دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

رقص

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ بهمن ۱۹, جمعه

بیانیه رضا پهلوی در چهل‌سالگی حصر ایران

روی سخنم با ایران‌اندیشانی است که نگاه‌شان به آینده است: بیایید تا در کنار نسل نو برکناری هوشمندانه ایران‌ستیزان را تکوین دهیم و بدانید که در این راه
بیانیه رضا پهلوی در چهل‌سالگی حصر ایران

۵ نظر:

ناشناس گفت...

صدای پیشتاز مذهبی در جامعه مذهبی

بمثابه صدای گوز در بازار مسگرهاست!



شاه رفت ، خمینی امد اما به چه قیمتی ؟

پیرمردی با یک گونی جهل و خرافه با مغزی متحجر که گاوصندوق  هزاران کتاب و جزوه های فقاهتی - ایده الوژیک اسلام ناب بود  با کوله باری از صدها کتاب حدیث و روایت و ولایت و آداب تجاوز  و تعزیرو شلاق و حد و نسل کشی و شکنجه و اعدام .... وای ... هیولا آمد .....

درهمهمه جهالت یک ملت با پیشتازانی که درتب حفاطت از پدربزرگوارشان و طلایه دارمکتبشان و سمبل شرف ملی شان میسوختند و نگران سلامتی اش بودند وامروز که نسل ها مظلومانه به جوخه های نابودی سپرده شدند برای حفظ آبروی تاریخی شان ! سکوت کرده اند واگرچه خون جانباختگان را مزورانه مانند دلار به حساب شخصی شان واریز کرده و میکنند  ... ایکاش فقط سکوت بودونه ثبت وقایع تاریخی بصورت وارانه !!!

امام خمینی بمثایه یک هیولای تاریخی و پرچمدار مکتب تشیع سرخ علوی مانند کفتار بو کشید و  پا به میدان بازیهای سیاسی گذاشت و از کویت به فرانسه رفت تا از مواهب غرب برای رساندن صدایش استفاده کند با مشتی جوان اسلامی در اطرافش به عنوان مترجم و مبلغ ! خمینی سال ۴۹ به نمایندگان مرکزیت مجاهدین درنجف گفته بود : بدون حمایت امیری ! چیزی ! انداختن شاه غیرممکن است ! از فحوای کلام او دوچیز برمیامد :

اولا به نیروی مردم اعتقادی نداشت چون درپس ذهن ایده الوژیک او مردم گوسفندی بیش نبودند و تئوری ولایت فقیه نتیجه طبعی این دیدگاه اسلامی بود و مطابق قران .

دوما او چشم به حمایت اجنبی داشت .

خمینی هم کتاب ولایت فقیه خودرا زیرتشکچه اش داشت وهم حمایت اجنبی را در نوفل نوشاتو .

برخلاف خیلی ها که جفت شش میاورند اما خوب بازی نمیکنند ایشان جفت شش اورده بود و خیلی خوب هم بازی کرد.

موذی گری ، پنهانکاری ، دروغ و جنایت پیشگی دردات او بود که درلابلای شعارهای پوچ ضددیکتاتوری استتارشده بود و پیشتازان ما دران روزگار چیزی برای ارائه نداشتندچون ایده الوژی بزک کرده "ترمودینامیکی " شده انان گوزی بود در بازار مسگرهای خورده بورزوازی سنتی همراه با فریادهای گوش کرکن پوچ امام فریبکار .

۴۰ سال گذشته است ... دهها هزارنفر زن و مرد و بچه اعدام شده اند ( از روی بام مدرسه تا کف خیابان درامروز) اما صدهی گوز پیشتاز مذهبی ما یعنی همان" اسلام دموکراتیک " از اروپا ! بگوش میرسد !









ناشناس گفت...

جامعه ما مذهبی است و از نوع سنتی و این موضوع در مناسبتهای مختلف خودشو به واضحترین شکلی نشون میده اما جو مذهبی بصورت یکپارچه روی جامعه چتر نداره بلکه کلا از مرکز به سمت جنوب شهر گرایش مذهب سنتی بیشترمیشه و از مرکز به بالا نیز از شدت تمایلات مذهبی کاسته میشه . نمیخوام بگم فقرا بیشتربه مذهب گرایش نشون میدن بلکه میخوام بگم که بیسوادها بیشتر به مذهب گرایش نشون میدن واینو من با دقت بسیار تحقیق میدانی کردم و طبعا نتیجه گرفتم بنابراین میخوام بگم مذهبی بودن ارتباط مستقیم با سطح فرهنگ ادم ها داره و فرهنگ هم رابطه مستقیم با سطح سوادو معلومات و در شمال شهر این نمود بیشتراست تا جنوب شهر . طبعا فقر و عدم توان مالی بعنوان عامل پایه ای دوری از تحصیلات نقش داره ...

بگذریم ...

با وجود شرایطی که توضیح دادم هیچیک از احاد جامعه کنونی ایران چه انهایی که با اسلام خمینی و عملکرد خمینی دشمنی اشکاردارند چه انهایی که ندارند چه انهایی که مذهبی هستند چه انهایی کمتر مذهبی هستند و چه انهایی که مذهبی نیستند هیچکدام هیچگونه علاقه مندی به نگرش  راستین به اسلام ندارند و اصولا بحث اسلام سیاسی و اسلام محمدی و اسلام خمینی و اسلام راستین بحث رایج و دغدعه هیچیک از احادمردم نیست و اصولا اینگونه مباحث بین معدودی روشنفکر مذهبی مطرحه ونه احادجامعه . ازاین زاویه میخوام عرض کنم که ایده الوژی مجاهدین جایی درجامعه بشکلی که باعث تحول درنگرش دینی بشود ندارد چون جامعه ما کلا دارای معدل فرهنگی بسیارپایینی است یعنی یک اخوند خیلی خیلی راحت تر از یک روشنفکرمذهبی میتواند تاثیرگذارباشد و جهت ایجادکند .

چرا ؟

چون جامعه ما بیش از ۱۲۰۰ سال است که دارای حکومتهای کاملا مذهبی ودرمواردی حکومتهای منطبق با شریعت داشته و قوانین اسلامی درجامعه اعمال میشده و لذا جامعه درطی قرون بصورت مذهبی شکل گرفته و دارای فرهنگ مذهبی شده است خصوصا که حاکمان نیز در اشاعه مذهب همواره تلاش کرده اند و بشدت با تفکرات غیرمذهبی برخورد کاملا خشونت امیز درحد حدو تعزیر داشته اند بطوریکه بسیاری از شعرای ما اشعار انتقادی خودرا با کنایه و استعاره انتشارداده اند مانند حافظ ... و بسیاری دراین راه  ازناحیه علما دچاراسیب های جدی شده اند . مثلا دستوربه قتل کسروی داده میشود و اورا در صحن دادگاه منادیان اسلام به ضرب چاقو به قتل میرسانند و یا قبل ترها انواع روشهای شکنجه قرون وسطایی برعلیه خداناباوران ... وحتی اتش زدن خانه بهائیان به فتوای مراجع اسلام و هزارجنایت دیگر ....

امروز به یمن فضای اینترنتی و مجازی سرعت آگاهی رسانی بسیار بالاست واین یک "معجزه" ! است ( همه دارند باسواد میشوند و ازمذهب دور ... تابوها یک به یک درحال شکستن هستند ) که مراجع سخت ازان وحشت دارند ... خصوصا که مطالبی در این فضا برعلیه علما و مراجع و نقد تفکر دینی باشد ... انان سخت خشمگین میشوند اما کاری نمیتوانند بکنند جز بازداشت و زندان و فیلتر و غیره ...

امروز درجامعه با شکوفایی و تحول و استقبال از بازیابی فرهنگ ایرانی مواجه هستیم و به همان نسبت ازسوی حکومت با ترویج فرهنگ مذهبی ! مراجع شکست میخورد زیرا فضای مجازی تابو شکن عمل میکند .

کدام پیروز میشوند ؟ طبعا نیروی بالنده .

اما دراین میان اپوزوسیونهای مذهبی اگر دغدغه خلع ارتجاع مذهبی را داشته باشند بایستی با گرایش غالب ترویج فرهنگ ایرانی خودرا همسو کنند و دست از زینب و زهرا بردارند وگرنه دردام اخوند همچنان برعلیه مردم خواهندبود حتی اگر نیتشان این نباشد .



خاکزاد

ناشناس گفت...

اسلام "ترمودینامیک" بازرگانی

یا

اسلام "دموکراتیک" رجویانی



اسلام ترمودینامیکی با اسلام دموکراتیک هیچ فرقی با یکدیگر ندارند هردو با داعیه علم بدنبال طهارت اند ! سر دموکراتیکش تو کون ترمودینامیکشه ! مانند گوسفندهایی که درصحرا درزیر افتاب سرشان را زیر دمبه دیگری میگذارند  کله شان درسایه  و تنه همچنان زیر افتاب سوزان صحراست . مگرمیشود خورشید را ازتابیدن بازداشت ! طبیعی است که نمیشود اما سررا میتوان به زیر دمبه دیگری برد !

برای ساخت کلمه دموکراتیک میتوان با کلمه به کلمه ترمودینامیک ان را مونتاژ کرد ... دامادرا ازهرطرف بخوانی داماداست اما بعضی کلمات مونتاژکاری لازم داره . دیگ مسی تا بخواد دیگ بشه کلی چکش کاری لازم داره ...

ایده الوژی ما خصوصا بعداز ۵۷ که کلا مهمترین کتابهای اموزشی مان  شناخت و تکامل و علم اقتصاد بود بدلیل انکه نویسندگان ان علاقه نداشتند تا برای چاپلوسی خدا بگویند ما از سرچشمه فیاض بخش قران اموخته ایم !!! کلا ریخته شد دور ! نسل جدید درغیاب رهبران قدیم امدند و با   اپارین و علی (ع) و داروین و زینب کبری ملغمه ای بنام تبیین جهان با تعریف های کتابی ایسم های رایج به اضافه درک طبقاتی انهم از سرچشمه های فیاض بخش قران با پز و قمپز کادرمرکزی ! انهم برای یک مشت جوان بی اطلاع از ایسم که نتیجه فقدان آزادیهای سیاسی علیاحضرت بود ! ساختند و عرضه کردند ... وامروز اگر با چهارتا فیلم های مستند کیهانی "من وتو" مونتاژ نشود حتی نمیتوان ان را از سیمای آزادی  پخش کرد ! بقول معروف با یه من اخ تف هم نمیچسبه چه برسه با سیریش !

 خمینی آمد با شعارهای کوبنده  ! من تو دهن دولت میزنم من دولت تعیین میکنم ! هورا هورا ...

ایشان دولت تعیین کرد اما تودهن ملت زد ! انهم با گلوله و تازیانه و دار ... وهنوزهم ...

امامی که از کاخ و کوخ کمترنمیگفت محال بود مثل بچه ادم در سخنرانی ها حاضرشود ... همه باید زیرش مینشستند  یا در زسر بالکن ویا در زیر  صندلی ملحفه دار  ...  او به این قضیه حساس بود حتی منتطری نایبش جرات نداشت بغل دست او بنشیند و حتما باید زیر پایش جلوس کند  ...او نمونه بارز یک قدرت طلب کرسی طلب رده طلب بود اخراو ولی فقیه بود یعنی چوپان گله ملت بود با داشتن سگ هایی هار که شاخک اسلامیشان خوب کارمیکرد ... دوکلام حرف میزدی میفهمیدند چیکاره ای ... او ازاول کاخ نشین بود ... وقتی به درک اسفل رفت نیز در مقبره چندهزارمیلیاردی گنبد طلا ارام گرفت ... درزنده بودنش جز حکم اعدام ننوشت و دروصیتنامه اش نیز .

من به منزل پدریش درخمین که موزه شده بود برای بازدید رفتم ... محاله در میان ان همه خانه های محقر فقیرنشین  دراون خانه اربابی بزرگ بشوی و بی احساس نشوی .

اطاق نوکران اطاق کنیزان اسطبل میهمانان و غیره دربخش ورودی منزل پدری اش خودنمایی میکرد و یک مشت خدمه پیرمرد سید بدبخت با سال سبز برکمر و مقداری محاسن  هم که منزل را برای بازدید نگهداری میکردند با تقدس خاصی اطاقهارا به بازدیدکنندگان نشان میدادند و با تواضع مومنانه و ذوق خاصی میگفتند اینجا اطاق نوکران امام بوده است ! و افتخارشون هم این بود که از نوکران این سید بزرگوارند ! من انروز متوجه شدم که فرهنگ اجتماعی ازپای بست ویران است !

یادم میاد درنوجواتی که کله ام بوی قرمه سبزی گرفته بود با دوستان سراز منزل اربابی بزرگی در  خیابان ایران پشت مجلس سردراوردیم که متعلق به یک بازاری بود و درایام مذهبی فاطمیه هم بود رفته بودیم برای اموزش و تفسیرقران ... صاحب فاطمیه مخالف شاه بود و درحیاط منزل نیز رفت و امدها ازجنس مخالفت ها ... انروز درنوجوانی دیدم عده ای پیرمرد و میانسال با شال سبز سیدی اطراف حوض درحال شستن استکان نعلبکی هستند و جلوی صاحب خانه خیلی دولا و راست میشوند و مرتب ذکرمیگویند ... از خونه زدم بیرون ... دوستم گفت برای چه میروی ؟ گفتم من مخالفم اما روابط این خانه بهم نمیچسبه ..‌ اینها برده هستند ... کلاس قران و تفسیر نخواستیم ! ارزانی خودشان ... بعدا متوجه شدم این خانه محل اموزش قران و عضوگیری گروه چریکهای توحیدی صف بود که دراصفهان فعالیت بیشتری داشتند ...

بعدا اینها به جلادان مردم تبدیل شدند ...

تهران پربود از اینگونه منازل تفسیرو اموزش قران .



دلخوش به اب و مسکن و برق مجانی نباشید ( یعنی دادن این وعده ها ردخورنداره !) معنویات هم میدهیم ! هرکس یکجوری این شعارهارا تبیین و تفسیر میکرد !

وان شد که شد .











ناشناس گفت...

درحالی وارد ۴۰ سال از نکبت ۵۷ میشویم که تمام دستاوردهای اقتصادی ، اجتماعی، فرهنگی ، محیط زیستی ، جهانی ، صنعتی مان یک به یک توسط اخوند درجمهوری اسلامی نابود شده است ... این رژیم درطول این ۴۰ سال گذشته فقط و فقط در افزایش جمعیت بمنظور افزایش نفوس مسلمین ! نقش داشته بدون انکه به فکر امکانات رفاهی بهداشتی مردم باشد ... فقر و زباله گردی و کارتن خوابی و اعتیاد و فحشاء و سرکوب عقایدمخالف و اعدام و زندان و شلاق و تعزیر و نابرابری و اختلاس و غارت و چپاول ثروت ملی و عقدقراردادهای ننگین استعماری و بی آبرو کردن ایرانی در جهان تنها دستاوردهای رژیم جمهوری اسلامی طی ۴۰ سال گذشته بوده است ولاغیر .

خاکزاد

ناشناس گفت...

خمینی فرزند خلف پیغمبر اکرم بود و مگر پیغمبر اکرم جز خمینی بود ؟ سخنرانی های مدنی و مکی خمینی از دادن ازادی بیان در مدینه ( نوفل نوشاتو) تا شکستن قلم ها و بریدن زبانها در مکه ( ایران ) مگر نمونه تاریخی نداشت ؟

مگردرصدراسلام پیغمبراکرم زنان اسیر را به حال خود میگذاشت ویا بچه های پدرکشته را نوازش میکرد ؟ پیغمبراکرم زنان اسیرا به سربازان میداد و بچه ها هم برده و غلام میشدند ... ومگر غیرازاین بود ؟ استنادمن ایات قران است ونه نوشته این و آن ... صدها ایه مبنی بر غنیمت جنگی زنان اسیر و تاراج اموال انان و حدو تعزیرو گردن زدن لا یومنون ! انهایی که به خدا و روزقیامت پیغمبر ایمان نیاورده اند و ازکافرانند و صدها و صدها ایه که کوچکترینشان و " لیبرالی" ترینشان موی بربدن انسان اندیشه ورز و دموکرات امروزی سیخ میکند . داستان نسل کشی قوم بنی قریظه و گردن زدن بیش از ۷۰۰ نفر از مردان قوم یهود و همبسترشدن با زنان و دختران انان و گورهای دسته جمعی و خون و خونریزی فقط گوشه ای از "رحمانیات " اسلام بود که پیروان صدیق و سلفی ان یعنی داعش و جاعش نمونه ای آزمایشگاهی ان درقرن ۲۱ است با پیروانشان که با مغزهای مسخ شده تکبیرگویان سر دختربچه سه ساله " کافر" را گوش تاگوش میبرند تا در بهشت با پیغمبر محشور شوند و حوری و قلمان و الی اخر .

داستان شیعه اش هم برهمین منوال به اضافه ۲۵۰۰۰ روایت و حدیث مسخره و جنایتکارانه ...

چقدراحمق بودیم ما ! دردهه ۴۰ "لیس الانسان الی ما سعی" برای ماهمان سوسیالیزم بود ! اما این ایه به معنی این بود که هرکس صاحب غنیمت خویش است که با زحمت و سعی بدست اورده اما برای ما که دنبال چسبوندن  شوروی و کاستریسم به اسلام بودیم اصلن قران برایمان مانیفست حزب کمونیست بود ... واقعا ما گیج و منگ بودیم .

قهرمان ما حسین ابن علی بود ونه بایک خرمدین ... حتی من یادمه که یکی از بچه ها وقتی ازبابک صحبتی کرد اورا متمایل به افکار شاهنشاهی ! تلقی کردیم ! ما گندش را دراورده بودیم حتی صلح امام حسن با معاویه را انقلابی تصورنیکردیم که الیته این" اختراع " درلن روزگار مورد تایید همه اخوندهابود و حتی مورد تایید خمینی ! درحالیکه ما ازروی بی اطلاعی چاخان کرده بودیم . صلح امام حسن با معاویه همان نرمش قهرمانانه بود که کلی سکه و خراج توش خوابیده بود وما بی اطلاع .

ما با همان تفکر اوایل دنبال حفاظت ازامام بودیم چون همانطورکه گفته بودیم و درصدها بیانیه و اطلاعیه و نشریه نوشته بودیم او "پدربزرگوار" و " رهبرکبیرانقلاب" و " مجاهداعظم" و نظائران از طرف ما نام گرفت ... بدستوراو مارا درگوشه و کنار میکشتند وما فکرمیکردیم امام نمیدونه و مرتب با نامه نگاری با پدربزرگوار سعی داشتیم اورا مطلع کنیم واوهم حتما که به ریش ما میخندید ... اگر امام خمینی مجاهداعظم و رهبرسازش ناپذیرخلق یکبارهم تو عمر نکبتش خندیده باشه اونم به ریش مابوده !

او به درک رفت اما ماهنوز زیرعلم سالارشهیدان درحال سینه زدن ! وزنان درایران در مبارزه ای نوین برای آزادی و مقابله با حجاب اجباری وما درخارج دنبال حجاب و درک ایده الوژیک از جنسیت ! 

خاکزاد