مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ مرداد ۱, دوشنبه

درود بر الاغ !حیوانات را دوست بداریم..جایگاه الاغ در فرهنگ ایران ا. قاسمی

امروز صبح یکشنبه دوستی مطلبی برایم فرستاده بود که خواندم و بی اختیار بیاد الاغ افتادم. الاغ شناسی من بد نیست ولی خواستم ببینم واقعا الاغ کیست و چگونه است. این نوشته را یافتم و شرمنده شدم که چرا با خواندن آن مطلب بیاد موجودی به این خوبی افتادم. از مطلب کذائی بگذرم ولی بدنیست برای ازدیاد معلومات الاغشناسی این نوشته را بخوانید.
به رغم شهرت الاغ به جهل و نادانی، آنها از بسیاری حیوانات دیگر هوش بالاتری دارند. می توان الاغ را تربیت کرد تا کم تر یا بیشتر عرعر کنند و از دستور پیروی کنند.- معروف است که الاغ ها، کله شق و لجوج هستند. اما خویشتن داری الاغ، بسیار بیش از اسب است.- الاغ ها، کمتر از انسانها هراس دارند و اگر در کاری و مسیری خطری احساس کنند بر آن پافشاری می‏کنند. متقاعد کردن الاغ به انجام کاری که در آن خطر می بیند دشوار است.

الاغ یا خر، عضوی اهلی شده از خانوادۀ اسب هاست. اجداد وحشی الاغ های امروزی، را هنوز هم می‏توان در آفریقا یافت. الاغ ها در 3000 سال پیش از میلاد اهلی گردیدند یعنی تقریباً همان هنگامی که بشر اسب را اهلی نمود. الاغ نقش بسیار مهمی در فرهنگ بشری ایفا کرده است و تعداد آن، به رغم کاسته شدن از وظایف سنتی آن و محول شدن کارکردهای معمول آن به ماشین، رو به افزایش است. بی اغراق می توان گفت که الاغ ها، میلیون ها سال، دوش به دوش آدم ها کار و کوشش کرده اند.
الاغ ها، بسته به نژادشان و میزان مراقبت از آنها، قد متفاوتی دارند. الاغ های اهلی به طور متوسط بین 90 الی 140 سانتی متر هستند. الاغ ها توان جفت گیری با اسب ها را هم دارند که حاصل جفت گیری خر نر با اسب ماده، قاطر است و به سبب قدرت جسمی و تحمل اش، گونه ای مطلوب و مفید محسوب می شود. اما ترکیب عکس آن یعنی جفت گیری الاغ ماده با اسب نر نادر است و نیتجه اش، به همان اندازه با موفقیت توأمان نیست. الاغ ها با آب و هوای بیابانی سازگار هستند و ویژگی های منحصر به فردی دارند که در زیر به برخی از آنها اشاره می رود. این صفات، که برخی از آنها، موجبات تمسخر الاغ ها در میان آدمیان و کم مهری به آنهاست موجب برجستگی و گسترش آن هاست:
- الاغ حیوانی اجتماعی نیست و به طور مجزا زندگی می کند.
- صدای الاغ را می توان از فاصلۀ سه کیلومتری شنید. صدای الاغ که در عربی به «انکر الاصوات» (کریه‏ترین صداها) معروف است، وسیلۀ ارتباط الاغ ها نیز هست. بر اساس مطالعات انجام شده، الاغ ها هنگام برخورد با دیگر الاغ ها بیشتر عرعر می کنند.
- دیگر عضو الاغ ها که اسباب مضحکۀ آنهاست گوش آنهاست. گوش الاغ که بلندتر از گوش اسب است دو کاربرد دارد یک شنیدن صداها با وضوح بیشتر و خنک کردن خون الاغ.
- وسایل دفاعی الاغ عبارتند از لگد زدن با پاهای عقب، گاز گرفتن و ضربه زدن با پاهای جلو.
- دستگاه گوارش الاغ، بسیار کارآمدتر از سیستم گوارشی بسیاری حیوانات دیگر است، چنان که الاغ می‏تواند گیاهانی را بخورد که غیر قابل خوردن هستند و همین امتیاز الاغ مانع ابتلای آن به قولنج می شود.
- به رغم شهرت الاغ به جهل و نادانی، آنها از بسیاری حیوانات دیگر هوش بالاتری دارند. می توان الاغ را تربیت کرد تا کم تر یا بیشتر عرعر کنند و از دستور پیروی کنند.
- معروف است که الاغ ها، کله شق و لجوج هستند. اما خویشتن داری الاغ، بسیار بیش از اسب است.
- الاغ ها، کمتر از انسانها هراس دارند و اگر در کاری و مسیری خطری احساس کنند بر آن پافشاری می‏کنند. متقاعد کردن الاغ به انجام کاری که در آن خطر می بیند دشوار است.
- اگر انسان بتواند اعتماد الاغ را به دست آورد در می یابد که الاغ دوستی است مشتاق و دوست داشتنی و همراهی است قابل اتکاء در کار و سفر.
در برخی کشورها، که الاغ ها دیگر حیوان بارکش نیستند اکنون به عنوان حیوان خانگی نگهداری می شوند. اکنون 44 میلیون الاغ در سراسر جهان وجود دارد که عمدۀ آنها در پاکستان، اتیوپی و مکزیک نگهداری می‏شوند اما انتظار می رود که تعداد الاغ ها از این هم بیشتر باشد زیرا امکان شمارش آنها در بسیاری از مناطق وجود نداشته است.
الاغ ها در تمام عرصه ها و ابعاد زندگی انسانها نقش داشته اند. تا همین اواخر در ارتش ایتالیا حضور داشته اند و قهرمانی های آن ها در ارتش انگلستان در حمل مصدومان، باعث شده که مجسمه ای از سیمون کرک پاتریک و الاغ او در زادگاهش در انگلستان ساخته شود.
اما وظایف سنتی الاغ ها، همان سواری دادن به آدم ها، حمل بار و کشیدن گاری است. ارائه تصویری واقع‏بینانه از زندگی روستایی ایران و مختصات فرهنگی-زبانی ایران با حذف الاغ  از آن ناقص می ماند. بر همین اساس بررسی جایگاه الاغ در دو قسمت صورت می گیرد:
- جایگاه الاغ در زندگی روستایی
- جایگاه الاغ در زبان و فرهنگ ایرانی.

اگر قرار باشد که بارزترین عنصر در زندگی روستا را نام کنیم آن عنصر چه خواهد بود؟ خشونت و ناهمواری، گذر روزها، کار پی گیر و بی انقطاع، دشت های وسیع، گندمزار یا روستایی؟ همۀ این ها بخشی از تصویر هستند اما آن تصویر بدون قرار گرفتن الاغ در کانون آن، تصویری غیر واقع بینانه، جانبدارانه، و ناشیانه خواهد بود. تا هنگامی که قوت لایموت کشاورز، به سر سفره اش برسد، بارها و بارها مسیر خانه تا سر گندمزار را و قنات را در پهنۀ دشت ها و دور تپه ها، پیموده است. پا به پای آب از آبگیر تا گندمزار دویده است، الاغ آب را همراهی می کند و گندم را همراهی می کند تا کی بروید. الاغ آن قدر به همۀ این مسیرها انس می گیرد که به شهادت یک کشاورز کهن سال، بدون افسار و شلاق می تواند این راه ها را برود به شرط آنکه کشاورز مجال و متانت داشته باشد. الاغ بار درو شدۀ گندم را از خرمن می آورد و این با مناسک و آداب و مهارت های بی شماری همراه است. طناب را با نظم خاص و پیچیده ای روی زمین پهن می کنند و ساقه ها را با چنان نظمی می چینند و در هم با طناب گره می زنند که باری بیش از بار یک وانت را تنها در یک بار رفتن به روستا، الاغ بر دوش می برد بدون آنکه بار حتی یک بار از دوش اش بیفتد یا حتی یک خوشه از آن در مسیر مزرعه تا خرمن به زمین بیفتد. این بار چنان بسته می شود که با تقارن روی گردۀ الاغ قرار می گیرد. الاغ گندم جدا شده از کاه را تا آسیاب، تا خانه، تا چه بسیار جاهای دیگر می برد و می آورد. الاغ از گندم، گندم از آب و زمین، زمین از انتظار روستایی، روستایی از الاغ جدا نشدنی و تفکیک ناپذیر است. الاغ اسطورۀ صبوری است، بر دوش کشندۀ شکنجه گر خود است. الاغ، مسیح همۀ جانوران است. الاغ خار را می بلعد، از میان سنگ ها در سر بالایی ها و سرازیری ها می گذرد تا با فروتنی، سر به زیر، روستایی را و نان او را به خانه برساند.
تکه چوب خشکی به طول نیم متر، قطورتر از انگشت را صیقل می دهند، به آن روغن می مالند و در یک سر آن میخی فرو می کنند طوری که نوک تیز میخ بیرون باشد. این ابزار، بیشتر به سلاح می ماند یا به نیزه‏های کوتاهی که با آن در اسپانیا، گاوهای نر را به حمله تحریک می کنند. اهالی آن را «خر ران» (ابزار راندن خر) می نامند. این وسیله برای راندن الاغ، هدایت الاغ و تنبیه الاغ ا ست. کم تر الاغی را در روستا می توان یافت که بر گردنش زخمی نباشد به اندازۀ یک سکه با انبوه مگس ها روی آن. این زخم هیچ وقت التیام نمی یابد. هر روز خر ران را عمیق تر در گردن حیوان فرو می کنند تا سریع تر برود.
الاغ دفاع نمی کند و همه راضی هستند که خدا به خر شاخ نداد چون الاغ را شناخت. الاغ چنان نجیب و مطیع است که با اندکی دقت بیننده را بر آن می دارد که در علم خدا تردید کند. خدا چه شناختی از خر داشت، دارد؟ آن که اولین بار علم خدا را به الفاظ بشری برگرداند از الاغ چه می دانست؟ خدا، خر را شناخت که قامت اسب را از او گرفت، و داغ خجالت مقایسه شدن‏اش با اسب برای ابد در تمام زبان های بشری ریشه دواند. در زبان انگلیسی سه ضرب المثل هست که کلمۀ الاغ در آنها وجود دارد:
«کلۀ الاغ بودن بهتر است از دم اسب بودن»
«بهتر است به پشت الاغی بنشینی که تو را به خانه می رساند تا به اسبی که به زمینت می کوبد»
«اگر الاغ به سفر برود در برگشت به اسب تبدیل نمی شود».
الاغ، همیشه با اسب مقایسه می شود و در این مقایسه، بی آنکه مجال دقت و رقابتی باشد محکوم می شود. الاغ پرخاشگری خرس را ندارد، شاخ ندارد، خوش اقبالی اسب را ندارد. الاغ مسیح مطرود است.
پالان بر پشت الاغ می گذارند نه زین. پالان بی شباهت نیست –از نظر وزن و اندازه- به لاکی که لاک پشت محکوم است بر دوش ببرد. لاک پشتِ لاک بر پشت مخلوق خداست؛ الاغ پالان بر دوش، مخلوق بشر. الاغ، آفریده بشر است، دستخوش خشم اوست، الاغ دعوی خدایی بشر در روی زمین و از اولین ایمان آورندگان به اشرف مخلوقات بودن بشر است. الاغ چنان نفرین شده است که وقتی به کهن سالی می رسد و به رغم فرو رفتن خر ران در گردن و کپل اش نمی تواند بار ببرد، ذبح نمی شود و افتخار خورده شدن گوشتش به او داده نمی شود. الاغ های پیر را به دشت یا تپه ای دور دست می برند، قدری کاه جلویش می‏ریزند تا حواسش از صاحبش پرت شود و او را دنبال نکند و راه بازگشت را پیدا نکند. الاغ پیر در تاریکی شب، سرگردان می ماند تا گرگ ها تکه پاره اش کنند.
الاغ استعاره است. اما استعاره ای از خصایل و صفاتی نیست که به حق داراست از قبیل بردباری، تیزهوشی، متانت، سخت کوشی و ... . الاغ استعاره ای است برای کسانی که عاری هستند از ویژگی هایی که الاغ کمتر در خود دارد. الاغ، استعاره ای است برای انسان نادان. آیا بیراهه رفته ایم. اگر این طور نتیجه گیری می کنیم که ما تنها کسانی را عاقل می پنداریم که با ما کمتر با صبوری و نجابت رفتار می کنند و تنها کسانی را که با ما به مهر و عطوفت برخورد می کنند الاغ می نامیم؟ اربابان ما، از احترام برخوردارند اما زیر دستان ما خوار و بی ارزش هستند. ستم از گردۀ الاغ می کشیم.
به صورت معمول کلمۀ خر در ترکیب به کار می رود و نه به تنهایی و در همۀ ترکیباتی که حاوی کلمۀ «خر» است اشاره به بزرگی است نه به خردی مثل خرچنگ (چنگ بزرگ دارد)، خر مهره(مهره بزرگ)، خرگاه، خرپا، خر زور و ... .
اگر کلمه خر به تنهایی به کار رود معنای اولیه ای که به ذهن متبادر می کند این حیوان نیست بلکه در درجۀ اول، معنای استعاری آن، انسانی با ویژگی های فکری خاص، به ذهن می آید. مثلاً اگر بگوییم «یک خر دیدم» شنونده در درجه اول گمان نخواهد برد که حیوانی اشاره می رود.
در زبان فارسی اصطلاحاتی که حاوی کلمۀ خر هستند تسامح و تجاهل بسیاری در خود دارند. می گوییم «فلانی مثل خر تو گل گیر کرده» گو اینکه خر با سهولت بیشتری نسبت به آدمی از گل می گذرد یا می‏گوییم «خر پیش فلانی افلاتون است»، اگر چه اشتباهات خر، بی اندکی تردید کمتر از اشتباهات افلاتون بوده است. 
 http://www.iranshenasi87.blogfa.com/cat-2.aspx

۲ نظر:

ناشناس گفت...

یک واقعیت درباره توان مهندسی الاغ برایتان بگویم :
با وجودیکه امروز مهندسی نقشه برداری راه با دوربینهای پیشرفته توتال استیشن مسیرهاط استاندارد در کوه و تپه طراحی و پیاده میکنند اما اگر شما یک الاغ را در کوه و تپه رها کنید دقیقا مسیری را که میرود مطتبق مسیری است که توسط مهندسین طراحی و پیاده میشود . لذا اغلب راهایی که امروز در بیایانها و کوه و تپع ها اسفال شده قبلا به عنوان جاده مال رو توسط الاغها بوجود امده . الاغ مسیر شیبدار را بصورت زیگزاگ بالا میرود و بهنین خاطر گاها از صاحب خود کتک میخورد اما دست از زیگزاگ رفتن در شیب تند نمیکشد . قبلا هم حزب خران داشتیم و حتی در تبریز در قدیم قهوه خانه ای بوده بنام قهوه خانه خران که افراد فهیم و عاقل در انجا پاتوق میکردند . ضمنا به هیچ وجه انکرالاصوات نیست و موسیقی دانان نوای ان را در دستگاه میدانند .
شماره ۱۵

ناشناس گفت...

و کلا انسانها در باره خر بسیار ظلم و اجحاف میکنند . خری که در کشورهای مسلمان بدنیا بیاید عمری را با بارکشی سخت و چوب و کتک و زجر و شکنجه میگذراند ... البته گاها توسط مسلمین مورد تجاوز نیز قرار میگیرد .
شماره ۱۵