دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

من زن ایرانیم

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۸ مرداد ۲۸, دوشنبه

نوشته های حنیف حیدرنژاد نقدی کوتاه به کتاب "زخم های بی التیام" فرشته هدایتی

 در مورد اهمیت بیانیه 14 نفر

کشتار ۶۷ و ضرورت اعلام «روز ملّی دادخواهی»8
7کنفرانس «ایران،۴۰سال انقلاب،۴۰سال دیکتاتوری اسلامی،۴۰سال مقاومت  ایستادگی» (بوخوم؛ آلمان)
مذاکره احزاب کرد ایرانی با نظام جمهوری اسلامی و چند سوال اساسی و اصولی6


در مورد بیانیه موسوم به «14 نفر»، حمایت از آن و موضع پرخاشگرانه اسماعیل نوری علا
تحریف حقیقت با هدف بهره برداری سیاسی توسط سازمان مجاهدین خلق
نقدی کوتاه به کتاب "زخم های بی التیام" فرشته هدایتی
تصویب قانون مهاجرت در آلمان؛ سختگیری ها و گشایش ها
تصویب لایحه «بازگرداندن نظام‌مند» پناهجویان در دولت آلمان
 

۶ نظر:

ناشناس گفت...

کثیف ترین موجود رسانه ای اینترنتی در جامعه ایرانی خارج از کشور امیدنادان است و بعد بقیه تفاله هایی که یجورایی هم خط این چرثومه هستند. واقعا ننگ جامعه ایرانی خارج از کشوراست.
بهنام

ناشناس گفت...

سازمانی که به یک خانم عضو با ۳۲ سال سابقه تشکیلاتی بگوید مزدور! درواقع باید رهبری خودش را مورد نقد قراردهد. گرچه خانم هدایتی به هیچوجه مزدورنبوده و نیست و همه جوانی و زندگی و سلامتی خودرا برای سازمانی مصرف کرده که رهبرانش لیاقت و صلاحیت اخلاقی نداشتند و ندارند.
محمد

ناشناس گفت...

اقای سیامک نادری
گوربابای رجوی ولی مگرشما با انهدام و خلع سلاح پاسدارها مخالفید ؟؟؟
اگر نه پس میفهمی داری چی میگی ؟ اگر اری تکلیف مارو از تناقصاتت روشن کن.

ناشناس گفت...

با بیش از ۴۰ سال تجربه سیاسی و با بیش از ۴۰ بار فرار از مرگ وبا بیش از ۴۰ سال اطلاع از جزییات جنبش و سازمانها و گروههایش وبا بیش از ۴۰ سال مبارزه ( چه در رژیم گذشته وچه در رژیم کنونی ) رسما اذعان میدارم که:

۱/ رژیم گذشته درمقابل رژیم کنونی پرنده زیبایی بود درمقابل کرکسهای لاشه خوار و طلای ۱۴ عیاری بود درمقابل حلبی زنگ زده پوسیده متعفن و هوای دلپدیری بود درمقابل بوی لجن و تعفن .

۲/ روشنفکران عملگرای مبارز و روشنفکران محفلگرای کنابخوان هردو در زمینه تاریخ کشورخود و اسطوره های تاریخی و قهرمانان واقعی کشورخود ناآگاه و کاملا بی اطلاع و کم اطلاع بودند و اصولا مطالعه تاریخ ایران در نطرشان تابو بود .

۳/ کلیه روشنفکران مبارز چپ مدهبی و عیرمذهبی دل در گرو روحانیت داشتند و اصولا اخوندزده بودند و بودیم .

۴/ سال ۵۷ همه گروههای چپ مدهبی و غیرمذهبی اعم از توده ای و فدایی و مجاهد مدهبی بدون استثناء  به استناد صدها بیانیه و اطلاعیه و نشریه حامی سرسخت خمینی بودند و حتی مجاهدین خمینی را پدربزرگوارو مجاهد اعظم و رهبر سازش ناپذیرخلق خطاب میکردند و حزب توده خمینی را رهبر ضدامپریالیست خطاب میکرد .

۵/ بدون هیچ شک و تردیدی قتل و عام دهها هزار نفر انسان توسط خمینی و اذناب خمینی به پشتوانه اشتباهات تاکتیکی گروههای سیاسی صورت گرفت . یعنی با تاکتیک اشتباه دهها هزار انسان بی گناه را انداختیم توی دهان گرگ وخود فرارراربرقراررترجیح دادیم وتا امروز نیز پیوسته با هزاران کیلومترفاصله احساس قهرمانی میکنیم درحالیکه قهرمانان واقعی درمیادین تیر خصم اخوندی گلوله باران شدند یا بردار رفتند .

۶/ با مواضع سکتی که اتخاذ کردیم ۴۰ حداقل ۳۵ سال است که مانع وحدت و ناخواسته باعث تقویت قاتلان شده ایم اما چشممان بسته است و گوشمان کر و مرتب با منم منم گفتن به زندگی ننگین بادهزاران پنهانکاری و ترفند ادامه میدهیم .

۷/ ملت گرسنه و ستمدیده کجا و مدعیان الترناتیوش کجا ؟!

۸/ به کجا میرویم  درحالیکه چشم دیدن مبارزین داخل کشوررا نداریم ؟ ایا مفهوم مبارزه تغییرکرده است ؟

وای برما .

بهلول

ناشناس گفت...

ریشه های پدیده عجیب و غریب حسادت اپوزوسیون خارج از کشور به مبارزین و قهرمانان داخل کشور از کجاست ؟

سودجویی رژیم جمهوری اسلامی از این پدیده چگونه است ؟

چرا الترناتیوهای مدعی مبارزین داخل کشوررا انعکاس تبلیغاتی نمیدهند ؟ ازچه وحشت دارند؟

آیا وزارت اطلافات توانسته در پروژه های روانی خود روی آلترناتیوهای مدعی تاثیر گذاشته باشد؟

درحالیکه امروزه تظاهر به "بدحجابی " و " بی حجابی" از سوی زنان آزادیخواه جامعه ایران اصل و نسب ایده ابوژی اخوندی و اخلاق جمهوری اسلامی را با بحران عقیدتی مواجه کرده و آب به چاه ظلمت انان ریخته است چگونه است که برخی از آلترناتیوهای مدعی هنوز روسری و حجاب خودرا دودستی چسبیده و با مبارزات زنان کشورشان همسویی ندارند ؟ آیا این عجیب نیست؟ ریشه های این" درد بی درمان" عقیدتی درچیست ؟ آیا در ایده الوژی مشترک برخی از الترناتیوها با اخوندها نیست ؟ تا کی میتوان اینگونه تناقضات را با بحث های تشکیلاتی و آرمانی لوث کرد؟ آرمانی که درخدمت زنان آزادیخواه جامعه نباشد به چه درد میخورد ؟؟؟

چرا امروزه قیام دزدی و فرصت طلبی از سوی الترناتیوهای خارج از کشور به "پرنسیپ " تبدیل شده است ؟

ایا اعتراض کهرگران هفت تپه و فولاد و غیره بخاطر علاقه مندی رهبران حزب کمونیست کارگری است ؟؟؟

آیا اعتراصات جوانان درخیابانها بخاطر حمایت از رهبرام مجاهدین صورت میگیرد؟؟؟

عواید اینگونه دعاوی فرصت طلیانه خلص اپورتونیستی به جیب کدام نیروی اطلاعاتی میرود؟؟؟

چرا رژیم هرگونه مبارزات حق طلبانه کارگران و معلمان و سایر اقشاررا به الترناتیوهای خارج کشور مربوط میکند؟

وزارت اطلاعات چه اهدافی را بصورت مرحله ای از وانمودکردن و جا انداختن  اینگونه "ترهات" دنبال میکند؟؟؟

چرا برخی از الترناتیوها با خوراک تبلیعاتی وزارت اطلاعات دچار شورو شعف ایده الوژیک میشوند؟؟؟

آیا دربین هزاران زندانی سیاسی دربند رژیم میتوانید حتی چهارنفر از طرفداران مجاهدین یا حزب کمونیست یا حزب توده یا اکثریت دران بیابید ؟؟؟؟؟؟

چرا امروزه پیوندی  عملا میان مبارزات داخل و الترناتیوهای خارج نیست ( درحالیکه وزارت اطلاعات همیشه عکس ان را به جنبش مردم انگ زده و بهره ها نیز برده است!)

ما به کجا میرویم ؟

ما کی هستیم ؟

آیا میارزه از نظر رهبران آلترناتیو مفهومش تغییر کرده است ؟

آیا دهه ها زندگی درخارجه و دوربودن از شرایط عینی اجتماع با انباری از منم منم منم زدن ها مارا به چنین ورطه سیاه و صوری و توهم انداخته یا اصولا به این رسیده ایم که با اپورتونیسم میتوان به جایی رسید ؟؟؟

مبارزات مردم ادامه دارد و بی شک  پیروزی میسر است .

الیته اگر آلترناتیوها از هول حلیم  دردام و تله خوراکهای تبلیغاتی رژیم نیافتد .

ناشناس گفت...

وقتی میبینم که یک مشت ادمیزاد با وجود میلیونها کودک کارو کودک گرسنه و کودک بی پناه بلند میشن میرن مکه گوسفند قربونی کنند دلم میگیره ... دلم میگیره از این همه جاهلیت و خریت و ارتجاع و نفهمی ... و وقتی میبینم که اخوندا به این جهالت و نفهمی و ارتجاع دامن میزنند انوقت تنفر سراسر وجودم را میگیره و وقتی میبینم که اپوزوسیونمون پابه پای اخوند محرم سینه میزنه و پرچم سرخ امام حسین بلند میکنه و عاشورا عاشورا میکنه علاوه براینکه دلم میگیره و متنفرمیشم ناامید نیز میشوم ....

اخه فکرشو بکن دوجریان اسلامی اخوند و اپوزوسیون اشلامیش برسر اسلام انقلابی و اسلام حسینی چجوری انرژی جامعه و هوادارانشونو به بطالت میبرن درحالیکه جامعه هزاران گرفتاری داره که امام حسین و عاشورا توش هیچ و پوچه !  استعمار اینحوری یک ملت را به بند میکشد وبه قهقرا میبرد .