مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ تیر ۲۹, جمعه

در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید


این بحث در مورد طولانی‌ترین جنگِ متعارفِ کلاسیک در قرن بیستم - جنگ ایران و عراق- است. به آن تراژدی انسانی که یکی از فاجعه‌های تاریخ بشری‌ بود، باید بدون حُب و بغض، بنگریم. نه در دستگاه مداحانِ جنگ برویم و نه گفتمان یکسویه‌ای را که بیشتر در دافعه استبداد زیر پرده دین، مطرح می‌شود، وحیِ مُنزل پنداریم.
در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید
مقاله
ویدئو

۱۰ نظر:

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۳۰ تير ۱۳۹۷ / ۲۱ ژوئيه دوهزار و هژده/مسعودعالمزاده/ پاريس

در فرهنگ چينى ها دو چيز خوش يمن ه : گربه و عدد ۸ (八 در چينى 'با' ba). براى همين م بود که خودشونو به هر آب و آتشى زدن تا المپيک ۲۰۰۸ رو بگيرن. روز شروع اش هم ماه اوت روز هشتم ساعت هشت و هشت دقيقه. 8:08 8/8/8.

ريگان که آدمى بود بسيار خرافى و فکر ميکرد ۸ و رديف کردنش براش براى انتخابات بعدى بخت مياره اين تاريخ رو براى پايان جنگ ايران و عراق تحميل کرد : ۸ اوت ۸۸ : ۸/۸/۸۸. يادم هست که ليبراسيون در مقاله اى به مناسبت اين موضوع تيتر زد : 8.8.88 همين !

يعنى اگه بخوان ميتونن.

چپ ها بويژه از نوع روسى ش حسابى از ريگان شکار بودن ولى او چندين بار براى نقش آمريکا در نکبت بهمن اظهار شرمسارى کرده بود.

خداى نابوده روح نداشته ش رو بيامرزه و گرنه با اين رژيم معلوم نبود اين جنگ کى تموم ميشد.
نبود فروش اسلحه و کمبود اين گاو شيرده امپراتورى کمونيستى رو کمتر از دو سال با مخ کوبيد زمين.
مدافع بزرگ خــــــــــلــــــــــق هــــــــــا !
ارواح اون ننه شون !

خرافى بودن ريگان اين يه جا براي ما بد نشد. اما بر خلاف انديشه ي افلاطون نيگا کن ببين کيا دارن اين دنيا رو اداره مى کنن !

م-ت اخلاقی گفت...

آقای همنشین بهار شما طوری از تجاوز عراق به ایران صحبت می کنید که انگار صدام حسین لب مرز نشسته بود و منتظر حمله به خاک ایران تحت حاکمیت آخوندها بود ! ؟
من خود به عینه شاهد حمله های ایذائی نیروهای رژیم به دهات مرزی عراق در جنوب بودم که بارها از تلویزیون عراق فیلمهایش پخش شد وصدام حسین از موضع خواهش بارها بر تلویزیون عراق ظاهر شد و به رژیم بارها یاد آوری کرد که ما هر دو مسلمان و همسایه ایم ،دست از این کارها بردارید.آخرین بار که صدام حسین بعد از چندین تجاوز آشکار رژیم به دهات مرزی عراق که بیشتر در مناطق مرزی شادگان،آبادان ویا خرمشهر صورت گرفت،در بیمارستانی در کنار زخمی های این تجاوز آشکار رژیم به مردم زحمتکش و بدبخت عراق ظاهر شد و باز صدام حسین با عصابانیت خواهش کرد که نکنید این کارها را و اگر صبرمان به سر رسید پاسخ خواهیم داد،کجا عراق متجاوز بود ؟
آیا دخالتهای خمینی گور به گوری که شب و روز مردم و ارتش عراق را به قیام علیه صدام دعوت می کرد و در این زمینه میلیونها ثروت مردم ایران را به هدر داد تجاوز خمینی به عراق نبود و از نظر قوانین بین المللی تجاوز نبود و نیست ؟
وشما فقط با یک جمله کوتاه " رژیم ایران همان کاری را کرد که صدام(تازه بعد از 5 سال از جنگ گذشته) قضیه را فیصل می دهید .
و در بخشی دیگر می گوئید :"
" البته حساب مردم و *** جوانان فداکاری**** که با دست خالی به مقابله با تانکها ی عراق رفتند و از میهن خویش دفاع نمودند جداست،***بهترین،پاکترین جوانان ایرانزمین ***به دفاع از تمامیت ارضی کشورشان برخاستند و جان باختند... مابقی جملات را خود بهتر میدانید و شنوندگان این مطلب.
آنچه که می گوئید تقریبا در یکی دو ماه اوّل جنگ چنین بود ،من خود بچه جنوب هستم و بدو ن هیچ فرمان و سلاحی در همان روزهای اوّل خودم را به چبهه رسانده ،امّا به چشم دیدم که چه جانیان سرکوبگری در جبهه حضور داشتند وهمۀ هم و غمشان پیشبرد اهداف امام دیوثان یعنی صدور انقلاب به عراق بود،، بله همان یکی دو ماه اوّل جنگ همه فداکارانه به جبهه رفتیم ،ولی پس از آن این اکثرا شکنجه گران و مسدولین جوخه های اعدام بچه های مردم بودند که در جبهه فرماندهی می کردند و جنگ جنگ تا پیروزی سر می دادند ، وبعد از آن به زور فرستادن بچه های مردم از سر کلاس درس به جبهه ها بود . شما یا بی خبر تشریف دارید یا حالا که اوضاع عوض شده چنین به دفاع از بهترین فرزندان میهن !!!!؟؟؟؟؟ می پردازید!؟
آقای همنشین بهار یکی از این به قول شما " **بهترین،پاکترین جوانان ایرانزمین**،یحیی رحیم صفوی بود که شخصا مرا در یکی از زندانهای جنوب شکنجه روحی داد و آخرین بار که مرا دید آنچنان بر صورتم سیلی فرود آورد که خودش هم از بیرحمی خودش به سخن آمد و یکبار به سراغم آمد و گفت"" فلانی من دارم میروم چبهه ،بدطوری تو را سیلی زدم،اگر کشته شدم مرا حلال کن و ببخش" ، از این بهترین،پاکترین جوانان ایرانزمین که شما می گوئید،ابتدا در زندان بچه های مردم را شکنجه میدادند و در جوخه های اعدام شرکت می کردند و سپس به جبهه های حق علیه باطل می رفتند. به چند نمونه اشاره می کنم ،حمید خدری از فر ماندهان سپاه در جنوب ،حمید چلپلی لیسانس بیولوژی و انسانی بسیار شریف و آموزگاری جانسوزرا به جوخه اعدام بست و تیرباران کرد،محمد علی معمار نژاد فوق لیسانس تاریخ و دبیری با شرف و میهن دوست و زندانی سیاسی زمان شاه را به جوخه بست، از این نمونه حاضرم برای شما صدها بشمارم،چطور جرئت می کنید این قاتلین فرزندان مردم میهن را "" بهترین،پاکترین جوانان ایرانزمین** ملقب سازید ؟؟؟؟؟؟!!!!!
تازه خاک میهن الان در دست کیست و مگر رژیمی ملّی و مردمی بر سرکار بود ؟
ننگ بر صدام حسین دیکتاتور و خمینی و پس ماندگانش ،خمینی و واپس ماندگانش با ایران و ایرانی چه نکرد ند که خارجی بکند،آری بودند در یکی دوماه و یا 6 ماه اول جنگ که با دست خالی هم به دفاع از خاک میهن پرداختند ،اّما مابقیش اجبار بود و خوراک برای ضحاک مار بدوش خمینی.کلیدهای بهشت یادتان رفته است که بر گردن بچه های مردم ایران می انداختند ؟
ضدیت با موضع دیگرانی که قبولشان نداریم و همدست با صدام بودند که نباید ما را کور کند.

م-ت اخلاقی گفت...

با درود،
آقای همنشین بهار شما طوری از تجاوز عراق به ایران صحبت می کنید که انگار صدام حسین لب مرز نشسته بود و منتظر حمله به خاک ایران تحت حاکمیت آخوندها بود ! ؟
من خود به عینه شاهد حمله های ایذائی نیروهای رژیم به دهات مرزی عراق در جنوب بودم که بارها از تلویزیون عراق فیلمهایش پخش شد وصدام حسین از موضع خواهش بارها بر تلویزیون عراق ظاهر شد و به رژیم بارها یاد آوری کرد که ما هر دو مسلمان و همسایه ایم ،دست از این کارها بردارید.آخرین بار که صدام حسین بعد از چندین تجاوز آشکار رژیم به دهات مرزی عراق که بیشتر در مناطق مرزی شادگان،آبادان ویا خرمشهر صورت گرفت،در بیمارستانی در کنار زخمی های این تجاوز آشکار رژیم به مردم زحمتکش و بدبخت عراق ظاهر شد و باز صدام حسین با عصابانیت خواهش کرد که نکنید این کارها را و اگر صبرمان به سر رسید پاسخ خواهیم داد،کجا عراق متجاوز بود ؟
آیا دخالتهای خمینی گور به گوری که شب و روز مردم و ارتش عراق را به قیام علیه صدام دعوت می کرد و در این زمینه میلیونها ثروت مردم ایران را به هدر داد تجاوز خمینی به عراق نبود و از نظر قوانین بین المللی تجاوز نبود و نیست ؟
وشما فقط با یک جمله کوتاه " رژیم ایران همان کاری را کرد که صدام(تازه بعد از 5 سال از جنگ گذشته) قضیه را فیصل می دهید .
و در بخشی دیگر می گوئید :"
" البته حساب مردم و *** جوانان فداکاری**** که با دست خالی به مقابله با تانکها ی عراق رفتند و از میهن خویش دفاع نمودند جداست،***بهترین،پاکترین جوانان ایرانزمین ***به دفاع از تمامیت ارضی کشورشان برخاستند و جان باختند... مابقی جملات را خود بهتر میدانید و شنوندگان این مطلب.
آنچه که می گوئید تقریبا در یکی دو ماه اوّل جنگ چنین بود ،من خود بچه جنوب هستم و بدو ن هیچ فرمان و سلاحی در همان روزهای اوّل خودم را به چبهه رسانده ،امّا به چشم دیدم که چه جانیان سرکوبگری در جبهه حضور داشتند وهمۀ هم و غمشان پیشبرد اهداف امام دیوثان یعنی صدور انقلاب به عراق بود،، بله همان یکی دو ماه اوّل جنگ همه فداکارانه به جبهه رفتیم ،ولی پس از آن این اکثرا شکنجه گران و مسدولین جوخه های اعدام بچه های مردم بودند که در جبهه فرماندهی می کردند و جنگ جنگ تا پیروزی سر می دادند ، وبعد از آن به زور فرستادن بچه های مردم از سر کلاس درس به جبهه ها بود . شما یا بی خبر تشریف دارید یا حالا که اوضاع عوض شده چنین به دفاع از بهترین فرزندان میهن !!!!؟؟؟؟؟ می پردازید!؟
آقای همنشین بهار یکی از این به قول شما " **بهترین،پاکترین جوانان ایرانزمین**،یحیی رحیم صفوی بود که شخصا مرا در یکی از زندانهای جنوب شکنجه روحی داد و آخرین بار که مرا دید آنچنان بر صورتم سیلی فرود آورد که خودش هم از بیرحمی خودش به سخن آمد و یکبار به سراغم آمد و گفت"" فلانی من دارم میروم چبهه ،بدطوری تو را سیلی زدم،اگر کشته شدم مرا حلال کن و ببخش" ، از این بهترین،پاکترین جوانان ایرانزمین که شما می گوئید،ابتدا در زندان بچه های مردم را شکنجه میدادند و در جوخه های اعدام شرکت می کردند و سپس به جبهه های حق علیه باطل می رفتند. به چند نمونه اشاره می کنم ،حمید خدری از فر ماندهان سپاه در جنوب ،حمید چلپلی لیسانس بیولوژی و انسانی بسیار شریف و آموزگاری جانسوزرا به جوخه اعدام بست و تیرباران کرد،محمد علی معمار نژاد فوق لیسانس تاریخ و دبیری با شرف و میهن دوست و زندانی سیاسی زمان شاه را به جوخه بست، از این نمونه حاضرم برای شما صدها بشمارم،چطور جرئت می کنید این قاتلین فرزندان مردم میهن را "" بهترین،پاکترین جوانان ایرانزمین** ملقب سازید ؟؟؟؟؟؟!!!!!
تازه خاک میهن الان در دست کیست و مگر رژیمی ملّی و مردمی بر سرکار بود ؟
ننگ بر صدام حسین دیکتاتور و خمینی و پس ماندگانش ،خمینی و واپس ماندگانش با ایران و ایرانی چه نکرد ند که خارجی بکند،آری بودند در یکی دوماه و یا 6 ماه اول جنگ که با دست خالی هم به دفاع از خاک میهن پرداختند ،اّما مابقیش اجبار بود و خوراک برای ضحاک مار بدوش خمینی.کلیدهای بهشت یادتان رفته است که بر گردن بچه های مردم ایران می انداختند ؟
ضدیت با موضع دیگرانی که قبولشان نداریم و همدست با صدام بودند که نباید ما را کور کند.

ناشناس گفت...

ظاهرا اقای همنشین خواهند فرمود که ثبت وقایع است ! البته قهرمانان جنگ های ملی - میهنی حسابشان از جنگهای ارتجاعی ضد میهنی جداست . اخر این چه جنگ میهنی بوده که هم درداخل ازادیخواهان را سرکوب میکرده وهم در جنگ برون مرزی بچه های مردم را به کشتن میداده . در واقع خمینی همه جوانهای کشور را از بین برد ... یا در خاک عراق و یا در زندانهای داخل ایران . ضمنا انگولک بازی خمینی و نابود کردن ارتش بهانه ورود صدام را به جنگ فراهم نمود . بعدشم الان برای همه ثابت شده که راه اندازی جنگ برای تثبیت رژیم اخوندی بود . استعمار پشت قضیه بود وگرنه چرا باید یک ملت گرفتار جهل شود و مملکت ساعت به ساعت و سال به سال به سمت غارت و نابودی برود ؟ خیلی از فعالین جبهه وقتی میامدند مرخصی زنان و دختران بدحجاب را به تشویق اخوندا در خیابان کتک میزدند و خیلی هاشان در اعدام بهترین فرزندان مردم شرکت و نقش فعال داشتند . انها که لودری جنازه بار میزدند و توی گودال ها میریختند چه کسانی بودند ؟ همانهایی هستند که امروز استاد اختلاسهای هزارمیلیاردی اند . در واقع خمینی همه را نابودکرد . هم ملت را هم مملکت را تا نفت و گازش مفت به تاراج رود . لعنت بر استعمار .
خاکزاد

ناشناس گفت...

اقای هم نشین علیرغم زحماتی که در زمینه ثبت وقایع نیکشد که قابل ارج است و برمنکرش لعنت اما گرفتار جاذبه و دافعه است ویا شناور بین ان . یکجا چنان از معلم بودن اقای رجوی تمحید میکند که ادم میماند که جه بگوید ! در صورتی که همه ما میدانیم رجوی هرگز معلم نبوده و صرفا در سال ۵۴ یک نشت دری وری و مزخرفات بی پایه و حسادت طلبانه بر علیه تحولات نوشته که به مذاق مذهبی های ان ایام خوش امده و فقط همین . مصاحبه ایشان با خانم فرشته هدایتی و داستان جوراب !!! خودش یک ماجراست ! انکار قتل عام بنی قریظه توسط جناب همنشین خودش یک پروژه ! است ! مواضع ایشان در باره حمله اعراب و استقبال ایرانیان از حنله اعراب و همچنین مواضع ایشان درباره تغییر تحولات محاهدین در دهه ۵۰ کپی پیست ! نظرات اقای رجوی است ! ایشان هنوز گرفتار مدار جاذبه است و امیدوارم روزی از بین جاذبه و دافعه خارج شوند و ازاد شوند . مجددا از زحمات ایشان به سهم خود تشکر میشود و خسته نباشند .
خاکزاد

ناشناس گفت...

برتری طلبی در خدمت اصل ولایت فقیه :
مجاهدین مدعی هستند که تنها الترناتیو موجود هستند و نادیده گرفتن انها توطئه رژیم است ! این موضع وجه تسمیه همان است که اعضای منتقد خودرا رژیمی میخوانند ! اصولا هر کس با اینها نیست رژیمی است ! حتی بسیاری از زنان و مردان ازادیخواهی که در سیاه چالهای نظام اسلامی هستند رژیمی هستند و خودشان خبر ندارند ! حتی جوانانی که کف خیابان گوله میخورند و کشته میشوند رژیمی هستن و خودشان خبر ندارند ! ولی خود مجاهدین که امروزه کل خوراک تبلیغاتی تفرقه طلبی شان و محور طلبی شان را مستقیم از وزارت اطلاعات دریافت میکنند ضد رژیمی اند !!! عجب !
از دی ماه ۹۶ به اینطرف بیش از ۱۲۰۰۰ جوان که در مرکز اعتراضات بوده اند بازداشت شده اند و حتی برای نمونه یک مجاهد هم در بین شان نیست و این چگونه الترناتیوی است که بصورت ذهنی خودش را محوری میداند و روی همان ذهنیت سقف میزند !
ایا مسیری را که مجاهدین در حال حاضر در تبلیغات ضد وحدت خود میپیماید یک سرش در برنامه ریزی های وزارت اطلاعات نیست ؟ ایا وزارت اطلاعات با رهبری مجاهدین بازی نمیکند ؟
همه میدانیم تنها عامل پیروزی جنبش اتحاد است و این مجاهدین هستند که با شراب تبلیغاتی رژیم مست میشود و بصورت سکت و محورطلبانه به اتحاد در جنبش لطمه میزند . کافی است مقالات انها را در سایت هایشان مرور کنید ... سکت و برتری طلبی همراه با شعارهای پوشالی و سرمست از اقوال رژیم میتازد !
بهرحال من شخصا فکر میکنم وزارت اطلاعات رژیم در ورز دادن خمیر مواضع مجاهدین برای پراکندن جنبش تا حدودی موفق بوده است . رژیم دقیقا به خصیصه خودنمایی رهبری محاهدین پی برده و در این راستا به انان خوراک میدهد .
خاکزاد

م-ت اخلاقی گفت...

با درود،
و در ادامه :
: پنج ماه قبل ازحمله صدام"
5 ماه قبل ازحمله صدام به ایران(30 فروردین 1359 دراوج بحران گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا )
تیتربزرگ عنوان اصلی روزنامه کیهان: امام ارتش عراق رابه قیام دعوت کرد.
در یکی از سفرهایم به ایران حدود سال 1371 /1992، روزی در حضور مرحوم مهندس بازرگان ‏صحبت به جنگ ایران و عراق کشید واینکه آیا ممکن بود در آن شرایط از این جنگ پیش گیری کرد؟
ایشان ‏خاطره زیر را در این زمینه نقل کردند:
روزی در سال 1359 از شورای انقلاب از من خواستند برای مشورت در مسئله مهمی در جلسه شورا شرکت ‏کنم . وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد. گفتند آقای دعایی ‏گزارشی دارند.
��آقای دعایی بیان کرد که در ماههای اخیر هر چند وقت یکبار و گاهی گاهی هرهفته مرا به ‏وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به دخالتها و کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق ‏اعتراض مینمایند و من توضیح میدهم که این ها کار دولت ایران نیست و گروههای خود سرند که دنبال قدرت ‏نمایی هستند و نظایر این نوع استدلالها برای رفع اعتراض.
اما هفته گذشته صدام حسین مرا احضار کرد و پس از ‏بیان اعتراض شدید به دخالتها و اخلالها گفت این وضع برای من قابل تحمل نیست. شما بروید تهران و به آقای ‏خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر اجازه بدهند من (صدام) ‏خودم شخصا به ایران می آیم تا با مذاکره اختلافاتمان را حل کنیم اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند من یک هیئت ‏عالیرتبه به ایران میفرستم و یا دو لت ایران یک هیئت عالی برای مذاکره به عراق بفرستدتا اختلافات فیما بین حل ‏شود زیرا ادامه این وضع برای من قابل تحمل نیست و من برای خاتمه دادن به این وضع به ایران حمله نظامی ‏خواهم کرد. سپس آقای دعائی تاکید کرد که این آدمی است که حمله خواهد کرد.
شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به اتفاق اقای مهندس بازرگان و آقای دکتر بهشتی برای بیان ماجرا ‏و تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند. در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا ونهایتا تهدید صدام را ‏بیان میکند رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند محلش نگذارید.
��سپس آقای مهندس بازرگان به استدلال میپردازد ‏که باید توجه کرد که امروزه موقعیت ما به علت اعمال تندی که انجام شده (حمله به سفارت آمریکا) ومواضع تندی که اتخاذ گردیده است در ‏بین ملل جهان چندان مطلوب نیستیم و اگر گرفتار جنگ شویم کسی از ما حمایت نخواهد کرد بلکه از طرف مقابل ‏ما حمایت خواهند کرد. ازاین گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان عالی و درجات پائین تر و ‏اهانت های بسیاری که به ارتش و ارتشیان از افراد وگروههای مختلف شده ومیشود وضع بسیار نامناسبی دارد ‏وبکلی فاقد روحیه لازم است. از این گذشته تسلیحات نظامی ما عمدتا آمریکایی است و با مشکلات میان دو کشور ‏دیگر دسترسی به لوازم یدکی مشکل و شاید غیر ممکن باشد. براینها باید اضافه کرد که جهان غرب و حتی کشور ‏های عربی محال است بگذارند ما پیروز شویم. بنابراین باید از وقوع جنگ جلو گیری کنیم. رهبر انقلاب در ‏پاسخ میگویند گفتم محلش نگذارید. مجددا آقای دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند اما آیت الله خمینی تا سخن او ‏پایان گیرد تحمل نمیکنند واز جایشان برمیخیزند و برای بار سوم تکرار میکنند که گفتم محلش نگذارید و بطرف ‏در اندرونی حرکت میکنند . آقای دعایی که بسیار ناراحت شده بود میگوید آقا من به بغداد نخواهم رفت....
آقای ‏خمینی که نزدیک در اندرونی رسیده بودند پس از تامل کوتاهی رویشان را را بطرف دعایی برگردانده ومیگویند ‏وظیفه شرعی ات می باشد که بروی وبدون اینکه منتظر پاسخ شوند به قسمت اندرونی وارد میشوند.
به شورای ‏انقلاب برمیگردند و آقای دعایی بسیار ناراحت بوده در حالیکه گریه میکرده است میگوید به خدا قسم او (صدام) ‏حمله خواهد کرد. هیچ کس کاری نمیتواند بکند و مدتی بعد عراق به ایران غافلگیرانه حمله میکند.‏
خاطرات دکتر ابراهیم یزدی

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۶ مرداد ۱۳۹۷ / ۲۸ ژوئيه دوهزار و هژده/مسعودعالمزاده/ پاريس

هم ميهن گرامى، اقاى خاکزاد، نوشته اى :
-----
استعمار پشت قضیه بود وگرنه چرا باید یک ملت گرفتار جهل شود و مملکت ساعت به ساعت و سال به سال به سمت غارت و نابودی برود ؟
------

با احترام، موضوع هم ساده تر و هم پيچيده تر از اين هاست.

ساده تر چون بيش از اونکه توطئه اى در کار باشه، از نقاط ضعف ما بر ضد خودمون استفاده کرده و ميکنن. شما برو تو آلمان فرياد بزن "عکس مرکل تو ماهه"، مردم رد ميشن و مى خندن، همين. تو بى بى سى گفته شد "عکس چى چيز تو ماهه". چرا مهندس هاى شرکت نفت رفتن رو پشت بوم شرکت ببينن هست يا نه ؟ من از ساواک دفاع نمى کنم، ولى ساواک نه مسئول درگذشت شريعتى بود، نه مرگ صمد بهرنگى و نه تختى. چرا هنوز هم کسى باور نمى کنه ؟ اين آهنگ يادته از فريدون فروغى (هميشه غايب) :
... نعره ى اسب سپيد قصه ى مادر بزرگ، ... اسب امام زمانه ديگه. فريدون فروغى که از ام اى سيکس پول نگرفت، اينا کلى هم چپ بودن. رک، اگه سال پنجاه و هفت مردم واقعيت رو "مى فهميدن" تظاهرات ها سى برابر کمتر ميشد اونم بدون خشونت. پايه ى اصلى نا آگاهى بود.

پيچيده تره به اين معنا که استعمار يعنى کى ؟ تمام دنيا اسلحه فروختن و اکثرن به هر دو طرف مثه روس ها. من خودم تو اين جگ تو توپخانه بودم. بدون که کره ى شمالى چلغوز توپ هاى جنگ جهانى دوم رو دولا پهنا قالب کرد به رژيم. اگه اين جوره که همه استعمارگرن من جمله روس و چين و کره ى شمالى. براى غير استعمارگر على موند و حوضش.

"وگرنه چرا باید یک ملت گرفتار جهل شود". خود پرسش نا درسته عزيز من. "وگرنه" استدلاله، يعنى "ملت گرفتار جهل شده" پــــس "کار استعماره". اصلن اين طور نيست. در دوران سقوط بهمن همين هايى که بعدن شدن امت حزب الله خود منو دو بار کم مونده بود بکشن. يه بار سر اون "عکس امام تو ماهه" و يه بار که تو رساله ى خمينى اينو نشون همه دادم که "وطى در دُبُر زن حائزه کفاره ندارد". ما رساله ى خمينى رو خونديم ؟ صاف تو نماز جمعه نعره مى کشيدن "نماز جمعه کربلا". در عرف ديپلماتيک اين اعلان جنگه.خمينى مگه به ارتش عراق پيام نداد تا صدام رو سرنگون کنن ؟ اين اعلان جنگه.
اين جمله از حبيب بورقيبه و احتمالن عماراوزگان الجزايرى ست :
Si nous avons été colonisés, c'est que nous étions colonisables.
اگر مارو استعمار کردن براى اين بود که "استعمار شدنى" بوديم.

تو خود مى کنى اختر خويش را بد / مدار از فلک چشم نيک اخترى را

ناشناس گفت...

جناب عالم زاده با سلام
بله دست میگید . منم قبول دارم که یکوجه قضیه به خودمون برمیگرده .
قربانت
خاکزاد

ناشناس گفت...

ضمن تائید مطالب جناب مسعود عالمزاده
درست میگید ... بقول شاعر از ماست که برماست و بقول قدیمیا کرم از خود درخته .
بقول شما چرا نرفتن برای اروپایی ها تو ماه عکس بزارن ؟! صاف اومدن سراغ ما !
قربانت
خاکزاد