دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

من زن ایرانیم

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۸ مرداد ۸, سه‌شنبه

جنیساید یا نسل کشی تابستان 1367 با نگاه نیره انصاری کارناس حقوق بین الملل

۳ نظر:

ناشناس گفت...

اقای یغمایی

وضعیت عجیب و غریبی است که درخارجه بوجودامده است . صدها روشنفکر معروف هرکدام صاحب راه و روشی خاص و این یعنی برخورد میلی متری با مسائلی که هرگز درالویت نیستند انگار اخوند توانستهدمباحث حوضوی قرون خودرا بدرون مدعیان خارج از کشورببرد و انها را علیرغم تفاوت در محتوای مطالب شبیه خود سازد واین از عجایب روشهای اخوندی است که ما تا حد روضه خون تنزلش داده ایم ! خسر اخوند ابلیسی است واقعی که میتواند دهها هزار ازادیخواه را کشتارکند و درهملن واحد هزاران روشنفکررا سرکارگذاشته و درگیر اختلافات میلی متری حوضوی کند و یک ملت و یک جنلشی را عقیم نماید .

فلان مرجع تا ختنه گاه را مشروع میداند و مرجع دیگر با بیشترش مشکل ندارد اگر کنیز حیض باشد و الی آخر و این درد بی درمان " معرفت شناسی" در احزاب و دستجات و گروه و سازمانهای خارج از کشور بوجودامده است .

فلانی ضدشیخ است فلانی ضد شاه هست فلانی ضدشاه و شیخ است فلانی ضد ترامپ است فلانی ضد ترامپ و شیخ و شاه است فلانی ضد .....

سرگیجه گرفته ایم از این همه مراجع خارج نشین و اخوند در پایتخت حالش را میبرد . سکولار دموکراتها این وسط چه میگویند ؟ همه چیز میگویند اما مسئله شان سرتگونی نظام نیست و تا حالا جایی دراین باره واضح چیزی نگفته اند ! فکرشو بکن الترناتیوی که همه چی میگه جز سرنگونی نظام !!! انوقت چگونه مردم بینوا باید روی این ارازل اوباش واقعی حساب کنند؟

مجاهدش که از مبارزین داخل کشور وحشت داره سکولاردموکراتش که اصولا مبارزین داخل را قبول نداره

عارف مسلکهای چپ سنتی و مدرنش که سرشون تو کوزه است و واقعا چه باید کرد ؟

اقای بهبهانی که مادرستاربهشتی را تحقیر میکنه شهرام همایون که مردم مسیله اش نیست تلویزیون دیدگاه که سه ساعت درباره خطر سوریه ای شدن ایران توسط ترامپ حرف میزنه حقوق دانان که به نعل و میخ میکوبند ...

ایا فکر نمیکنید تا این حد مردم ایران تا کنون تنها نبوده اند ؟

به نظرمیاد اخوند خارج را هدایت میکنه از منتهی الیه چپش تا منتهی الیه راستش ....

اما سرانجام مردم پیروز میشوند و سیاهی برای اپوزوسیون  خارج ازکشور میملند .

ناشناس گفت...

من شخصا در قوه قضاییه این صحنه را دیده بودم که قاضی از شاکی تراول چک گرفت ودر کشوی میزش گذاشت و متهم که توانسته بود این صحنه را ببیند به قاضی اعتراض کرده بود و قاضی علاوه بر اهانت به وی دستور بازداشت وی را به جرم فحاشی و برهم زدن نظم دادگاه صادرکرده بود . در قوه قضاییه جمهوری اسلامی وجود چنین اتفاقاتی بسیار معمولی است و فریادرسی هم نبوده و نیست چون یک مشت دزدفاسد همیشه بران مدیریت کرده اند.

ناشناس گفت...

گلایه مندم ازاینهمه تفرقه .

خفقان ، تورم ، گرانی ، بیکاری ، سرکوب و اصرار رژیم برای ماندن و  قتل و غارت کردن وضعیتی را بوجوداورده که تحلیل دقیق میطلبد . دهها هزار نفر درطول ۴۰ ساله گذشته بدلیل ابراز "حرف حق" تیرباران ویا بردار شده اند حتی محل دفنشان برای خانواده هایشان نامعلوم است .

از پشت بام مدرسه علوی کلید کشتار زده شد و تا امروز به انحاء مختلف ادامه دارد . انهایی که نااگاهانه برای شروع کشتارها هورا میکشیدند خود ازسوی اخوندها درمرحله بعدی کشتارقرارگرفتند و الی اخر وتا امروز ماشین قرون وسطایی قتل و کشتار برای خفه کردن هرصدای ازادیخواهانه و عدالت جویانه با سوخت ایده الوژی شریعت اسلام و فقه اخوندی به پیش میرود و دنیا برغم اطلاع از این همه ظلمی که بر نسل ملت ایران روا میشود در سکوت بوده است. شاید هرازچندگاهی نهادی به کشتارها اشاره کرده اما بعد فراموش شده و قدرتهای جهانی رقبتی به پیگیری و افشای ان نداشته اند .

درکنار این وضعیت نکبت و سیاه گروههای مخالف رژیم با کنیه ای که الوده به فریب اشعارخمینی درپاریس و بهشت زهرا صف ارایی کردند نیز قابل تامل است . کلیه گروهها روزبروز ازخمینی فاصله گرفتند اما هرگز دوران طفولیت سیاسی خود را درحمایت از خمینی صادقانه افشاء نکردند که برعکس منکر ان شدند و برای خود بیوگرافی ذهنی تراشیدند  !  از همین نقطه افتراق در اپوزوسیون شروع میشود . ( من کمتر خمینی را تایید کردم ! من اصلا خمینی را تایید نکردم  ! تو بیشتر خمینی را تایید کردی ! من بیشتر تاوان دادم ! تو کمترتاوان دادی ! تاوان تو ارزش ندارد چون مرا تایید نمیکنی ! اگر مرا تایید کنی مخالف رژیمی ! اگر مرا تایید نکنی و ادعای مبارزه با رژیم داشته باشی ماموری !  و بدینگونه بهدمفهوم جدیدی از مبارزه رسیده اند !!! و قس علیهذا ... وای برما ... وای برما ....) گروههای سکولاردموکرات رسما میگویند مسئله ما سرنگونی نیست ! مجاهدین رسما میگویند مسئله ما سرنگونی است اما هیچکدام در جامعه ایران پایگاه احتماعی ندارند اما شعارهای خودرا با "دعاوی خیره کننده " ! از فاصله ۴۰۰۰ کیلومتری چنان هوا میکنند که مغز ادم میپره کله سر . وزارت اطلاعات رژیم به همگی شان خوراک میدهد واین خوراک را یا بصورت جنگ روانی ویا بصورت نفوذ مکانیکی درحلق انان میریزد ... نمیخوام اسم ببرم و فاکت بیاورم اما همینکه ۳۵ ساله گروهها سرگرم جنگ با یکدیگر هستند و به مرض منم منم منم زدن دچارشده اند از یکسو و ادامه غارت اخوندها بدون مزاحمت اپوزوسیون خود گویای این واقعیت تلخ است .

داخل ابستن حوادث است و وجود هزاران زن و مرد درزندانهای جمهوری اسلامی موید این ادعاست ولی دوتا کار بایستی در اپوزوسیون خارج صورت گیرد

اولا نفوذی ها و عوامل رژیم را ازداخل خود بزدایند

دوما باهم تشکیل یک جبهه مشترک حول یک برنامه مشترک بدهند با شورای رهبری مشترک ( ومیداتم که این کاربسیار سختی است ودر اندازه اپوزوسیونهای خارج کشورنیست اما جالبه که مدعی رهبری هستند! خودشونو نمیتونن "جمع و جور " کنند اما مدعی رهبری هستند !!!

وگرنه مبارزات مردم توسط اپوزوسیون مدعی لطمه خواهد خورد .

این مرض منم منم منم زدن جز خدمت به اخوند نیست چون پایه تفرقه بران استواراست .

من میدانم که هیچوقت این جبهه تشکیل نمیشود چون سران گروهها همگی از افراد خرفت و پرمدعا هستند و همگی درتوهمند و همگی فکر میکنتد خودشان برحق هستند یا برخون دیگران سوارند ویا بر تئوری های حرافانه بی سروته  واین درد بی درمان اپوزوسیون تنها سرمایه رژیم جمهوری اسلامی برای سرکوب مبارزات داخلی و ادامه کشتارو غارت و بقاست .

یواش یواش تاریخ برصورت اپوزوسیون تف خواهدکرد .

حداقل اگر عرضه تشکیل جبهه مشترک ندارند لااقل درحدو اندازه مسیح علینژاد عامل اثر باشند که البته بعید میدانم چنین خاصیتی  هم داشته باشند .

اما امیدوارم که جبهه مشترک تشکیل شود.

درخانه اگرکس است یک حرف بس است .

خاکزاد