مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ خرداد ۱۵, سه‌شنبه

در مقابل دکترعبدالکریم سروش و افشاگری در شهر کلن . المان دوم ژوئن 2018

۲ نظر:

محمود گفت...

در عین حالی که انتقاد از گذشته سروش ضروری است و ایشان هنوز مسئولیت گذشته سیاه خود را تمام و کمال نپذیرفته و به آن انتقاد نکرده و ار مردم عذرخواهی ننموده اند ولی:
اعمال تخریبی و احساسی و آنارشیستی، همچون حزباللهی ها در جمهوری اسلامی، مجاهداللهی ها، سلطنت اللهی ها و کمونیست اللهی ها، که هر چهار طایفه دقیقا چیزی جز خراب کردن فضا و آنارشیسم و تاثیر منفی در ایجاد اتحاد علیه جمهوری اسلامی نیست.
به نظر می رسد که اگر سطوح پایین این گروههااز سر ناآگاهی و احساسات این کارها را میکنند سطوح بالایی به فرموده جایی!؟ برای خراب کردن اتحاد علیه جمهوری اسلامی و کارشکنی در شکل گیری اپوزیسیون قوی و در جهت تقویت و ماندگاری جمهور اسلامی اتحاد عمل دارند.

ناشناس گفت...

دقیقا خود محور بینی اپوزوسیونها نتیجه اش تفرقه در اتحاد علیه جمهوری اسلامی است و این سیاست دقیقا با تاکتیک های خاصی از سوی رژیم در اپوزوسیونها دنبال و اجرا میشود . رژیم میدونه داره چکار نیکنه اما متاسفانه اپوزوسیونها نمیدونن دارن چیکار میکنن . یعنی برخی از گزوههای اپوزوسیون چنان در خود محور بیتی غرق هستند که فقط خودشونو میبینن و رژیم هم از ویژگی هاشون و خصلت هاشون دقیقا شناخت و تحلیل مشخص داره و قشنگ داره اداره شون میکنه . برخی از مواضع گروه های خودمحور بین دقیقا خواست رضایت رژیم برلی تفرقه بین انهاست . ولی من با توجه به تجربه عرض میکنم که در بحث اتحاد باید دور جماعت رجوی را خط بکشید و اصلن اینها سم مهلک جنبش مردم هستن چون رژیم باهاشون داره بر علیه بقیه و در جهت تفرقه بازی میکنه . سلطنت طلبها هم عمدتا نمیتونن نقشی ایفا کنند چون در اندازه وحدت نیستند ... شاید در دل برخی از مردم رضا پهلوی حضورداشته باشه ولی ایشون مرد میدان واقعی نیست . برخی گروه های مدعی چپ کمونیستی علیرغم اینکه چپ و راست خودشونو به جنبش کارگری میچسبونن اما در حد ۱۰۰ نفر هن نیستن و بسیار هم اتوریته طلب هستن و دور اینهارا هم باید خط کشید چون نقشی در جنبش ندارن و فقط ادعای گتده گویی دارن . سکولار دموکراتها هم به لحاظ تشکیلاتی مالی نیستند و اهل حرف هستند تا عمل ضمن اینکه بخاطر طرح مباحث عجیب و غریب کمیتوانند جنبش را به انحراف بکشند و ضمن انکه مشکوک هم به نظر میرسند . اصلاح طلبهای خارج کشور که تکلیفشون نشخصه و ته خط هوادار نظامند و کاری با انها نیست . گروه های روسی مانند حزب توده و اتخاد چپ و طیف اقای نگهدار هیچ پایگاهی و اعتباری نه در بین طبقه کارگر دارند و نه در بین ازادیخواهان داخلی بنابراین خودبخود دورشان خط کشیده شده است و جالبه که همه هم دم از اتحاد میزنند . من فکر میکنم جنبش که همگانی تر بشود رهبران خود را کمابیش در داخل دارد و طیفهای فوق یا میایند سمت جنبش و یا مقابل جنبش میاستند . انهایی که بیایند قدمشون روی چشم و انهایی که مقابل میاستند قدمشون زیر چرخ قطار . امروز جنبش از اپوزوسیون ها خیلی خیلی جلوتر است . اگر اپوزوسیونها جلوتر از جتبش بودن طبعا تلاش برای اتحاد معنی داشت اما امروز جنبش جلوتراز مدعیان خارج نشین هست . در بین مدعیان خارج نشین هستند افرادی که به موقع از اپوزوسیون جدا خواهند شد و به جنبش خواهند میوست . این اپوزوسیونی که من میبینم محاله مای وحدت بروند جون همه اتها اتوریته طلب هستند . اتفاقا روشنفکران ازادیخواه غیر تشکیلاتی در خارج کشور بیشتر به جنبش نزدیک تر هستند و اتفاقا در دسترس رژیم نیستند که بتواند با انها بازی کند .
خاکزاد