مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۲, سه‌شنبه

ققنوس رادیکالیسم انقلابی – حاشیه پاسخی نه چندان کوتاه.علی ناظر

Inline images 1
آقای محمدرضا روحانی عزیز با سلام و آرزوی سلامت و شادی برای شما. لازم می بینم در پاسخ ارزیابی کوتاه شما، به چند نکته اشاره کنم. امیدوارم باعث کدورت نشود:خواهش می کنم متن گفتگوی علی ناظر با محمدرضا روحانی در آذر 1388 را بازخوانی کنید، و خود قضاوت کنید که چه کسی «دیر» آمده است. در این گفتگو، من به عنوان یک ژورنالیست در جبهه سرنگونی طلبان، به شما این امکان دادم که مسائل را باز کنید. چنانکه در متن مشاهده می شود، شما تصمیم گرفتید که با تأکید بر اینکه آقای مسعود رجوی و تمام اعضای خانواده ایشان
http://www.didgah.net/index.php

۷ نظر:

ناشناس گفت...

آقای محمد رضا روحانی.
توپ پر علی ناظر در زمین شماست،پاسخی درخور بدهید و هوایی نزنید.

جواد گفت...

آقای ناظر نمیتواند واقعیت را بپذیرد.
از طرفی سخنانی میگوید در رد مجاهدین که بسیار فراتر از انتقاد است
و از طرفی می نویسد:

انتقاد به مجاهدین آری، اما دفاع از مبارزات سرنگونی طلبانه مجاهدین نباید نادیده گرفته شود،

باید از او پرسید: کدام مبارزه ؟
آقای ناظر دل کندن از مجاهدین برای ما که گیسوان مادران خویش را بر این آتش هیمه کردیم نیز آسان نبود ولی ما خود به چشم خویشتن دیدیم که " جانم و ارزوهایم در پراگماتیسمی که دیگر فراتر از انتقادات پراکنده است میرود".
آری آقای ناظر دل کندن از عواطف سخت است ولی ظاهرا شما هنوز نمیخواهید جسارت کرده و واقعیت را بپذیرید. در نقطه ای دیگر با واقعیت نمیشود لاس زد باید آنرا پذیرفت و تن داد.
آقای روحانی اشتباه کرد. شما دیر نیامدید بلکه هنوز نیامده اید.
اینکه شما زودتر متوجه انحراف شده اید اتفاقا مسوولیت شما را در قبال این تردید و عدم تصمیم گیری افزون می کند و امتیازی برای شما نیست.

جواد گفت...

آقای ناظر نمیتواند واقعیت را بپذیرد.
از طرفی سخنانی میگوید در رد مجاهدین که بسیار فراتر از انتقاد است
و از طرفی می نویسد:

انتقاد به مجاهدین آری، اما دفاع از مبارزات سرنگونی طلبانه مجاهدین نباید نادیده گرفته شود،

باید از او پرسید: کدام مبارزه ؟
آقای ناظر دل کندن از مجاهدین برای ما که گیسوان مادران خویش را بر این آتش هیمه کردیم نیز آسان نبود ولی ما خود به چشم خویشتن دیدیم که " جانم و ارزوهایم در پراگماتیسمی که دیگر فراتر از انتقادات پراکنده است میرود".
آری آقای ناظر دل کندن از عواطف سخت است ولی ظاهرا شما هنوز نمیخواهید جسارت کرده و واقعیت را بپذیرید. در نقطه ای دیگر با واقعیت نمیشود لاس زد باید آنرا پذیرفت و تن داد.
آقای روحانی اشتباه کرد. شما دیر نیامدید بلکه هنوز نیامده اید.
اینکه شما زودتر متوجه انحراف شده اید اتفاقا مسوولیت شما را در قبال این تردید و عدم تصمیم گیری افزون می کند و امتیازی برای شما نیست.

ناشناس گفت...

"دیپلماسی نه امریست شرم آور و نه اشتباه سیاسی. مک کین، ترامپ، و هیتلر هم می توانند به دیدار خانم رجوی بروند، و با لیست جانباختگان  در زیر بغلشان به کشورشان بازگردند، به شرطی که این رابطه در حد دیپلماسی بماند و به همسویی با بیگانه برای حمله نظامی به ایران ختم نشود. و یا نامه نگاری به خامنه ای و رفسنجانی نه غلط است و نه اشتباهی حقیرانه، به شرطی که همچون حزب و توده و اکثریت ابزار سرکوب مبارزات ملت شریف نشود."
اروند گفت:
اصولا روابط دیپلماتیک بین دولتها و جهت بده بستانهای اقتصادی، سیاسی، نظامی و غیرو وجود دارد.
در روابط دیپلماتیک بطور معمول و بخصوص در قرن حاضر این قدرت و نیروی قوی تر است که حرف اول و آخر را می زند و بیشترین امتیاز را بدست می آورد.
گو اینکه سازمان مجاهدین هر چند پر آوازه ولی در هم شکسته، پشت کرده به مردم و نیرو های مردمی و گریزان کردن نیروهای خودی و درون تشکیلاتی (شورا و مجاهدین)، با کدام دست پر و جهت بدست آوردن کدام امتیازی و برای برآورده کردن چه نوع حاکمیتی و با گارد گرفتن در پس لغت "دیپلماسی" و با اجازه چه کسانی، لیست جانباخته هایی را که با آرمان های رهایی بخش مردمی از دست ارتجاع مذهبی و بین المللی جانشان را فدا کردند به حراج گذاشته اند، در حالیکه نه دیگر به آن آرمانها پایبند هستند و طبق تمام شواهد و گواهی چند دهه گذشته، بجز همراهی و همگامی با باجگیران منطقه ای و بین المللی و مشتی شعار و سرنگونی پرچم مبارزاتی، بدون هیچ توضیحی، آیا میتوانند قابل اعتماد باشند؟ آیا باز هم میشود چنین تشکلی را نیروی سرنگونی طلب مردمی نام گذاشت؟
جناب ناظر؛: پس از در هم شکسته شدن و بمباران نیرو هایی که با نام ارتش آزادیبخش ( غلط یا درست) در عراق مستقر بودند که بعدا فرماندهان همان ارتش آزادی با همان نیروی بمباران کننده نرد عشق باختن و به موازات آن زشت ترین رفتار و گفتار را با نیرو های خودی و جبهه مردم داشتن، هر فرد و نیرویی که اینهمه را شاهد بوده و با این تشکیلات همراهی کرده و میکند نه سرنگونی طلب است و نه معنی دمکراسی را میداند. حالا میخواهد هر چقدر سابقه مبارزاتی؟! و دانش سیاسی - مبارزاتی داشته باشد. در بهترین حالت؛ خدمتکار حقوق بگیر، یا روشنفکر و تحلیلگر سیاسی است که دستمزد کارش را نه از دولت (ها) بلکه از یک تشکیلات بومی با رنگ و لعاب سیاسی - مبارزاتی و سرنگونی دریافت میکند.
حالا جنابعالی لطف بفرمایید و بعنوان یک ژورنالیست و روشنفکر سرنگونی طلب معنی نامه نگاری به خامنه و رفسنجانی را توضیح و تشریح نمایید.

رضا صدوق گفت...

رفقا درست که زمان انتخابات بین جلاد و کذاب است و رژیم پلید منقل انتخابات را شدیدا باد میزند که بعله در ایران هم دمکراسی است وغیره. اما اجازه ندهیم که این مسائل کناری سایه بر سر مسائل اساسی انقلاب بیاندازند که جناب روحانی دیرتر امده و ناظر بعدا . این همه کشت و کشتار به کنار بد گفتن و بر خوردن به اقایان صد هزار بار مهمتر است. زنده باد زرشک مرگ بر ذیره.

ناشناس گفت...

رفیق گرامی روحانی
ظاهرا استنباط شما از لیبرالیسم عدم پاسخگویی در برابر کارها و اعمالی است که شما شخصا انجام داده اید
معنای دقیق و تاریخی لیبرالیسم بسیار متفاوت از تلقی شماست
خواه ناخواه انتظار از جنابعالی وآن دوست محترمتان این بود که قبل از هر بحث و موضوعی نگاهی نقادانه به آنچه گذشته و گذرانده اید میکردید
تلقی اسلامگرایان از لیبرالیسم ولنگاری است.... امیدوارم عمیق تر به این زایش دوران مدرن بیندیشید.
شاید چندان مطلوب نباشد که مرتبا راجع به همه چیز بصورتی کسل کننده داد سخن بدهید و از اصل سخن باز مانید
نکات بیشتری در مقاله یافت میشود

ناشناس گفت...

علی ناظر همین حرفهایی رو که حالا راجع به رجوی میگه از بیست سالی پیش مکرراً گفته ولی همیشه سربزنگاه، با خوندن روضه ضدانقلاب و ضدخلق باز برگشته سر پله اول که: انتقاد دارم ولی از رجوی حمایت می کنم! ناظر آگاهانه مثل آقای مربوطه شده سوپاپ اطمینانی برعلیه بروبچه های سرخورده دوروبر رجوی رذل!

اما می بینین قدیما که ناظر به رجوی انتقاد میکرد، شما باهاش همکاری میکردین! قبول دارم، رجوی به انحا حیل شمارو از دنیای واقعی ایزوله و حتی وادارتون کرده بود راجع به آشپزخونه و خانم متین دفتری اون ترهات رجوی رذل پسند رو بنویسین! و الخ.

اما مهمترین واقعیت اینه که واسه شما هم درست مثل رجوی هدف وسیله رو توجیه میکنه! خواستار تحریم و دخالت بشردوستانه و بقیه خطوط رجوی هستین! بد نیست واسه جبران هم که شده:

واسه بروبچه های اسیر رجوی رذل در آلبانی و هزار اشرف کاری کنید!
مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری!

رفیق سائل.