مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ تیر ۱, جمعه

همنشین بهارگفتگوی مسعود رجوی ومذاکرات با سپهبد صابر الدوری قسمت یکم و دوم

حبوش: برادر مسعود، چه بسا در آینده نزدیک با توجه به آینده و چشم انداز مخابرات، شما را برای مأموریت‌هایی مکلف کنیم. از حالا ما به عنوان یک تیم کار می‌کنیم، یعنی از شما کارهایی را خواهیم خواست، چون دشمن مشترک داریم.
غبارزدایی از آینه‌ها - گفتگوی مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین (۲)
مذاکرات با سپهبد طاهر جلیل حبوش - سال ۱۹۹۹



همنشین بهار: نفس مذاکره اشکالی ندارد و سازمانی با عرض و طول مجاهدین معلوم است که باید برای حل و فصل مسائل خودش با مقامات کشور میزبان تعامل داشته و تنظیم رابطه کند. نفس مذاکره که ایرادی ندارد. لازم هم هست. اما در آن گفتگوها ژنرال حبوش بویژه، غلط‌های اضافی می‌کند...
گفتگوی مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین
قسمت اول - مذاکرات با سپهبد صابر الدوری
http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=535

۱۱ نظر:

ناشناس گفت...

اقای همنشین ! برادر من ! ادم ساده !
اقای حبوش غلط زیادی نمیکند او میدونه با کی داره صحبت میکنه . او بار اولش نیست که در ملاقات قرار گرفته . این ملاقات عقیه داره و حبوش با توجه به عقبه داره صحبت میکنه . اقای حبوش مشتری شو میشناسه و باهاش چند بار معامله کرده و اگه شما تو باغ نیستی مشکل خودته که یا خیلی ساده ای یا خیلی زرنگی و یا در مدار جاذبه و دافعه شناور ! وگرنه حبوش به عنوان رییس وزارت اطلاعات عراق حواسش به همه چی هست و برای رختخواب( منظور مذاکره ) بیخودی پول نمیده! وقتی حبوش با شما به ملاقات حضوری تن میده یعنی قبلا به اندازه کافی بهش حال دادی و الان هم ایشون حال بیشتر میخواد . حبوش غلط زیادی نمیکنه ... به اندازه ای که داره پول میده حال میخواد . احتمالا شما هنوزگرفتار کیش شخصیت مشتری ی هستی که او در نهان خودش کاملا میدونه وظیفه اش از رفتن به رختخواب حبوش چیست ولی شما نمیدانی . شما هنوز فکر میکنی یک مو فاصله هم مبتواند دلیل بر عدم نزدیکی باشد ! اما در عالم واقع چنین نیست خصوصا که قبلا بدفعات پولهای بسیار کلان هم گرفته است و صدها تن از مبارزین منتقد را هم به رژیم فروخته است ! حبوش غلط زیادی نمیکند بلکه دقیقا با توجه به عقبه ایشون باب کامجویی های بیشتری را باز میکند که البته با ناز و کرشمه سیاسی مشتری مواجه میشود اما اخرش را هرکسی میداند جز جنابعالی ! نمیدانم چگوارا هم با وزیر اطلاعات باتیستا ملاقات پنهانی داشت یا خیر ؟ نمیدانم مصدق هم از سفارت انگلیس پ.ل میگرفت یا خیر ؟ نمبدانم که میرزا کوچک خان هم به رختخواب سیاسی دشمنان خلق پا گذاشته بود یا خیر ؟ ولی این را بخوبی میدانم که خمینی سلطنت را قبول داشت و در اطلاعیه اش دیده ام همانطور که در اطلاعیه اقای رجوی تبریک و تهنیت به امام خمینی رهبر انقلاب را بمناسبت تاسیس جمهوری اسلامی دیده بودم .
اقای حبوش غلط زیادی نمیکند او مشتری خود را میشناسد و با عقبه و ناز و کرشمه اش کاملا اشناست .



ناشناس گفت...

اقای همنشین ! برادر من ! ادم ساده !
اقای حبوش غلط زیادی نمیکند او میدونه با کی داره صحبت میکنه . او بار اولش نیست که در ملاقات قرار گرفته . این ملاقات عقیه داره و حبوش با توجه به عقبه داره صحبت میکنه . اقای حبوش مشتری شو میشناسه و باهاش چند بار معامله کرده و اگه شما تو باغ نیستی مشکل خودته که یا خیلی ساده ای یا خیلی زرنگی و یا در مدار جاذبه و دافعه شناور ! وگرنه حبوش به عنوان رییس وزارت اطلاعات عراق حواسش به همه چی هست و برای رختخواب( منظور مذاکره ) بیخودی پول نمیده! وقتی حبوش با شما به ملاقات حضوری تن میده یعنی قبلا به اندازه کافی بهش حال دادی و الان هم ایشون حال بیشتر میخواد . حبوش غلط زیادی نمیکنه ... به اندازه ای که داره پول میده حال میخواد . احتمالا شما هنوزگرفتار کیش شخصیت مشتری ی هستی که او در نهان خودش کاملا میدونه وظیفه اش از رفتن به رختخواب حبوش چیست ولی شما نمیدانی . شما هنوز فکر میکنی یک مو فاصله هم مبتواند دلیل بر عدم نزدیکی باشد ! اما در عالم واقع چنین نیست خصوصا که قبلا بدفعات پولهای بسیار کلان هم گرفته است و صدها تن از مبارزین منتقد را هم به رژیم فروخته است ! حبوش غلط زیادی نمیکند بلکه دقیقا با توجه به عقبه ایشون باب کامجویی های بیشتری را باز میکند که البته با ناز و کرشمه سیاسی مشتری مواجه میشود اما اخرش را هرکسی میداند جز جنابعالی ! نمیدانم چگوارا هم با وزیر اطلاعات باتیستا ملاقات پنهانی داشت یا خیر ؟ نمیدانم مصدق هم از سفارت انگلیس پول میگرفت یا خیر ؟ نمبدانم که میرزا کوچک خان هم به رختخواب سیاسی دشمنان خلق پا گذاشته بود یا خیر ؟ ولی این را بخوبی میدانم که خمینی سلطنت را قبول داشت و در اطلاعیه اش دیده ام همانطور که در اطلاعیه اقای رجوی تبریک و تهنیت به امام خمینی رهبر انقلاب را بمناسبت تاسیس جمهوری اسلامی دیده بودم .
اقای حبوش غلط زیادی نمیکند او مشتری خود را میشناسد و با عقبه و ناز و کرشمه اش کاملا اشناست .



ناشناس گفت...

ما که جدا نفهمبدیم هدف این جناب مهندس همنشین توجیه ارتباط مجاهدین با اطلاعات صدام هست یا ابراز ناراحتی از غلط های زیادی اقای حبوش . عنوان موضوع را هم طوری انتخاب کرده که در خواننده القا کنه اولا ارتباط سازمان عریض و طویل مجاهدین با اطلاعات عراق اشکالی نداره دوما حبوش غلط زیادی کرده و اقای رجوی زده تو دهنش ! این جناب مهندس همنشین اگر چیزی منتشر نکنند فکر میکنم سنگین تر هستند و اصولا ایشان درکش از مسایل در حد همان اقای رجوی است . شما فیلمو نشون بده بقیه اش را بگذار به قضاوت بیننده مگر مجبورهستید جلو جلو برای فیلم عنوان درست کنید ؟

ناشناس گفت...

در ملاقات یا مذاکراتی که بین رجوی و صابرالدوری انجام شده با صحبتهایی که رد و بدل میشه به نظر میرسه که به صلاحدید شرایط سیاسی عراق نبوده که رجوی بازی داده شود و این کاملا از صحبتها مشخص هست . در این ملاقات رجوی در رابطه با ارتباطاتش در خارج از عراق بلوف و گنده گویی زیاد میکنه و دقیقا صابر الدوری حواسش به محتویات بیانات اقای رجوی هست و به نظر میاد اقای رجوی نیز متوجه بی میلی عراقی ها شده است و کاملا متوجه شده که بازی خورده و ورود به چنین مناسباتی در اندازه اینها نبوده و اتفاقا به لحاظ روانشناسی لودگی پی در پی رجوی در مذاکرات نشون میده که در موضع دلخواهی قرار نداشته و رجوی میدونه و میفهمه که وجه امصالحه قرار گرفته و طبعا میره تلافیشو بر سر خدم و حشم در میاره . به نظر من هر چقدر که رجوی در مذاکرات تحقیر میشه و احساس بی وزنی میکنه به همان نسبت میره برای سرکوب هرچه بیشتر جان برکفانی که صادقانه به میدان رزم امده اند اما او رزمنده نمیخواد ... او خدم و حشم میخواد و برای جبران ان میاد دنبال جنگولک بازی و هرروز یک بامبول درست کردن و خلاصه اعمال رهبری خاص الخاص !ظاهرا رژیم عراق از او برای سرکوب شورشهای داخلی هم استفاده کرده که البته نمیتوان گفت سرکوب شورش مردم چون باید بررسی بیشتر بشود اما تو این ملاقات معلوم میشه که چرا رجوی برای ماندن در اشرف پافشاری میکنه و معلوم میشه که خروج از لیبرتی با تصمیم خودشون نبوده است . بهرحال کاش این سازمان به این روز نمیافتاد و کاش پس از 57 افراد شایسته تری در راهبرد ان قرار میگرفتند تا بدین ورطه نیافتد .

ناشناس گفت...

در این نشست حتی اجازه ملاقات با سران ارتش به رجوی داده نمیشود ولی ایشون شب قبل از عملیات فروغ جاودان به رزمندگان میگوید من دستور میدهم فلان پایگاه را موشک پرانی کنند !!!! و جالبه که رزمندگان هم برایش کف میزنند که عجب رهبری دارند ! که به به عراق دستور هم میدهد !! این گنده گویی و بلوف زنی شخص رجوی جزو خصلت های ذاتی ایشونه و با همین خصلت در غیاب رهبران قبلی همه چیز را توی جیب ریخت و به سرنوشت یک سازمان کثافت زد.

ناشناس گفت...

مصاحبه خوبی یود حداقل به عنوان یک سند برای مطالعه و فهم روابط و موقعیت مجاهدین در ارتباط با حکومت صدام . ولی مطالبی که اقای همنشین محترم در ابتدای موضوع به عنوان تیتر استفاده کرده به هیچوجه صحت ندارد و صرفا برداشت ایشان است وگرنه وقتی من متن مذاکرات را خواندم به نتایج مشابه با اقای همنشین نرسیدم . مهم نیست که این سند ازکجا و چگونه بدست مردم رسیده طبعا پس از سقوط صدام اسناد بسیار زیادی در اختیار حکومت بعدی قرارگرفته است بلکه مهم واقعیات نهفته در مذاکرات هست که بهیچوجه در داخل جمعیت مجاهدین مطرح نمیشود و این بدان معنی است که این سازمان فعلی در اختیار حکومت صدام بوده که بعدا بنا به ملاحظات سیاسی - جهانی از چشم حکومت عراق در حال افتادن بوده و این سمت گیری را رهبری مجاهدین کاملا میفهمیدند . وقتی دوسال به تقاضای اقای رجوی برای ملاقات با صدام و طارق عزیز توجه نمیشود و حتی امثال صابر الدوری شماره تلفن تماس ضروری برای مجاهدین قایل نمیشود خواندن ته خط با شما . در این مذاکره کاملا معلوم است که این شعار ریختن جام زهر به حلق خمینی که از سوی مجاهدین مطرح میشود ادعای یاوه و فقط شعاری بیش نیست چون پایان تنش بین حکومت عراق و حکومت جمهوری اسلامی بنا به ادعای رجوی به ضرر مجاهدین بوده است حتی اخراج انان از عراق به کشور دیگر دقیقا جزو توافقات بوده است ( حالا چرا مجاهدین برای خروج از لیبرتی جشن پیروزی گرفتند ! الله و اعلم ! ) ولی از این حرفها که بگذزیم یک نتیجه وجود دارد و ان این است که همیشه در شکاف ماندن جایز نیست بعضی وقت ها لازم است با حفظ پرنسیب و دوری از راحت طلبی قید زندگی در شکاف را بزنید و حتی با سختی بیشتر اما مستقل روی پای خود بایستیم چون وقتی شکاف شروع به بسته شدن بکند کار به استغاثه میکشد .

ناشناس گفت...

اقای همنشین بهار سلام
هدف شما از انتشار این نوار مذاکرات چه بوده ؟
بااحترام : گوگدی

همنشین بهار گفت...

نیّت من ثبت «امر واقع» برای مبارزه با فراموشی است نه موضعگیری له یا علیه جریان و فردی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گفتگوی مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین
قسمت اوّل
http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=535
قسمت دوّم
http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=537
قسمت سوّم
http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=539
قسمت چهارم
http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=540
قسمت آخر
http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=541

ناشناس گفت...

اقای همنشین بهار باسلام
ثبت امر واقع یعنی ثبت امر واقع ! پس چرا برای ثبت امر واقع تیتر و عنوان انتخاب کردید ؟ انتخاب تیتر و عنوان نظر خواننده و یا شنونده را در چارچوب تیتر نگه میدارد . ایا بهتر نبود خواننده خودش به تیتر و عنوان برسد ؟

بچه گوگد ( گوگدی )

ناشناس گفت...

اقای همنشین بهار باسلام
ثبت امر واقع یعنی ثبت امر واقع ! پس چرا برای ثبت امر واقع تیتر و عنوان انتخاب کردید ؟ انتخاب تیتر و عنوان نظر خواننده و یا شنونده را در چارچوب تیتر نگه میدارد . ایا بهتر نبود خواننده خودش به تیتر و عنوان برسد ؟

بچه گوگد ( گوگدی )

ناشناس گفت...

بچه و نوجوون که بودیم میگفتن تو ارگ گوگد گنج وجود داره ! نمیدونید چقدر شبانه رفتیم و کندیم و چیزی پیدا نکردیم ! بعد از مثلا انقلاب هم که مجاهد شدیم فکر میکردیم اینا اخر چهره های مثلا چریکی اند ! هرچی معلومات و اطلاعاتمون از اینها بیشتر شد متوجه شدیم اونیکه رهبرشونه دوزار سابقه چریکی نداشته و ما الکی پلکی سمپاتی پیدا کرده بودیم ! اصلا انگار هرکی به جای خودش میره ! هروقتم که بادام شکستم یا پوک بود یا تلخ ! این چه قانونیه که یکنفر تا اخر عمرش فقط دنبال مغز تو هسته پوک میگرده ؟ هرکی میتونه جوهر فلسفی این را توضیح بده به من کمک کرده .
گوگدی ( بچه گوگد )