمنی با ایشان ندارم. مجید محمدی

nazila. korkoriano. italy گفت...

gir nmideh entegad mikoneh vali to nmifahmi

ناشناس گفت...

سلام اقای مصداقی عزیز. ممنون از شما که از جایزه اسکار فرهادی دفاع کردید. همانطور که توضیح دادید عده ای از روی حسادت و عده ای هم از روی کوته بینی و کج فهمی هر گونه پیشرفت فرهنگی و هنری مردم ایران را به بهانه های واهی به جیب رژیم می ریزند. شما گفتید که مبارزه کرده اید و زجر و زندان کشیده اید اما به خود اجازه نمی دهید که از همه چنین انتظاری داشته باشید. درود بر شما. از اینجا صداقت یک نفر در مبارزه مشخص می شود.خوب است بقیه هم درس بگیرند.بگذریم که اکثر انها که به فرهادی تاختند یک کشیده هم از رژیم نخورده اند و در این سالها هم مشغول عشق و حالشان در فرنگ بوده اند. وقتی حرفهای شما را شنیدم خوشحال شدم و با خودم گفتم در این بازار مکاره هنوز شرافت مانده است. هنوز صداقت مانده است. دست مریزاد.

احد م

ناشناس گفت...

آقای مصداقی جریان رها و فراز به کجا رسید؟ بعداز شلوغکاری و آون ای میلها شما دیگر سکوت کردی تا موج بگذرد ولی حالا بیا توضیح بده.

مرتضی

فرهنگ.د.م گفت...

واقعن از نوشته ها و گفته های شماستفاده میکنم بخصوص اینکه از زاویه تاریخ معاصر ایران بسیار گرانبها میباشد نسل کنونی چیزی از ان دورانها که سرنوشتش را درست کرد نمیداند ولی این نوشته های شما به او کمک میکند عید را هم به شما تبریک میگویم

ناشناس گفت...

اردوغان گاوهای هلندی را هم اخراج کرد!



به گزارش روزنامه حریت، رئیس انجمن تولیدکنندگان گوشت قرمز ترکیه اعلام کرد: 40 گاو هلشتاین به این کشور بازگردانده شد.

او افزود: اگرچه این گاوها در کشور ما بسیار مورد استفاده هستند اما این گونه گاوها شروع به ایجاد مشکلات جدی کرده‌اند. ما تولیدات حیوانی از هلند نمی‌خواهیم. ترکیه به دنبال تمرکز بر گوشت گاوهای خود است. گوشت گاوهای ما از کیفیت بهتری برخوردار است!

یک ایرانی گفت...

آقای مصداقی،
من در مورد صحبتهای اخیر شما سوالهایی دارم. شما خلع ید از پاسداران و رژیم در کشورهای منطقه که در اطلاعیه یی آمده را به باد انتقاد گرفته اید و آن را دمیدن در شیپور جنگ علیه ایران! و خیانت به مردم ایران دانسته اید.

1- آیا شما سیاست استراتژیک و راهبردی رژیم آخوندی که مبتنی بر صدور انقلاب اسلامی به کشورهای اسلامی و بخصوص همجوار است را که همواره مطرح می کند، مشروع می دانید یا آنرا وسیله یی برای حفظ نظام اهریمنی اش و سرکوب داخلی اش می دانید؟
2- آیا بارها سران رژیم اعلام نکرده اند که اگر ما در سوریه و عراق و...نجنگیم باید در همدان و اصفهان و تهران بجنگیم؟
3- به زعم مقامات بالای رژیم و رهبرش آنها اگر در سوریه نجنگند در داخل ایران باید با کی بجنگند که انقدر هراسانند؟
4- آیا رژیم پاسداران و سرداران سپاهش را به سوریه و عراق و یمن و ...گسیل نداشته است و در این کشورها نمی جنگد؟
5- آیا حضور پاسداران در این کشورها مداخله در امور داخلی این کشورها هست یا نه؟ و آیا مغایر اصول اصلی عدم مداخله ملل متحد در امور داخلی کشورها می باشد یا نه؟
6- آیا همین پاسداران و سرانشان عامل اصلی سرکوب مردم و بزرگترین مانع تحول داخلی به سمت دموکراسی می باشند یا نه؟
7- آیا اینها در سرکوب مردم در سی و پنج سال حاکمیت ننگین آخوندی در کشور نقش اصلی را داشته اند یا نه؟ و آیا مرتکب جنایت علیه بشریت در سرکوب هم میهنانمان شده اند یا نه؟
8- آیا حضور آنها در کشورهای منطقه موجب به باد دادن سرمایه های ملی کشورمان شده است یا نه؟
9- آیا اگر کشورهای منطقه بخواهند از شر حضور آنها در کشورهایشان خلاص شوند با خواهش و تمنا از رژیم می توانند یا نه؟
10- آیا لازمه کوتاه کردن دست رژیم در کشورهای منطقه (خلع ید)، استفاده از قدرت نظامی شان در کشورهای مزبور می باشد یا نه؟
11- اگر نیروی اپوزیسیونی ایرانی که می خواهد رژیم آخوندی را سرنگون کند از این کشورها بخواهد با حضور پاسداران در این کشورها با قدرت برخورد کنند و دست آنها را در این کشورها کوتاه کنند، خواسته اش به نفع مردم ایران هست یا نه؟
12- اگر اینطور است آیااین نیروی اپوزیسیون به وظیفه ملی اش عمل کرده است یا نه؟
13- اگر اینطور نیست آیا فکر نمی کنید که شما پاسداران و حضورشان در کشورهای منطقه و جنگ کردنشان را با حضور مردم ایران در این کشورها یکی دانسته اید؟
14- آیا پاسداران رژیم خونخوار آخوندی به عنوان یک نهاد و تشکل سرکوبگر وجودشان در ضدیت با وجود یک ایران متحد و مردم ایران هست یا نه؟
من ممکن است انتقادات زیادی به صادر کنندگان خلع ید از رژیم آخوندی در کشورهای منطقه داشته باشم، اما دموکراسی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان و اصل استقلال ملی حکم می کند که هر ایرانی میهن دوست خواهان شکستن کمر نظامی رژیم و پاسداران سرکوبگرش در کشورهای منطقه باشد. آیا فکر نمی کنید در این صورت و تنها در این صورت است که مردم در داخل می توانند با پاسداران خونخوار و تا دندان مسلح رژیم مقابله کند؟
15- چرا شما مقابله کشورهای منطقه با پاسداران را خیانت به منافع ملی می خوانید؟
آیا بهتر نیست بجای "خیانت مال" کردن و نیز "رژیم مال" کردن هر طرف از طرف دیگر، به فکر یک همبستگی ملی برای مقابله با رژیم آخوندی و کم کردن شر آن از سر مردم ایران و منطقه یعنی خلع ید آنها برآییم؟

ناشناس گفت...

آقای ایرانی تحلیلهای شما همان تحلیلهای خر رنگ کن برادر است آقا دست از سر مصداقی بردار برو به کارت برس برادر خراب کرده اقا ولی تو نمیفهمی
دوستدار سابق برادر

ناشناس گفت...

اقا یا خانمی که 15 سوال ردیف کرده ای و به هر پانزدهش هم جواب داده ای. یک مدال به گردن خودت بیاویز و یک نوشابه هم برای خودت باز کن. خود گویی و خود خندی چه مرد هنرمندی!!! رژیم تا دشمنانی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد. انگار حرف های مصداقی را نفهمیده ای. یک بار دیگر مصاحبه را گوش کن.

حیران

محمود گفت...

با درود ایزج عزیز
برای مواضع و تحلیل هایت و شخص خودت بسیار ارزش واحترام قائلم.
با این حال دوست عزیزم در برخی جاها بسیار غیر منطقی میشوی.
شما میگویی از همان راهی که شما می خواهی اصلاحات را پیش ببری من سرنگون خواهم کرد.
ایرج جان سالهاست که چیزی به انقلاب و سرنگون کردن حاکمان جهان در دنیا بدون اینکه پای صاحبان اصلی جهان در بین باشد تمام شده. آن هم در دوران انفجار اطلاعات و ارتباطات. اگر منظور وضعیتی همچون عراق و سوربه و اففانستان و لیبی است که اصلا بحثی با افرادی که این نگاه را دارند ندارم. این نگاه به شدت غیرانسانی، غیراخلاقی و ضدانقلابی است. میدانم که نظر خودت هم همین است.
آن که میخواهد اصلاح کند، مردم را به جنبش مدنی میخواند. آنها را تشویق به حضور پای صندوق رای میکند تا از آن طریق بستر مناسبتری به لحاظ فرهنگی و فضای حداقلی سیاسی برای روشنگری و بالا بردن سطح دانش سیاسی جامعه ایجاد کند (نگاه کنید به انتخاب شورای شهر). با ایجاد موج مردمی و خواستهای مدنی شان به حاکمان و بالاسری ها بفهماند که از جامعه چقدر فاصله دارند، در جریان مبارزات مدنی دانه به دانه مهره های ارتجاع را به سمت مردم کشانده و یا حداقل آنان را پاسیو کند (نگاه کنید به جنبش سبز و نتیجه همین انتخابات که چگونه پاسدارها و آخوندها دسته دسته از راست به سمت اصلاحات مهاجرت میکنند و تا آنجا که برخی اسولگرایان مثل مرتضی روحانی از مبلغین رسانه ای اصولگرایان به شدت از میزان دوری نگاه اصولگرایان از مردم انتقاد میکند. این خیلی خوب است. این آدم کردن ذره ذره دایناسورهاست. دیگر نباید به دنبال خون ریزی رفت) و به همین طریق ذره ذره در پروسه زمان حاکمیت ارتجاع را حداقل در این هیبت غول آسا پوک و مضمحل کند. شاید عمر ما کفاف ندهد. مگر وقتی خواستیم شش ماهه ارتجاع را سرنگون کنیم چه گلی به سر مردم و میهن زدیم؟!
ایرج عزیز این راه اصلاح طلب است که بسیارشان نیز در داخل مرزهای ایران با همین اعتقاد به زندان رفته و برای مسیرشان قیمت میدهند. زندان، شکنجه، تحقیر، اعتصاب غذا ... به هر حال هم کارشان دشوار است. و بعضا حتی شاخص هایشان هم پیام میدهند که برویدو رای دهید. ولی شما که هیچکدام از این روشها را اصولا قبول ندارید با این حال چگونه از همین راه میخواهید سرنگون کنید.
اگر منظورتان این است که چنانچه با این فشارهای جامعه مدنی قدرت سرکوب و طلسم رعب و وحشت را شکست و فضای بازتری ایجاد آنزمان دیدگاه شما وارد میدان سرنگونی خواهد شد که این دقیقا اپورتونیسم و میوه چینی خواهی بوده و دقیقا رودروی منافع و مصالح عمومی مردم و میهین خوهد بود.
با تمام احترامی که برای سالها تحمل زندان و شکنجه و پرپر شدن عزیزانمان در کنار خودتان بوده اید (هر چند که این دامی بود که با شروع زود هنگام مبارزه مسلحانه توسط قدرت طلبان چپ نما و با برنامه ریزی حزب جمهوری اسلامی، به نسل ما تحمیل شد و دارای عمق آگاهانه نبود، با این حال حق این نسل نبود که اینچنین پرپر شود) ولی خواهشی که دارم این است که کمی عینی تر و پراکتیک تر مباحث را طرح کنید.
شما میتوانید از موضع دفاع از نسل سوخته و پرپر شده مان مواضع سازش ناپذیر خود را داشته باشید ولی به صحنه تحولات اجتماعی-سیاسی ایران باید بدون عینک خشم و کینه و انتقام و رنگی که این شیشه از خون هزاران و بیشماران از بهترین فرزندان ایران زمین به خود گرفته به تحولات نگاه کرد.
نویسنده این سطور هم شخصا و هم با خانواده و عزیزانش قیمتهای وحشتناکی را در دهه شصت و بعد هم در جنگ 36 ساله اخیر با ارتجاع پرداخته و میدانم که چه میگویم و از حرف بیرون از گود نیست.
به امید صبح آزادی

ناشناس گفت...

سلام به ايرج عزيز و همه دوستان

براى مرتجعين هيچ كس با هيچكس ديگر فرقى ندارد. سگ زرد برادر شغال است و افعى هم كبوتر نمى زايد. همه سر و ته يك كرباس هستند. سرى به جبهه ارتجاع غالب بزنيم. آقاى خامنه اى آيا اوباما با جرج بوش فرق ميكند؟ جواب: به هيچ وجه. همه سر و ته يك كرباس هستند. سوال: آيا ترامپ با هيلارى كلينتون فرق ميكند؟ جواب: هيچ فرقى ندارند. اما ترامپ بهتر است چون واقعيت رژيم آمريكا را نشان ميدهد. سوال از ارتجاع مغلوب: آيا خاتمى با احمدى نژاد فرق دارد؟ جواب: به هيچ وجه. اما از بين اين دو نفر احمدى نژاد بهتر است چون واقعيت رژيم ايران را نشان مى دهد!!!براى مرتجعين(چه غالب و چه مغلوب) همه سر و ته يك كرباس هستند.
سهراب

سهراب

محمود گفت...

در تایید حرفهای سهراب اینکه سالهاست ارتجاع مغلوبی که سهراب میگوید در عمل انتخابش راستهای رژیم بوده و در عمل به نفغ این جناح کار کرده(نمونه آ77 بعد از انتخاب خاتمی که عمیات مجاهدین برای امنیتی کردن فضای ایران و به شکست کشانده اصلاحات در ایران بود، یک نمونه کوچک است که در نوشته قبلی توضیح دادم).
خودم در برخی آمار صندوقهای رای که در فضای خارج کشور که حتی خود افراد سفارت نیز به رئیسی رای نمیدهند چند صد رای رئیسی مرا متعجب کرد و نمیتوانستم بفهمم این رای ها از کجا آمده. ولی دوستی هوشیارم کرد و گفت که بخشی از سرنگون طلبان در ضدیت با انتخاب روحانی هم که شده به رئیسی رای داده اند. در بحث با برخی دوستان سرنگون طلب نیز دم خروس این نگاه بیرون بود و حتی به نوعی تلاش میکردند بگویند آنقدرها هم رئیسی جنایتکار نیست روحانی جنایتکارتر است و یا این حرف "رئیسی وضعیت را به سمت جنگ میبرد"، توهم است. با این نوع توجیهات منویاتشان را در اینکه خواستشان این است که رئیسی خروجی صندوق باشد، را به وضوح نشان میدادند ولی هنوز باورم نمیشود این نوع نگاه حتی نام شخص پلیدی چون رئیسی را روی برگه رای برای خاک پاشیدن به چشم مردم ایران هم که شده نوشته باشند. ولی دوستی که هوشیارم کرد خودش شخصا نمونه هایی را میشناخت که این کار را کرده بودند. از اینجا حتی میتوان به این نیز فکر کرد که چه بسا برخی نیز در ایران در حالی که مخالف حاکمیت هستند، در خشم از اصلاحات و توجیهاتی مثل طول عمر رژیم که سرنگون طلبان آن را تئوریزه میکنند، به رئیسی رای داده باشند.
وافعا جامعه سیاسی ایران در خارج از کشور هزار بار باید "هفت آب شو" شود. چون مسخ شدگی و بی پرنسیبی در ارتجاع مغلوب از مرزهای خودفروشی و مزدوری برای دشمنان میهن نیز عبور کرده و به خیانت و همدستی آشکار با کثیف ترین باندهای حکومتی نیز رسیده.
امیدورام عزیزانی که به دلیل خشم و کینه ای که از رژیم آخوندی دارند و با صداقت با این حاکمیت مرز دارند متوجه باشند که بعضی جاها چگونه خشم و کینه ممکن است باعث شود با چنین نگاه بیمار و خیانت ورزی همراه و همگام شوند. عزیزان هوشیاری، صداقت را هرگز نباید از دست داد.

ناشناس گفت...

محمود جان در ته این طرز تفکر که نقد کرده ای دو نکته کلیدی وجود دارد. استدلال انها بر دو چیز استوار است :
1. طرز تفکر امام زمانی : بگذارید فساد زیاد شود تا امام زمان ظهور کند. مهدویون معتقد بودند چون در روایات امده که امام زمان فقط زمانی ظهور می کند که دنیا را فساد گرفته باشد, پس برای تعجیل در ظهور ان حضرت باید هر چقدر که می توانیم فساد ایجاد کنیم! ایا این همان طرز تفکری نیست که بر مبنای ان در جبهه ارتجاع مغلوب,به نفع رییسی رای به صندوق می اندازد؟ و یا از پیروزی احمدی نژاد قند در دلش اب می شود؟
2. انتقام گرفتن از مردم : مردم حقشان است که این بلا بر سرشان بیاید. چرا در 30 خرداد مبارزه مسلحانه ما را دنبال نکردند؟ چرا هر چقدر که ما بیشتر انتخابات را تحریم کردیم, انها بیشتر شرکت کردند؟ چرا برای ما طره هم خرد نکردند؟ حالا هم بگذار تاوان اشتباهاتشان را ببینند. بگذار احمدی نژاد بیاید پدرشان را در بیاورد و... این یک نوع انتقام گیری از مردم است.
3. خودشان فهمیده اند که تنها راه بازگشت انها به ایران و خروج از انزوا, جنگ است. دلشان خوشست با روی کار امدن افراطیون جنگی در بگیرد و انها هم به نان و نوایی برسند. اگر یک تحلیل درست به دور از تمایلاتشان می کردند به پوچ بودن این ایده هم به راحتی پی می بردند. ولی افسوس که در توهمات خودشان غرق شده اند. دیدن واقعیت ازارشان می دهد.

سهراب

محمود گفت...

اسماعیل گرامی و ایرج عزیز
به وجودتان افتخار میکنم که به درستی و شهامت به درستی به ریشه های فاجعه 30 خرداد پرداختید.
امیدوارم بتوانیم از بند بند زنجیرهایی (به درستی اسماعیل آن را مدار جاذبه مینامد) که در تار و پود و اعماق "کله" هایمان جا کرده رها شویم و رها کنیم. تا شاید سرآغازی برای حرکت روشنفگری مسئول در صحنه سیاسی ایران باشد.
درود بر شما و شجاعتتان.

سیروس گفت...

در کمال تاسف و تالم و درد این سطور را مینویسم.
فکر میکردم حداقل در بخشی از ته مانده انقلابیون وطنی، وجدان و اخلاق باقیمانده ولی چه فکر باطلی
حداقل از اسماعیل وفا و ایرج مصداقی توقعم صداقت و حقیقت خواهی بود!!
شاملو گفت زمانی که در زندان متفقین بودم یاد گرفتم که هر یاوه ای را رهایی بخش ندانم.
من هم بعد از نزدیک به چهل سال دست در آتش حقیقت جویی با زندان و شکنجه (در بیفوله های انقلابیون مبارز) و دربه دری و آوارگی به همین نتیجه رسیدم.
برایت متاسفم ایرج که داری تبدیل به کارچاق کن رسانه های امپریالیستی و صهیونیستی میشیوی.
نمیدانم بازهم دوست بنامت یا نه!؟ این چه حرفی است که مهدی خزعلی بدبخت که سابقه نسل قبل اراذل لاریجانی را افشا میکند و از آن نتیجه میگیرد که این به نظر یک طرج برای نابودی ایران است و این افشاگری آب در تمبان صاحبان جهان انداخته و آنها را به تک و تا انداخته بطوری که مهدی فلاحت با دستپاچگی (احتمالا بعد از گوش کشی) چند افسر نرم یهودی را به صحنه می آورد تا ضمن توبه از مصاحبه با خزعلی طرح توطئه یهودی ستیزی را مطرح کند و آنوقت شما هم سر این نخ را گرفته و همان تکرار میکنی؟!
زندان رفتی بسیار خوب، با رژیم چنگ در چنگ شدی بسیار خوب. خزعلی بخشی از حاکمیت بوده بسیار خب و خیلی بسیار خب های دیگر ولی این دلیل بر کوبیدن بر طبل کسانی که جهان را به نابودی و نیستی داده و بشریت را به تباهی میبرند نباید باشد!؟
در مورد سوریه که اصلی ترین مسببینش خود محافل نفتی تسلیحاتی آمریکایی-اسرائیلی با همکاری اعراب مرتجع بود و طلعا با همکاری جمهوری ارتجاعی اسلامی مواضع راست گرفتی گفتم باشد دیدگاهش است در موارد دیگر مواضع راست در جهت سیاستهای جهانی سرمایه داری گرفتی باز هم گفتم دیدگاهش است و اصلا به انگیزهای غیر صادقانه ات شک نکردم و تا کنون تصورم این بود که به نسبت صادق ترین فرد در صحنه سیاسی هستی ولی با این موضع گیری به شدت راست و در جهت منافع محافل صهیونیستی دیگر مطمئن شدم تو هم شلوارت دوتا شده و در بهترین حالت تحت تاثیر محافلی هستی که از آنجا خط میگیرند.
وقتی آن مقاله امین درودگر کارچاق کن صهیونیست ها را در پژواک منتشر کردی هم به حساب دمکراسی گذاشتم و اصلا فکر نمیکردم که این حرف و خط خودت است!؟ ولی در مصاحبه ات دیدم که امین درودگر خودت یا همفکرت هست.
اسماعیل از تو تعجب میکنم. حتی در حد انسانی هم شده حتی یک روزنه ای در دریچه ات برای این بیچاره باز نکردی و چیزی منتشر نکردی. برایتان و اصولا برای کل بشریت متاسفم چون شما را تازه بهترین میدانستم.
این بدبخت به تنهایی با هیولای آدمخوار آخوندی پنجه در پنجه شده حداقل از بابت انسانی باید صدایش منعکس میشد. من هم با بخش زیادی از باورهای متعصبانه مذهبی او زاویه دارم ولی این دلیل نمیشود در این صحنه تنهایش گذاشت و حتی از انعکاس وضعیتش دریغ کرد.
در حالی که کم کم دارد روشن میشود که این رژیم نکبت از طرف همین قدرتهای جهانی و قطبهای سرمایه داری برای نابودی منطفه به میهن ما تحمیل شد. آیا تعجبی دارد که نفوذی های همین سیستم و اربابان قدرت هم تا عالیترین مقامات جمهوری اسلامی با پیشانی داغ کرده رسوخ داده شده باشند!! حال اگر یک نسل قبل قوی ترین خانواده حاکم و اتفاقا رذل ترینشان یهودی تبار باشد (آقای مصداقی وقتی میگویی مذخرف است بیا ثابت کن حرف همینطوری نزن) آبا افشای آن نباید جدی گرفته شود؟ چرا سبد خودتان را در جبهه قدرتمند سرمایه داری جهانی گذاشته اید. کسی در این شک دارد که حاکمیت جهان تحت تسلط امپراتوری هایی است که اساسا صاحبان و هدایت کننده گانشان یهودی هستند؟!
اگر در بازی در این زمین بیشتر گیرتان می آید و برایش از وجدانتان هزینه میکنید نوش جانتان.
ولی حداقل برای من روشن شد که دیگر هیچ مدعی را صادق و عدالتخواه در صحمه وجود ندارد اگر کسی باشد حتما حذفش خواهند کرد. قبلا اگر کسی از من سوال میکرد شما دو تا را مثال میزدم ولی امروز حتی این نمونه ها را هم ندارم.
برای جامعه بشری متاسفم که چگونه از عوامش تا روشنفکرش آلت دست قدرتمندان و به قول دکتر هلاکویی صاحبان "زر"(با فتحه) و "زور" و "زر"(با کسره) شده اند.

esmail گفت...

سیروس گرامی
ایکاش نظرت را که یک مقاله کوچک است با نام و تصویر میفرستادی که منتشر بشود و نیز پاسخ داده شود.من در دریچه که وب کوچکی است فارغ از مواضع افراد به همه چیز نمی توانم بپردازم. در فیس بوک ماجرا را منتشر کردم. در باره آقای مصداقی فکر میکنم مجموعه مواضع افراد را باید در نظر گرفت و داوری کرد و به احتمال زیاد او برای این بررسی خود دلیلی دارد که میتواند توضیح بدهد. ولی عزیزاز این داوریت که ما یک لاقباها آلت دست قدرتمندان هستیم حیرت کردم. مساله ای که خودمان هم خبر نداریم و زندگی ما گواهی میدهد که چگونه ایم .پایدار باشی

سیروس گفت...

آقای یغمایی عزیز
دلیل عدم انتشار مطلب محدودیتهایی است که دارم. ثانیا افرادی مثل من به دلیل دیدگاهشان به شدت مورد نفرت کانونهای قدرت بین المللی قرار میگریند. بله حتی در اروپا! 35 سال از عمرم نابود شد. دیگر در این سن توانش را ندارم و اصلا خجالت نمیکشم که بگویم در برابر هیولای قدرتهای جهانی مثل پشه له مان میکنند.
اصلا باور من این نیست که شما آلت دست قدرتمندان باشید کماینکه سابقه 50 سال گذشته تان که حدود 40 سال آن در مسیری بوده که به گفته خودتان ناشی از عدم هوشیاری و اشتباهات متعدد بوده میتواند به شکل دیگری باز ادامه پیدا کند. من شما را از نزدیک میشناسم با هم روی یک میز در عراق شام و ناهار خورده ایم. رودروی هم حرف زده ایم. صداقتتان در حدی که آگاهی تان کفاف دهد مثال زدنی و بی نظیر است.
در زمانی که بیش از 90 درصد خبرسازی و خبرپردازی و صحنه سازی های سیاسی و اجتماعی در جهان در دست مافیای قدرت جهانی است مستقل ماندن و در این فضای مسموم تشخیص درست موضوعات هوشیاری بسیار میطلبد و نیاز به بک شاخص دارد.
شاخص من این است که جهان بر اساس منافع انباشت سرمایه اداره میشود. این سرمایه قدرت تولید میکند. این قدرت برای منافعش هر کاری میکند. فوانین، علم، ایدئولوژی، روشنفکر، تحلیل گر و خلاصه هر چه خواست تولید میکند، رنگ میکند، پشت ویترین میگذارد. به همین سادگی.
با این شاخص براحتی تحت تاثیر اخبار سظحی مدیاها قرار نمیگیریم. وقتی که میشنوم یک فردی برای خواسته سیاسی دستگیر و اعتصاب غذا میکند ارزش کارش با مهدی کروبی فرقی ندارد.
انتقاد من ناظر به این است که افرادی مثل شما نباید تابع نام فراد و نگاه مدیای مافیاهای قدرت باشید. انتقادم به آقای مصداقی این است که تحلیلش با نگاه نمایندگان کانون های قدرت همسو و همگن میشود. مهدی خزعلی فاسدترین باندهای حکومتی را افشا کرده و مدعی است که قدرت کنونی حکومت در ایران دست تعدادی از افراد است که یک نسل قبلشان یهودی بوده اند.در حالی امروز رادیکالترین مواضع اسلامی را دارند و سرمنشع فساد و تباهی در ایران اتفاقا همین افراد هستند. این یک افشاگری است. چه ربطی یه یهودی ستیزی دارد. مگر راست ترین و مرتجترین دیدگاه اسلامی توسط مراکز اطلاعاتی غربی تولید نشده. چرا نمیخواهیم چشممان را باز کنیم.
حال این فرد را دستگیر کرده اند و اعتصاب غذای خشک کرده. آنوقت مدیایی که ریزش موی فلان مخالف حکومت ایرانی را تیتر رسانه هایش میکند و کشتن فلان حیوان در فلان دهات خبر مهمی برایش است، اسم مهدی خزعلی را بایکوت میکند و حتی در جستجوی گوگل بعد از شش هفت روز کمتر خبری یافت میشود. از این روشنتر؟! این حساب و کتاب نمیخواهد. وقتی مهدی کروبی را نشر میدهید و تیتر میکنید و آن یکی را نه بوی خوبی نمیدهد فقط همین. این هماهنگی الزاما آلت دست شدن نیست بلکه همراه شدن است بدون اینکه خودتان متوجه شده باشید چرا.

سیروس گفت...

در ضمن در مورد آلت دست شدن در مطلب قبلی نوشتم حداقل در مورد تو نیست کلی نوشتم. و این از روی سوزش دلم است اگر احیانا این موضوع شما را نیز هدف گرفته پوزش میخواهم و تصحسح میکنم.

نامسلمان ایرانی گفت...

اقا سیروس حالا زندانی هست درست نباید باشه ولی این بچه ملا هنوز روی سایتش دارد دنبال... امام زمان میدود یا مهدی ادرکنی میکند ولمان کنید آقا درود بر مصداقی که اینها را افشایشان میکند از هرچه ملای بیشرف و بچه ملا هست خسته شدیم بروند دنبال کار خودشان معذرت میخاهم ریدند بر این مملکت بیچارهکردند همه را

سیروس گفت...

نامسلمان ایرانی که باورتان حق طبیعی شماست و بسیار نیز محترم
اگر حق با شما باشد همین اسماعیل خودمان هم 40 سال مجاهد بوده. آقای مصداقی فقط ده سال عمرش را برای مجاهدین در زندان بوده. بعد هم در اروپا بیش از آن را درخدمت مجاهدین بوده. آیا باید همیشه با این مارک همه حرفهای حق شان را نیز تخطئه کرد؟!
آقای خزعلی بجه ملاست ولی میگوید از روز 22 بهمن باید بگوییم غلط کردیم. همه باید بگویند غلط کردیم.
و صراحتا میگوید سرنگونی شاه اشتباه بود.
جدی از اینها یک فرد فقط به خاطر اعتراض به حکومت فاشیستی و افشاگری سران آن زندانی میشود. ما به عنوان افراد آزادیخواه وظیفه داریم از حق این افراد برای بیان آزاد دفاع کنیم و بخصوص وقتی اعتصاب غذا میکنند صدایشان را منعکس کنیم.
نباید همچون مجاهدین در عقده و کینه های گذشته بمانیم و عقده گشایی و کینه ورزی کنیم.
مسئولیت روشنفکر مسئول خار خوردن و بار بردن است نه میوه چینی و فرصت طلبی.

Unknown گفت...

جناب سیروس خان از نظر من مامور پلید و کثیف وزارت اطلاعات است با مقداری غلط های زیادی. ابله حتی تلاش نمی کند رسم الخط اش را تغییر دهد. حالا مدعی شده است که تصورش را بکنید «کانون های قدرت بین المللی» دنبال این هستند که این تحفه چه می گوید . حضرت مدعی از ترس آن ها حاضر به کشف «حجاب» نیست. جناب سیروس خان اگر جرات کرد و با تصویرش خودش به جای من در میهن تی وی حاضر شد و هرچه دل تنگش خواست بگوید من یکی پیرو او می شوم. این جنایتکار مدعی شده است که اسماعیل را می شناسد و با او سر یک میز شام خورده است. همین جنایتکار با نام دیگری مدعی شده بود که در انگلستان من در خانه آن ها بوده ام و .... ماموران جنایتکار وزارت اطلاعات از هر شیوه ای استفاده می کنند . واکنش آن ها درماندگی و استیصال آن ها را می رساند.

ایرج مصداقی

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
سیروس گفت...

با پوزش از نام بردن اشتباهی.
کسی که با نام حسن ارباب گفتم اشتباه بود. بعد از 20 سال که حسن را ندیده ام نامش را سحوا با فرد دیگری اشتباه کردم.
ایشان حسن ظریف بود که اگر اشتباه نکنم سالهای بعد از 72 بعد از حدود 10 سال زندانی بودن ار ایران به قرارگاه اشرف آمد و بعد از مدت کوتاهی هم منتقد مجاهدین شد. ولی همواره او را سرکوب میکردند که میخواهد نان زندانش را بخورد به جای اینکه پروسه زندانش را بخواند و اینکه چرا در حالی که همه اعدام شده اند او زنده مانده.
حسن بسیار افتاده بود و خیلی ادعا نداشت ولی همواره مورد خشم تشکیلات بود. چون اکثر کسانی که مدعی بودند و در مسئولیت تشکیلاتی داشتند، به پروسه ده زندانی بودنش حسادت میکردند.

سیروس گفت...

نظر حذف شد
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

شد که شد. اصلا چرا باید به آقای مصداقی انتقاد کرد!؟ وقتی ایشان دوست ندارد. فدی سرت یه آب هم روش. نوش جان. مگر در تعادل قوای کنونی جهان اصولا اتفاق دیگری می افته!؟
همینه که هست.
روشنفکران با درد و بی درد یه جوری با فلاکت خوشند دیگه.

اسماعیل گرامی تو که حذف کردی پس چرا توضیح مربوطه را منتشر کردی!؟ بخندم یا بگریم.

اصولا دنیای خبری و اصلاعات بدون نظر مخاطبین جای بهتری است. نیست؟ چون "خود گویند و خود خندند" چرا باید عیش آدمها رو به هم زد؟! به نظر من که منصفانه نیست.
تازه فهمیدم چقدر این کار غیر منصفانه است. همینطوری میام عیش آدمها را خراب میکنم.
اون یکی ف. م. سخن. همچین تو پرش زدن که بیجاره افسرده شد و یک مطلبی نوشت که دلم براش سوخت.
اصلا چکار داریم که به آدمها و نظراتشون انتقاد داشته باشیم. مگه مریضیم.
من که دیگه هرگز این کار نخواهم کرد.

دریچه زرد گفت...

سیروس گرامی
نظر حذف شد زیرا شما سه کامنت مفصل در رابطه با آقای مصداقی نوشته بودی که یک مقاله بود. برای اینکار بهترست یک مقاله بنویسی وبا میل و عکس خود بفرستی تا درج شود و گرنه صفحه نظرات میشود محل زد و خورد افراد. بخصوص که در پاسخ گاه بسیار تندتر و توهین امیز تر مینویسند و من مجبورم بخاطر عدم سانسور درج کنم
ممنون از توجهت

ناشناس گفت...

سلام آقای یغمایی عزیز , آیا سرپرست سایت دریچه زرد تغییر کرده ؟ بنده با رعایت کامل موازین سایت شما و با حفظ اخلاق و ادب و راستی چند بار کامنتی نوشته ام که از جمله در باره اینکه چرا آقای مصداقی برخی از منتقدین خودشان را بدون ارائه هیچ مدرکی به وزارت اطلاعات منتسب می کند و.......را بدون هیچ دلیلی حذف می کنید ,این کامنت را نیز می توانید حذف کنید ,باور کنید با حذف و سانسور بی دلیلی هر کامنتی چندین بازدید کننده محدود سایتتان را از دست میدهید ,عمرت دراز و تنت سالم .علی ۲۲

دریچه زرد گفت...

سیروس گرامی
نظر حذف شد زیرا شما سه کامنت مفصل در رابطه با آقای مصداقی نوشته بودی که یک مقاله بود. برای اینکار بهترست یک مقاله بنویسی وبا میل و عکس خود بفرستی تا درج شود و گرنه صفحه نظرات میشود محل زد و خورد افراد. بخصوص که در پاسخ گاه بسیار تندتر و توهین امیز تر مینویسند و من مجبورم بخاطر عدم سانسور درج کنم. شما یک مقاله با هویت مشخص در نقد آقای مصداقی بنویسید درج خواهد شد
ممنون از توجهت

سیروس گفت...

اسماعیل عزیز بهتر بود که جواب علی را به خودش میدادی نه به من.

اگر اینطوری خواستی یواشکی بگویی که فکر میکنی علی 22 من هستم نیستم. به قول ایرج من آنقدر "ابله" هستم که بلد نباشم "رسم الخط" ام را عوض کنم. در ممن حرفم را مطمئن باش به همان نامی که نوشتم خواهم نوشت. حتما که سیروس اسم مستعارم است ولی مطمئن باش اگر نظری داشته باشم با همین اسم خواهم نوشت. ولی از این بازیها بلد نیستم یا درست نمیدانم که با اسم دیگری بخواهم نظرم را طور دیگری مطرح کنم.

پاینده باشی.

سیروس گفت...

اسماعیل گرامی حرف شما (مقاله با هویت مشخص) کاملا متین ولی مشکلی که شما به آن توجه ندارید این است که آقای مصداقی (به هر دلیل) دارای تریبون است و من یک لا قبا چنین تریبونی ندارم. در چنین رقابتی (با فرهنگی کلامی که آقای مصداقی دارد و من به دلایل نگاهم به انسان و جامعه نمیتوانم داشته باشم) بخصوس که ایشان بحث را فردی و شخصی میکنند قطعا بنده بازنده هستم.
ولی به عنوان یک مخاطب بی نام و نشان نقد و نظرم را میگویم. اگر این از نظر شما و آقای مصداقی شخصی تلقی شده و آن را در جهت تخریب شخصیتی تفسیر میکنید مشکل شماست. هدف من آگاه سازی و دلسوزی است.
نقد برای افرادی که صداقت داشته باشند سازنده است و کارکرد ضدعفونی کننده دارد. البته اگر هدف آگاهی و دفاع از حقیقت باشد. ولی اگر هدف طرح خود و منافع فردی است کاملا حق با شماست و اصولا کار من و امثال من خطاست، چون به دکان و کاسبی افراد ضرر و زیان وارد میکنیم.
امیدوارم متوجه عرایض بنده شده باشید.
دوست داشتی منتشر کن ول حداقل برای خودت شاید نکته ای داشته باشد اگر شما هم خودت را برج عاج نشین نمیدانی.

مانا باشی.

محمد گفت...

با سلام
امروز بعد از حدود یک سال و اندی مجدد در این سایت نظر می گذارم. در این مدت کمتر اخبار سیاسی را دنبال کرده ام و به مطالعات علمی هدفمند پرداخته ام. وارد مناقشه های پیش آمده نمی شوم، تنها سخنی کوتاه می گویم که تقریبا اطمینان پیدا کرده ام که این نظام شاهنشاهی یا جمهوری اسلامی نیست که مسبب مشکلات است، مشکل اصلی فرهنگ قبیله گرای خرافه خو،، خردستیز، کاهل، ظلم پذیر، توجیه گر، مسئولیت ناپذیر و البته فرصت طلب است که با پوست و گوشت مردمان منطقه خاورمیانه اعم از خواص و عوام داخل و خارج سرزمینشان آغشته شده و منجر به بازتولید استبداد، خشونت و پرورش افراد مستبد و ساختارهای معیوب به رنگهای مختلف می شود. البته که خود من نیز حتما به میزانی از این فرهنگ متاثرم و سهمی هرچند ناچیز در این نابسامانی ها به عهده دارم. به نظرم می رسد از آنجائیکه سرعت نابودی ارزشهای انسانی، سرمایه های اجتماعی و به ویژه افول اخلاق و همچنین منابع طبیعی و زیست محیطی سرزمین بر تغییرات فرهنگی مورد نیاز برای اصلاح آن پیشی گرفته است، متاسفانه آینده ای سراسر تاریکی، ناامیدی و نابودی و در شق دیگر عقبگرد تاریخی چند صد ساله متصور است. البته بسیار خوشحال خواهم شد که تفسیر من از شرایط تماما غلط باشد و من مجبور به عذرخواهی صدباره شوم، ای کاش اینگونه شود حتی اگر قرار به رخ دادن معجزه ای است.

بهمن گفت...


کامنت زیر را چند ساعت پیش فرستادم اما ظاهرا هنوز فرصت انتشار آنرا پیدا نکرده اید. در متن کامنت تغییراتی داده ام لطف کنید در صورتی که خواستید کامنت را منتشر کنید همین کامنت اصلاح شده را منتشر کنید.

اسماعیل گرامی !
مدتها است که بدلیل گرفتاریهای کاری و سپس جسمی کامنتی در زیر مطالب سایت شما ننوشته ام اما کمابیش مطالب و کامنتها را دنبال میکنم. از هنگامیکه مصداقی انتقاد از سازمان و ترکتازیهای رجوی را شروع کرد در حد توانم در نوشته ها و کامنتها و در محفلهای دوستانه, از وی در مقابل موج لجن پراکنی مریدان رجوی دفاع کردم. اما به نظر من مدتی است که مصداقی در قضاوتها و تحلیلها و برخوردهایش کمی بیش از حد دچار افراط و تفریط میشود و متانت و صبوری لازم را برای یک عنصر آگاه سیاسی از دست داده است و برخوردش نسبت به منتقدانش (نه دشمنانش) و حتی سایر فعالین سیاسی به شدت پرخاشگرانه و توهین آمیز شده است. در چندین کامنت در زیر مصاحبه های ایشان, افراد با کمترین ایراد و انتقادی, از طرف ایشان به مامور وزارت اطلاعات بودن متهم میشوند. ایشان سالهاست از سوی وابستگان مجاهدین متهم به مزدوری وزارت اطلاعات میشوند. به قول معروف صابون این اتهام ناجوانمردانه و کثیف به تن خودشان خورده است. حیرت من اینجاست که خود ایشان چگونه تا کنون به عمق زشتی و پلشتی عمل کسانی که بدون داشتن کوچکترین مدرکی فقط جهت خفه کردن دیگران, این اتهام را میزنند؛ پی نبرده است.
البته ناگفته نماند که من میتوانم تا حدی درهم ریختگی اعصاب ایشان را از بابت جنگ روانی کثیفی که چماق داران رجوی علیه ایشان به راه انداخته اند بفهمم. اما درمان این مشکل در این شیوه کار نیست. ایشان آقای فلاحتی را لوطی مینامد و حد نگه نمیدارد در حالیکه من فکر میکنم فلاحتی علیرغم انتقاداتی که میشود دوستانه به او کرد یکی از مهمترین برنامه های افشا گرانه علیه رژیم را اداره میکند و یک خبرنگار حرفه ای و دردمند است.
در آخر نقدی به خود شما, کامنت مصداقی که در آن سیروس نامی را بدون هیچ دلیل مزدور وزارت اطلاعات خطاب میکند, از نظر من توهین به همه خوانندگان و کامنت گذاران سایت محسوب میشود و نباید منتشر شود. جا دارد که شما دوستانه با مصداقی گپی بزنید و از او بخواهید که در قضاوت هایش کمی جانب انصاف و اعتدال را رعایت کند.
شاد باشید

esmail گفت...

بهمن گرامی
با درود
من نمیدانم چرا شما مستقیم به میل اقای مصداقی نمی نویسی.او هم میل دارد و هم فرد شناخته شده ای ست که هر گفتگویش را چند هزار نفر گوش میکنند . شما میتوانید مستقیمبه خود او بنویسید.
با درود و ارزوی موفقیت

م.ح.قره چوزلو گفت...

اصلن این اقای بهمن چرا باسم خودش نمینویسد همین خودش مشکوک نیست چون بیشتر از همه رژیم از ایرج مصذاقی عصبانی شده پس تعجب نداره مزدور بفرسته

esmail گفت...

جناب العسکری
از فحشهای ناب و غیر قابل درج سرکار به خود محظوظ شدم خداوند متعال سرکار را حفظ بفرماید

بهمن گفت...

درود بر شما اسماعیل عزیز!
علت اینکه حرفهایم را در رابطه با ایرج مصداقی به صورت کامنت برایتان فرستآدم این است که ایشان نظرات و اتهامات خویش را در فضای عمومی از جمله در دریچه زرد منتشر میکنند. لاجرم جایگاه نقد نظرات ایشان هم در فضای عمومی است. اگر ایشان این نظرات را در محفلی خصوصی مطرح کرده بودند آنگاه جا داشت که برخورد با نظرات ایشان نیز به صورت خصوصی با مکاتبه با خودشان صورت میگرفت. با تشکر از توجه و محبت شما
بهمن

ناشناس گفت...

همینطوری که می بینیم مصداقی هم داره میگه دارودسته رجوی دارن در آلبانی هم مهمونسرا و زندون درست می کنند!

به نظر من حکایت هزار اشرفی که رجوی رذل میگه همین بازی زندان سازیه! میشه با افشاگری در رسانه ها، نامه نگاری به مقامات دولتی، حقوق بشری، چهره های هنری، ادبی، ... جلوی این کار رو گرفت و گرنه قربانیهایی که بهای خروج از لیبرتی و اشرف شد باید برای خروج از زندان آلبانی و بقیه "هزار اشرف"ها هم بشه!

در فرصت بسیار کمی که مونده تا دوباره پایگاههای عراق در آلبانی راه نیافتادند کاری بکنیم!
مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های اسیر رجوی رذل در آلبانی و هزار اشرف یادتون نره!

رفیق سائل.

م.ح.فرانسه گفت...

درود بر شما جناب مصداقی بسیار بسیار دردناک هست این سرگذشت مجاهدین اسیر ولی چکار میشود کرد واقعن از یطرف اخوند در کمین است از یکطرف هم این اشرف سوم جز یک گورستان طبیعی نیست اینها همه در اینجا تمام میشوند لطفا راه حل را بیشتر بگوئید

حسن گفت...

اینها چکار کنند ؟ چاره ای دارند؟؟؟ ندارند بخدا حالا کنار هم باشند شاید راهی پیداشود یکی یکی چه میکنند هیچی اینم تو این دنیای بیرحم

نازنین گفت...

با سلام به شما حرفهای شما درست هست ولی چکاری باید کرد اینها را چطور باید کمک کرد که ملا فایده نبرد همه مساله همین جا هست