مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ دی ۲۵, سه‌شنبه

در شناخت رابطه اصحاب قدرت با ارباب فساد و انحطاط. اسماعیل وفا یغمائی

۱۰ نظر:

ناشناس گفت...

ادم از نوع تبلیعات عوامل حکومت جمهوری اسلامی شاخ درمیاره ... تو روز روشن به حکم حاکم شرع کارگران را جلوی کارخانه و در مقابل چشم مردم میخوابونن و ۷۰ ضربه شلاق و تازیانه میزنند ! بعد حالا اومدن میگن اسماعیل بخشی کارگر هفت تپه پس از بازداشت شکنجه نشده !!!

شما از این همه تزویرو مزخرفات و دروغ شاخ درنمیارید ؟

بابا گوبلز پیش اینا بچه قنداقیه !

عین این میماند که تو روز روشن جیب مردم را خالی کنید بعد بیایید درس اخلاق بدهید !

این نوع دعاوی مزورانه فقط از اخوند برمیاد و ایده الوژی اخوندی .

ناشناس گفت...

اقای یعمایی
چرا ارم برنامه ( عنوان کلیپ بتدریج بزرگ میشود و بعد کلیپ شروع میشود ) دقیقا شبیه آرم برنامه اقای سربی انجمن نجات هست .واقعا برایم سوال پیش امده و به این موضوع شدیداکنجکاو شدم . لطفا پاسخگویی فرمایید تا علتش را بدانم .
ممنون
حسین

ناشناس گفت...

مهستان راگوش میکردم اقای نوری اعلا درجمعبندی گفت که تا دیروز مردم ایران دریاره مهستان نمیدانستند اما امروز همه مردم مهسنان را میشناسند واین یعنی موفقیت ! راستش خنده ام گرفت چون در فامیل ما هیچکس مهستان را نه میشناسد ونه گوش میکند و منم اگر میشناسم قبولشان ندارم ! اصولا "مهستان " و "فرشگرد" و این جور واژه ها خوش سابقه نیستند بیشتر شبیه اونطرف واژه هستند مانند " فجر امام " و " کوثر نبی" و ازاینجورچیزها ...

ضمنا رژیم هرچی کلاه سرمردم گذاشته با موسسات اعتباری دارای اسامی فوق بوده است از موسسه "اریا گستر" بگیر تا موسیه " ثامن الامه" !!!! از موسسه " پارس آریا" بگیر تا موسسه " موسی الرضا" و از اینجور اسامی !!!

بعدشم الان همه مدعی اند که مردم انها را میشناسند ! این توهم کل آلترناتیوهارا دربرگرفته .

راستش مردم بعضا رضاپهلوی را میشناسند اما عمومی نیست و فقط همین .

جامعه ایران هیچ کسی را ندارد جز همان قهرمانانی که امروز با شکم گرسنه و هزار گرفتاری یا درزندانند ویا درمیدان و دربین انان حتی یک نفرهم از الترناتیوهای مرفه  مدعی و پرچانه وجودندارد ولاغیر . ضمنا خیلی از این الترناتیوها اگر نباشند و حرف نزنند برای جنبش مردم مفیدترهستند و برای خودشان هم سنگین تر هستند .

امروز درایران دوجبهه وجوددارد جبهه هیولای خونخوار ایده الوژیک رژیم و جبهه مردم به ستوه امده به اتفاق قهرمانانشان ولاغیر . لطفا توجیب ریزی ممنوع و ایجاد انحراف هم ممنوع .





خاکزاد



ناشناس گفت...

اقا این دختر مووزوزی مسیح علینژاد واقعا خوابو خوراکو از دوجریان گرفته اول از اخوندهای پلید حاکم دوم از الترناتیو روسری به سر !

ناشناس گفت...

اعتراف :

در سال ۵۷ هنگامیکه در خیابانها شعار میدادم و مرگ برشاه میگفتم ته دلم نگران بود که پتروشیمی ما متوقف میشود و پتروشیمی عربستان میتواند بازار  فروش محصولات  را بدست اورد و همانطورهم شد و بسیار موارد مشابه دیگر .

حالا شکی ندارم که انقلاب ۵۷ یک نکبت بود و یک بازئ شطرنج که با کشاندن مردم به خیابان انجام پذیرفت . ابرقدرتها دنبال جنگ مذهبی شیعه و سنی در خاورمیانه بودند و ما اصلن توباغ نبودیم که بفهمیم . ما فقط روی ویژگی های استبدادی خود امام امام میکردیم و سینه مخالف میدریدیم .

کاش بختیاررا درک کرده بودیم .

ناشناس گفت...

بعد از ۴۰ سال مصاحبه های شاه با خبرگذاریهای خارجی با زیرنویس فارسی پخش میگردد .

ایکاش قبل از ۵۷ این مصاحبه ها با زیرنویس فارسی برای مردم درایران پخش میشد تا مردم متوجه اوضاع میشدند حتی روشنفکران متوجه میشدند حتی نیازبود تا به گوش زندانیان سیاسی برسد ....

شاه مردم را قاطی نمیکرد واین اشتباهش بود . باید مردم را طی یکی دوسال کارفرهنگی - سیاسی اگاه میکرد اما متاسفانه نکرد .

او سعی میکرد با کتک ادب کند مانند پدری که راه تربیت فرزندان خودرا بلد نیست ! او باید با کار فرهنگی - سیاسی اگاهی رسانی میکرد .

مردم از منافع ملی هیچ اگاهی نداشتند حتی پیشتازان مردم هم نادان بودند و ان شد که شد .

ناشناس گفت...

جنگ اضداد بقدری گسترده و بی شماران است که برخورد این گروه با گروه دیگر ویا مثلا موضع خصمانه رژیم بر علیه فلان گروه و یا سخنرانی فلان اخوند برعلیه فلان جریان ملاک حقانیت ان گروه و  جریان نیست و اگر جایگاه خودرا مانند مجاهدین براین پایه پوچ قراردهیم لابد که چشم و گوششان را باید بر زوزه های رژیم دردفاع از عاشورای حسینی ببندیم  زیرا تصور میکنیم حسین و زینب متعلق به ماست ونه رژیم  و اگر رژیم هم مدعی باشد که حسین و زینب متعلق به خودش است ونه مخالفین ! انوقت چه باید بکنیم و چه باید بگوییم ؟؟؟ از این زاویه مشخص میگردد که تضادنمایی رژیم و مجاهدین فرماایستی و براساس تضادهای بی معنی است . دو جریان ایده الوژیک مرتجع یکی درقدرت و یکی خارج از قدرت با آرمانهای ایده الوژیک - تاریخی مشترک حول اسلام و امامان با شاخص های تشیع سرخ علوی و سمبل ان حسین ابن علی !!! به کجا میرویم ؟؟؟ دنیای مذهبی ارتجاع غالب و مغلوب با دنیای نسل عاصی و به جان امده از زمین تا اسمان فاصله است .

توجه بفرمایید که برخی از اخوندهای حاکم به لحاظ تبارشناسی خودرا نسل چندم امام حسین میدانند ! انوقت مسخره نبست که مخالفین اروپا نشینش حسین را پدر عقیدتی خودبدانند ؟ داستلن حزب توده و چریک فدایی خلق است !!! هردو استالین را با جان و دل میستایند اما سایه یکدیگر را با تیر میزنند !!! درنهایت نیز یکی میشوند !

چرا یکی میشوند ؟ چون درپایه های ایده الوژیک اشتراک سمبل دارند ولاغیر . بنابراین در بازار اشفته اضداد موضع خصمانه رژیم به فلان گروه دلیل بر حقانیت ان گروه نیست ... رژیم شاه نیز با حزب خائن توده دشمن بود اما ایا از این دشمنی میتوان به حقانیت حزب توده رسید ؟ این سوالات و صدها سوال مشابه دیگر نشان میدهد که جنگ اضداد گسترده است حتی درداخل حکومت برخی استمرارطلبان فتنه و دشمن ولایت فقیه معرفی میشوند و این به معنی حقانیت استمرارطلبان نیست و دررابطه با مجاهدین نیز همینطور . بنابراین دشمن واقعی رژیم همان کسانی هستند که اولا کف خیابانن دوما در داخل سابقه مبارزات سکولاردارند و یکی درمیان درزندانند سوما پالون مذهب را روی کول خود حمل نمیکنندچهارما آزادیخواه و پاسخگو هستند پنجما پا به پای مبارزات زنان ایستاده اند ششما مورد اقبال نسل جوان و عاصی جامعه اند .

امروز مجاهدین و دهها تلویزیون ماهواره ای و اینترنتی رژیمی در یک چیز مشترکند( با هر ادعایی که دارند) وان ایجاد تفرقه در جبهه مبارزین و این خواست رژیم میباشد .

حسین

مصطفی. غ. گفت...

درود
در نهایت دردمندی سخن اسماعیل درست است و تمام سیستم حکومتی (حتی در غرب) هم با همین مکانیسم کار میکند.
زیرا هدف نهایی دور زدن و در محاق نگه داشتن عموم مردم و بخصوص توانمندان و افراد دارای صلاحیت است. از آنجایی که تمامی این سیستمها بر اساس استثمار و چپاول و بهره کشی از اکثریت مردم کار میکنند، بهترین افراد برای سطوح نزدیک به قدرت افراد دون مایه و حقیر و ضعیف هستند، تا به راحتی فرمامین بالادستی ها را گوش کنند و ضعفهای اخلاقی و شخصی شان دست بالادستی ها اهرم فشار برای جلوگیری از لگد پراکنی به قدرت باشد.
در فرقه مجاهدین به دلیل اینکه آرمانخواهی و کینه از خمینی چشممانمان را کور و گوشمان را کرده کرده بود، متوجه این پدیده ملموس در سازمان نشدیم. در نشتست ها هم حتی فکر کردن به این موضوع را با نام "کرسی و رده خواهی" تحت یک بند انقلاب با زدن قفل و زنجیر به آگاهی مان تابو کردند.
یادم می آید که یکی از اعضای باسابقه سازمان در محاکمه های جنایتکارانه سازمان در سال 1380 با رجوی بر سر اصل "وحدت فرد و مسئولیت" و موضوعات دیگر (از جمله رد عملیات جاری) ضمن رد نظریات رجوی در این موارد، شجاعانه از مواضعش در برابر رجوی دفاع کرد و مرعوب فضای رعب و وحشتی که تشکیلات ساخته بود نشد. التبه برخی دیگر از جداشدگان هم این خاطره را تعریف کرده اند و حتی در کتابهایی به آن اشاره شده. در واقع تمامی اعضای سازمان در سال 1380 شاهد این محاکمه درون سازمانی بودند.
بنده شخصا آن زمان متوجه نشدم چرا او به این موضوع گیر داده و حاضر به کوتاه آمدن نیست. فشار وحشتناک و عجیبی به او آوردند و نهایتا هم با ناجوانمردی به ابوغریف فرستاده شد تا سربه نسیت شود.
اعتراف میکنم تیزبینی و هوشیاری و خلوص نیت او را خیلی ها از جمله خود من متوجه نشدیم. تقریبا همه او را متهم کردند که در سازمان بدنبال کرسی و رده است و اهمیت زیادی به مواضع درست واصولی او ندادیم. البته از خیلی ها هم شنیدم که شجاعتش را تحسین کردند ولی فکر میکردند دنبال حل موضوعات فردی خودش است.
امروز به حماقت آنروز خودم تاسف میخودم.اگر فردی دنبال موقعیت و مقام باشد لزوما حقیر و ترسو و دستمال به دست میشود، نمی آید در جایی مثل سازمان با رهبر عقیدتی(کسانی که بوده اند میدانند جلوی مسئول ایستادن چه تبعاتی دارد چه برسد جلوی رهبری عقیدتی) وارد مجادله شودو رهبر عقیدتی را سکه یک پول کند و جان و امنیت خودش را به خطر بندازد.
این خود ما هستیم که به جای قدردانی از این انسانهای دلیر و هوشنمد، آنها را از دور خارج میکنیم و با قدرت حاکم همراه میشویم. آنوقت گلایه میکنیم که چرا کسی در صحنه نیست.
من بنابه وظیفه خودم به این فرد پیام دادم و به دلیل نادانی خودم از ایشان غذرخواهی کردم ولی جوابی که گرفتم بیشتر شرمنده ام کرد.انسان آگاه و شریفی است.
پیشنهادم به آقای همنشین بهار این است که برای غبار زدایی از تاریخ بدون قضاوت و پیش فرض با این گونه افراد مصاحبه کند. زیرا فکر کنم گنجهای حقیقی زیر چنین غبارهایی بی صدا مدفون شده اند.

ناشناس گفت...

مفهوم مقوله " دموکراتیک " از منظر ایده الوژی :

همه در طرح بیان خودازادند بنابه تشخیص رهبر

مطبوعات ازاداست بنابه تشخیص رهبر

احزاب ازادند بنابه تشخیص رهبر

ازادی پوشش بنا به تشخیص رهبر

و ..............

تشخیص رهبرهم با سوخت ایده الوژی کارمیکنه

ایده الوژی هم بنا به تشخیص رهبر تعریف میشه

تعریف ها هم همگی روی پایه ها سوارن

پایه ها هم روی تشیع علوی سواره

نتیجه اینکه "دموکراتیک" با تبین اخوندی عرضه میشود

اصل ولایت فقیه همان اصل ولایت عقیدتی است .

محمود گفت...

سلام و درود اسماعیل عزیز

بانظر مصطفی غ (نمیدانم همان مصطفی غ باشد که در ستاد تدارکات بود یا نه) من هم موافقم.
سابقا من هم با فرد مورد اشاره اش نظر موافقی نداشتم. ولی بعدها هرچه فکر کردم دیدم تنها شاخص من برای قضاوت ایشان فقط تبلیغات سازمان بوده.
دورادور از سازمان او را میشناسم قبلا در ستادهای مهم سازمان در سطح بالایی کار میکرد و بعد که اسمش را دیدم تعجب کردم که جدا شده.
ولی خیلی مسائل خاک شده و مبهم وجود دارد. خیلی مهم است تاریخ و حقایق روشن شود. اگر حرف مصطفی درست باشد در حق این فرد بی انصافی زیادی شده است.

محمود