مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ تیر ۲۱, پنجشنبه

چند گفتار و نوشته ایرج مصداقی


106--رقص مائده و شاپرک توطئه‌ی رژیم، اسرائیل و ترور مجاهدین، ترور زم، در بنیاد پژوهشهای زنان چه گذشت
105-برای ممانعت از تحریم و جنگ، در برابر نظام ولایی بایستیم
104-تیم ملی فوتبال ایران همچنان نماینده مردم ایران
103-سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رو در روی منافع ملی
102-قدرت و فقاهت – نمونه یوسف صانعی
101-همسر و فرزند سعید امامی می‌توانند به آمریکا بروند اما بسیاری از ایرانیان نه! 100-بهانه‌جویی آمریکا برای حمله‌‌ی نظامی؟ ایرج مصداقی
99*همچنان می‌گویم ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران 98«کارلوس کی‌روشی» می‌داشت ایرج مصداقی

97-ترور کلاهی، نامه کروبی، خامنه‌ای و تهدید قربانیان جنسی، خطر جنگ و تام و جری، افطار روحانی، ملک‌مطیعی(فیلم)

 86-اسناد اتمی نتانیاهو و حمله موشکی، همسرو پسر سعید امامی، باجگیری .

85-دلار، دولت‌نظامی، نهضت‌آزادی، احمدی‌نژادی‌ها، مجتبی‌خامنه‌ای، حمله اسرائی
84-انتخاب بولتون وبازتابش، خامنه‌ای و دلار، مصاحبه امیرانتظام، بنی‌صدر
83-پیام نوروزی خامنه‌ای، انتخاب جنتی، نامه‌‌ تاجزاده و احمد‌ی‌نژاد، دستگیری عامل ..

82-چهارشنبه سوری و نوروز، قتل ۹ هزار نفر توسط اژه‌ای، تغییر تیلرسون و


81---نامه احمدی‌نژاد به خامنه‌ای، دراویش و خشونت، سقوط هواپیما، مخملباف چریک، احمد‌خمینی و رهبری/ ایرج مصداقی(فیلم)
80-فریبکاری رفراندوم، قتل سیدامامی، آمریکا و رژیم،عاصمه جهانگیر، جنگ بااسرائیل و..


79-نکبت انقلاب، حجاب نماد رژیم ، خط‌کشی چپ با سلطنت، ، دفتر بنی‌صدر


78-نامه‌کروبی، دختران انقلاب، شاه اصلاح‌پذیر، برف تهران، سعید طوسی، رجوی دشمن مردم،ترامپ وپناهندگان/ا

77-سرنگونی ۲۲ بهمن، چهره‌های مشکوک و بدنام رسانه‌ای، نمازباران، دختر خیابان

76-ائتلاف با رضا پهلوی، اخبار دروغ راجع به نفتکش، انفجار کرمانشاه، حساب‌ بانکی مقامات، قتل در زندان/ ایرج مصداقی(فیلم)
 75-در تجمعات اعتراضی شرکت کنیم یا نکنیم؟ چه شعاری انحرافی است؟ ایرج مصداقی


74--ترور هاشمی،حکم بقائی،برائت ازروحانی،اروشلیم ویهود،امیرانتظام ..

73--کارنامه‌ی صادق لاریجانی و محک‌زدن ادعای احمدی‌نژاد73-حکومت پیشه‌وری و تجزیه‌طلبی، خیانت رژیم در خزر، گشت سپاه، پروژه هارپ
72-بیت‌المقدس و خدمت ترامپ به خامنه‌ای، غارت بودجه توسط نهاد‌ها، گام مثبت رضا پهلوی و..

71-راه اندازی «زندان جدید» فرقه رجوی در اروپا
70-اصلاح‌طلب‌ها متحد لاریجانی، فرح قاتل شاه؟ کانون وکلا، اکبرخوشکوشک و مجاهدین. اخبار جعلی ...
69-ادعای غیرواقعی «به‌رسمیت شناخته شدن قربانیان کشتار ۶۷ به عنوان ناپدیدشده قهری»


68-بدل خامنه‌ای ، سپاه‌قدس اسکناس تقلبی، باج‌دهی انگلیس، خامنه‌ای در خدمت پوتین . زندان جدید مجاهدین .
77-زلزله یا آزمایش اتمی،عربستان، آمریکا و گفتگو با نظامی‌ها، ترور هلند
76-پاسارگاد وکوروش، دهن‌کجی خامنه‌ای، شمخانی و حصر، عاصمه جهانگیر و
75-ترامپ حامی دروغین مردم، سفرمریم رجوی به آمریکا ، روحانی رو به قهقرا . بدل خامنه ای عقب گرد کردستان

74 -ترامپ و درماندگی خامنه‌ای، ظریف،خاتمی،روحانی درخدمت سپاه، کرکوک وفرار پیشمرگان و شومن ری استارت
73-کودتای سپاه در آذر، دروغ بزرگ، صدای آمریکا و اخبار جعلی، درگیری نظامی


72-انتری که لوطی‌‌اش نمرده است ( مهدی فلاحتی و روح‌الله زم)

71--آمدنیوز و دختر لاریجانی، سروش و جنایات دهه ۶۰، تغییر قانون اساسی

70- داستان فراموش شده یک حاکم شرع در دهه ۶۰
69-روحانی موضع کرد‌های ایرانی، ایران آبستن .


68-سخنرانی ترامپ، خاندان جنتی، دروغ‌های آمدنیوز : دختر لاریجانی و قصه ۲ میلیارد دلار، گلپا و شجریان

67-تداوم خیانت سروش، خامنه‌ای و نوبل، نه به استقلال کردستان، چپ ایران و بمباران شیمیایی سوریه .(فیلم)

۶۶-علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه»


۶۵-سربریده حججی، ملل متحد و کشتار ۶۷، ترحیم ابراهیم یزدی، ژاله کاظمی و زهرا رهنورد، استعفای رضا پهلوی


۶۴-ابراهیم یزدی و خمینی، فیلم جدید رژیم ، دشمنی خامنه ای ولاریجانی با روحانی ، حجاب تحمیلی


63-ایرج مصداقی: نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است

62--نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏
61-تیم ملی و فیفا، سربریدن حججی،دختر خلخالی،آخوند خلبان،تبار یهودی لاریجانی،فخرآور و فرح‌پهلوی/ ایرج مصداقی(فیلم)


60-تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏


59-تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟ ا

58-تحلیف غیرقانونی، جانیان در دولت، میرحسین و عفو‌بین‌الملل ...
 57-قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی

 56-آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏ 

 55-انتخاب جانی به جای پورمحمدی، روحانی ناتوان مقابل سپاه و حصر خشم حسین شریعتمداری و فرقه رجوی
54-محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»

-53 -  تهدید ترامپ، سازش روحانی، مداحان و جاسوسی، شیعه و ژن برتر، مدال به جانیان ۶۷، نیروی جایگزین کیست
  *52- ‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر
 
-51- حسین فریدون، فلاحیان جانی، رئیس اوین، مریم میرزاخانی، ترور آمریکایی‌ها و متخصصان هسته‌ای/ ایرج مصداقی(فیلم)

50-علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید
49- پروژه‌ی مهار روحانی ، کهریزک و دروغ‌های جدید، قرارداد توتال، سرنوشت مشترک رجوی و البغدادی 
 48-چرایی دفاع علی خامنه ای از فجایع دهه شصت

 47-حمله داعش و تغییرات سپاه، مجاهدین خواهان حمله‌‌ نظامی، جعلیات روح الله زم. شکست داعش و آینده

46--ايرج مصداقي ـ سيامک انصاريان ـ حسن اعتمادي « سرنوشت کردستان
 45- سی خرداد، شکست مبارزه چریکی، خیانت مسعود رجوی و سرنوشت‌او(مهمان برنامه اسماعیل وفا یغمائی) 
44-درگیری خامنه‌ای و روحانی در گفتگوی حسین مهری با ایرج مصداقی
43--حمله موشکی سپاه ، کودتای ۲۸ مرداد و کاشانی و خمینی، مریم رجوی ورضا پهلوی ومک کین
42--تهدید روحانی به برکناری، چرا داعش و نه رژیم، خامنه‌ای شکست خورده بی آیندگی ولایت فقیه

 38-*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی

 37-*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا)

36-* دلایل شکست تحریم، ناتوانی خامنه‌ای، زانو زدن رئیسی، طلیعه‌ی موفقیت مردم، برکناری خون اشام
*میزگرد رادیویی با حضور ایرج مصداقی و علیرضا نامور حقیقی(فیلم) 
 *شرکت در انتخابات یا تحریم؟ پیش‌بینی پیروزی روحانی، رئیسی نماد جنایت و کشتار

 *خامنه‌ای و تهدید مردم به سرکوب و کشتار، روحانی بر سر دوراهی، رئیسی ننگ انتخابات با ایرج مصداقی

 *سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ ایرج مصداقی

 ترور کریمیان، روحانی و مصدق، کشتن مرزبانان، رئیسی جنایتکار تاریخ، خامنه‌ای و کاندیدها

 *ایرج مصداقی: رای نمی دهم؛مشارکت در انتخابات کنونی مثل تن دادن به تجاوز سیاسی است(فیلم)

*مرگ خامنه‌ای، حذف احمدی‌نژاد، شکست رئیسی، «اکثریت» اول ماه‌مه، عرفان قانعی‌فرد
 *دوستی و دشمنی با رضا پهلوی، مریم رجوی و مک‌کین، دهباشی.نوری زاد. رئیسی و احمدی نژاد
 *احمدی‌نژاد بمب خبری انتخابات، ترور استکهلم، بمباران سوریه و چپ ایران
 زمان انتخاب ویژه برنامه انتخابات ۹۶ گفتگو با ایرج مصداقی و دکتر ایرایی(فیلم)

 *«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود

رئیسی و انتخابات، ویدئو داعش، پیام سیاسی خرید بوئینگ ، عکس مقیسه
*احمدی‌نژاد و خامنه‌ای، فساد آستان قدس، مریم رجوی و آویختن به

*خامنه‌ای عامل فجایع و مسئول مهندسی آرا و تقلب، امید دانا عامل رژیم
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی
 *تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت»
*سردرگمی انتخاباتی،لابی رژیم و سپاه،انیس نقاش و کارلوس، حقه‌های اطلاعاتی


*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی

 *گفتگوی حسین حجازی با ایرج مصداقی در مورد اسکار فرهادی و پیامد مرگ رفسنجانی (فیلم)
*گفتگوی حسین مهری با ایرج مصداقی در مورد عشق‌بازی خامنه‌ای با امام زمان(فیلم)
*معامله ترامپ و سپاه، گزارش اطلاعاتی به کنگره، کنسرت در اسرائیل، تخریب شهرنو
*فرهادی و اسکار، کاندیداتوری بقایی، رقابت اطلاعاتی،آمدنیوز و
*خطرات عشق‌بازی خامنه‌ای، دستگیری و آزادی منتظری و خزعلی
* آشتی ملی چطور و چگونه؛ رفع حصر، استفعای فلین، جشنواره فجر
*تبدیل صدای آمریکا به تلویزیون لس‌آنجلسی، لغو ویزا و نقش اپوزیسیون رزیم برنامه موشکی
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی ایرج مصداقی*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری

*فاجعه پلاسکو، فخرآور و صدای آمریکا، تاجزاده و کشتار۶۷،

*کودتای قطب زاده و حزب توده
*سقوط فلاحتی با فخرآور، شایعه قتل رفسنجانی و ریاست احمدی‌نژاد بر مجمع دست پخت اطلاعات

*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله»
*هاشمی معمار سرکوب دهه شصت
*مرگ رفسنجانی و حواشی آن، تاریخ شفاهی رژیم و پروژه دهباشی، شلیک ناو آمریکایی،

۱۲۷ نظر:

ناشناس گفت...

دست شما درد نکند اقای مصداقی خیلی عالی توضیح داده اید
سیف الله

ناشناس گفت...

سلام
آقای مصداقی گفته های غیر مستند آقای فخر آور انقدر سخیف و بلاهت بار است که پرداختن بدان کمک به بزرگنمایی و مطرح شدن وی میباشد .
در رابطه با ادعای آقای صادقی در مورد قتل کلاهی بایستی بگویم که اطلاعات داده شده و مدارک موجود نشان از واقعی بودن ادعای وی می باشد .بنده در ایمیلی به شما اطلاعات موجود و دلائل سکوت طرفین ماجرا را خلاصه وار نوشته بودم .
علی ۲۲

Mehrdad Ahangar گفت...


نقد من به ادعاهای واهی ی جناب ایرج مصداقی –
=================
آقای ایرج مصداقی به این رفتارتان پایان دهید!
http://roshangari.info/?p=4558
=================
"ایرج مصداقی؛ تنها "شهید زنده پژواک شهدا" یا..."، نوشته ی مهرداد آهنگر
http ://news.gooya.com/politics/archives/2016/10/218717.php
=================

درباره عضویت افراد ترسو، بی هویت، دروغ گو، دزد، بی شرم و سخن گوی جنایتکاران در ایران تریبونال؛
پاسخی به جناب مصداقی!
http://www.iranglobal.info/node/57194
=================
و یا می توانید این تیترها را یا گوگل کنید و یا به صفحه ی فیس بوک من مراجعه کنید ، Mehrdad Ahangar
از هر گونه اظهارنظر در مورد نوشته هایم بسیار خوشحال خواهم شد.

با تشکر

مهرداد آهنگر
http ://news.gooya.com/politics/archives/2016/10/218717.php

ناشناس گفت...

سلام آقای مهرداد آهنگر

لطفاً نظر صریح خودتان را در مورد ادعاهای سخیف امثال امیرعباس فخرآور همین جا بنویسید.

مراد

ناشناس گفت...

سلام
جناب مستر امرالله ابراهیمی
جنابعالی که در صفحه فیسبوک خودتان، جانب مهدی فلاحتی، کار چاق کن امیرعباس فخرآور را گرفته اید ، لطف کنید، نظر خودتان را صاف و روشن در مورد امیرعباس فخرآور بنویسید. خواهشاً حاشیه نروید.
مراد

Mehrdad Ahangar گفت...


آقای مراد سلام

واقعیت امر، من ربط قضیه را متوجه نشدم. ولی، اگر خیلی اصرار داشته باشید، می توانم در یک جمله ی کوتاه بگویم که: تمامی ی ادعاهای امیر عباس فخرآور همان قدر حقیقی، واقعی و درست می باشند که بسیاری از ادعاهای آقای ایرج مصداقی.

با تشکر

مهرداد آهنگر

جواد گفت...

آهنگر جان چرا قایم باشک بازی میکنی. گزاره ای که نوشته ای اصلا چیزی را اثبات نمیکند. بسیاری از ادعاهای آقای مصداقی گیرم غلط پس بسیاری دیگر طبعا درست خواهد بود. حالا ادعاهای فخرآور با کدامیک از این دو دسته همسانست. در واقع شما بجای پاسخگویی راه رفته اید.

Mehrdad Ahangar گفت...


آقای جواد/مراد عزیز!

من که خیلی صریح گفته ام که تمامی ی ادعاهای امیر عباس فخرآور غیرحقیقی، غیرواقعی و نادرست می باشند. و، این فقط مربوط به ادعاهای ایشان در مورد "دانشگاه پاتریس لومومبا رفتن" خامنه ای و دیگر داستان های من درآوردی ایشان نیست.

ایشان اگر وسط تابستان، در یک کشور واقع در خط استوا، بگوید که آفتاب هست، من حتما شک می کنم و فرض را بر این می گیرم که نیست. و، این به خاطر سابقه ی ایشان می باشد؛ به ویژه سابقه ی زندان بودن ایشان و رفتارشان و سابقه ی چگونگی خروج ایشان، و رفتار و کردار بعد از آن می باشد. در یک کلام: درجه ی اعتبار حرف های ایشان، حداقل برای من، زیر صفر است. در پاسخ قبلی نیز من، به عمد، از واژه ی "تمامی ی ادعاهای ایشان" استفاده کرده ام که جای هیچ گونه شک و شبهه ای را باقی نگذارد. ولی، انگار به اندازه ی کافی از سوی شما دقت نشده است.

کافی است یا باید بیش تر توضیح بدهم؟ در "دادگاه" شما، انگار باید اول ثابت کرد که بی گناهی!

با تشکر از این که موضع سیاسی ی من برای شما "مهم" بوده است و پی جو شده اید.


با احترام متقابل

مهرداد آهنگر



جواد گفت...

اقای آهنگر عزیز اتفاقا من دقیق شدم ولی گویا شما معنای دقیق حرف خودتان را متوجه نیستید، شما نوشته اید

تمامی(به تاکید ) ادعاهای امیر عباس فخرآور همان قدر حقیقی، واقعی و درست می باشند که بسیاری(به تاکید ) از ادعاهای آقای ایرج مصداقی.

یعنی شما نگفته اید که این تمامی با کدام بسیاری مطابقت دارد چون بسیاری از حرفهای اقای مصداقی میتواند درست یا غلط باشد . بنابراین شما در پاسخ قبلی بجای پاسخگویی .....

اینکه چرا موضع سیاسی شما باید برای من بعنوان کسی که مقالات مندرج در دریچه زرد را مطالعه میکنم عمدتا به این برمیگردد که برایم جدای از خود کلام مهم است که نویسنده مرزبندیهایش با ارتجاع چگونه است.

ناشناس گفت...

من نمی دانم که چرا ایرج مصداقی به هر صغیر و کبیری گیر می دهد ؟ اگر کسی می داند بگوید در صورت امکان . آخر کسی نمانده که از دست او در امان مانده باشد.کسانی هستند که از زاویه روانی مسله را می خواهند توجیه کنند واختلال شخصیت خود شیفتگی را مطرح می کنند . نمی دانم این درست است یا نه به هر حال از نزدیک باید از نزدیک ایشان را آسیب شناسی روانی کرد و دید که این حرف درست است و یا نه. در ضمن ؛ ابدا قصد توهین به او را نداشته و هیچ گونه دشمنی با ایشان ندارم. مجید محمدی

nazila. korkoriano. italy گفت...

gir nmideh entegad mikoneh vali to nmifahmi

ناشناس گفت...

سلام اقای مصداقی عزیز. ممنون از شما که از جایزه اسکار فرهادی دفاع کردید. همانطور که توضیح دادید عده ای از روی حسادت و عده ای هم از روی کوته بینی و کج فهمی هر گونه پیشرفت فرهنگی و هنری مردم ایران را به بهانه های واهی به جیب رژیم می ریزند. شما گفتید که مبارزه کرده اید و زجر و زندان کشیده اید اما به خود اجازه نمی دهید که از همه چنین انتظاری داشته باشید. درود بر شما. از اینجا صداقت یک نفر در مبارزه مشخص می شود.خوب است بقیه هم درس بگیرند.بگذریم که اکثر انها که به فرهادی تاختند یک کشیده هم از رژیم نخورده اند و در این سالها هم مشغول عشق و حالشان در فرنگ بوده اند. وقتی حرفهای شما را شنیدم خوشحال شدم و با خودم گفتم در این بازار مکاره هنوز شرافت مانده است. هنوز صداقت مانده است. دست مریزاد.

احد م

ناشناس گفت...

آقای مصداقی جریان رها و فراز به کجا رسید؟ بعداز شلوغکاری و آون ای میلها شما دیگر سکوت کردی تا موج بگذرد ولی حالا بیا توضیح بده.

مرتضی

فرهنگ.د.م گفت...

واقعن از نوشته ها و گفته های شماستفاده میکنم بخصوص اینکه از زاویه تاریخ معاصر ایران بسیار گرانبها میباشد نسل کنونی چیزی از ان دورانها که سرنوشتش را درست کرد نمیداند ولی این نوشته های شما به او کمک میکند عید را هم به شما تبریک میگویم

ناشناس گفت...

اردوغان گاوهای هلندی را هم اخراج کرد!



به گزارش روزنامه حریت، رئیس انجمن تولیدکنندگان گوشت قرمز ترکیه اعلام کرد: 40 گاو هلشتاین به این کشور بازگردانده شد.

او افزود: اگرچه این گاوها در کشور ما بسیار مورد استفاده هستند اما این گونه گاوها شروع به ایجاد مشکلات جدی کرده‌اند. ما تولیدات حیوانی از هلند نمی‌خواهیم. ترکیه به دنبال تمرکز بر گوشت گاوهای خود است. گوشت گاوهای ما از کیفیت بهتری برخوردار است!

یک ایرانی گفت...

آقای مصداقی،
من در مورد صحبتهای اخیر شما سوالهایی دارم. شما خلع ید از پاسداران و رژیم در کشورهای منطقه که در اطلاعیه یی آمده را به باد انتقاد گرفته اید و آن را دمیدن در شیپور جنگ علیه ایران! و خیانت به مردم ایران دانسته اید.

1- آیا شما سیاست استراتژیک و راهبردی رژیم آخوندی که مبتنی بر صدور انقلاب اسلامی به کشورهای اسلامی و بخصوص همجوار است را که همواره مطرح می کند، مشروع می دانید یا آنرا وسیله یی برای حفظ نظام اهریمنی اش و سرکوب داخلی اش می دانید؟
2- آیا بارها سران رژیم اعلام نکرده اند که اگر ما در سوریه و عراق و...نجنگیم باید در همدان و اصفهان و تهران بجنگیم؟
3- به زعم مقامات بالای رژیم و رهبرش آنها اگر در سوریه نجنگند در داخل ایران باید با کی بجنگند که انقدر هراسانند؟
4- آیا رژیم پاسداران و سرداران سپاهش را به سوریه و عراق و یمن و ...گسیل نداشته است و در این کشورها نمی جنگد؟
5- آیا حضور پاسداران در این کشورها مداخله در امور داخلی این کشورها هست یا نه؟ و آیا مغایر اصول اصلی عدم مداخله ملل متحد در امور داخلی کشورها می باشد یا نه؟
6- آیا همین پاسداران و سرانشان عامل اصلی سرکوب مردم و بزرگترین مانع تحول داخلی به سمت دموکراسی می باشند یا نه؟
7- آیا اینها در سرکوب مردم در سی و پنج سال حاکمیت ننگین آخوندی در کشور نقش اصلی را داشته اند یا نه؟ و آیا مرتکب جنایت علیه بشریت در سرکوب هم میهنانمان شده اند یا نه؟
8- آیا حضور آنها در کشورهای منطقه موجب به باد دادن سرمایه های ملی کشورمان شده است یا نه؟
9- آیا اگر کشورهای منطقه بخواهند از شر حضور آنها در کشورهایشان خلاص شوند با خواهش و تمنا از رژیم می توانند یا نه؟
10- آیا لازمه کوتاه کردن دست رژیم در کشورهای منطقه (خلع ید)، استفاده از قدرت نظامی شان در کشورهای مزبور می باشد یا نه؟
11- اگر نیروی اپوزیسیونی ایرانی که می خواهد رژیم آخوندی را سرنگون کند از این کشورها بخواهد با حضور پاسداران در این کشورها با قدرت برخورد کنند و دست آنها را در این کشورها کوتاه کنند، خواسته اش به نفع مردم ایران هست یا نه؟
12- اگر اینطور است آیااین نیروی اپوزیسیون به وظیفه ملی اش عمل کرده است یا نه؟
13- اگر اینطور نیست آیا فکر نمی کنید که شما پاسداران و حضورشان در کشورهای منطقه و جنگ کردنشان را با حضور مردم ایران در این کشورها یکی دانسته اید؟
14- آیا پاسداران رژیم خونخوار آخوندی به عنوان یک نهاد و تشکل سرکوبگر وجودشان در ضدیت با وجود یک ایران متحد و مردم ایران هست یا نه؟
من ممکن است انتقادات زیادی به صادر کنندگان خلع ید از رژیم آخوندی در کشورهای منطقه داشته باشم، اما دموکراسی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان و اصل استقلال ملی حکم می کند که هر ایرانی میهن دوست خواهان شکستن کمر نظامی رژیم و پاسداران سرکوبگرش در کشورهای منطقه باشد. آیا فکر نمی کنید در این صورت و تنها در این صورت است که مردم در داخل می توانند با پاسداران خونخوار و تا دندان مسلح رژیم مقابله کند؟
15- چرا شما مقابله کشورهای منطقه با پاسداران را خیانت به منافع ملی می خوانید؟
آیا بهتر نیست بجای "خیانت مال" کردن و نیز "رژیم مال" کردن هر طرف از طرف دیگر، به فکر یک همبستگی ملی برای مقابله با رژیم آخوندی و کم کردن شر آن از سر مردم ایران و منطقه یعنی خلع ید آنها برآییم؟

ناشناس گفت...

آقای ایرانی تحلیلهای شما همان تحلیلهای خر رنگ کن برادر است آقا دست از سر مصداقی بردار برو به کارت برس برادر خراب کرده اقا ولی تو نمیفهمی
دوستدار سابق برادر

ناشناس گفت...

اقا یا خانمی که 15 سوال ردیف کرده ای و به هر پانزدهش هم جواب داده ای. یک مدال به گردن خودت بیاویز و یک نوشابه هم برای خودت باز کن. خود گویی و خود خندی چه مرد هنرمندی!!! رژیم تا دشمنانی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد. انگار حرف های مصداقی را نفهمیده ای. یک بار دیگر مصاحبه را گوش کن.

حیران

محمود گفت...

با درود ایزج عزیز
برای مواضع و تحلیل هایت و شخص خودت بسیار ارزش واحترام قائلم.
با این حال دوست عزیزم در برخی جاها بسیار غیر منطقی میشوی.
شما میگویی از همان راهی که شما می خواهی اصلاحات را پیش ببری من سرنگون خواهم کرد.
ایرج جان سالهاست که چیزی به انقلاب و سرنگون کردن حاکمان جهان در دنیا بدون اینکه پای صاحبان اصلی جهان در بین باشد تمام شده. آن هم در دوران انفجار اطلاعات و ارتباطات. اگر منظور وضعیتی همچون عراق و سوربه و اففانستان و لیبی است که اصلا بحثی با افرادی که این نگاه را دارند ندارم. این نگاه به شدت غیرانسانی، غیراخلاقی و ضدانقلابی است. میدانم که نظر خودت هم همین است.
آن که میخواهد اصلاح کند، مردم را به جنبش مدنی میخواند. آنها را تشویق به حضور پای صندوق رای میکند تا از آن طریق بستر مناسبتری به لحاظ فرهنگی و فضای حداقلی سیاسی برای روشنگری و بالا بردن سطح دانش سیاسی جامعه ایجاد کند (نگاه کنید به انتخاب شورای شهر). با ایجاد موج مردمی و خواستهای مدنی شان به حاکمان و بالاسری ها بفهماند که از جامعه چقدر فاصله دارند، در جریان مبارزات مدنی دانه به دانه مهره های ارتجاع را به سمت مردم کشانده و یا حداقل آنان را پاسیو کند (نگاه کنید به جنبش سبز و نتیجه همین انتخابات که چگونه پاسدارها و آخوندها دسته دسته از راست به سمت اصلاحات مهاجرت میکنند و تا آنجا که برخی اسولگرایان مثل مرتضی روحانی از مبلغین رسانه ای اصولگرایان به شدت از میزان دوری نگاه اصولگرایان از مردم انتقاد میکند. این خیلی خوب است. این آدم کردن ذره ذره دایناسورهاست. دیگر نباید به دنبال خون ریزی رفت) و به همین طریق ذره ذره در پروسه زمان حاکمیت ارتجاع را حداقل در این هیبت غول آسا پوک و مضمحل کند. شاید عمر ما کفاف ندهد. مگر وقتی خواستیم شش ماهه ارتجاع را سرنگون کنیم چه گلی به سر مردم و میهن زدیم؟!
ایرج عزیز این راه اصلاح طلب است که بسیارشان نیز در داخل مرزهای ایران با همین اعتقاد به زندان رفته و برای مسیرشان قیمت میدهند. زندان، شکنجه، تحقیر، اعتصاب غذا ... به هر حال هم کارشان دشوار است. و بعضا حتی شاخص هایشان هم پیام میدهند که برویدو رای دهید. ولی شما که هیچکدام از این روشها را اصولا قبول ندارید با این حال چگونه از همین راه میخواهید سرنگون کنید.
اگر منظورتان این است که چنانچه با این فشارهای جامعه مدنی قدرت سرکوب و طلسم رعب و وحشت را شکست و فضای بازتری ایجاد آنزمان دیدگاه شما وارد میدان سرنگونی خواهد شد که این دقیقا اپورتونیسم و میوه چینی خواهی بوده و دقیقا رودروی منافع و مصالح عمومی مردم و میهین خوهد بود.
با تمام احترامی که برای سالها تحمل زندان و شکنجه و پرپر شدن عزیزانمان در کنار خودتان بوده اید (هر چند که این دامی بود که با شروع زود هنگام مبارزه مسلحانه توسط قدرت طلبان چپ نما و با برنامه ریزی حزب جمهوری اسلامی، به نسل ما تحمیل شد و دارای عمق آگاهانه نبود، با این حال حق این نسل نبود که اینچنین پرپر شود) ولی خواهشی که دارم این است که کمی عینی تر و پراکتیک تر مباحث را طرح کنید.
شما میتوانید از موضع دفاع از نسل سوخته و پرپر شده مان مواضع سازش ناپذیر خود را داشته باشید ولی به صحنه تحولات اجتماعی-سیاسی ایران باید بدون عینک خشم و کینه و انتقام و رنگی که این شیشه از خون هزاران و بیشماران از بهترین فرزندان ایران زمین به خود گرفته به تحولات نگاه کرد.
نویسنده این سطور هم شخصا و هم با خانواده و عزیزانش قیمتهای وحشتناکی را در دهه شصت و بعد هم در جنگ 36 ساله اخیر با ارتجاع پرداخته و میدانم که چه میگویم و از حرف بیرون از گود نیست.
به امید صبح آزادی

ناشناس گفت...

سلام به ايرج عزيز و همه دوستان

براى مرتجعين هيچ كس با هيچكس ديگر فرقى ندارد. سگ زرد برادر شغال است و افعى هم كبوتر نمى زايد. همه سر و ته يك كرباس هستند. سرى به جبهه ارتجاع غالب بزنيم. آقاى خامنه اى آيا اوباما با جرج بوش فرق ميكند؟ جواب: به هيچ وجه. همه سر و ته يك كرباس هستند. سوال: آيا ترامپ با هيلارى كلينتون فرق ميكند؟ جواب: هيچ فرقى ندارند. اما ترامپ بهتر است چون واقعيت رژيم آمريكا را نشان ميدهد. سوال از ارتجاع مغلوب: آيا خاتمى با احمدى نژاد فرق دارد؟ جواب: به هيچ وجه. اما از بين اين دو نفر احمدى نژاد بهتر است چون واقعيت رژيم ايران را نشان مى دهد!!!براى مرتجعين(چه غالب و چه مغلوب) همه سر و ته يك كرباس هستند.
سهراب

سهراب

محمود گفت...

در تایید حرفهای سهراب اینکه سالهاست ارتجاع مغلوبی که سهراب میگوید در عمل انتخابش راستهای رژیم بوده و در عمل به نفغ این جناح کار کرده(نمونه آ77 بعد از انتخاب خاتمی که عمیات مجاهدین برای امنیتی کردن فضای ایران و به شکست کشانده اصلاحات در ایران بود، یک نمونه کوچک است که در نوشته قبلی توضیح دادم).
خودم در برخی آمار صندوقهای رای که در فضای خارج کشور که حتی خود افراد سفارت نیز به رئیسی رای نمیدهند چند صد رای رئیسی مرا متعجب کرد و نمیتوانستم بفهمم این رای ها از کجا آمده. ولی دوستی هوشیارم کرد و گفت که بخشی از سرنگون طلبان در ضدیت با انتخاب روحانی هم که شده به رئیسی رای داده اند. در بحث با برخی دوستان سرنگون طلب نیز دم خروس این نگاه بیرون بود و حتی به نوعی تلاش میکردند بگویند آنقدرها هم رئیسی جنایتکار نیست روحانی جنایتکارتر است و یا این حرف "رئیسی وضعیت را به سمت جنگ میبرد"، توهم است. با این نوع توجیهات منویاتشان را در اینکه خواستشان این است که رئیسی خروجی صندوق باشد، را به وضوح نشان میدادند ولی هنوز باورم نمیشود این نوع نگاه حتی نام شخص پلیدی چون رئیسی را روی برگه رای برای خاک پاشیدن به چشم مردم ایران هم که شده نوشته باشند. ولی دوستی که هوشیارم کرد خودش شخصا نمونه هایی را میشناخت که این کار را کرده بودند. از اینجا حتی میتوان به این نیز فکر کرد که چه بسا برخی نیز در ایران در حالی که مخالف حاکمیت هستند، در خشم از اصلاحات و توجیهاتی مثل طول عمر رژیم که سرنگون طلبان آن را تئوریزه میکنند، به رئیسی رای داده باشند.
وافعا جامعه سیاسی ایران در خارج از کشور هزار بار باید "هفت آب شو" شود. چون مسخ شدگی و بی پرنسیبی در ارتجاع مغلوب از مرزهای خودفروشی و مزدوری برای دشمنان میهن نیز عبور کرده و به خیانت و همدستی آشکار با کثیف ترین باندهای حکومتی نیز رسیده.
امیدورام عزیزانی که به دلیل خشم و کینه ای که از رژیم آخوندی دارند و با صداقت با این حاکمیت مرز دارند متوجه باشند که بعضی جاها چگونه خشم و کینه ممکن است باعث شود با چنین نگاه بیمار و خیانت ورزی همراه و همگام شوند. عزیزان هوشیاری، صداقت را هرگز نباید از دست داد.

ناشناس گفت...

محمود جان در ته این طرز تفکر که نقد کرده ای دو نکته کلیدی وجود دارد. استدلال انها بر دو چیز استوار است :
1. طرز تفکر امام زمانی : بگذارید فساد زیاد شود تا امام زمان ظهور کند. مهدویون معتقد بودند چون در روایات امده که امام زمان فقط زمانی ظهور می کند که دنیا را فساد گرفته باشد, پس برای تعجیل در ظهور ان حضرت باید هر چقدر که می توانیم فساد ایجاد کنیم! ایا این همان طرز تفکری نیست که بر مبنای ان در جبهه ارتجاع مغلوب,به نفع رییسی رای به صندوق می اندازد؟ و یا از پیروزی احمدی نژاد قند در دلش اب می شود؟
2. انتقام گرفتن از مردم : مردم حقشان است که این بلا بر سرشان بیاید. چرا در 30 خرداد مبارزه مسلحانه ما را دنبال نکردند؟ چرا هر چقدر که ما بیشتر انتخابات را تحریم کردیم, انها بیشتر شرکت کردند؟ چرا برای ما طره هم خرد نکردند؟ حالا هم بگذار تاوان اشتباهاتشان را ببینند. بگذار احمدی نژاد بیاید پدرشان را در بیاورد و... این یک نوع انتقام گیری از مردم است.
3. خودشان فهمیده اند که تنها راه بازگشت انها به ایران و خروج از انزوا, جنگ است. دلشان خوشست با روی کار امدن افراطیون جنگی در بگیرد و انها هم به نان و نوایی برسند. اگر یک تحلیل درست به دور از تمایلاتشان می کردند به پوچ بودن این ایده هم به راحتی پی می بردند. ولی افسوس که در توهمات خودشان غرق شده اند. دیدن واقعیت ازارشان می دهد.

سهراب

محمود گفت...

اسماعیل گرامی و ایرج عزیز
به وجودتان افتخار میکنم که به درستی و شهامت به درستی به ریشه های فاجعه 30 خرداد پرداختید.
امیدوارم بتوانیم از بند بند زنجیرهایی (به درستی اسماعیل آن را مدار جاذبه مینامد) که در تار و پود و اعماق "کله" هایمان جا کرده رها شویم و رها کنیم. تا شاید سرآغازی برای حرکت روشنفگری مسئول در صحنه سیاسی ایران باشد.
درود بر شما و شجاعتتان.

سیروس گفت...

در کمال تاسف و تالم و درد این سطور را مینویسم.
فکر میکردم حداقل در بخشی از ته مانده انقلابیون وطنی، وجدان و اخلاق باقیمانده ولی چه فکر باطلی
حداقل از اسماعیل وفا و ایرج مصداقی توقعم صداقت و حقیقت خواهی بود!!
شاملو گفت زمانی که در زندان متفقین بودم یاد گرفتم که هر یاوه ای را رهایی بخش ندانم.
من هم بعد از نزدیک به چهل سال دست در آتش حقیقت جویی با زندان و شکنجه (در بیفوله های انقلابیون مبارز) و دربه دری و آوارگی به همین نتیجه رسیدم.
برایت متاسفم ایرج که داری تبدیل به کارچاق کن رسانه های امپریالیستی و صهیونیستی میشیوی.
نمیدانم بازهم دوست بنامت یا نه!؟ این چه حرفی است که مهدی خزعلی بدبخت که سابقه نسل قبل اراذل لاریجانی را افشا میکند و از آن نتیجه میگیرد که این به نظر یک طرج برای نابودی ایران است و این افشاگری آب در تمبان صاحبان جهان انداخته و آنها را به تک و تا انداخته بطوری که مهدی فلاحت با دستپاچگی (احتمالا بعد از گوش کشی) چند افسر نرم یهودی را به صحنه می آورد تا ضمن توبه از مصاحبه با خزعلی طرح توطئه یهودی ستیزی را مطرح کند و آنوقت شما هم سر این نخ را گرفته و همان تکرار میکنی؟!
زندان رفتی بسیار خوب، با رژیم چنگ در چنگ شدی بسیار خوب. خزعلی بخشی از حاکمیت بوده بسیار خب و خیلی بسیار خب های دیگر ولی این دلیل بر کوبیدن بر طبل کسانی که جهان را به نابودی و نیستی داده و بشریت را به تباهی میبرند نباید باشد!؟
در مورد سوریه که اصلی ترین مسببینش خود محافل نفتی تسلیحاتی آمریکایی-اسرائیلی با همکاری اعراب مرتجع بود و طلعا با همکاری جمهوری ارتجاعی اسلامی مواضع راست گرفتی گفتم باشد دیدگاهش است در موارد دیگر مواضع راست در جهت سیاستهای جهانی سرمایه داری گرفتی باز هم گفتم دیدگاهش است و اصلا به انگیزهای غیر صادقانه ات شک نکردم و تا کنون تصورم این بود که به نسبت صادق ترین فرد در صحنه سیاسی هستی ولی با این موضع گیری به شدت راست و در جهت منافع محافل صهیونیستی دیگر مطمئن شدم تو هم شلوارت دوتا شده و در بهترین حالت تحت تاثیر محافلی هستی که از آنجا خط میگیرند.
وقتی آن مقاله امین درودگر کارچاق کن صهیونیست ها را در پژواک منتشر کردی هم به حساب دمکراسی گذاشتم و اصلا فکر نمیکردم که این حرف و خط خودت است!؟ ولی در مصاحبه ات دیدم که امین درودگر خودت یا همفکرت هست.
اسماعیل از تو تعجب میکنم. حتی در حد انسانی هم شده حتی یک روزنه ای در دریچه ات برای این بیچاره باز نکردی و چیزی منتشر نکردی. برایتان و اصولا برای کل بشریت متاسفم چون شما را تازه بهترین میدانستم.
این بدبخت به تنهایی با هیولای آدمخوار آخوندی پنجه در پنجه شده حداقل از بابت انسانی باید صدایش منعکس میشد. من هم با بخش زیادی از باورهای متعصبانه مذهبی او زاویه دارم ولی این دلیل نمیشود در این صحنه تنهایش گذاشت و حتی از انعکاس وضعیتش دریغ کرد.
در حالی که کم کم دارد روشن میشود که این رژیم نکبت از طرف همین قدرتهای جهانی و قطبهای سرمایه داری برای نابودی منطفه به میهن ما تحمیل شد. آیا تعجبی دارد که نفوذی های همین سیستم و اربابان قدرت هم تا عالیترین مقامات جمهوری اسلامی با پیشانی داغ کرده رسوخ داده شده باشند!! حال اگر یک نسل قبل قوی ترین خانواده حاکم و اتفاقا رذل ترینشان یهودی تبار باشد (آقای مصداقی وقتی میگویی مذخرف است بیا ثابت کن حرف همینطوری نزن) آبا افشای آن نباید جدی گرفته شود؟ چرا سبد خودتان را در جبهه قدرتمند سرمایه داری جهانی گذاشته اید. کسی در این شک دارد که حاکمیت جهان تحت تسلط امپراتوری هایی است که اساسا صاحبان و هدایت کننده گانشان یهودی هستند؟!
اگر در بازی در این زمین بیشتر گیرتان می آید و برایش از وجدانتان هزینه میکنید نوش جانتان.
ولی حداقل برای من روشن شد که دیگر هیچ مدعی را صادق و عدالتخواه در صحمه وجود ندارد اگر کسی باشد حتما حذفش خواهند کرد. قبلا اگر کسی از من سوال میکرد شما دو تا را مثال میزدم ولی امروز حتی این نمونه ها را هم ندارم.
برای جامعه بشری متاسفم که چگونه از عوامش تا روشنفکرش آلت دست قدرتمندان و به قول دکتر هلاکویی صاحبان "زر"(با فتحه) و "زور" و "زر"(با کسره) شده اند.

esmail گفت...

سیروس گرامی
ایکاش نظرت را که یک مقاله کوچک است با نام و تصویر میفرستادی که منتشر بشود و نیز پاسخ داده شود.من در دریچه که وب کوچکی است فارغ از مواضع افراد به همه چیز نمی توانم بپردازم. در فیس بوک ماجرا را منتشر کردم. در باره آقای مصداقی فکر میکنم مجموعه مواضع افراد را باید در نظر گرفت و داوری کرد و به احتمال زیاد او برای این بررسی خود دلیلی دارد که میتواند توضیح بدهد. ولی عزیزاز این داوریت که ما یک لاقباها آلت دست قدرتمندان هستیم حیرت کردم. مساله ای که خودمان هم خبر نداریم و زندگی ما گواهی میدهد که چگونه ایم .پایدار باشی

سیروس گفت...

آقای یغمایی عزیز
دلیل عدم انتشار مطلب محدودیتهایی است که دارم. ثانیا افرادی مثل من به دلیل دیدگاهشان به شدت مورد نفرت کانونهای قدرت بین المللی قرار میگریند. بله حتی در اروپا! 35 سال از عمرم نابود شد. دیگر در این سن توانش را ندارم و اصلا خجالت نمیکشم که بگویم در برابر هیولای قدرتهای جهانی مثل پشه له مان میکنند.
اصلا باور من این نیست که شما آلت دست قدرتمندان باشید کماینکه سابقه 50 سال گذشته تان که حدود 40 سال آن در مسیری بوده که به گفته خودتان ناشی از عدم هوشیاری و اشتباهات متعدد بوده میتواند به شکل دیگری باز ادامه پیدا کند. من شما را از نزدیک میشناسم با هم روی یک میز در عراق شام و ناهار خورده ایم. رودروی هم حرف زده ایم. صداقتتان در حدی که آگاهی تان کفاف دهد مثال زدنی و بی نظیر است.
در زمانی که بیش از 90 درصد خبرسازی و خبرپردازی و صحنه سازی های سیاسی و اجتماعی در جهان در دست مافیای قدرت جهانی است مستقل ماندن و در این فضای مسموم تشخیص درست موضوعات هوشیاری بسیار میطلبد و نیاز به بک شاخص دارد.
شاخص من این است که جهان بر اساس منافع انباشت سرمایه اداره میشود. این سرمایه قدرت تولید میکند. این قدرت برای منافعش هر کاری میکند. فوانین، علم، ایدئولوژی، روشنفکر، تحلیل گر و خلاصه هر چه خواست تولید میکند، رنگ میکند، پشت ویترین میگذارد. به همین سادگی.
با این شاخص براحتی تحت تاثیر اخبار سظحی مدیاها قرار نمیگیریم. وقتی که میشنوم یک فردی برای خواسته سیاسی دستگیر و اعتصاب غذا میکند ارزش کارش با مهدی کروبی فرقی ندارد.
انتقاد من ناظر به این است که افرادی مثل شما نباید تابع نام فراد و نگاه مدیای مافیاهای قدرت باشید. انتقادم به آقای مصداقی این است که تحلیلش با نگاه نمایندگان کانون های قدرت همسو و همگن میشود. مهدی خزعلی فاسدترین باندهای حکومتی را افشا کرده و مدعی است که قدرت کنونی حکومت در ایران دست تعدادی از افراد است که یک نسل قبلشان یهودی بوده اند.در حالی امروز رادیکالترین مواضع اسلامی را دارند و سرمنشع فساد و تباهی در ایران اتفاقا همین افراد هستند. این یک افشاگری است. چه ربطی یه یهودی ستیزی دارد. مگر راست ترین و مرتجترین دیدگاه اسلامی توسط مراکز اطلاعاتی غربی تولید نشده. چرا نمیخواهیم چشممان را باز کنیم.
حال این فرد را دستگیر کرده اند و اعتصاب غذای خشک کرده. آنوقت مدیایی که ریزش موی فلان مخالف حکومت ایرانی را تیتر رسانه هایش میکند و کشتن فلان حیوان در فلان دهات خبر مهمی برایش است، اسم مهدی خزعلی را بایکوت میکند و حتی در جستجوی گوگل بعد از شش هفت روز کمتر خبری یافت میشود. از این روشنتر؟! این حساب و کتاب نمیخواهد. وقتی مهدی کروبی را نشر میدهید و تیتر میکنید و آن یکی را نه بوی خوبی نمیدهد فقط همین. این هماهنگی الزاما آلت دست شدن نیست بلکه همراه شدن است بدون اینکه خودتان متوجه شده باشید چرا.

سیروس گفت...

در ضمن در مورد آلت دست شدن در مطلب قبلی نوشتم حداقل در مورد تو نیست کلی نوشتم. و این از روی سوزش دلم است اگر احیانا این موضوع شما را نیز هدف گرفته پوزش میخواهم و تصحسح میکنم.

نامسلمان ایرانی گفت...

اقا سیروس حالا زندانی هست درست نباید باشه ولی این بچه ملا هنوز روی سایتش دارد دنبال... امام زمان میدود یا مهدی ادرکنی میکند ولمان کنید آقا درود بر مصداقی که اینها را افشایشان میکند از هرچه ملای بیشرف و بچه ملا هست خسته شدیم بروند دنبال کار خودشان معذرت میخاهم ریدند بر این مملکت بیچارهکردند همه را

سیروس گفت...

نامسلمان ایرانی که باورتان حق طبیعی شماست و بسیار نیز محترم
اگر حق با شما باشد همین اسماعیل خودمان هم 40 سال مجاهد بوده. آقای مصداقی فقط ده سال عمرش را برای مجاهدین در زندان بوده. بعد هم در اروپا بیش از آن را درخدمت مجاهدین بوده. آیا باید همیشه با این مارک همه حرفهای حق شان را نیز تخطئه کرد؟!
آقای خزعلی بجه ملاست ولی میگوید از روز 22 بهمن باید بگوییم غلط کردیم. همه باید بگویند غلط کردیم.
و صراحتا میگوید سرنگونی شاه اشتباه بود.
جدی از اینها یک فرد فقط به خاطر اعتراض به حکومت فاشیستی و افشاگری سران آن زندانی میشود. ما به عنوان افراد آزادیخواه وظیفه داریم از حق این افراد برای بیان آزاد دفاع کنیم و بخصوص وقتی اعتصاب غذا میکنند صدایشان را منعکس کنیم.
نباید همچون مجاهدین در عقده و کینه های گذشته بمانیم و عقده گشایی و کینه ورزی کنیم.
مسئولیت روشنفکر مسئول خار خوردن و بار بردن است نه میوه چینی و فرصت طلبی.

Unknown گفت...

جناب سیروس خان از نظر من مامور پلید و کثیف وزارت اطلاعات است با مقداری غلط های زیادی. ابله حتی تلاش نمی کند رسم الخط اش را تغییر دهد. حالا مدعی شده است که تصورش را بکنید «کانون های قدرت بین المللی» دنبال این هستند که این تحفه چه می گوید . حضرت مدعی از ترس آن ها حاضر به کشف «حجاب» نیست. جناب سیروس خان اگر جرات کرد و با تصویرش خودش به جای من در میهن تی وی حاضر شد و هرچه دل تنگش خواست بگوید من یکی پیرو او می شوم. این جنایتکار مدعی شده است که اسماعیل را می شناسد و با او سر یک میز شام خورده است. همین جنایتکار با نام دیگری مدعی شده بود که در انگلستان من در خانه آن ها بوده ام و .... ماموران جنایتکار وزارت اطلاعات از هر شیوه ای استفاده می کنند . واکنش آن ها درماندگی و استیصال آن ها را می رساند.

ایرج مصداقی

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
سیروس گفت...

با پوزش از نام بردن اشتباهی.
کسی که با نام حسن ارباب گفتم اشتباه بود. بعد از 20 سال که حسن را ندیده ام نامش را سحوا با فرد دیگری اشتباه کردم.
ایشان حسن ظریف بود که اگر اشتباه نکنم سالهای بعد از 72 بعد از حدود 10 سال زندانی بودن ار ایران به قرارگاه اشرف آمد و بعد از مدت کوتاهی هم منتقد مجاهدین شد. ولی همواره او را سرکوب میکردند که میخواهد نان زندانش را بخورد به جای اینکه پروسه زندانش را بخواند و اینکه چرا در حالی که همه اعدام شده اند او زنده مانده.
حسن بسیار افتاده بود و خیلی ادعا نداشت ولی همواره مورد خشم تشکیلات بود. چون اکثر کسانی که مدعی بودند و در مسئولیت تشکیلاتی داشتند، به پروسه ده زندانی بودنش حسادت میکردند.

سیروس گفت...

نظر حذف شد
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

شد که شد. اصلا چرا باید به آقای مصداقی انتقاد کرد!؟ وقتی ایشان دوست ندارد. فدی سرت یه آب هم روش. نوش جان. مگر در تعادل قوای کنونی جهان اصولا اتفاق دیگری می افته!؟
همینه که هست.
روشنفکران با درد و بی درد یه جوری با فلاکت خوشند دیگه.

اسماعیل گرامی تو که حذف کردی پس چرا توضیح مربوطه را منتشر کردی!؟ بخندم یا بگریم.

اصولا دنیای خبری و اصلاعات بدون نظر مخاطبین جای بهتری است. نیست؟ چون "خود گویند و خود خندند" چرا باید عیش آدمها رو به هم زد؟! به نظر من که منصفانه نیست.
تازه فهمیدم چقدر این کار غیر منصفانه است. همینطوری میام عیش آدمها را خراب میکنم.
اون یکی ف. م. سخن. همچین تو پرش زدن که بیجاره افسرده شد و یک مطلبی نوشت که دلم براش سوخت.
اصلا چکار داریم که به آدمها و نظراتشون انتقاد داشته باشیم. مگه مریضیم.
من که دیگه هرگز این کار نخواهم کرد.

دریچه زرد گفت...

سیروس گرامی
نظر حذف شد زیرا شما سه کامنت مفصل در رابطه با آقای مصداقی نوشته بودی که یک مقاله بود. برای اینکار بهترست یک مقاله بنویسی وبا میل و عکس خود بفرستی تا درج شود و گرنه صفحه نظرات میشود محل زد و خورد افراد. بخصوص که در پاسخ گاه بسیار تندتر و توهین امیز تر مینویسند و من مجبورم بخاطر عدم سانسور درج کنم
ممنون از توجهت

ناشناس گفت...

سلام آقای یغمایی عزیز , آیا سرپرست سایت دریچه زرد تغییر کرده ؟ بنده با رعایت کامل موازین سایت شما و با حفظ اخلاق و ادب و راستی چند بار کامنتی نوشته ام که از جمله در باره اینکه چرا آقای مصداقی برخی از منتقدین خودشان را بدون ارائه هیچ مدرکی به وزارت اطلاعات منتسب می کند و.......را بدون هیچ دلیلی حذف می کنید ,این کامنت را نیز می توانید حذف کنید ,باور کنید با حذف و سانسور بی دلیلی هر کامنتی چندین بازدید کننده محدود سایتتان را از دست میدهید ,عمرت دراز و تنت سالم .علی ۲۲

دریچه زرد گفت...

سیروس گرامی
نظر حذف شد زیرا شما سه کامنت مفصل در رابطه با آقای مصداقی نوشته بودی که یک مقاله بود. برای اینکار بهترست یک مقاله بنویسی وبا میل و عکس خود بفرستی تا درج شود و گرنه صفحه نظرات میشود محل زد و خورد افراد. بخصوص که در پاسخ گاه بسیار تندتر و توهین امیز تر مینویسند و من مجبورم بخاطر عدم سانسور درج کنم. شما یک مقاله با هویت مشخص در نقد آقای مصداقی بنویسید درج خواهد شد
ممنون از توجهت

سیروس گفت...

اسماعیل عزیز بهتر بود که جواب علی را به خودش میدادی نه به من.

اگر اینطوری خواستی یواشکی بگویی که فکر میکنی علی 22 من هستم نیستم. به قول ایرج من آنقدر "ابله" هستم که بلد نباشم "رسم الخط" ام را عوض کنم. در ممن حرفم را مطمئن باش به همان نامی که نوشتم خواهم نوشت. حتما که سیروس اسم مستعارم است ولی مطمئن باش اگر نظری داشته باشم با همین اسم خواهم نوشت. ولی از این بازیها بلد نیستم یا درست نمیدانم که با اسم دیگری بخواهم نظرم را طور دیگری مطرح کنم.

پاینده باشی.

سیروس گفت...

اسماعیل گرامی حرف شما (مقاله با هویت مشخص) کاملا متین ولی مشکلی که شما به آن توجه ندارید این است که آقای مصداقی (به هر دلیل) دارای تریبون است و من یک لا قبا چنین تریبونی ندارم. در چنین رقابتی (با فرهنگی کلامی که آقای مصداقی دارد و من به دلایل نگاهم به انسان و جامعه نمیتوانم داشته باشم) بخصوس که ایشان بحث را فردی و شخصی میکنند قطعا بنده بازنده هستم.
ولی به عنوان یک مخاطب بی نام و نشان نقد و نظرم را میگویم. اگر این از نظر شما و آقای مصداقی شخصی تلقی شده و آن را در جهت تخریب شخصیتی تفسیر میکنید مشکل شماست. هدف من آگاه سازی و دلسوزی است.
نقد برای افرادی که صداقت داشته باشند سازنده است و کارکرد ضدعفونی کننده دارد. البته اگر هدف آگاهی و دفاع از حقیقت باشد. ولی اگر هدف طرح خود و منافع فردی است کاملا حق با شماست و اصولا کار من و امثال من خطاست، چون به دکان و کاسبی افراد ضرر و زیان وارد میکنیم.
امیدوارم متوجه عرایض بنده شده باشید.
دوست داشتی منتشر کن ول حداقل برای خودت شاید نکته ای داشته باشد اگر شما هم خودت را برج عاج نشین نمیدانی.

مانا باشی.

محمد گفت...

با سلام
امروز بعد از حدود یک سال و اندی مجدد در این سایت نظر می گذارم. در این مدت کمتر اخبار سیاسی را دنبال کرده ام و به مطالعات علمی هدفمند پرداخته ام. وارد مناقشه های پیش آمده نمی شوم، تنها سخنی کوتاه می گویم که تقریبا اطمینان پیدا کرده ام که این نظام شاهنشاهی یا جمهوری اسلامی نیست که مسبب مشکلات است، مشکل اصلی فرهنگ قبیله گرای خرافه خو،، خردستیز، کاهل، ظلم پذیر، توجیه گر، مسئولیت ناپذیر و البته فرصت طلب است که با پوست و گوشت مردمان منطقه خاورمیانه اعم از خواص و عوام داخل و خارج سرزمینشان آغشته شده و منجر به بازتولید استبداد، خشونت و پرورش افراد مستبد و ساختارهای معیوب به رنگهای مختلف می شود. البته که خود من نیز حتما به میزانی از این فرهنگ متاثرم و سهمی هرچند ناچیز در این نابسامانی ها به عهده دارم. به نظرم می رسد از آنجائیکه سرعت نابودی ارزشهای انسانی، سرمایه های اجتماعی و به ویژه افول اخلاق و همچنین منابع طبیعی و زیست محیطی سرزمین بر تغییرات فرهنگی مورد نیاز برای اصلاح آن پیشی گرفته است، متاسفانه آینده ای سراسر تاریکی، ناامیدی و نابودی و در شق دیگر عقبگرد تاریخی چند صد ساله متصور است. البته بسیار خوشحال خواهم شد که تفسیر من از شرایط تماما غلط باشد و من مجبور به عذرخواهی صدباره شوم، ای کاش اینگونه شود حتی اگر قرار به رخ دادن معجزه ای است.

بهمن گفت...


کامنت زیر را چند ساعت پیش فرستادم اما ظاهرا هنوز فرصت انتشار آنرا پیدا نکرده اید. در متن کامنت تغییراتی داده ام لطف کنید در صورتی که خواستید کامنت را منتشر کنید همین کامنت اصلاح شده را منتشر کنید.

اسماعیل گرامی !
مدتها است که بدلیل گرفتاریهای کاری و سپس جسمی کامنتی در زیر مطالب سایت شما ننوشته ام اما کمابیش مطالب و کامنتها را دنبال میکنم. از هنگامیکه مصداقی انتقاد از سازمان و ترکتازیهای رجوی را شروع کرد در حد توانم در نوشته ها و کامنتها و در محفلهای دوستانه, از وی در مقابل موج لجن پراکنی مریدان رجوی دفاع کردم. اما به نظر من مدتی است که مصداقی در قضاوتها و تحلیلها و برخوردهایش کمی بیش از حد دچار افراط و تفریط میشود و متانت و صبوری لازم را برای یک عنصر آگاه سیاسی از دست داده است و برخوردش نسبت به منتقدانش (نه دشمنانش) و حتی سایر فعالین سیاسی به شدت پرخاشگرانه و توهین آمیز شده است. در چندین کامنت در زیر مصاحبه های ایشان, افراد با کمترین ایراد و انتقادی, از طرف ایشان به مامور وزارت اطلاعات بودن متهم میشوند. ایشان سالهاست از سوی وابستگان مجاهدین متهم به مزدوری وزارت اطلاعات میشوند. به قول معروف صابون این اتهام ناجوانمردانه و کثیف به تن خودشان خورده است. حیرت من اینجاست که خود ایشان چگونه تا کنون به عمق زشتی و پلشتی عمل کسانی که بدون داشتن کوچکترین مدرکی فقط جهت خفه کردن دیگران, این اتهام را میزنند؛ پی نبرده است.
البته ناگفته نماند که من میتوانم تا حدی درهم ریختگی اعصاب ایشان را از بابت جنگ روانی کثیفی که چماق داران رجوی علیه ایشان به راه انداخته اند بفهمم. اما درمان این مشکل در این شیوه کار نیست. ایشان آقای فلاحتی را لوطی مینامد و حد نگه نمیدارد در حالیکه من فکر میکنم فلاحتی علیرغم انتقاداتی که میشود دوستانه به او کرد یکی از مهمترین برنامه های افشا گرانه علیه رژیم را اداره میکند و یک خبرنگار حرفه ای و دردمند است.
در آخر نقدی به خود شما, کامنت مصداقی که در آن سیروس نامی را بدون هیچ دلیل مزدور وزارت اطلاعات خطاب میکند, از نظر من توهین به همه خوانندگان و کامنت گذاران سایت محسوب میشود و نباید منتشر شود. جا دارد که شما دوستانه با مصداقی گپی بزنید و از او بخواهید که در قضاوت هایش کمی جانب انصاف و اعتدال را رعایت کند.
شاد باشید

esmail گفت...

بهمن گرامی
با درود
من نمیدانم چرا شما مستقیم به میل اقای مصداقی نمی نویسی.او هم میل دارد و هم فرد شناخته شده ای ست که هر گفتگویش را چند هزار نفر گوش میکنند . شما میتوانید مستقیمبه خود او بنویسید.
با درود و ارزوی موفقیت

م.ح.قره چوزلو گفت...

اصلن این اقای بهمن چرا باسم خودش نمینویسد همین خودش مشکوک نیست چون بیشتر از همه رژیم از ایرج مصذاقی عصبانی شده پس تعجب نداره مزدور بفرسته

esmail گفت...

جناب العسکری
از فحشهای ناب و غیر قابل درج سرکار به خود محظوظ شدم خداوند متعال سرکار را حفظ بفرماید

بهمن گفت...

درود بر شما اسماعیل عزیز!
علت اینکه حرفهایم را در رابطه با ایرج مصداقی به صورت کامنت برایتان فرستآدم این است که ایشان نظرات و اتهامات خویش را در فضای عمومی از جمله در دریچه زرد منتشر میکنند. لاجرم جایگاه نقد نظرات ایشان هم در فضای عمومی است. اگر ایشان این نظرات را در محفلی خصوصی مطرح کرده بودند آنگاه جا داشت که برخورد با نظرات ایشان نیز به صورت خصوصی با مکاتبه با خودشان صورت میگرفت. با تشکر از توجه و محبت شما
بهمن

ناشناس گفت...

همینطوری که می بینیم مصداقی هم داره میگه دارودسته رجوی دارن در آلبانی هم مهمونسرا و زندون درست می کنند!

به نظر من حکایت هزار اشرفی که رجوی رذل میگه همین بازی زندان سازیه! میشه با افشاگری در رسانه ها، نامه نگاری به مقامات دولتی، حقوق بشری، چهره های هنری، ادبی، ... جلوی این کار رو گرفت و گرنه قربانیهایی که بهای خروج از لیبرتی و اشرف شد باید برای خروج از زندان آلبانی و بقیه "هزار اشرف"ها هم بشه!

در فرصت بسیار کمی که مونده تا دوباره پایگاههای عراق در آلبانی راه نیافتادند کاری بکنیم!
مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های اسیر رجوی رذل در آلبانی و هزار اشرف یادتون نره!

رفیق سائل.

م.ح.فرانسه گفت...

درود بر شما جناب مصداقی بسیار بسیار دردناک هست این سرگذشت مجاهدین اسیر ولی چکار میشود کرد واقعن از یطرف اخوند در کمین است از یکطرف هم این اشرف سوم جز یک گورستان طبیعی نیست اینها همه در اینجا تمام میشوند لطفا راه حل را بیشتر بگوئید

حسن گفت...

اینها چکار کنند ؟ چاره ای دارند؟؟؟ ندارند بخدا حالا کنار هم باشند شاید راهی پیداشود یکی یکی چه میکنند هیچی اینم تو این دنیای بیرحم

نازنین گفت...

با سلام به شما حرفهای شما درست هست ولی چکاری باید کرد اینها را چطور باید کمک کرد که ملا فایده نبرد همه مساله همین جا هست

ناشناس گفت...

آقای مصداقی درود بر شما. جنابعالی در مورد اشخاص حیوان دوست زیاد سخت نگیرید بعضی اوقات امکاناتشان کم است و بعضی وقتها دوست دارند و خدا میبخشد منجمله همین اخیرا در المان شخص حیوان دوستی ماجرا درست کرده است
ک سوری در باغ وحش کودکان برلین به یک پونی تجاوز کرد.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از «بیلد» یک سوری در باغ وحش کودکان در برلین به یابو تجاوز کرد.

مطابق با اطلاعات نشریه نامبرده مرد جوان 23 ساله به یابو نزدیک شد و به او تجاوز کرد. کارمند باغ وحش متوجه این رابطه جنسی بین مرد جوان و یابو شد. کارمند باغ وحش چند عکس از او گرفت. مردجوان وقتی متوجه شد کارمند باغ وحش دارد از او عکس می گیرد فرار کرد.
هویت مرد سوری مشخص شد. او را متهم به آزار و اذیت حیوانات و نقض نظم عمومی کردند.
در ماه اوت 4 پناهنده از اریتره با قول نشان دادن جای بطری ها، به زن 56 ساله آلمانی تجاوز کردند. آنها متهم به تجاوز به پیرزن 89 ساله ای شدند که چند روز قبل از آن رخ داد.

تابستان 2016 مرد 40 ساله از اریتره به بازنشسته 79 ساله آلمانی در قبرستان تجاوز کرد که سر خاک خواهرش رفته بود.
https://sptnkne.ws/fVRU
... در هر حال انسانهای حیوان دوست را نباید ازرد برای شما طلب موفقیت میکنم
انگلستان.عبدالله

ناشناس گفت...

در رابطه با پیام منتسب به آقای رجوی ,نخست آنکه آنانی که در طی نزدیک به چهل سال در سخنرانی ها و نشست های آقای رجوی بودند و به پیام های کتبی و شفاهی ایشان گوش داده اند بخوبی آگاه هستند که ادبیات به کار رفته در پیام ۸ دی ۹۶ نمی تواند انشاء وی باشد و احتمال یقین ان است که انتشار این پیام در راستای روحی دهی و و بالا بردن انگیزه و حفظ تشکیلات متزلزل موجود در آلبانی باشد دوم آنکه گرچه چینش و سمت و سوی بخشی از شعارهای اعتراضات اخیر و حال مردم ایران مشکوک و انحرافی به نظر میرسد به هر حال ان بخش از مردم که از فضای به وجود آمده برای اعتراض به وضعیت موجود بهره برداره کرده و به شیوه مسالمت آمیز در پی احقاق حقوق از دست رفته خویش هستند , می باید درود فرستاد و حمایت کرد .رهبری مجاهدین متاسفانه این بار نیز همچون سال ۸۸ از آنجایی که به عدم وجود پایگاه مردمی خود در درون میهنمان واقفند می خواهند اعتراضات مسالمت آمیز (غیر مسلحانه ) مردم را به خشونت بکشانند و به خاطر ان نیز در پیام منسوب به مسعود رجوی سخن از ارتش و سلاح می رود و از همه مهمتر تمثال رهبر انقلاب نوین!!!!!!!! در هیبت نظامی نشان می دهند و آخر اینکه نمی دانم این طنز است
یا تراژدی ,ملتی که چهل سال است از عوامفریبی و دروغ و نیرنگ آخوند ها در باره اسلام و قران و دین و مذهب ذله شده اند و بر علیه ان خرافات می شورند ,خانمها و آقایان دور از وطن و مردم و عقل باخته به موسی و هارون و فرعون ....استناد می کنند و نا خواسته و ندانسته نمک بر زخم مردم به جان آمده از این خرافات می پاشند.
علی ۲۲

بهروز ش. گفت...

نگاه کردم به یکی از ویدئوهای جناب مصداقی در یوتیوب نوشته هیجده هزار نفر کلیک کردن. عجب! میبینم که هرجا دسته ای یا گروهی به تظاهرات جمع میشوند ده تا پانزده نفر بیشتر نیستند. نشریه مجاهد در اوج قدرت مجاهدین در خارج کشور هزار تا آبونمان نداشت تو میتینگ حزب چپ های ایران زیر صد نفر آمده بود و نصفشون میهمان بودند ویا عضو مرکزیت بودند.
تعداد نظر دهندگان در سایت آقای یغمایی بیست نفر هم نیستند که چند سالی هست با اسامی مختلف مینویسند. در زمان اوج جنبش سبز تو هیچ تظاهراتی بیشتر از پانصد نفر نبودند. تنها مشتاقان اینگونه برنامه های تلویزیونی پیر مردان و زنانی هستند که مثل من و تریاکی های دگر در روز سری به این چند تا سایت میزنند. جل الخالق هیجده هزار! نکنه رفقای رها فراز و اعضای حزب در ایرانند که اینگونه به آب و آتش میزنند که با این سیستمهای کامپیوتری ایران که پنج دقیقه طول میده یک عکس رنگی رو داونلود کنه میشیننذ و این برنامه ها رو میبینند.

تازه، اینها که تکنفر نیستند، اینها کانونهای شورشی هستند و این نوارها برای آموزشها استفاده میشه. تو هر کلاسی ده بیست سی چهل و حتی هفتاد دو نفر شرکت میکنند. یعنی چیزی بیشتر از پانصد هزار نفر یعنی از تیراژ مجاهد در آن خرداد گران بیشتر. ماشاالله. خدا پدر امدادهای غیبی رو بیامرزه. اگه ما هیجده هزار نفر داشتیم که هر هفته اینگونه برنامه ها رو نگاه میکردن اوضاع ما خیلی هتر میبود.

بقول رفقا کارگرا ستم گرند زنده باشن روسا.

ناشناس گفت...

آقا سیروس
با نظر شما در مورد آقای خزعلی کاملا موافقم، گذشته از زندان کشیدن و اعتصاب غذا و مرارتهای دیگر، علیرغم بعضی اشتباهاتش، لااقل صداقت دارد. بنده خدا خزعلی بود که نوشته های سعید اسلامی را چاپ می کرد و حتی در مصاحبه هایش با رسانه های خارجی هم گفته که علیرغم اختلاف نظرهایی که دارد از اصل ولایت فقیه دفاع می کند. کمتر کسی این روزا آنقدر صداقت و شجاعت نشان می دهد.
پاینده باشی، التماس دعا.
یک ایرانی مسلمان آزادی طلب

ناشناس گفت...

سلام
نمیدونم چرا خیلی چیزهای مهم گفته نمیشه ولی حرفهای بیخودی تا دلتون بخواد مطرح میشه ...من خوب بیاد دارم که بخش اعظم جوانهای ایرانی بواسطه شوروشوق انقلابی نشستن حرفها و اداعاهای راست و دروغ اقای رجوی را باورکردن مثلابواسطه بی اطلاعی هرگز تشخیص ندادن که اون چهارتا عملیات نظامی مجاهدین قبل از سال 57 اصلا ربطی به اقای رجوی و تیم ایشون نداشته است ایشون فقط فرصت طلبانه ریخت تو جیب گشاد فرصت طلبانه خودش ... من یادمه که همکلاسی من با دوستش جروبحث میکرد و با شوروهیجان ادعا میکرد اقای رجوی سینه نظامیان امریکارا با سرب های اتشین شکافته و قهرمان مبارزه مسلحانه بوده ! یعنی این فرصت طلب چنان تو جیب خودش ریخته بود که ملکه ذهن همکلاسی من شده بود .در حالیکه ایشون اصن نقشی در مبارزات مسلحانه قبل از 57 نداشت و اون عملیات توسط انهایی انجام شده بود که یا در عملیاتهای مختلف کشته شده بودن یا تیربارون شده بودن یا مارکسیست شده بودن واصن ربطی به اقای رجوی نداشت ولی خصلت فرصت طلبی ایشون با سو استفاده از بی اطلاعی جوانان مبارزات دیگران را میریخت تو جیب خودش و اسم در میکردچون جو اینطوری بود دیگه ... درثانی اگه ایشون فوت کرده باشن که تعجبی نداره خوب ادم 60 تا 70 ساله هر ان ممکنه فوت بکنه ولی ایشون زنده اند و با شایعاتی که برای خودشون درست میکنن قصد دارن همیشه مطرح باشن چون کیش شخصیت و خودشیفتگی و فرصت طلبی در ذات ایشون هست . ایشون پنهانی بات وزارت اطلاعات عراق یعنی استخبارات جلسه میزارن و مزدوری میکنن و پول میگیرن و بعدش میرن تو نشست برای چندهزار پامنبری هاشون ادعا میکنن که از نظر مالی مستقل هستن !!! یه همچین ادمی معلومه که به منتقدینش مارک اطلاعاتی میزنه تا مزدوری خودشو از اطلاعات عراق بپوشونه .. در واقع اقای رجوی از اطلاعات پول میگرفته و فیلم هایش هست و نشون میده که تا چه حد نوکر اطلاعات بوده و تا چه حد پول میگرفته و در کجا میگرفته و چقدر میگرفته و برای چی میگرفته ... جالبه که پنهانی و به دور از چشم پامنبریهایش میرفته از وزارت اطلاعات کارتن کارتن پول مزدوری میگرفته بعد میامده در سخنرانی های عجیب و غریبش مدعی استقلال مالی میشده ... بعدشم چرا ایشون خودشو نشون نمیده ؟ ایا چگواراهم خودشو به هزاردلیل واهی ! پنهان کرده بود ؟ یا پیشاپیش نیروهایش در میدان نبرد بود ؟ یعنی پامنبری های عقل باخته ایشون حتی این موضوع ساده را هم نمیدانند ؟ کدام نمونه تاریخی سراغ دارید که به اصطلاح رهبر قهرمانش پشت پرده باشد و نیروها جلوی تیر ؟

ناشناس گفت...

اقای رجوی فاقد شعور نظامی !
اگر صیادی برای ماهیگیری به رودخونه ای برود و در تنگه ای تور بیاندازد و سپس سعی کند ماهیان را به سمت تنگه و تور هدایت کند بلافاصله ماهیان متفرق میشوند چون غریزه انها در حفظ بقاء به تکامل رسیده و همچنان در حال تکامل است اما تعجب از اینکه اقای رجوی با ان همه هارت و پورت به اندازه یک ماهی داخل رودخونه هم شعور نداسته و خیلی راحت ۵۰۰۰ از نفرات عملیاتی خودرا از تنگه ای در بین دوکوه عبور داده و موجب شده تا بیش از ۱۰۰۰ نفر از نفرات توسط صیاد قتل و عام شوند انگار جان افراد ارث پدری ایشان بوده که بدون داشتن شعور نظامی و در کسوت فرمانده جان افراد را به تاراج بگذارد البته برای این ادم فرصت طلب شیفته محبوبیت که قبل از ۵۷ هیچگونه سوابق مبارزاتی - نظامی نداشته و صرفا در مقطعی یا در انجمن حجتیه مشهد فعالیت میکرده ویا در سازمان مجاهدین در تفسیر قران و نظائر ان فعال بوده قتل و عام افراد اهمیتی ندارد بلکه انچه اهمیت داشته اولا حفظ جان خود و مریم و دوما به جیب ریختن خون افراد قتل عام سده در جیب گشاد اخوندی وی اهمیت دارد ضمن انکه اپورتونیسم و فرصت طلبی شرم اور ایشان تا مرحله ای میرود که در نشستی پس از قتل عام افراد ، رقیه را عامل سکست میداند و با وقاحت تمام اعلام میکند که با مریم از صد نفر یوال کرده اند و همه گفته اند علت شکست ما این بود که به فکر جنس مخالف بودیم !!! ضمنا ان صد نفر که مورد سوال قرارگرفته اند ظاهرا در ان جمع هم نیستند وگرنه از خودشان در جمع سوال میکرد ! ( فرصت طلبی را میبینید که چقدر ماهرانه انجام میشود ؟) بهرحال اقای رجوی در ان نشست طوری صحبت میکند که بتواند با ترفند و حقه بازی اپورتونیستی بی لیاقتی فرماندهی نظامی خود را بپوشاند و ان را به گردن بقیه بیاندازد و احدی هم اعتراضز نکند ! این قدرت از کجا ناشی میشود ؟ دنبال پاسخ پیچیده نروید زیرا این قدرت از حساب شخصی و توان مالی ایشان که سالها در روابط پنهانی با وزارت اطلاعات عراق معادل میلیونها دلار مواجب مزدوری بدست اورده ناشی میشود یعنی وقتی مریم خیلی راحت به افراد میگوید که نون خور سفره مسعود هستید و سازمان یعنی مسعود ! پامنبری های مسخ شده چاره ای جز سکوت و کف ندارند . در سیمای ازادی حتی یک ثانیه از زنان مبارز واقعی داخل میهن اشاره نمیشود زیرا حسادت مریم و مسعود نسبت به مبارزین کاملا اشکار است ... میترسند از اینکه مبادا در ذهن پامنبری ها قیاسی صورت گیرد و محبوبیت خودساخته کاذب انها در قیاس بشکند ! اینها واقعیت های انکار ناپذیر است . کسی که عملیات نظامی قبل از ۵۷ را در حالی که خودش نقشی در ان نداشته به جیب خود بریزد و عاملان را اپورتونیست چپ جا بزند و برای محبوبیت نقل قول دروغ از حنیف بگوید ویا نسبت با زندانیان سیاسی که هرکدام دوبرابر او حتی در جمهوری اسلامی زندانی کشیده اند حسادت نماید و انان را به نحوی از انحاء سرکوب کند چه انتظاری باید داشت جز فرصت طلبی و اپورتونیسم و توجیب ریختن ؟! این از رهبر ولایت مدار عقیدتی ! چه برسد به پیروان سینه چاک ! قدرت مالی انهم از راه مزدوری و روابط پنهانی به حکم و استناد دهها فیلم ( که جعلی هم نیستند ) مگر ماحصلی جز این دارد ؟

ناشناس گفت...

چند سوال از پامنبری های جماعت رجوی درباره قیاس ایشون با چگوارا !!!!!!!!
ایا چگوارا در مبارزه با باتیستا با وزارت اطلاعات کشور همسایه دارای روابط پنهانی مزدوری بود و پول دربافت میکرد ؟
ایا چگوارا در جمع یارانش مدعی میشد که کمک های مالی از هیج کجا نیست الا هواداران ؟
ایا چگوارا در مبارزه با باتیستا سالها غایب بود و از طریق ال سی دی با یارانش ثحبت میکرد ؟ یا پیشاپیش یارانش در ثف جلو و اسحله بر دوس بود ؟
ایا چگوارا خودش زن داشت ؟ ولی یارانش را به طلاق اجباری محکوم کرده بود ؟
ایا چگوارا با مرتجعین منطقه دارای روابط پنهانی بود و در غیبت بسر میبرد ؟
ایا چگوارا افرادش را در نشست ها جمع میکرد و مدعی میشد که نون خور ایشان هستند ؟
ایا چگوارا انتظار داشت افرادش در او ذوب شوند ؟
ایا چگوارا شکست ها را به گردن یارانش میانداخت ؟
ایا چگوارا در مقابل تهاجم وحشیانه باتیستا خود فرار کرد و در غیبت رفت و از یارانش خواست بروند هاوانا را فتح کنند و همسرش را به هاوانا ببرند ؟
ایا چگوارا با سناتورهای امریکایی دارای روابط و میهمانی های انچنانی بود ؟
ایا چگوارا نسبت به برخی یاران حسادت میکرد ؟
ایا چگوارا یاران منتقد را به باتیستا میفروخت ؟
ایا چگوارا در همه زرم ها پیشاپیش یارانش در مبارزه نبود ؟
ایا چگوارا قبل از جنگ با باتیستا از او به عنوان " پدر بزگوار " ویا "امام " و یا " رهبر ضد امپریالیستی " و یا " سمبل شرف ملی " نام برده بود ؟
و صدها ایای دیگر !!!
حال من واقعا نمیدانم که ذوب شدگان ولایت عقیدتی چگونه از یک اپورتونیستی که در طول عمرش دارای سوابق نظامی نبوده و جز در سرقت مبارزه دیگران به جیب خود هنر دیگری نداشته و یاران خود را نه تنها در ایران تنها گذاشته و فرار کرده بلکه در عراق هم پس از سقوط صدام انها را در مقابل گلوله دشمن تنها گذاشته و فرار کرده و گاها با ال سی دی حضور داشته !!!! چگونه مشابهتی میبینند !!! البته این خود ایشان و بادمجان دور قاب چین هایی که سوابق نظامی در مبارزه ندارند چنین قیاسی را ترویج کرده اند تا به پامنبری ها خوراک شوق و شور بدهند ! حرفهای کاذب ، سعارهای توخالی ، قیاسهای مع الفارق بر سر سفره مسعود !!!
وای برما ... وای برما ....
حیف از نسلی که جان نازنینش را در راه بزدل های خودشیفته محبوبیت طلب فرصت طلب فدا کرد ... انان از جنس اینان نبودند .... یادشان گرامی باد

ناشناس گفت...

همه انهایی که دستی در مبارزه دارند و از طرفی اپورتونیسم رجوی را میشناسند مطمین هستن که بسیاری از امارهای مربوط به کشتار ۶۰ و ۶۷ را جماعت رجوی از مکتوبات متتشره اقای مصداقی کش رفته اند و در این واقعیت هیچ شک و شبه ای وجود ندارد ... ظاهرا همتون فراموش کردین که ما با یک اپورتونیسم توجیب ریز میوه چین طرف هستسم . انهایی که از اوضاع قبل از ۵۷ مطلع هستن بخوبی میدانند که اقای رجوی و فرخ نگهدار از جنس اپورتونیسم هستند . شاید پامنبری ها چیزی از وقایع ندانتد اما تاریخ را چکار خواهند کرد ؟

ناشناس گفت...

من به عنوان یک ادم مطلع خدمتتلن عرض میکنم که اپورتونیسم رجوی بر اثر یک شرایط خاص پس از ۵۷ و بار مذهبی سال ۵۷ در غیاب بزرگان سازمان که یا در درگیریهای شهری جان باخته بودند و یا مارکسیت شده بودنند و اهمیتی به نام سازمان مجاهدین نمیدانند اقای رجوی کاملا اپورتونیستی بواسطه جو اسلامی قیام ۵۷ بر سازمان پرید و در غیاب بزرگان همه چی را تو جیب گشاد اخوندی خود ریخت ... انهایی که باید بدانند میدانند و از همه مهمتر تاریخ همه چیز را بخوبی میداند . ژست ها و لغوزها و توجیب ریختن ها و فرصت طلبی ها و نظائر ان فقط به فقط برای مشتی جوان ۱۸ تا ۲۰ ساله نااگاه بود که هیچ اطلاعی از سابقه و بیوگرافی سازمان نداشتند و تنها یک بیوگرافی جعلی و تحریف شده به ضرب و زور سرکوجه کمینه مجاهد پرکینه توی مغزشان رفت و الان ۶۰ تا ۷۰ ساله هستن .
در این واقعیت تاریخی شک و شبهه ای وجود ندارد و انان که باید بدانند بخوبی نیدانند . الیته خود فرصت طلب بزرگ توجیب ریز بهتر از هرکس میداند . منتهی وقتی قدرت مالی سازمان دسستت باشد و همه را ندن خور سفره رجوی خطاب کنید طبعا نتیجه جیزی حز میروی کورکوزانه نمیماند ... همان پیروی کورکوزلنه از جنس حزب توده .....

ناشناس گفت...

امثال اقای حمید اسدیان همانهایی هستند که توسط تقی شهرام همراه بسیاری از روحانیون از سازمان تصفیه شدند یعنی اصلا در دهه ۵۹ اینها پس گزدنی خوردن .... و الان کامبا مشخص است که به شدت با حسادت کامل قلم میزنند اما چه قلمی ؟ انها که باید بدانند بخوبی میدانند که قلم انها نه با جوهر پلیکان بلکه با لجن رهبری ولایت مدار عقیدتی پر شده اند . اگر به نوار نشست حمید اشرف و تقی شهرام مراجعه کنید ماهییت افرادی مانند رجوی و حمید اسدیان که با پس گردنی به همراه روحانیون از سازمان به بیرون پرتاب شده اند را در نیابید ... شاید به نام نه ... ولی به ایده الوژی ...

ناشناس گفت...

جوان که بودیم با عکسی در نشریه مجاهد چاپ شده بود که اقای رجوی با یاسرعرفات در ما هیجان ایجاد میکرد و کلی حال میکردیم اخه سازمان طوری وانمود میکرد که مثلا عرفات امده تهران که با رجوی عکس بگیره !!! ۳۰ سال بعد بطور اتفاقی عکس های از عرفات با سید احمد خمینی و ابراهیم یزدی و غیره و غیره دیدم که با بررسی بیشتر متوجه شدم مربوط به یک دوره ۲ تا ۳ روزه است یعنی عرفات برای ملاقات با خمینی امده تهران و در ظرف یکی دو روز هرکس مایل بوده رفته با ایشون عکس انداخته ! الان که همه چیز را بررسی میکنم متوجه میشوم از جنس تبلیغاتی همون عکسها بوده است ... بطوریکه از نااگاهی یکسری نوجوان و جوان بی اطلاع برای گنده کردن خودشون استفاده کردن !!! بیاد دارم طوری از زندان بودن اقای رجوی مینوشتند که تا در نوجوانی واقعا فکر میکردم فقط یک زندان اوین بوده و فقط یک زندانی داشته و انهم رجوی بوده ! نگو ۵۰۰۰ نفر زندانی سیاسی تو این مملکت بوده ! الان که میبینم افرادی را با ۱۰ سال و بیش از ۱۰ سال زندان بودن انهم نه در زمان شاه بلکه در زمان جمهوری اسلامی پیش خودم میگم واقعا امثال رجوی ها و یا جماعت رجوی خجالت نمیکشند نون زندان رفتن زمان شاه شان را میخورند ؟ واقعا اپورتونیسم رجوی تا کجا بوده و ما نمیدانستیم ! و وای بحال پیروان احمق ایشان که هنوزم در وادی چیزهایی از جنس همون عکسی که توضیح دادم گرفتارند .

ناشناس گفت...

در نوجوانی در سال ۵۸ هیجان زیاد داشتیم و بهرحال هر جریانی که از مسلسل بازی هاش بیشتر میگفت طبعا بیشتر در بین جوانان طرفدار پیدا میکرد و این یک واقعیت ان ایام بود . منم همینطوری به پیروی از بچه های تو مدرسه طرفدار مجاهدین شدم خصوصا که در ان روزها کاست سرکوچه کمینه مجاهد پرکینه امریکایی بیرون شو خونت روی زمینه ! در ما شور و شوق ایجاد میکرد ... خصوصا که تو نشریه مجاهد چیزهایی نوشته میشد از سخنرانی و مقاله و غیره درباره مثلا " سربهای داغی که مجاهدین بر سینه امپریالیزم نشاندند " و "مثلا برق مسلسل مجاهدین بر چشم مستشاران نظامی امریکا " و این عبارات جورواجوری که تو یه سخنرانی و یا مقاله میتونستید پی در پی پیدا کنید ... اصن سخنرانی ها اگه چهارتا مسلسل و سرب و سینه امپریالیسم و امریکا و نظائر ان نداشت که سخنرانی نبود و طوری هم وانمود میشد که همه این ماجراها در اراده مسعود رجوی بوده !
۲۰ سال بعد که مطالعه و بررسی کردم متوجه شدم عجب کلاه گشادی اپورتونیسم رجوی سرم گذاشته ! اخه رفته بودم کلا بررسی کرده بودم و فهمیده بودم که کلا از سال ۵۰ تا ۵۷ سازمان مجاهدین دارای فعالیت نظامی بوده و کلا هفت نفر مستشار و ژنرال امریکایی بدست مجاهدین ترور شدن و در هیچیک از عملیات نظامی مجاهدین اصلا نه تنها ردی از مسعود رجوی نیست بلکه اصلا رهبری ان سازمان در دوره نظامی ان در اختیار رضا رضایی و بهرام ارام و تقی شهرام بوده است و اصلا اقای رجوی در ان ایام کاره ای نبوده !!!! ولی دیدیم که پس از ۵۷ در شرایط غیبت نامبردگان و بزرگان سازمان که یا در درگیری ها کشته شده بودن یا مارکسیست شده بودن ، چگونه رجوی فرصت طلبانه و میوه چینانه این چیزهارا تلویحا بنام خود میزد و میکردن تو کله امثال من ! واین اپورتونیسم و میوه جینی و توجیب ریختن ایشان یک خط شده در این جماعت ! مثلا بسیاری امار و ارقامی میبینم که به اسم خودشون منتشر میکنند اما از تحقیقات دیگران کش رفته اند و مدل های دیگر . ولی تعجبم از افرادی نظیر اقای همنشین بهار که در یک نوار صوتی میبینم چطوری با حرص میگه مسعود رجوی یک معلم بود !!! بعدا مبلغ شد ! خیر اقای همنشین اشتباه میکند چون رجوی از اولش هم یک مبلغ و فرصت طلب بود و هست . کسی که با "زنش" در نشست طلاق داده ها مینشیند و وراجی میکند و هندوانه توخالی زیر بغل هم میگذارند ( مریم زیر بغل مسعود میزاره و مسعود هم زیر بغل مریم و پامنبری ها هم ذوق میکنند ! اینو دیگه نمیفهمم !!!) بعد هم بلند میشوند میروند در " مقرشان " که مبارزه مسلحانه ! کنند ! وای برما ... وای برما ...

ناشناس گفت...

حمید اسدیان کیست ؟
اوصرف نظر از اینکه قلم زن استان دربار ولایت رجوی است در قبل از ۵۷ از تصفیه شدگان دوران رهبری بهرام ارام است .همه به خوبی میدانند که بهرام ارام فرماتده نظانی همه مبارزات مسلحانه و کلیه عملیات مجاهدین قبل از ۵۷ بوده که طی درگیری خیابانی کشته شده است . همین برای حنید اسدیان و امثال ایشان کافی است و همه میدانتد که بهرام ارام یک مارکسیست بود و این درد بیشتری به امثال استان بوس حرفه ای ولایت وارد میکتد ... ننگ ذوب شدگی و استان بوسی ولایت عقیدتی با هیچ رنگی پاک نمیشود و این درد بی درمان پاشنه اشیل انها شده است ...

ناشناس گفت...

بگذارید امثال اسدیان هرجه میخواهد بر علیه مبارزین بنویسد ... اصلا مهم نیست ... ایشان و امثال ایشان و ارباب ولایت عقیدتی شان هنوز هم با شنیدن نام بهرام ارام چون بید برخود میلرزند واین عارضه اپورتونیستی را تا واپسین حیات با خود یدک میکشند ... پا منبری ها چیزی از این عارضه ننیدانند اما ارباب رهبری ولایت مدار و ندکران چپ و راستش ( جمیع تصفیه شدگان قبل از ۵۷ ) بخوبی همه چیز را میدانند . برلی پامنبری ها مرزسرخ یعنی نوکری مسعود و مریم چون همگی نون خور سفره تنگ نظرانه مسعودند ! اما مرز سرخ برای ارباب و بادمجان دورقاب ایشان مرز سرخ یک نلم بیشتر نیست و انهم بهرام ارام است که چون بید انان را از این نوستالوژی طوفانی میلرزاند و میهراساند .
همه تلاش اپورتونیسم رجوی در ۴۰ سال گذشته ( یهنی پس از ۵۷ ) دور کردن ذهن پامنبری ها از این نام بلندبالا بوده است . تو جیب ریزی و فرصت طلبی رجوی همه و همه بخاطر محو این نلم بوده است . این نلم برای دارودسته رجوی حکم بسم اله برای جن دارد !!! البته از نظر خودشان ! و از نظر انهایی که باید بدانند و خوب هم میدانند حکم رزمتدگی در مقابل فرصت طلبی و توجیب ریزی است .

ناشناس گفت...

دوست و رفیقی میگفت درد اقای حمید اسدیان اینه که چرا نوکره ! میگفت او خودش میدونه که نوکره و در همان واحد دلش نمیخواد نوکر باشه و در این تناقض در حال جنگ با خود است . او از روحیات ایشون مطلع بود و میگفت عاشق اینه که در مقاله هاش از کلماتی استفاده کنه که خواننده پیش خودش بگه عجب ادم با سوادیه ...میگفت درد روشنفکری بی خاصیت ایشون با درد نوکری بی حدوحصرش نسبت به استان ولایت قاطی شده از تو ایشون اومده بیرون یعنی سنتز پدیده روشفکری درباری با نوکری تمام عیاره ! میگفت ایشون تو ذهنش خودشو مبارز میبینه ولی در عمل هیچ ! جز نوکری و اعلام بندگی در استان ولایت .
میگفت مگه از دوروبری های اپورتونیسم ولایت مدار جز این توقع هست ؟ میگفت تشکیلاتی که تخت رهبری یک اپورتونیست تنگ نظر خود شیفته باشه مگه خروجیش چیزی عیر از اینه ! میگفت ۵ نفر از یاران چگوارا هم نرفتن سمت باتیستا ولی بیش از هزار نفر از دست پرورده های رجوی رفتن با رژیم !!! و بیش از هزار نفر هم از او جدا شدن و به مسیرهای دیگر رفتن و یا در مسیر مبارزه اند اما در مسیر ولایت عقیدتی نیستن و میگفت تنها مشتی درمانده مانند اسدیان دور و بر ولایت میچرخند و در جاذبه حقوق ماهانه قلم میزنتد ... میگفت ایشون زیاد هم بی غیرت نیست چون در درون خویش از نوکر صفتی خود ناراحته اما مگر برای ارتزاق چاره دیگری هم دارد ؟! جنم امدن به ایران و مبارزه را که ندارد ! جنم بازگشت به فردیت و رهایی واقعی را که ندارد ! جنم اینکه به دوستان قدیمی اش توهین نکند که در او نیست ! حریم نون و نمک با دوستان قدیمی که سرش نمیشود ! اخه چه انتظاری از چنین ادمی با چنین مشخصاتی دارید ؟! ایشون یک نوکر صفت در ولایت ذوب شده بی شرمی است که چون ملیجک دربار اوقات ولایت را خوش نگه میدارد و اگر غیر از این جنمی داشت در این جایگاه نبود .

ناشناس گفت...

یک سوال از اقای حمید اسدیان دارم و اگر واقعا سوال را خوندن ماسخ بدهند ... فحاشی هم بکنند اشکال ندارد اما با مضمون پاسخگویی باشد :
فرض کنید الان جماعت رجوی در تهران باشند و در حال مبارزه خونین با رژیم ، اگر یک مبارزی در زندان باشد و فتوا بدهد که یا جماعت رجوی را منزوی کنید یا انهارا به راه راست هدایت کتید ، جماعت رجوی درباره ان زندانی و پیام او چه خواهند گفت ؟ بدون شک اورا عامل رژیم و مامور و فلان و فلان خواهند نامید .
اما در سال ۵۴ که مجاهدین مارکسیست در یک رزم خونبار و در اوج مبارزه مسلحانه با رژیم قرار داشتند اقای رجوی در پیامی گفته بود اینهارا متزوی کنید تا به اصول برگردند !!!!! جالبه که انهد همواره در نبرد مسلحانه خون میدادند و به اقای رجوی هیچ مارکی نزدنند ، چرا که برای نان و نمک ارزش قائل بودند و هنوز فرصت طلبی ها و تو جیب ریختن ها و کنایات ولایت گونه و کیش شخصیت و خود شیفتگی و هزار اپورتونیسم ادبیات جنبش را الوده نکرده بود ... پس از سال ۵۷ که مجاهدین به یمن انقلاب اسلامی و جو مذهبی و کشته شدن بهرام ارام در درگیری های مسلحانه با رژیم و خروج شهرام از کشور و بحران داخلی سازمان ... به یمن همه اینها مذهبیونی امثال رجوی میدان را در غیبت انان خالی دیده و پریدند روی سازملن و سازمان بازی و مبارزات گذشته انان را با سوء استفاده از شور و شوق هواداران بی اطلاع ریختن تو جیب خودشون و سرانجام بر اثر بی لیاقتی یا مدافع خمینی شدند یا مقابل خمینی شدند یا نوکر صدام شدند یا نوکر پاریس ویا نوکر ژنرالهای امریکایی !!!
لطفا پاسخ دهید حتی اگر فحاشی کنید مهم نیست اما به مطالب فوق پاسخ دهید .

ناشناس گفت...

سلام دوستان

وقتی نوشته های جماعت رجوی را میخوانم اشکارا متوجه میشوم که در تشکیلات اقای رجوی دونفر و فقط دونفر دارای قدر و منزلت هستند یعنی هر مطلبی که میشنوید یا میخوانید هزارجور اسمان ریسمان میشود اخرش به دونفر ختم میشود ، یا مریم و یا مسعود و بقیه جزء قاذورات ! در این تشکیلات سه طبقه ! سه قشر زندگی میکنند ، طبقه فوقانی یعنی پنت هاوس که اسمش را مقر گذاشته اند تا رفاهش دیده نشود شاه و ملکه با خدم و حشم خاص خودشان زندگی میکنند و صاحب کلیه موجودی های بانکی و کل ثروت و امکانات این تشکیلات هستند طبقه زیر پنت هاوس یعنی طبقه دوم متعلق به کلیه سرسپردگان امتحان پس داده است که میتوانند با اشاره شاه و ملکه هر اعتراض و انتقادی را در پایین با تهمت و افترای وزارتی ! سرکوب کنند این عده که شاید بیشتر از ۳۰ نفر نباشند مسئول کنترل پایین هستند و هرکدام در انجام ماموریت خود تخصص خاصی دارند ...
طبقه پایین که اکثریت پامنبری هارا تشکیل میدهند عمده شرح وظایف انها جاسوسی و خبر چینی از یکدیگر ، باغبانی ، ت کشی و نظافت ، نگهبانی و پاسداری ، اشپزی و پوستر چسبونی است .
در این تشکیلات سه طبقه با استراتژی جمهوری اسلامی دموکراتیک ! به عنوان الترناتیو ، نشستهای توجیهی همواره جریان دارد . طبقه پایینی ها یعنی اکثریت فقط گوش به فرمان ملکه اند و خود حق ابراز هیچ اندیشه و نظری ندارند واگر خدای ! ناکرده صاحب اندیشه شوند حتما فردیت کلفت پیدا کرده اند که باید توسط اهالی زیر پنت هاوس شناسایی و مرعوب شوند ! اخه فردیت کلفت ! فقط حق ملکه است و پادشاه ... بقیه غلط میکنند دنبال چیز کلفت بروند حالا میخواد فردیت باشه یا موضع !
لازم به یاداوری است که در طبقه پایین همه طلاق داده هستند و حق ندارند به همسر سابقشان فکر کنند انها موظفند فقط به رهبری فقاهتی پنت هاوس فکر کنتد ... اگر عشقی دارند به پای ایشان بریزند و اگر غمی در دل دارند بروز ندهند و برای ملکه پرچم تکان بدهند و کف بزنند ... فکر کنم مسعود و مریم سازماندهی تشکیلات شان را بر اساس قلعه حیوانات الگو برداری کرده اند البته نه به لحاظ تحقیر حیوانات بلکه دقیقا به منظور ماهییت تنظیم روابط . چیزی شبیه کارکردن خرو خوردن یابو ! چیزی شبیه ذبح گوسفند در ایام اله ! چیزی شبیه چیزهای دیگر ... اخه مگر نه اینکه هر چیزی به چیز دیگری شبیه است ؟
اصلا پایبنی ها مث من گیج و منگ شدن !
در کنار این تشکیلات سه طبقه یک طویله ای هم وجود دارد که دوراز جان اعضای ان اسمش شورای ملی مقاومته ! البته یه روزی افراد شاخص جنبش دموکراتیک ایران و افراد برجسته دارای هویت و فردیت در ان وجود داشتند که روح حاکم بر شورا با اخلاق ازادیخواهانه شان جور در نیامدو زدن بیرون و شاه ماند و مشتی ملیجک شاه . البته حق اینست که بگویم دوسه نفری در شورا افراد محترمی هستند و در استانه کهنسالی اند و مجبورند بمانند و تایید کنند اما من میدانم که ته دلشان خون است ... اخه مگه میشه ادم یه عمر مبارزه کرده باشه و بیاد اختیار کارشو بده بدست مشتی فرصت طلب توجیب ریز که در گذشته مانند هزاران زندانی سیاسی چند سال زندان بوده اند و جز ان هیچگونه سابقه عملیات نظامی و یا چریک شهری در سابقه خود ندارند ؟ ایا واقعا میشه ؟ اگه میشد که مبارزین ازادیخواه از تو شورا نمیزدن بیرون که ...
کل منابع مالی این قلعه ژرژاورلی عمدتا از دوناحیه تامین شده است ، در گذشته طی سالیان از وزارت اطلاعات عراق در روابط کاملا پنهانی با ماهیبت کاملا مزدوری ( به استناد مدارک و فیلم ) و از شیوخ منطقه و عربستان که این منابع مالی عمدتا در اختیار خانواده رجوی است و استیلای تشکیلاتی خودرا با تکیه بر ان اعمال میکند ... طبقه دومی ها خوب میدانند که اگر طبقه پایینی هارا پیوسته کنترل و مرعوب نکنن از مواجب خبری نیست . انها در این باره کاملا طی سالیان توجیه شده اند و بارها در نشست ها به عنوان نون خور سفره توی سرشان زده شده که امری است انکار ناپذیر . حتی بارها توی سرشان زده اند که تضاد حل نکرده نشستید مای سفره ! اشاره میکردند که مسعود تضاد حل کرده و شما سر سفره اماده نشستید ! ایشون فقط تضاد حل کرده ! اینهمه باهاش میزنن تو سر پامنبری های نون خور ! اگه مبارزه مسلحانه در سابقه خود داشت حتما پامنبری ها را به سیخ میکشیدن !!! طوری میگویند که مسعود تضادحل کرده که انگار تضاد حل کردن هنره !!! طفلک پامنبری ها ... این بود خلاصه ماهییت این جماعت و حالا بفرمایید این جماعت کجاشون شبیه الترناتیوه ؟ اخر مگر با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین میشود ؟ فرصت طلبی همواره پاشنه اشیل همه جنبش ها بوده و هستند این گونه تشکلات همواره از سوی حکومتها برای انحراف و یا سرکوب جنبش ها بکار گرفته شده اند ، نه به این معنی که انهارا بیاوری چماق بدستشان بدهی تا جنبش را سرکوب کنند خیر ... بلکه به روشهای ظریف دیگر ... که مطلب جداگانه میطلبد .

ناشناس گفت...

وقتی به سرنوشت امثال علی زرکش ها و مهدی افتخاری ها نگاه میکنیم یک چیزی در ما نسبت به رجوی بوجود میاد و ان چیزی نیست جز حس خیلی بد ... نه به ایشان که به خود ! که چرا باید سالیان به اطاله برود تا به درک روشنی از این همه فرصت طلبی و حسادت ایشان برسیم ! چرا زودتر نرسیدم ؟ شاید شاید اعتماد بی اندازه داشتم و صدها شاید دیگر .... البته در جوانی چیزهایی در باره ایشان شنیده بودم که بی توجه از ان گذشته بودم و حتی در جریان کلاسهای تبیین جهان برایم در همان ایام همیشه سوال بود که سخنرانی ایشان دقیقا کپی دستکاری شده منشاء تکامل اوپارین بود اما بی توجه از ان گذشته بودم ... امروز همان مطالب را به ضرب و زور فیلمهای مستند از بیگ بنگ و فضا و کهکشان پخش میکنند که بگویند مطالب تبیین جهان در چنین سطحی است ! بگذریم که این هم فرصت طلبی است چرا که میتوانند فیلم را بصورت مجزا نشان بدهند و چرا در لابلای مطالب ایشان ... برخی از مطالب ایشان هیچگونه درکی در ان نیست که با فیلم مطابقت کند مگر همان مطالبی که عینا و بدون دستکاری مربوط به اوپارین است .... ضمنا بنده تحقیق کردم ببینم نظر ایشان درباره حمله اعراب چیست چون برایم خیلی مهم بود که بدانم و متاسفانه مطلبی از ایشان خواندم که حمله اعراب را به نوعی به استقبال ایرانیان از اسلام بسیار قوی ربط داده بود !!! چیزی تو مایه های تعریف همنشین بهار ! بگذریم ...
ما نسلی نابود شده هستیم که قربانی بی اطلاعی خود شدیم و پیوسته میشویم و مطالب و مباحثی که اخیرا اقای یغمایی در باره تاریخ اسلام در ایران مطرح میکند بسیار روشنگر میباشد وایکاش ما ۳۰ سال پیش با این مباحث تاریخی اشنا میشدیم ... ایکاش بجای العطش زدن کاوه را میدانستیم و بابک را میشناختیم در انصورت هرگز امثال فرخ نگهدار و یا نسعود رجوی نمیتوانستند با اراجیف خود نسلی را گرفتار لاطائلات ناقص خود کنند و در انتها به این و ان پناه ببرند و همچنان مدعی باشند .

ناشناس گفت...

تورو خدا برید این برنامه خروج اخرین دسته زندانیان زمان شاه دارو دستهرجوی را ببینید ! بعد از ۴۰ سال طوری گوینده حرف میزنه که اگه ما نبودیم نسل فعلی فکر میکرد که ملت ایران رفتن پشت درب زندان قصر تا رجوی را تحویل بگیرن ! توهم را میبینید ؟ تبلیغات را میبینید ؟ ۴۰۰۰ زندانی سیاسی از زندان توسط هجوم نردم ازاد شدن اصلا برای گوینده مغز شویی شده مهم نیست بلکه فقط رجوی مهمه ! واقعا اینها خجالت نمیکشن تو مملکتی که هزاران نفر ۱۰ سال و ۱۵ سال زندانی کشیدن هیچ حرفی نمیزنند بعد یه ادمی که هیچ سابقه مبارزه مسلحانه نداشته و افتاده زندان و ۱۵ تا شلاق هم سرجمع نخورده چه الم شنگه ای راه میاندازن ! انوقت ادعای مبارز بودن دارن ! ادعای رزمنده بودن دارن ! واقعا که خجالت اوره ....
جالبه که در تبلیغات خود میگن چون شاه به عده ای از زندانیان سیانور خورانده بود و انها را کشته بود مردم بیشتر نگران مسعود بودن و برای همین رفتن قصر و وقتی اورا دیدند خیالشان راحت شد ! و جالبه میگن شاه بعدا در خاطرات خود نوشت اشتباه کردم مسعود را نکشتم ( با همین مضمون ) ... دروغ که حناق نیست ... ضمنا شاه با مسعود که کاری نداشت بلکه با جوان خوشدل کارداشت با کاظم ذوالانوار کار داشت . درثانی الان نیاید از خودتون سوال کنید که چرا شاه خوشدل را برد در تپه ها تیرباران کرد اما مسعود را نبرد ؟! نکنه بریده مزدور بوده ؟ نکنه تشنه بخون بوده ؟
من خودم شرم میکنم از نوشتن این چیزهایی که صددرصد از خود اینها با تمسخر به عاریت میگیرم ... حتی با فرهنگ اینها نوشتن شرم اور است پس تمام میکنم .

ناشناس گفت...

چرا گروه رجوی درباره دختران خیابان انقلاب و روسری بر سر چوب گذاشتن سکوت اختیار کرده اند ؟
تا انجایی که بنده به روانشناسی و روحیات این جماعت اشنا هستم بایستی خیلی با اطمینان خدمتتان عرض کنم که این از دو جنبه قابل توضیح است :
جنبه اول حسادت بی حدوحصر مریم خانم نسبت به شجاعت علنی برخی از بانوان کشور در شرایط سخت ولاغیر ... ایشان از انجا که در طول عمر نازنینشان دارای هیچگونه سابقه مبارزاتی نبوده اند لذا شجاعت و مبارزه رودرروی این بانوان مبارز در کوره حسادت بسر میبرند و طبیعی است که هیچ اشاره ای به انان نداشته باشند موضع مریم خانم چیزی شبیه موضع اخوندها در این مسئله است ... اخوندها نیز به ان نمیپردازند تا از اذهان محو شوند .
جنبه دوم وحشت از این دارد که اگر کشف حجاب و انهم در یک مسیر خونین مبارزاتی سراسری شود با روسری به سر های پامنبری خود چه کند ؟!!! این دردی است بی درمان و دغدغه ای است که در خواب های رویایی ایشان در پرقو به کابوس وحشتناک تبدیل شده است ... اگر در ظاهر ناراحتی خودرا به روی مبارک نمیاورد در باطن در تب ان میسوزد .
اینجاست که بوضوح درمیابیم این جریان در اندازه الترناتیو واقعی نیست و ذاتا یک جریان بسته مذهبی است که بخاطر ۳۷ سال زندگی در خارج فقط یکمقدار رنگ و بوی اروپایی گرفته است وگرنه در ماهئیت چیزی جز اخوند بی عمامه نیستند . اینها مارک نیست ، برچسب ذهنی نیست . کافی است بروید به ارشیوها قران بر سر گذاشتن های انان را در سرداب امام زمان (عج) ببینید و کافی است به برنامه های انان در ایام محرم مراجعه کنید . کافی است به عنوان حکومت پیشنهادی شان ( جمهوری اسلامی دموکراتیک ) توجه کنید . کافی است به روضه خوانی مسعود رجوی در نشست های مرتبط توجه کنید که چگونه با اسب حضرت ابولفضل سخن میگوید . به ادعای اقای رجوی مبنی بر استقبال ایرانیان از حمله اعراب ! توجه کنید و صدها و صدها و صدها نشانه اخوندی دیگر ... من که به روانشناسی این جماعت اشنا هستم بخوبی میدانم هدف اینها نه ازادی است ونه عدالت ( گرچه ان را مدام برزبان میاورند ) هدف اینها این است که روزی بیاید که اینها بتوانند تمام کوچه و پس کوچه های مملکت را با عکس مریم و مسعود تزیین کنند ولاغیر ... نه به شکم گرسنه مردم کار خواهند داشت ونه به مقولات ظلم و عدالت و ازادی بلکه همه ارزوی انان این است که تمام ایران از هوا و زمین پرشود از عکس مریم و ایشان هم با هزارتا محافظ بیاید دستی تکان بدهد و پامنبری ها کفی بزنند و برود مقر تا هفته اینده تکرار همان کارها و ادا اصول ها ... بقول معروف سالی که نکوست از بهارش پیداست اینها وقتی به شجاعت و مبارزه و مطرح شدن دختران خیابان انقلاب حسادت نشان میدهند اینها وقتی به مبارزین داخل رشک میورزند اینها وقتی به هزار و یک دلیل ذاتا از تبار اخوند هستند چگونه میتوانند درد گرسنگی و ازادی و عدالت داشته باشن ؟ ادعا و مطالب تبلیغاتی نشریه و سایت که مهم نیس ... عملکرد و مواضع مهم است ... مگر اخوند کم از رفع گرسنگی و فقر میگه ؟ در عمل که فقط اختلاس میکنه و دروغ میگه ولی تو تبلیغات و حرف کم نمیاره ....
من که خوب حالیمه درد جماعت رجوی چیه ؟!!! چون روانشناسی اینا کف دستمه و خیلی خوب با ذهنیاتشون اشنام . اینا با زرکش چه کردند ؟ با افتخاری چه کردند ؟ باهرکس که از خودشون سرتر هست چه میکنند ؟
همه موجودی اینها دوتا رهبره ... ۳۰ تا ۴۰ تا استان بوس ولایت و ۲۰۰۰ پامنبری مسخ شده که یکی درمیان هم وقتی به خودشون میان فرار میکنند و کلی منابع مالی و سرمایه ( بدست امده از وزارت اطلاعات عراق و شیخ نشین ها و عربستان در حساب شخصی رجوی ها )
به جز موارد فوق چیز دیگری وجود ندارد جز حسادت به هرانکس که مطرح است ولی با اینان نیست ولاغیر .

ناشناس گفت...

من که خوب روانشناسی جماعت رجوی حالیمه بهتون عرض کنم وقتی اینها با دریایی از تناقضات خودشون مواجه میشن و طبعا با انتقاد مخالفین مواجه میشن بجای اینکه بیایند ریشه تناقضات و راست روی خود را علت یابی کنن و جبران کنند ... برعکس برای اینکه اینکارها را نکنن میان میگن حربه مامورین اینه که ۸۰ تا به رژیم بزنن و ۲۰ تا به ما تا رد گم کنن !!! من که خوب حالیمه این نوع تاکتیک فقط و فقط تو روانشناسی اقای رجویه ... اصولا مکانیزم فکری - ذهنی و روحی ایشان همینطوری هست ولی ذهنیت خودشو میچسبونه به مامور فرضی !!! و باهاش میزنه تو سر منتقد !!!
همه مواضع و مقالات و سخنرانی ها و افکارشون از همین سنخ و جنسه ... من اینارو خوب میشناسم ...
اتفاقا مامور نیاز نداره که به رژیم بزنه میاد یه ضرب به خودت میزنه ... اقای رجوی منتقدین را شبیه مامور فرضی ذهن خودش میبینه ! برای همین میگم روانشناسی اینارو من خیلی خوب میشناسم ... تا بخوان بگن ای باکلا (آ) بهشون میگم تو آبادان چندتا آهو داره !
این ماجرای ۸۰ -۲۰ چیزی نیست جز اختراع سنخی و جنسی ذهن رجوی . برای زبون برون کردنه ! وگرنه هزاران منتقد به ایشون داریم که دوبرابر ایشون سابقه زندان دارن و صد برابر ایشون سابقه مبارزاتی .
دوره این محمل بافی ها گذشته و فقط به درد پامنبری های ساده دل خودش میخوره وگرنه اونی که باید بدونه میدونه داستان چیه و کجا به کجاس .

ناشناس گفت...

ایده الوژی اخوند ساخته اقای رجوی و جامعه ایده ال هزار اشرف یعنی چی ؟
ایده الوژی ایشان به یک شهر کوچک تحمیل شد و مدت حدود ۲۰ سال امتحان خود را پس داد . چیزی شبیه کارکردن خرو خوردن یابو یعنی کارکردن کلیه افراد شهر اشرف و خوردن اقای رجوی و بانو ! جدایی زنان از مردان و محکومیت به نشستن و گوش دادن یاوه های رهبر ولایت مدار که فردیت شان را گرفته و انها را در خود ذوب کرده است تا فقط به ایشان و بانوی ایشان در نوک کله قند تشکیلات فکر کنند و لاغیر . جامعه کوچکی که بطور ازمایشی قبل از رسیدن به قدرت امتحان خودرا در خودسوزی برای فقط ۴ روز بازداشت در مهمانسرای پلیس پاریس و تنها شاخص عالم هستی پس داده است ! جامعه کوجکی که یک رهبر بیشتر ندارد و افراد جامعه موظفند از صبح الطلوع تا شب الغروب فقط و فقط به یک نقطه فکر کنند و نه بیشتر وگرنه محفلند و مزدور ! رهبر جامعه کوچکی که روابط پنهانی ذلالت بار خود در مقابل مامورین اطلاعات و استخبارات را برای پیروان خود میپوشاند و در همان واحد داد استقلال سر میدهد و در مقر در کنار بانو به ریششان قهقهه میزند !
جامعه کوچکی که همه و همه یونیفرم دارند الا رهبر و بانو که هم طرح و هم رنگ و هم ارزش لباسشان بایستی با بقیه افراد جامعه کوچک اشرف فرق داشته باشد ... درباره کره شمالی صحبت نمیکنم بلکه درباره کسی صحبت میکنم که بدون داشتن هیچگونه سابقه مبارزه مسلحانه بیش از ۵۰۰۰ نفر را برای نبرد نهایی به تنگه برده و یکجا زیر گلوله دشمن داده است ! بدون انکه خودش و بانوی خودش پیشاپیش که پیشکش حتی در اخر جبهه نبرد هم حضور فیزیکی نداشته است . ایشان در مقر بوده تا وقتی که پس از دادن تلفات سنگین شل و پل و مجروح به سهر اشرف میایند مورد توبیخ قرار گیرند که چرا به فکر جنس مخالف بودید ! خودش دور سر بانویش اسفند دود میکند که خدای ناکرده خراشی برندارد اما به انهایی که تیر خورده و مجروح توانستند برگردند با بی شرمی میگوید فکر جنس مخالف بودید ! زهی بی شرمی و خودخواهی ...

ناشناس گفت...

اگر واقعا همه رهبران اپوزوسیونها ( به لحاظ ایده الوژی ، روابط پنهانی ، فرصت طلبی ، مزدوری ، شعائر توخالی ، سوابق ابکی و خصوصیت توجیب ریزی در حدواندازه مجاهدین ( منظور مجاهدین پس از ۵۷ ) باشند باید پهن بار اون اپوزوسیون کنن .

ناشناس گفت...

باسلام
خواهشا وقتی از دکون دستگاه اقای رجوی صحبت میکنید حتما به شکل گیری ان پس از ۵۷ اشاره نمایید تا حق اون مجاهدین قبل از ۵۷ ضایع و باطل نشود چون انها از جنس دیکری بودند و اینها از جنس دیگری هستند ) فاصله این دو جریان از زمین تا اسمان است ، نجومی است . انها چون نره شید و ماده شیر در نبارزه مخفی میغریدند و میرزمیدند اما هرگز به ستایش خود نمی پرداختند واما این دارودسته پس از ۵۷ سالهاست در فضای ازاد خارج در علن ادای مبارزه در خفا را درمیاورند و با اینکه چون موش در سوراخ چپیده اند اما خودشان به خودشان شیر همیشه بیدار میگویند ! اگه درباره هرچیز بشود اینقدر ذهنی از موضع اپورتونیستی برخورد کرد پس همه موش های خواب در سوراخ شیری هستند بیدار در بیشه ! و همه ماهی های قرمز در تنگ بلور کوسه های ببری هستن در اقیانوس ! خالی بندی و مزخرف گویی که حناق نیست پس تا میتوانید بگویید !
تا روانشناسی این جماعت را نشناسید نمیدانید که چه میگویند .
یکی از غصه های بزرگ این جماعت این هست که ایکاش فرار تقی شهرام از زندان با ۲۰ قبضه سلاح کمری تو سوابق رجوی بود ... البته خیلی اوائل تلاش کردن ان را بریزن تو جیب خودشون و چهارتا نوجوان و جوان بی اطلاع دیگری را دور خودشون جمع کنند اما نشد چون این از ان جیزهایی بود که تو جیب ریختنش ممکن بود بالاخره هواداران یجورایی تقی شهرام را بشناسند خصوصا انکه اولین اعدامی زندانی سیاسی پس از ۵۷ بود و در همون شرایطی که دکون دستگاه اقای رجوی امام امام میکرد و به دیگرلن اتهام چپ روی میزد تقی شهرام تا اخرش ایستاد و اعدام شد و خم هم به ابرو نیاورد .
جالبه فرار تقی شهرام از زندان با ۲۰ سلاح کمری که بعدا در عملیات نظامی مجاهدین مورد استفاده قرار میگرفت هیچوقت تحت هیچ عنوانی از سوی خود او نطرح نشد و برایش کتابی منتشر نکرد اما بیایید ببینید برای ازادی از زندان اقای رجوی چه خالی ها بسته اند و چه و جه و چه ... رجوی خیلی علاقه داشت فرار از زندان تقی شهرام را تو جیب خود بریزد اما شدیدا از شهرام حساب میبرد و جرات جنین کاری را نداشت . من که خوب حالیمه دارم چی میگم و استان بوسان درگاه ولایت ایشان هم خوب خوب حالیشوته که مت چی میگم ! بنابراین خواهشا حساب ایشون را از قبل ۵۷ جدا کنید چون اصلا نه در ایده الوژی و نه در عملیات نظامی ونه در هیچیک از ویژگی ها سنخیتی با دکون دستگاه ایشان در پس از ۵۷ ندارد . اینا کجا و اونا کجا ؟ فاصله از نحوه تامین منابع مالی هم قابل تشخیص هست ( اونا برای تامین منابع مالی بانک میزدنند و اینا برای تامین منابع مالی یواشکی با وزارت اطلاعات - استخبارات روابط پنهانی مزدوری میزنن !!! حالا فهمیدید فاصله از کجاست تا کجا ؟ من خیلی خوب روانشناسی اینا رو میشناسم و مطمئنم که امثال استان بوسان ولایتمدار معروفی چون حمید اسدیان این رابطه را با اویزون شدن به تناقض و شعر برعکس نشون بدهند ! اینارو مت خوب میشناسم ... کارشون و هنرشون همینه ... توجیب ریزی و توجیب ریزی ..‌. وسط اروپا نشستن در امنیت کامل شعار میدهند فکر میکنن مبارزند ؟ تو ایران جوانها شدیدتر از اینشم میدن و باکی هم از هیچکس ندارن .

ناشناس گفت...

باسلام
خواهشا وقتی از دکون دستگاه اقای رجوی صحبت میکنید حتما به شکل گیری ان پس از ۵۷ اشاره نمایید تا حق اون مجاهدین قبل از ۵۷ ضایع و باطل نشود چون انها از جنس دیکری بودند و اینها از جنس دیگری هستند ) فاصله این دو جریان از زمین تا اسمان است ، نجومی است . انها چون نره شید و ماده شیر در نبارزه مخفی میغریدند و میرزمیدند اما هرگز به ستایش خود نمی پرداختند واما این دارودسته پس از ۵۷ سالهاست در فضای ازاد خارج در علن ادای مبارزه در خفا را درمیاورند و با اینکه چون موش در سوراخ چپیده اند اما خودشان به خودشان شیر همیشه بیدار میگویند ! اگه درباره هرچیز بشود اینقدر ذهنی از موضع اپورتونیستی برخورد کرد پس همه موش های خواب در سوراخ شیری هستند بیدار در بیشه ! و همه ماهی های قرمز در تنگ بلور کوسه های ببری هستن در اقیانوس ! خالی بندی و مزخرف گویی که حناق نیست پس تا میتوانید بگویید !
تا روانشناسی این جماعت را نشناسید نمیدانید که چه میگویند .
یکی از غصه های بزرگ این جماعت این هست که ایکاش فرار تقی شهرام از زندان با ۲۰ قبضه سلاح کمری تو سوابق رجوی بود ... البته خیلی اوائل تلاش کردن ان را بریزن تو جیب خودشون و چهارتا نوجوان و جوان بی اطلاع دیگری را دور خودشون جمع کنند اما نشد چون این از ان جیزهایی بود که تو جیب ریختنش ممکن بود بالاخره هواداران یجورایی تقی شهرام را بشناسند خصوصا انکه اولین اعدامی زندانی سیاسی پس از ۵۷ بود و در همون شرایطی که دکون دستگاه اقای رجوی امام امام میکرد و به دیگرلن اتهام چپ روی میزد تقی شهرام تا اخرش ایستاد و اعدام شد و خم هم به ابرو نیاورد .
جالبه فرار تقی شهرام از زندان با ۲۰ سلاح کمری که بعدا در عملیات نظامی مجاهدین مورد استفاده قرار میگرفت هیچوقت تحت هیچ عنوانی از سوی خود او نطرح نشد و برایش کتابی منتشر نکرد اما بیایید ببینید برای ازادی از زندان اقای رجوی چه خالی ها بسته اند و چه و جه و چه ... رجوی خیلی علاقه داشت فرار از زندان تقی شهرام را تو جیب خود بریزد اما شدیدا از شهرام حساب میبرد و جرات جنین کاری را نداشت . من که خوب حالیمه دارم چی میگم و استان بوسان درگاه ولایت ایشان هم خوب خوب حالیشوته که مت چی میگم ! بنابراین خواهشا حساب ایشون را از قبل ۵۷ جدا کنید چون اصلا نه در ایده الوژی و نه در عملیات نظامی ونه در هیچیک از ویژگی ها سنخیتی با دکون دستگاه ایشان در پس از ۵۷ ندارد . اینا کجا و اونا کجا ؟ فاصله از نحوه تامین منابع مالی هم قابل تشخیص هست ( اونا برای تامین منابع مالی بانک میزدنند و اینا برای تامین منابع مالی یواشکی با وزارت اطلاعات - استخبارات روابط پنهانی مزدوری میزنن !!! حالا فهمیدید فاصله از کجاست تا کجا ؟ من خیلی خوب روانشناسی اینا رو میشناسم و مطمئنم که امثال استان بوسان ولایتمدار معروفی چون حمید اسدیان این رابطه را با اویزون شدن به تناقض و شعر برعکس نشون بدهند ! اینارو مت خوب میشناسم ... کارشون و هنرشون همینه ... توجیب ریزی و توجیب ریزی ..‌. وسط اروپا نشستن در امنیت کامل شعار میدهند فکر میکنن مبارزند ؟ تو ایران جوانها شدیدتر از اینشم میدن و باکی هم از هیچکس ندارن .

ناشناس گفت...

شک نکتید که این ماجرای فرار تقی شهرام از زندان بهمراه ۲۰ قبضه سلاح اگر توسط مسعود رجوی انجام شده بود تا حالا ۱۰۰۰ تا فیلم و سریال و کلیپ از ان ساخته بودند و با قلم و جکش توی مغز تک تک اعضاء و پامنبری هایشان حک کرده بودند و بصورت ۲۴ ساعته هم از صدا و سیمایشان پخش میکردن و غیره و غیره ... حتی اگر یک نقش کوچولو هم ایشان در این ماجرا میداشت اون نقش کوچولو را بزرگ جلوه میدادند و براش فیلم میساختند . اینها اگر اوائل ۵۷ از شخصیت شهرام حساب نمیبردند حتما حتما حتما یجورایی ان را مانند بقیه اقدامات تو جیب ریخته بودند . در این باره شک نکنید .

ناشناس گفت...

شک نکتید که این ماجرای فرار تقی شهرام از زندان بهمراه ۲۰ قبضه سلاح اگر توسط مسعود رجوی انجام شده بود تا حالا ۱۰۰۰ تا فیلم و سریال و کلیپ از ان ساخته بودند و با قلم و جکش توی مغز تک تک اعضاء و پامنبری هایشان حک کرده بودند و بصورت ۲۴ ساعته هم از صدا و سیمایشان پخش میکردن و غیره و غیره ... حتی اگر یک نقش کوچولو هم ایشان در این ماجرا میداشت اون نقش کوچولو را بزرگ جلوه میدادند و براش فیلم میساختند . اینها اگر اوائل ۵۷ از شخصیت شهرام حساب نمیبردند حتما حتما حتما یجورایی ان را مانند بقیه اقدامات تو جیب ریخته بودند . در این باره شک نکنید .

ناشناس گفت...

بارها جماعت رجوی مدعی شدتد که منتقدان بجای اینکه به ما گیر بدهند بروند به رژیم گیر بدهند ! ( نوعی متلک سیاسی توان با اتهام بدون سند )
در جواب بایستی عرض کنم اولا گیردادنمان به شما بی علت نیست وقتی میبینیم در سرزمین امن نشسته اید و ملکه تان را باد میزنیدو مبارزات مردم در ایران را به جیب خود میریزید طبعا رسوایتان میکنیم ( این خود کمک به مبارزات داخلی است ) حداقل نمیگزاریم خون جوانان مبارز داخل ایران را توی حیب خودتان بریزید ... حداقل نمیگزاریم شهامت و شجاعت دختران خیابان انقلاب را بنا بر حسادت ملکه تان کمرنگ کنید ! اگر منظورتان از گیردادن همین است که مطمئنا همین است خواب ببینید خیر باشه ... محاله بگذاریم چیزی از داخل توی جیب خودتان بریزید . ولی اگر خیلی علاقه مند هستید که به رژیم هم گیر بدهیم اولا دیگر زمان اینگونه ادعاهای پوشالی غیر مستند گذشته است و کسی خام بلوف شمایان ننیشود دوما اگر خیلی مشتاق مبارزه با رژیم هستید ( که میدانم نیستید ) مخفیانه بیایید و مبارزه کنید و البته ملکه خود را هم با گریم بیاورید تا بقول خودتان به ظهر العطش نزدیکتر شوید( خوب میدانم که جنم امدنش را هم ندارید ) از دور شعاردادن که نشد کار و مبارزه ... همین الان جوانان در داخل کشور از شما تند و تیز تر در میدان عمل شعار میدهند .
در هر جنبشی باید فرصت طلبان ان جنبش را افشاء کرد و افشاء کردن فرصت طلبان تو جیب ریز به معنی گیر ندادن به رژیم نیست . گاه در چند جبهه مبارزه انجام میشود از یکسو با رژیم از یکسو با فرصت طلبان و میوه چینان نشسته در محیط امن از یکسو با دیدگاه های انحرافی اصلاح طلبانه و جنگ طلبانه و غیره و غیره ... بنابراین چون از حیطه مبارزه بیرون هستید و صرفا کارتان تبلیغاتی و تو جیب ریزی و هارت و هورت توخالی و ملکه باد زدن است حتما که باید به شمایان گیر داد . جان مادرت تو برو کشکتو بساب و ملکه ات را باد بزن ... خودتونو قاطی مبارزین نکتید ...
مبارزه از نظر شمایان یعنی شعر و مدیحه گفتن برای استان ولایت با ملکه باد زدن و دیگر هیج .
بیخیال شو جان مادرت ...

ناشناس گفت...

اقای اسدیان در مقاله بلندبالای سراسر تعریف و تمحید ولایت میگوید چه چیزی چرخیده که همه بر علیه مجاهدین مینویسند ( نقل به مضمون ) از انجا که من شخصا روانشناسی این جماعت خصوصا پابوسان استان ولایت رهبر عقیدتی را میشناسم ( یعنی کاملا کف دستمه ) ایشان با زبون سردرکون خودش میخواد بگه که مجاهدین دارن رژیم را میاندازند و کک به تنبان " مامورین" افتاده !!! ایشون همینو میخواد بگه و هیچ منظور دیگه ای نداره ( اگر همین را به اقای همنشین بگویید حتما میگه از کجا میدونی شاید منظورش چیز دیگری باشه و ان وقت من دیوانه میشوم از سادگی این همنشین ... بگذریم ) ولی اقای اسدیان یا مهره های ذهنی خودشو از بالا چیده و یا با پای راستش میخواد از رکاب اسب بره بالا ! یکی نیست بهش بگه مردک خیالپرداز ! تو ۱۴۰ شهر اعتراض و تظاهرات صورت گرفته و مداوما میگیرد و در کل جنبش حتی یک شعار از شما وجود نداره ( حتی یک شعار ) از رضا شاه گفتن که از شمایان نگفتن ! اخه با چه وزن و پایه ای ادعا میکتی که این چرخش از سوی شماست ؟ نکنه همینجوری مارک مامور به جوانان شرکت کننده در قیام میزنی که تنها جرمشان این است که چرا از شاه و ملکه شنا نامی نبرده اند ؟! ظاهرا هرکس بریزه تو خیابون وقتی مورد تایید شماست که نانی از ملکه سانتال مانتال شما ببرد وگرنه مامور است ! واقعا مغزت و تک تک سلولهای وجودت در استان ولایت فاسد شده . اصن غلط نیکنی مطلب مینویسی و تو قیام مردم سنگ میندازی ... مرتیکه برو ملکه ات را باد بزن عرقش خشک شه . اگر خیلی دوست داری اوضاع به نفع شما بچرخه جرات کنید در این شرایط خطیر بلند شید مخفیانه بیایید ایران و به قیام بپیوندید در غیر اینصورت حرف مفت نزنید ... اینکه میگویی اگر هر کس رهبر شود ما هم پیروی میکنیم حرف باطلی بیش نیست . شمایان ۴۰ سال پیش در فراخوان جبهه ملی برای اعتراض به سنکسار شرکت نکردید چون گفتید ریخته میشه تو جیب جبهه ملی ! ای خاک عالم برسرتان که همه جیز را توجیب ریزی میبینید ! در اخر عرض کنم که شمایان نه وجود امدن به ایران و شرکت در قیام مردم را دارید ! نه قیام کنندگان اعتنایی به شمایان دارند ! یعنی مهمترین فاکتور ادعای شما کشک است ... حتی به شهامت دختران خیابان حسادت میکنید و رشک میورزید ! میگی نه ؟ یه مطلب خبری از سوی ولایت تان نشان بدهید ؟
مطمئتم که ندارید مس لطفا فعلا خفه و بروید ملکه تان را باد بزنید ... ضمنا مراقب باش فردیتت کلفت نشود ! چون حتی باد زدن را از تو میگیرن و بهت ماموریت دیگری تو مایه های افتابه میدهند . جون مادرت قلم چاپلوسی و گنده گویی تان را کنار بگذارید و بیایید در قیام مردم شرکت کنید .

ناشناس گفت...

دروغ بزرگ و قدیمی :
جوان که بودیم رهبران فرصت طلب مجاهدین ( مجاهدین پس از ۵۷ ) اینطوری کرده بودن تو کله ما که اگر بهرام و شهرام به سازمان خیانت نکرده بودن راست سنتی پیروز نشده بود و لذا خمینی رهبری را نمیدزدید و نتیجه میگرفتند که مسعود رهبر میشد !!! الان که اهل مطالعه و تحقیق شده ام درمیابم چه دروغ بزرگی را در کله من و امثال من کرده بودند ! چرا ؟
اولا اقای رجوی خودشو برای استقبال اقا در فرودگاه پاره پوره کرد و موفق نبود
دوما مراجعه کنید به نشریات و سخنرانی ها و کلیه منتشرات این سازمان از پس از ۵۷ تا یکماه قبل از ۳۰ خرداد تا بیش از هزار بار القاب پدر برگوار و امام خمینی رهبر سازش ناپذیر انقلاب را مشاهده بفرمایید و باور کتید ظرف ۲/۵ سال یک وانت القاب به امام خمینی به عنوان رهبر داده شده است . هزار برابر بیشتر از اطلاعیه هایی که خمینی قبلا در تایید شاه و سلطنت داده بود و انقدر هست که نیاز به پرجانگی نیس .
سوما بهرام و شهرام اتفاقا با تغییر ایده الوژی سازمان از اسلام به مارکسیسم با روحانیت و اخوندها مرزبندی کردنند و در این شکی نیست مگر انکه مریض باشی و فرصت طلب باشی بخواهی یک جریان تاریخی را برعکس توضیح بدهی وگرنه نه تنها تغییر ایده الوژی سال ۵۳ به نفع راست سنتی نبود که اتفاقا صددرصد به ضرر راست سنتی بود و اگر کسی دوزار مبارزه سیاسی سرش بشود این موضوع را میفهمد . اینکه رهبری افتاد دست خمینی بخاطر اولا بافت سنتی جانعه بود با کوهی از فرهنگ اسلامی - اخوندی دوما خورده بورژوازی سنتی طیف وسیعی را تشکیل میداد که طبعا بدنبال خمینی رفتند . طیف بندی های داخل زندان در زمان شاه بوضوح نشان میدهد که تغییر ایده الوژی سازمان مجاهدین توسط بهرام و شهرام چه ضربه سنگینی به راست سنتی بود حالا اگه شما بخواهی اراده گرایانه برعکسش کنی نتیجه ای نمیماند جز ساختن بیوگرافی دروغ و تحلیل دروغ که بخواهید این وسط مسطا برای خودتان عبایی بدوزید !...
طبعا بهرام و شهرام در این مسیر بر اثر صغر سن و بی تجربگی اشتباهاتی مرتکب شدن که به هیچوجه به مجاهدین پس از ۵۷ ربطی ندارد چون جریان بهرام و شهرام در اوج مبارزه قرارداشتند خونبارترین مقطع مبارزاتی مجاهدین را در داخل کشور رهبری میکردند و در این بین بسیاری را تصفیه نمودند . امثال اقای اسدیان و محمد علی توحیدی که از تفاله های معروف استان ولایت هستند در این لیست قرار دارند . منتهی جو جامعه ما علیرغم تحولاتی که شاه در مدرنیته کردن بوجود اورده بود هنوز در اعماق خود حضور اخوند و تفکر اخوندی را با خود یدک میکشید که ظرف ۴۰ سال گذشته علیرغم تبلیغات گسترده ای که در تداوم تفکر اخوندی صورت گرفته جامعه بسرعت از ان دور شده است بطوری که در قیام دی ماه ۹۶ اثار ان را کمابیش در شعار قیام کنندگان دیدیم که نه دتبال اسلام محمدی اخوندان ونه دنبال اسلام راستین مجاهدین ! بنابراین هیچگاه اقدام بهرام و شهرام در تغییر ایده الوژی به نفع راست سنتی نبود که اتفاقا به ضرر راست سنتی بود و اگر مجاهدین پس از ۵۷ غیراز این ادعا کردند طبعا از زاویه حسادت انها قابل بررسی است . من در این موضوع تردیدی ندارم .

ناشناس گفت...

همه انهایی که نمیدانند باید بدانند که اغلب عملیات سنگین نظامی مجاهدین در دوران رهبری بهرام و شهرام بوده از ان جنله اند ترور ۶ مستشاران نظامی ، معاون کمیته مشترک و بسیاری دیگر .... در واقع بیش از ۹۰% عملیات یا توسط مارکسیستهای سازمان انجام شد ویا توسط انهایی که بعدا مارکسیست شدند . گروه رجوی به علت حسادتی که دارشته همواره این گونه موضوعات را مسکوت گذاشته و بر فراز قضایا بصورت تلویحی طوری گفته و نوشته که به جیب خود ریخته باشد وگرنه سرود مجاهد پرکینه سرکوچه کمینه به ایشان و اصولا به مجاهدین پس از ۵۷ چه ربطی داشت ؟ مجاهدین مس از ۵۷ از غیبت امثال بهرام ها و شهرام ها سوء استفاده کردند و همه سابقه سازمان را به جیب فرصت طلبی خود ریختند و در راستای این هدف بیوگرافی تحریف شده ارائه دادند و جالبه که سابقه انهارا هم تو جیب خود ریختند و جشن ۵۰ سالگی گرفتند !!! معلومه پس گردنی خورده هایی امثال اسدیان و اربابش و بقیه ریز و درشتهایشان در این جشن کیف میکردند . اگر خاطر خطیر خوانندگان باشد پس از ۵۷ یک کتاب کوچکی بنام تحلیل اموزشی بیانیه از سوی مجاهدین به قلم رجوی بر علیه بهرام و شهرام منتشر شد که کار مشترک اقای شاهسوندی و رجوی بود که به قلم رجوی منتشر شد . تو اون بیانیه همه چیز بر علیه بهرام و شهرام اراده گرایانه و ذهنی نوشته شده و مملو از توهین و حسادت هست با یکمقدار شعار .... حسادت در حدی بوده که جزوه رسما بر علیه شهرام هست ولی جرات نداشتند نامی از ایشان ببرند و این از عجایب این جزوه است ! چرا ؟ چون نباید نلم شهرام به گوش هواداران برسد !

ناشناس گفت...

در ادامه عرض کنم که تفکر اخوندی کوه یخی شناوری بود در جامعه بورژوازی کمپرادور ایران که فقط کمی از بخش رویی ان توسط اقدامات مدرنیته شاه کمی حرص شده بود اما بخش عمده این کوه یخ اخوندیسم در زیر اب در حال انجماد اب و تکثیرو افزایش حجم خود بود بوجود امدن ده ها گروه اسلامی نتیجه بلامناضع همین کوه یخ بود ! از بوجود امدن نهضت ازادی بگیر تا فداییان اسلام تا سازمان مجاهدین تا گروه های کوچک اسلامی دیگر و جالب انکه نفوذ و حضور اخوند در تمام این گروه ها کمابیش یک واقعیت بود وقتی از حضور کمابیش اخوند در این گروها صحبت میکنیم مآلا سمپاتی این گروه ها به ایت اله خمینی یک امر بدیهی بود . تغییر ایده الوژی از اسلام به مارکسیسم توسط بهرام و شهرام که فرمان قطب اصلی جنبش مسلحانه را در دست داشتند دقیقا ضربه به راست سنتی بود که خواب در اختیار گرفتن مجاهدین را در سر میپروراند و این اصلا عادلانه نیست که بنابر تمایل ذهنی و حسادت به بهرام و شهرام بیاییم روی هوا بگوییم انها به راست سنتی خدما کردند ! این دروغ جواننردانه نیست . در کتاب خاطرات رفسنجانی این ضربه کاملا اشکار است و او از این تغییر ایده الوژی دلی پر خون دارد و البته همه اخوندهای مطرحی مانند مهدوی کنی و مطهری و طالقانی و رفستجانی و نظائر ان از این تغییر ایده الوژی دلی پرخون داشتند بنابراین متهم کردن ان تحولات جوانمردانه نیست و بطریق اولی در خدمت اخوندیسم میباشد .
چه برسد به انکه سوابق نظامی ان را توجیب خود بریزیم و بعد پشت سرشان صفحه ناکوک پخش کنیم ... شاید در خلاء اگاهی تاریخی هواداران مدتی بتوانیم چهره چریک مبارز بخود بدهیم اما تاریخ همه چیز را زیرورو میکند و پس از مدتی حقایق را اشکار میکند و شرمساری را برای فرصت طلبان به ارمغان میاورد . بهتر است بگویم وقتی ابرها تدریجا کنار میرود خورشید نمایان میشود و انوقت میخواهید چه کنید ؟ دیگر لجن پراکنی چهارتا فرصت طلب جوابگوی خورشید نمایان نخواهد بود !!! بهرحال تحولات سال ۵۳ یک تحولات ابکی نبود گرچه بر بستر اگاهی کامل نبود اما با توجه به زمان و مکان و افراد جوان خودش یک تحول بود تحولی که نه در اطاق دربسته بلکه در جریان یک نبرد خونین بوجود امده بود نبردی که تاریخ مبارزات مسلحانه ایران در ان سطح هرگز بخود ندیده است . ( اگرچه مسئله میتوانست در درون مرتکب اشتباهات نشود ولی مگر مشی چریکی بدون برخوردهای اشتباه داخلی بخود دیده است ؟) .
قضاوت تاریخی امری نیست که با حب و بغً و حسادت و خود گنده کردن و خود گنده بینی انجام دهیم و برای خوشایند پامنبری ها و مطرح کردن خود بیوگرافی تحریف شده تو گوششان فرو کنیم تا به مغزشان برسد ... گیریم که توانستیم و برایمان هورا هم کشیدند ! با فردای تاریخ چکار میکنید ؟ با ۳۰ سال غیبت از ترس جان چکار میکنید ؟ اهااای شمایان که تیرو تفنگ صدام را به رخ بقیه میکشاندید و مبارزه بدون سلاح انان را به تمسخر میگرفتید و برایت هورا میکشیدند با ۳۰ سال خلع سلاح و چون موش چپیدن در سوراخ چه پاسخی دارید ؟ اهااای با شمایان هستم ای اپورتونیستهای واقعی میوه چین ! که وقتی در حمایت صدام هستید برای همه شاخ شونه میکشید و وقتی صدام سقوط میکند در شب عاشورای حسینی با بانو غیب میشوید ! چه پاسخی به تاریخ دارید ؟ چه پاسخی به خون شهدایتان دارید ؟
اگر جان انقدر عزیز است چرا بقیه را برای نبرد در قتلگاه تنگه گسیل میکنید و سرانجام تلفات و شکست را به گردن جنس مخالفشان میاندازید ؟ شمایان که هیچگونه سابقه نظامی در صبقه خود ندارید غلط میکنید فرماتدهی را بعهده میگیرید . حتی ماهیان داخل رودخونه هم دسته جمعی از یک باریکه عبور نمیکنند چون دارای غریزه بقاء در مقابل صیاد هستند و اگر شمایان به اندازه یک ماهی هم شعور نظامی نداشتی غلط کردی فرماندهی را به عهده گرفتی ! استلن بوسان بروند روی این مسائل زوم کنند و کار کنند البته اگر فردیتی برایشان باقی مانده باشد . انگار به زمین و زمان در انور اب فحش دادن هنره ! بیا و اندازه خودت نباش ! اندازه جوانانی باش که در داخل با خصم میجنگند ... بیا و اندازه دختران خیابان انقلاب باش و جرات داشته باش ! اونور اب شعار توخالی دادن افتخاری ندارد و نتیجه ای هم ندارد .

ناشناس گفت...

در ادامه عرض کنم که تفکر اخوندی کوه یخی شناوری بود در جامعه بورژوازی کمپرادور ایران که فقط کمی از بخش رویی ان توسط اقدامات مدرنیته شاه کمی حرص شده بود اما بخش عمده این کوه یخ اخوندیسم در زیر اب در حال انجماد اب و تکثیرو افزایش حجم خود بود بوجود امدن ده ها گروه اسلامی نتیجه بلامناضع همین کوه یخ بود ! از بوجود امدن نهضت ازادی بگیر تا فداییان اسلام تا سازمان مجاهدین تا گروه های کوچک اسلامی دیگر و جالب انکه نفوذ و حضور اخوند در تمام این گروه ها کمابیش یک واقعیت بود وقتی از حضور کمابیش اخوند در این گروها صحبت میکنیم مآلا سمپاتی این گروه ها به ایت اله خمینی یک امر بدیهی بود . تغییر ایده الوژی از اسلام به مارکسیسم توسط بهرام و شهرام که فرمان قطب اصلی جنبش مسلحانه را در دست داشتند دقیقا ضربه به راست سنتی بود که خواب در اختیار گرفتن مجاهدین را در سر میپروراند و این اصلا عادلانه نیست که بنابر تمایل ذهنی و حسادت به بهرام و شهرام بیاییم روی هوا بگوییم انها به راست سنتی خدما کردند ! این دروغ جواننردانه نیست . در کتاب خاطرات رفسنجانی این ضربه کاملا اشکار است و او از این تغییر ایده الوژی دلی پر خون دارد و البته همه اخوندهای مطرحی مانند مهدوی کنی و مطهری و طالقانی و رفستجانی و نظائر ان از این تغییر ایده الوژی دلی پرخون داشتند بنابراین متهم کردن ان تحولات جوانمردانه نیست و بطریق اولی در خدمت اخوندیسم میباشد .
چه برسد به انکه سوابق نظامی ان را توجیب خود بریزیم و بعد پشت سرشان صفحه ناکوک پخش کنیم ... شاید در خلاء اگاهی تاریخی هواداران مدتی بتوانیم چهره چریک مبارز بخود بدهیم اما تاریخ همه چیز را زیرورو میکند و پس از مدتی حقایق را اشکار میکند و شرمساری را برای فرصت طلبان به ارمغان میاورد . بهتر است بگویم وقتی ابرها تدریجا کنار میرود خورشید نمایان میشود و انوقت میخواهید چه کنید ؟ دیگر لجن پراکنی چهارتا فرصت طلب جوابگوی خورشید نمایان نخواهد بود !!! بهرحال تحولات سال ۵۳ یک تحولات ابکی نبود گرچه بر بستر اگاهی کامل نبود اما با توجه به زمان و مکان و افراد جوان خودش یک تحول بود تحولی که نه در اطاق دربسته بلکه در جریان یک نبرد خونین بوجود امده بود نبردی که تاریخ مبارزات مسلحانه ایران در ان سطح هرگز بخود ندیده است . ( اگرچه مسئله میتوانست در درون مرتکب اشتباهات نشود ولی مگر مشی چریکی بدون برخوردهای اشتباه داخلی بخود دیده است ؟) .
قضاوت تاریخی امری نیست که با حب و بغً و حسادت و خود گنده کردن و خود گنده بینی انجام دهیم و برای خوشایند پامنبری ها و مطرح کردن خود بیوگرافی تحریف شده تو گوششان فرو کنیم تا به مغزشان برسد ... گیریم که توانستیم و برایمان هورا هم کشیدند ! با فردای تاریخ چکار میکنید ؟ با ۳۰ سال غیبت از ترس جان چکار میکنید ؟ اهااای شمایان که تیرو تفنگ صدام را به رخ بقیه میکشاندید و مبارزه بدون سلاح انان را به تمسخر میگرفتید و برایت هورا میکشیدند با ۳۰ سال خلع سلاح و چون موش چپیدن در سوراخ چه پاسخی دارید ؟ اهااای با شمایان هستم ای اپورتونیستهای واقعی میوه چین ! که وقتی در حمایت صدام هستید برای همه شاخ شونه میکشید و وقتی صدام سقوط میکند در شب عاشورای حسینی با بانو غیب میشوید ! چه پاسخی به تاریخ دارید ؟ چه پاسخی به خون شهدایتان دارید ؟
اگر جان انقدر عزیز است چرا بقیه را برای نبرد در قتلگاه تنگه گسیل میکنید و سرانجام تلفات و شکست را به گردن جنس مخالفشان میاندازید ؟ شمایان که هیچگونه سابقه نظامی در صبقه خود ندارید غلط میکنید فرماتدهی را بعهده میگیرید . حتی ماهیان داخل رودخونه هم دسته جمعی از یک باریکه عبور نمیکنند چون دارای غریزه بقاء در مقابل صیاد هستند و اگر شمایان به اندازه یک ماهی هم شعور نظامی نداشتی غلط کردی فرماندهی را به عهده گرفتی ! استلن بوسان بروند روی این مسائل زوم کنند و کار کنند البته اگر فردیتی برایشان باقی مانده باشد . انگار به زمین و زمان در انور اب فحش دادن هنره ! بیا و اندازه خودت نباش ! اندازه جوانانی باش که در داخل با خصم میجنگند ... بیا و اندازه دختران خیابان انقلاب باش و جرات داشته باش ! اونور اب شعار توخالی دادن افتخاری ندارد و نتیجه ای هم ندارد .

ناشناس گفت...

حتما عکسشو دیدین که مریم و مسعود اسفند دود کردن و دور سرهم میچرخونن ! یعنی جی ؟ یعنی نمیری الهی !!! سلامت باشی الهی !!! قدیمی ها میگن یعنی درد و بلات بخوره تو سر بقیه !!!
بگذریم ....
خوب یکی نیست به مسعود بگه مرتیکه برای زن خودت اسفند دود میکنی و دور سرش میچرخونی بعد زنهای دیگر را میفرستی جلوی گلوله دشمن که شعار درود بر مریم بدهتد ؟ اخه این رسم جوانمردیه ؟ مال خودت ماله ! مال مردم بیت الماله ؟! اخه ابرو برای سازمان گذاشتین با این کارهاتون ؟! اگر اینکارو دیگران کرده بودن چندتا تریلی ۱۸ چرخ بهشون اتهام "نامبارز" میزدین ؟ دستور سه طلاقه کردن زن مردمو میدی بعد دور سر زن خودت اسفند میچرخونی ؟! مال همه استفراغ خشک شده است ! ولی مال تو شکلاته ؟!
حالا بگو اصن برا چی اسفند دور سرش میچرخونه ؟ قراره بره خط مقدم مبارزه مسلحانه ؟ قراره بیاد ایران بره روی باکس تلفن روسریشو بزنه سرچوب ؟ قراره با لشگر بره تو تنگه ؟ قراره عین بقیه بره جلو گلوله سربازان مالکی بگه بیا بیا بیا ؟ اخه قراره کجا بره و چکار کنه که اسفند دور سرهم میچرخونین ؟ اهااااان ... احتمالا قراره دوتایی فرداش جیم بشین برین پاریس ! احتمالا اسفند دور سرهم میچرخونن که تو هواپیما حالشون بد نشه !
درسته که من به طنز گفتم اما عمق ان فاجعه است . کسانی که لیاقت رهبری نداشتن و به یمن قدرت مالی ناشی از مزدوری وزارت اطلاعات - استخبارات همه را نون خور و سربار خود حساب کردن و بر گرده انان سوار شدن و بر انان فخر فروختند و انها را به مفت به کشتن دادنند ... و قلم زنان ناجوانمرد استان بوس امثال اسدیان ها در جهت استمرار بردگی انان و حاکمیت ارباب مدام قلم زدند و با گردن کج سجده رفتند .
ننگتان باد .

ناشناس گفت...

غلط های املایی را بر من ببخشید ... یک گوشی کوچک با دکمه های تاچ حساس و انگشت مردانه !!!
ممکن است دهها غلط املایی ببار اورد . منهای انهایی که شاید اساسا غلط نوشته شده باشند مثلا بجای ص از س استفاده شده باشد که دال بر اشکال است .

ناشناس گفت...

غلط های املایی را بر من ببخشید ... یک گوشی کوچک با دکمه های تاچ حساس و انگشت مردانه !!!
ممکن است دهها غلط املایی ببار اورد . منهای انهایی که شاید اساسا غلط نوشته شده باشند مثلا بجای ص از س استفاده شده باشد که دال بر اشکال است که از دستم در رفته است ... زیاد دربند گرامرش نیستم چون وقت میگیره بلکه دربند محتواشم ... و چون هنگام تایپ فقط حدود ۳۰ کلمه را میبینم ممکن است زمان عوض شود ولی تشخیص ندهم ...

ناشناس گفت...

من هرگز این مسئله را درک نمیکنم که چگونه ادم میتونه برای سرسلامتی دور سر "زن" خودش اسفند بچرخونه ! ولی در همان واحد "زن" های طلاق اجباری داده را با شعار بیا بیا بیا بفرسته زیر گلوله سربازان مالکی ؟؟؟!!!
واقعا ایا کسی میتونه این موضوع را توضیح بده ؟

ناشناس گفت...

من هرگز این مسئله را درک نمیکنم که چگونه ادم میتونه برای سرسلامتی دور سر "زن" خودش اسفند بچرخونه ! ولی در همان واحد "زن" های طلاق اجباری داده را با شعار بیا بیا بیا بفرسته زیر گلوله سربازان مالکی ؟؟؟!!!
واقعا ایا کسی میتونه این موضوع را توضیح بده ؟

ناشناس گفت...

لطفا اگر کسی میتونه تناقض بشرح ذیل را برای من حل کنه ؟
اگر فعالیت مشترک سیاسی بین مسعود و مریم حتما باید با ازدواج محقق بشه پس چرا بین زنان و مردان مجاهد طلاق جاری شد ؟ مگر نه اینکه فعالیت سیاسی مشترک لازمه اش ازدواج بود ؟ این تناقض چجوری توجیه میشه ؟ و اصلا اینکارا یعنی چی ؟

ناشناس گفت...

لطفا اگر کسی میتونه تناقض بشرح ذیل را برای من حل کنه ؟
اگر فعالیت مشترک سیاسی بین مسعود و مریم حتما باید با ازدواج محقق بشه پس چرا بین زنان و مردان مجاهد طلاق جاری شد ؟ مگر نه اینکه فعالیت سیاسی مشترک لازمه اش ازدواج بود ؟ این تناقض چجوری توجیه میشه ؟ و اصلا اینکارا یعنی چی ؟

ناشناس گفت...

مگر نه اینکه در تمام جنگها فرمانده پیشاپیش لشکرش حرکت میکرده و یا در حداقل ترین حالت ، در جنگ حضور داشته است ، پس چرا اقای رجوی در هیچیک از جنگ ها حضور موثر نداشته است ؟

ناشناس گفت...

تجربه نشون داده وقتی که ادم به چیزی سمپاتی داشته باشه نه تنها معایبشو نمیبینه که محاسنشو هم غلو امیز نگاه میکنه ... بیاد دارم دوران جوانی را که تو دبیرستان از هر گروه و سازمانی وجود داشت و واقعا نمیدونم تو چه پروسه ای به اطن گروه و یا ان گروه سمپاتی پیدا کرده بودن ... تا دیروز تو سروکول هم میپریدن و فوتبال بازی میکردن ولی ظرف چندماه هرکدام به جایی وصل شده بودن ؟ چرا و چگونه ؟ شاید نقش فامیل یا مثلا دوست برادر و یا مثلا شانسکی یه نشریه خریدن و هوادار شدن و شاید هم روحیات فردی و طبقاتی در انتخاب و شاید هم هیجانات دوران جوانی و نسلسل بازی و تیراندازی و از این کارها ... یکی ا کاست حکومتی میگفت و راه کارگری شده بود یکی فدایی خلق بود و از مبارزات چریکی تعریف میکرد و افراد نرکزی سازمان براش خاص شده بودن و از سیاهکل میگفت یکی پیکاری شده بود و شوروی را به عنوان سوسیال امپریالیسم میشناخت و با چریک فدایی سر این مقوله بحث و جدل داشتن یکی مجاهد شده بود و نشریه مجاهد سر کوچه شان میفروخت و بساط میزد و با یک ضبط صوت سرود سرکوچه کمینه پخش میکرد و یکی توده ای شده بود و همه را نصیحت میکرد و از شوروی تعریف میکرد و چند نفری هم خط سه بودن و بحث های تئوریکشون خوب شده بود و خلاصه همه و همه یجورایی باهم بحث میکردن . در بین همه این نشریاتی که میامد تو دبیرستان دوتا نشریه بود که به امام ارادت داشتند و امام خمینی میگفتند و از رهبری قاطع ایشون حمایت میکردن ان نشریات مردم از حزب توده بود و مجاهد از مجاهدین خلق . چماقداران داخل دبیرستلن هم عده شان زیاد نبود و اغلبشون قبلا با بقیه دوست و هم بازی بودن اما جو سیاسی انها را پولاریزه کرده بود و ایکاش نمیکرد چون اصلا بحث خلق و ضد خلق نبود بلکه مشتی همکلاسی بودن که داشتند به دشمنان یکدیگر تبدیل میشدند و شدند ! این یکی از رویدادهای وحشتناک تاریخ سیاسی ایران بود که در رشد و گسترش این دشمنی منجر شد به لو دادن ها و گرفتاریهای بعدی ... پسرخاله ها همدیگررا لو دادنند دوستان قدیمی و بچه محل هایی که تا دیروز با هم رفیق بودنند و فوتبال بازی میکردنند و ناهار به منزل هم میرفتند به خلق و ضدخلق تبدیل شدند !!! چرا ؟ و چگونه ؟ همه همدیگر را تا بیخ و بن میشناختن حتی خانه فامیل های همدیگررا بلد بودنتد و در علن فعالیت میکردنند و بساط میزدنند... تدریجا چماقداری شکل گرفت و حمله ها به بساط کلیه نیروها شروع شد ... فعالیت علنی به صورت گسترده باعث شده بود که همه همدیگر را بشناسند حتی بقال محله میدونست که از چهارتا پسرهای حاج حسین چندتاشون مجاهدن و چندتاشون کمونیست ! حتی خدام نسجد محل میدونست که دختر حاج منصور نجار چه نشریه ای نیخونه و کجا اعلامیه پخش میکنه ! در یک چنین شرایط فعالیت علنی رژیم با ضرب و شتم بچه ها گروه هارا تحریک به اقدام مقابله به مثل میکرد و ان شد که نباید میشد ... بگیرو ببندها و لو دادن ها شروع شد ... بچه ها در زیر کانیونها نیخوابطدند ویا در سینماها پنهان میشدند ... همه لو رفته بودند ... غالبا گرفتار و در جا اعدام شدن ... خون از درودیوار بالا میرفت و وحشت و سرکوب فضای شهرهارا بغض الود کرده بود . ادامه دارد

ناشناس گفت...

فقط تو این ماجرا بیش از ۴۰ هزار نفر در دهه شصت کشته شدن طفلکها تا اقا مسعود یه خانم بدون سابقه مبارزاتی را بیاورد بکند مهرتابان و وارث سازمان ! ( توهین و دهن کجی به ۴۰ هزار کشته ) و در حالیکه زنان طلاق داده را با شعار بیا بیا بیا زیر گلوله سربازان مالکی میفرستد در حیاط خلوت دور "زن " خودش اسفند میچرخونه و قربون صدقه اش میرود !!! ویا پنهانی برود به وزارت اطلاعات عراق پول بگیرد و بیاید در جمع داد استقلال بدهد !!!

ناشناس گفت...

مرتجعین واقعی نسبت به تحریک بچه های مذهبی تر برمیامدند در مسجد انها را سازماندهی میکردند و به جون بساط گروه ها میانداختند . من رضا را دیدم که امده بود جلوی بساط مجاهدین چماقش را نشان میداد و با رگ گردن باد کرده بر علیه هم بازی ها و بچه محل های خودش عربده میکشیدو انها را به جمع کردن بساط تهدید میکرد و بخاطر دوستی های قبلی و صمیمیتهایی که قبل از ۵۷ بین شان بود در ضرب و شتم ملاحظه هم میکرد ... مثلا با عربده و عصبانیت با در دست داشتن چماق میگفت محسن تو بیا از تو اینا بیرون شب داداشت نیاد بگه براچی محسنو زدی ! ؟ و محسن هم میگفت هیچ گوهی نمیتونی بخوری برو دنبال کارت چماقدار ! ( اوایل در این حد بود )
اما درگیری ها در این حد نماند و سریعا به مرحله ای رسید که خون از سرو کوی شهر بالا میرفت ... در گوشه و کنار بچه هارا چماقداران محاصره میکردنو با زنجیر به قصد کش میزدند . در بعضی نقاط کمیته ای ها گلوله هم میزدند و لات و لوت هایی هم با قمه میامدند و تو سروصورت بچه ها میکشیدند و یکی درمیان مجروح و کشته هم میداد ... طبعا هواداران محاهدین خیلی خیلی بیشتر بودند و بیشترین جراحت متعلق به انان بود . سایر گروه ها هم خصوصا گروه هایی که به خط سه معروف بودند شدیدا مورد کین و نفرت چماقدارانی بودند که اتفاقا بحث سیاسی هم بلد بودند و کمابیش اطلاعاتی هم داشتند مثلا یادمه به گروه های خط سه میگفتن اینا مرتدن بعد با چماق اشاره میکردن به دختر خط سه بهش حرف های شدیدا رکیک میزدن که طرح ان صورت خوشی ندارد ... البته در چند مورد چماقداران خیابان خراسان از دست بچه های خط سه چندتا کله اساسی خورده بودن بطوری که یکی از چماقداران با دماغ شکسته و صورت خونین دنبال دخترا میدوید و پاره اجر به سمتشون ول میکرد و دختره هم عین موشک با زیگزاگ میرفت اما چه فایده ؟ همه خانه همدیگر را میشناختند و این مصیبتی بود که نتیجه ۲/۵ سال کار علنی بود . تمام کمیته ای ها تو متطقه شون کوچه به کوچه میدونستند که چندتا مجاهد و چندتا کمونیست ! داره ! بنی صدر در دانشگاه تهران انصافا در افشای چماقداران سنگ تمام گذاشت . من هرگز قصد دفاع از ایشان را ندارم اما او در افشای چماقداران و دفاع از ازادیهای نیم بند سنگ تمام گذاشت . بزودی سی خرداد فرا رسید و خون بر خیابانها جاری شد . رژیم صغیرو کبیر را از دم تیغ گذراند ... کمیته ای ها بچه هارا از تو خونه هاشون بیرون میکشیدند و با ضرب و شتم به محل اعدام میبردند و تیربارانشان میکردند ( به همین سادگی ) صدای پدرومادرها به هیچ کجا نمیرسید . برای رژیم فرقی نداشت که از چه گروهی هستی هرچی دم دستش بود دستگیرو تیرباران کرد وطبعا هواداران مجاهدین بیشتر از سایرین بودند . شدت سرکوب به حدی بود که حزب توده و اکثریتی ها که از مدافعین سرسخت خمینی بودند نیز دستگیرو اعدام میشدند ... بچه های خط سه نیز بسرعت دستگیرو تیرباران شدند ... فرارها شروع شد هیچ محلی امن نبود بچه ها شبها زیر ماشین ها در خیابانها میخوابیدند یا در کف وانت بارها یا در بار کامیونها ... جاهایی که گشت دید نداشته باشداما هرروز دستگیر میشدند ...صدها هزار هوادار از هیچ امکان امنی برخوردار نبودند و حتی بعضا ارتباطشان قطع شده بود ... در این اثنا بود که اقای رجوی و بنی صدر به اتفاق خلبان معزی تهران را ترک کردند و در پاریس فرود امدند . در شرایطی که هزاران نفر بخاطر بی امکاناتی و کار علنی تیرباران شده بودن و صدها هزار هوادار دربدر و بی جا بودند و تیم موسی خیابانی هم ضربه خورده بود رهبر خاص الخاص در فکر ازدواج بود ) و صدها نفر از کادرهای سازمان با داشتن امکانات کشور را ترک کرده بودند در حالیکه صدها هزار هوادار شناخته شده بدون ذره ای امکانات در دهان اژدها رها شده بودند ! راستی نباید حس بی مسئولیتی ناشی از بی تجربگی رهبران نادان به محاکمه تاریخ سپرده شود ؟ قطعا دشمن غدار بود اما رهبران نیز توانشان در حد مسئولیت یک سازمان عریض و طویل چند صد هزارنفره نبود وگرنه با چنین خوشبینی دست به کار علنی نمیزدنند . ایا تا کنون این ضربه و این تلفات از زاویه ندانم کاری رهبران مورد نقادی قرار گرفته است ؟ مسلما خیر ! چون رهبران اجازه نمیدهند واین همان پاشنه اشیل است . از گروه های خط سه که چیزی نماند چون اکثر هواداران به همراه اکثریت رهبرانشان دستگیرو تیرباران شدند . در میان تیرباران شدگان علیرضاسپاسی اشتیانی مسئول ترور سرهنگ هاوکینز از اعضای مرکزی مجاهدین در دوره رضا رضایی بود که میگویند در سال ۵۳ مارکسیست شده بود و به جریان خط سه پیوسته بود .بهرحال امام خمینی " پدر برگوار " و " مجاهد اعظم " و " رهبر سازش ناپذیر خلق " انتقام ژنرال هاوکینز را گرفت !!!! ( این هم از رخدادهای عجیب تاریخ سیاسی ایران بود ) .... ادامه دارد ...

ناشناس گفت...

تیربارانها ادامه داشت و به موازات ان هرکس که توانست از کشور خارج شد اما ... تنها انهایی که دارای هیچگونه امکاناتی نبودنند در جریان دربدری ها دستگیر و تیرباران میشدند انگار جان انسان تنها کالای بی ارزش بود ! تصویر این درد در هیچ پرده ای نمیگنجد . سوالات زیادی در ذهن انسان بوجود میاید که طبعا در ذهن مسئولین هم بوجود امده اما چرا مسکوت مانده است ؟ ایا سی خرداد یک سرنوشت محتوم بود ؟ ایا سی خرداد قابل پیش بینی بود ؟ اگر اری پس چرا اکثریت هواداران در محله های خود و یا دوران دربدری دستگیرو تیرباران شدند ؟ و اگر نه چگونه میتواند یک ضرورت حقنه شود ؟ ایا به یک مانور تاکتیکی نمیتوانستیم فرصتی را برای نجات هواداران بوجود بیاوریم ؟ کجای تحلیل ما اشتباه بود ؟ از تلاش برای مشایعت از امام خمینی در فرودگاه مهراباد تهران تا دادن القاب عجیب و غریب به ایشان مانند پدر برگوار و مجاهد اعظم و رهبر سازش ناپذیر و سمبل شرف ملی و صدها القاب دیگر تا ماجرای سی خرداد و رها کردن صدها هزار هوادار در دهان پدر بزرگوار و فرار دهها مسئول از کشور یعنی چی ؟ ایا نمونه تاریخی مشابهی را میتوانیم مثال بزنیم ؟ مگر نمونه های تاریخی ما جز روسیه و جین و کوبا و الجزایر بودن ؟ در کدامیک از این موارد مشابهتی با انچه برما گذشت وجود داشت ؟ ایا ما یک تریلی با ظرفیت کامل را در سراشیب جاده ای بس پرپیچ و خم و هوای طوفانی با دید خیلی کم به دست کسانی نسپردیم که در طول عمرشون پشت یک پیکان در جاده کفی نشسته بودن ؟ ما همگی بنابر یک شرایط تاریخی خاص سوار یک کشتی عظیم در اقیانوس بیکران شدیم و سکان را کسانی در دست گرفتند که هیچگونه تجربه ای در هدایت کشتی در اقیانوس متلاطم نداشتند اما ما فکر میکردیم دارند ! با اولین ضربه طوفان به سینه کشتی بسیاری به قعر اقیانوس پرتاب شدند ... سپس ملوانان سوار قایق های نجات شدند و گریختند و بقیه مسافران کشتی را بدون ملوان در اقیانوس بیرحم رها کردند ... انها خود را به سواحل امن رساندند و برای ما پیام میدادنند ! ما دلمان به پیام انان خوش بود ولی انان دلشان به نجات و ادامه رهبری خودشان ! ما در دربدری و بی خانمانی و ترس از دستگیری و تیرباران و انها به فکر مطرح کردن خویش و تجدید فراش ! ایا غیر از این بود ؟ ایا قصد من متلک گویی سیاسی است ؟ ایا قصد من روایتی از یک واقعیت تاریخی است ؟ کجایش را اشتباه میگویم ؟ کدام روایتش را ؟ گفتند فرانسه چون اروماس جای مبارزه نیست کشک است ! دعوت صدام را لبیک گفتند و به طرفه العینی صاحب زمین و دلار و تیرو تفنگ شدتد و به ارتش کوچک ایرانیان تحت سرپرستی مستقیم رژیم عراق درامدند ( در پشت همه فریادهای پوشالی مصرف داخلی این یک واقعیت بود) در این دوره سراز پا نمیشناختیم و هرانکس که تیرو تفنگ نداشت دشنام میدادیم ! و هرانکس را که در اروپا بود به پوچ میگرفتیم ! باقول پشتیبانی صدام فروغ جاویدان درست کردیم و چندین هزار نفررا راهی تنگه کردیم و پس از دادن تلفات سنگین طلبکارهم شدیم ! طلاق جاری کردیم و خودمان زن خودمان را دودستی چسبوندیم تو بغلمون و برلش اسفند دود کردیم ( این دیگه خیلی باحال بود !) صدام سقوط کرد با التماس و خواری تیروتفنگ هارا به سربازان امریکایی بدون انکه حتی برای دل خوش خنک یه تیر هوایی هم بزنیم تحویل دادیم ! ( این دیگه خیلی قهرمانانه بود ! چیزی از جنس "تحویل قهرمانانه" ! حالا دیگه سلاحی نبود که ژستش را بدهیم برای همین خط عوض شد ! مبارزه بدون سلاح قهرمانانه تر از نبارزه با سلاح ! ما هم هورا نیکشیدیم ! عجب احمق هایی بودیم . حالا اومدیم اروپا یعنی در جایی که بقول سابق ! خودمان مبارزه در انجا یعنی کشک ! باز هم هورا میکشیم ! ظاهرا حماقت روی ما تخم گذاشته است ! بماند که چه سیاه بازی ها و سیاه کاری هایی راه انداختیم که مردان منتقد را به زنان رهبری تبدیل کنیم و چنان شاخص بازی راه بیاندازیم که هیچ زنی هم دیده نشود . ای داد بیداد ... ای داد بیداد ...

ناشناس گفت...

جناب مصداقی
از دی ماه ۹۶ به اینطرف جنابعالی در مصاحبه های خود جسته گریخته و بدون دلیل یوهو در جهت ضایع کردن رضاپهلوی صحبت میکنید ! میتونید علتشو خیلی کوتاه بگید ؟ این یعنی چی واقعا ؟

ناشناس گفت...

جدیدا جماعت فرصت طلب ولایتمدار رجوی خودشان را وارد اش کرده اند و از حجاب اجباری مینویسند ! یکی نیست بهشون بگه ۴۰ ساله تو خارج و اروپا از روسری فاصله نگرفته اید چگونه میتوانید برای بانوانی که تو ایران روسری سرچوب میکنند و به قیمت ضرب و شتم روسری از سر برمیدارند سوزوگداز میکنید ؟ اول به سم خودت نگاه کن به سم پای خود بکنید بعد علیه جفتک مرانی قلم بزنید !
البته همه انهایی که باید بدانند میدانند گروه توجیب ریزی که در ولایت رجوی ذوب شده اند همه روسری دارند حتی ملکه کندوشان ! سوء استفاده و توجیب ریزی مقاومت زنان در ایران احتمالا امروز تو بورس بیزینس این جماعت تو جیب ریزه . وقتی از فرصت طلبی و توجیب ریزی جماعت ولایتمدار رهبر عقیدتی صحبت میکنیم به مجاهدین "امام پرور" پس از سال ۵۷ مربوط میشود . قبل از ۵۷ هرچی مجاهدین خرج کردن بعد از ۵۷ فرصت طلبان تو جیب ریختن و الان هم مبارزات زنان داخل میهن بر علیه حجاب را به جیب میریزند . این فرصت طلبان از صبح تا شب عین لاشخور مبارزات داخل را رصد میکنند تا ان را به جیب بریزند . اشتباه میگم ؟؟؟ اگر راست میگویند اولا جرات و شهامت بخرج بدهند و اخبار دختران خیابان انقلاب را پوشش بدهند ؟ یه روز بجای مریم مریم مریم کردن اخبار کتک خوردن و بازداشت وزندان دختران خیابان انقلاب را پوشش بدهند تا دم خروسشان از زیر روسری شان بیرون نزند دوما خودشان به حمایت از بانوان ایران روسری از سر بردارند و سرچوب بزنند سوما اخبار زنان بدون روسری و سلاح بردوش مبارز کوبانی را که بر علیه بنیاد گرایان و تفکر داعشی در رزم بی امان هستند را پوشش بدهند ! اگر هم مایل بودند و نخواستند تا از فاصله ۴۰۰۰ کیلومتری شعار توخالی بدهند بیایند ایران در پیشاپیش زنان مبارزه کنند ! ظاهرا شرایط براشون سخت شد پس بیخیال !!! تا وقتی میتوان لاشخوربازی و توجیب ریزی کرد بباید کرد ! یعنی میتوان و باید ! بهرحال مبارزات در داخل به همان نسبتی که گسترش میابد و پیش میرود به همان نسبت حرص توجیب ریزی الترناتیو خودساخته ولایت برای تو جیب ریزی بیشتر میشود ... مگر نه اینکه اپورتونیسم مانند هر پدیده ای با پیچیدگی هایی در حال تکامل است ؟

ناشناس گفت...

تو الترناتیو خودساخته ولایت مدار ! بعداز ۶۴ که به اصطلاح فیل انقلاب ایده الوژیک را فرستادن بالا و مثلا زنان را بر تشکیلات غالب کردند تدریجا مردان کم رنگ و حذف شدن ..‌ امثال علی زرکش ها و افتخاری ها هم که مسعود از انها حساب میبرد به یمن اقتدار مالی انحصاری رجوی ها لجن متل شدند و سپس حذف گردیدند ... اما این پروژه به اینجا ختم نشد ! حالا باید زنها را حذف میکردنند اما به جای ان چه چیزی باید میگذاشتند ؟ نمیتوانستند که یه انقلاب ایده الوژی دیگری راع بیاندازند و بچه هارا بیاورند و زنان را حذف کنن که !!! امدند تدریجا با پررنگ کردن مریم و دادن القاب عجیب و غریب مانند مهرتابان و دیگر القاب مزخرف و دست اخر دادن دارایی ها به ایشان و غیره به زبان بی زبانی یعنی زبان اپورتونیستی به بقیه گفتن نخودی هستیدو جزو قاذوراتین ! این فقط تیکه کوچکی از سیاه کاری های تبه کارانه پشت پرده بود . حتی لباس و روسری و کفش و نوع زندگی این عزیزدوردونه چاپلوس هم باید عوض میشد تا فرقش با بقیه جیغ بزنه و این جینگولک بازی های عجیب و غریب اپورتونیستی کاررا به انجا کشانید که زندگی ایشون شد چیزی شبیه زندگی ملکه و بقیه زنان شورای رهبری هم با لباس متحدالشکل شدند خدم و حشم ایشون و برای اینکه این خدم و حشم یکوقت یابو برشون ورنداره ! شدن جاسوس و خبر جین همدیگه ... از اونجایی که این جماعت کلا عاشق رده بازی و رده طلبی هستن به هر کدومشونم یه رده ! دادن مثلا مسئول اول مسئول دوم مسئول سوم مسئول روابط مسئول ضوابط ! و کفت و زهرمار و نظائر ان .... کارشونم از صبح تاشب جاسوسی علیه همدیگه است و پوستر چسبونی و پوستر پرستی و نظائر ان ... ادبیاتشونم پشت روست ! مثلا به موش همیشه در سوراخ میگن شیر همیشه بیدار ! به فرصت طلبی و سوداگری با خون اعضاء میگن قیمت ! به استقلال فکری و اتخاذ موضع میگن فردیت کلفت ! به ازادی میگن بی بندوباری ! خلاصه به همه جی یه جیز دیگه میگن ! زبانشون مخصوصه ! صدرحمت به زرگری ! جالبه که همه اون مثلا خصلتهای فردیت طلبی و انحصارطلبی و یکجا تو رهبران جمع کردن و به کسی هم نمیدهند یعنی انقدر دوستش دارن که حاضر نیستن یه ذرشو به بقیه بدهند ! بقول معروف نیگن بده که دست زیاد نشه ! از نظر ژست و شعار میگن بت پرستی خوب نیست و در عمل و پراتیک میگن بت اگر من باشم بت پرستی خوب است و زیادهم بد نیست ! و هرکس که بگوید بداست حتما که وزارتی است ! بدون سند ومدرک تهمت میزنن که زبون بران کنتد ! اما به هیچوجه به مزدوری رهبران بت شکن ! در رابطه با وزارت اطلاعات عراق که کلی هم فیلم و سند و مدرک داره اشاره نمیکنن وقتی هم که گندش دربیاد میگن اخه مگه تو کشور جهان سومی وابستگی هم معنی داره ! متوجه این تناقص هم نیستن که نوکری و وابستگی وزارت اطلاعات ایران هم تو یه کشور جهان سومیه ! یعنی با این گافشون اب تطهیر روی وابستگان اطلاعات هم میریزند ! و دقیقا برای همینه که به منتقدین مستقل کینه دارن ولاغیر . خلاصه اپورتونیسم داستانش ته نداره و چون همیشه مبارزه هست بنابراین تو جیب ریزی هم هست .

ناشناس گفت...

اطلاعیه :
توسط جوانان صحنه نبرد نام جماعت ولایتمدار رجوی به شرکت سهامی استان بوسان توجیب ریز ولایت تغییر داده شد .
مدیران عامل دونفر مریم و مسعود با تمام اختیارات مالی
اعضای هیئت مدیره ۲۰ نفر بدون اختیار و دست به سینه منتظر
۲۰۰۰ نفر خدم و حشم به عنوان سیاهی لشگر .
__________
شرح وظایف
رصد مدام و توحیب ریزی قیام مردم ایران
کمرنگ کردن مبارزه زنان در ایران
حذف مبارزه دختران خیابان انقلاب از نشریات
بی توجهی به زنلن مبارز در زندان
گنده کردن مدام مریم و مسعود
______________
ادرس دفتر مرکزی : پاریس با شعبات بسیار
بعدا طی اطلاعیه جداگانه به نحوه درامد مالی "شرکت سهامی " فوق اشاره خواد شد .

ناشناس گفت...

اطلاعیه :
توسط جوانان صحنه نبرد نام جماعت ولایتمدار رجوی به شرکت سهامی استان بوسان توجیب ریز ولایت تغییر داده شد .
مدیران عامل دونفر مریم و مسعود با تمام اختیارات مالی
اعضای هیئت مدیره ۲۰ نفر بدون اختیار و دست به سینه منتظر
۲۰۰۰ نفر خدم و حشم به عنوان سیاهی لشگر .
__________
شرح وظایف
رصد مدام و توحیب ریزی قیام مردم ایران
کمرنگ کردن مبارزه زنان در ایران
حذف مبارزه دختران خیابان انقلاب از نشریات
بی توجهی به زنلن مبارز در زندان
گنده کردن مدام مریم و مسعود
______________
ادرس دفتر مرکزی : پاریس با شعبات بسیار
بعدا طی اطلاعیه جداگانه به نحوه درامد مالی "شرکت سهامی " فوق اشاره خواد شد .

ناشناس گفت...

این بیانیه ۱۲ ماده ای اقای رحوی که این همه اقای همنشین بهار ازش تعریف میکنه و رجوی را بواسطه ان "معلم" خطاب میکنه را خواندم و راستش با توجه به خصلتهای اپورتونیستی ایشون مگر بیانیه غیراز ان مضمون دیگری میتونسته داشته باشه ؟
اولا بیرون مجاهدین تغییر ایده الوژی داده بودن و شدیدا در زرم بی امان و اتشو و خون قرارداشتند پس چطوری باید علیه شون موضع گیری کرد که ابروریزی نباشه ؟ از نظر خصلت های موشیده گنده گدیی و محورطلبی و توجیب ریزی اقای رجوی اول باید با راست سنتی مرز داشت که ژست انقلابی داشته باشه و سپس به مبارزینی که در اوج مبارزه مسلحانه قرارداشتند باید تاخت که خودشو مطرح کنه ! ( روانشناسی این فرصت طلب ها کف دست منه ) ... بنابراین یکسری نزخرفات طی ۱۲ بند مناشر میکنه که اخرش به مطرح کردن خودش بیانجامه ولاغیر وگرنه بعد از ۵۷ چندبار پیش بازرگان نمیرفت و از شهرام گلایه نمیکرد ! وگرنه زرپ و زرپ "پدربزرگوار" نمیگفت و امام امام نمیکرد ( صدها اطلاعیه و نشریه مجاهد در زمان "مدیریت "! ایشان را به شهادت میطلبم !!! بنابراین بیانیه ۱۲ ماده ای ایشان چیزی جز مطرح کردن خودش نبوده و مگر نیشه مبارزین بیرون را نفی کنی ولی با راست سنتی مرز نکشی ؟ اینکه خیلی تابلوئه ! ومگر نه اینکه شهرام تیغی بر چشم راست سنتی بود و سرانجام بدست انان دستگیروتیرباران شد ؟ نکنه اینم الکیه ؟ اپورتونیسم اقای رجوی ته نداره و استلن بوسان که جای خود دارد ، متاسفانه بعضی وقت ها بقیه هم که هنوز در ندار جاذبه پوشالی قراردارند خام میشوند ! ای داد بیداد ... ای داد بیداد ....

ناشناس گفت...

جالبه که مردمو از تجزیه میترسونن ولی مردم کازرون در مقابله با تجزیه شهرشون تا پای جان ایستادن .

ناشناس گفت...

جالبه که مردمو از تجزیه میترسونن ولی مردم کازرون در مقابله با تجزیه شهرشون تا پای جان ایستادن .

ناشناس گفت...

بعد از اینکه این دونفر یعنی شهرام و بهرام سازمان را مارکسیستی کردند صدای راست سنتی و ارتجاع مذهبی و همقارانشون یعنی اخوندها درامد ... حرکت بهرام و شهرام بزرگترین ضربه به راست ارتجاعی - اخوند و نظائر ان بود بنابراین برعلیه شهرام و بهرام به لجن پراکنی نظیر ارتداد و غیره پرداختند و همین انتقاد از داخل زندان بنوعی بر علیه شهران و بهرام پرداختند و یک ژست مرزبندی با راست ارتجاعی هم بهش چپاندن که رنگ و لعاب انتقادشون از زاویه نثلا چپ باشه ! طفلک شهرام و بهرام که از این جماعت فرصت طلب چه خون دلی خوردند و سرانجام توسط راست ارتجاعی تیرباران شدند و ... تورا به اعتقاداتتون بروید تاریخ واقعی را بخوانید وگرنه تا اخرعمر گرفتار تحریف خواهید بود .

ناشناس گفت...

با توجه به اینکه شعارهای اخیر مردم به هیچوجه بوی اسلامی و مذهبی نمیدهد بایستی این را برای اینده به فال نیک گرفت و بایستی هر اپوزوسیون پرمدعا یا کم مدعایی را که قصد اوردن شعارهای مذهبی و یا قیاس های مذهبی هستند بخاطر جلوگیری از عقب ماندگی شعاری ، شدیدا افشایشان کرد . هرکی میخواد باشه فرقی نداره و این یک ضرورت تاریخی است . مردم اینک از شعارهای مذهبی دور شده اند و روی خواست و مطالباتشون پا سفت کردن بنابراین ان جریاناتی که با شبیه سازی حسین و یزید و علی و معاویه وارد میشن قطعا جنبش را قربانی خواهند کرد . دیگه بسه . امیدوارم که اگاهی اجتماعی روی خواستها در حدی باشد که خودبخود اینگونه طیف ها را پس بزند وگرنه حالا حالا ها گرفتار اخوند خواهیم بود . در جال حاضر این چندتا چیز برای مردم مهمه ایرانیت و همبستگی همه ایرانیان در مقابل ظلم تا محو ان ولاغیر . مسلما ظلم تعریفش معلومه و چیزی نیست جز کلیت نظام .
در راستای این هدف دختران خیابان انقلاب و مبارزین داخل زندان مرجح بر بقیه مدعیان هستند . ما امروز چندجور مدعی داریم اولا انهایی که ۴۰ ساله اونور اب هستن و شعار میدن که برای مردمی که درداخل در حال مبارزه اند حرف مفتی بیش نیست دوما انهایی که در داخلند و ازجنس اصلاح طلبند که ابرویی در انظار ندارند و ماجرایشان را مردم با خون خاتمه یافته اعلام کرده اند سوما انهایی که در خارجند و مرتب مهملاتی درباره تجزیه میگویند . این سه طیف دشمن مردم و دوست نظامند حتی اگر خودشان قبول نداشته باشند . حتی اگر تندوتیز صحبت کنند حتی اگر رگ گردنشان باد کند . این سه طیف بمثابه فرصت طلبان و لاشخورهای سیاسی و ایه یاس خوان در مقابل مردمند ولاغیر .

ناشناس گفت...

اقا خواهشا به این الترناتیو های الکی پلکی خود قهرمان بین ، بگید بروند دنبال کارشان تا مردم در داخل ایران کاررا که یکسره کردند بیایند و قطعا میتوانند حزب و دسته خودشان را داشته باشند در غیراینصورت مانعند .

ناشناس گفت...

دیشب داشتم فایل صوتی اقای رجوی در سالگرد ۲۲ بهمن را در سال ۶۵ گوش میکردم ... صحبتهای ایشون مرا واقعا حیران کرد طوری صحبت میکردند که انگار نه انگار تا قبل از ۳۰ خرداد چه چیزهای مزخرفی گفته اند . ایشون میگفت در شرایط خلاء رهبری ذیصلاح ، خمیتی توانست رهبری را غصب کند ! انکار عمه من بود که خمینی را "پدربزرگوار" و " امام خنینی رهبر مبارزه سازش ناپذیر" و " سمبل شرف ملی " و صدها القاب مشابه دیگه به ایشان داده بود ؟! اگر به نشریات مجاهد و سایر جزوه های منتشره انان مراجعه کنید از دعاوی عجیب و غریب اقای رجوی در سخنرانی سال ۶۵ شاخ در میاورید . همچنین ایشون میفرماید که خمینی با خیمه شب بازی لانه جاسوسی انقلاب را عقیم کرد و چه و جه ... اصن یادش رفته که ایشان به اتفاق حزب توده از صرفداران پروپاقرص تسخیر سفارت بودن و یادش رفته که چقدر اطلاعیه به نفع دانشجویان خط امام دادند ...
واقعا اینا فکر میکنند برای چه کسانی دارن سخنرانی میکنند ؟ زهی بی شرمی .
خوب جرات و شهامت داشته باش بیا بگو گوه خوردم و اشتباه کردم و در اندازه شرایط نبودم ... اینکه ابرومندانه تراست تا انکار و دادن ادرس غلط به تاریخ ! و ارائه اشعارهای توخالی و ردگم کنی ؟!
عجب گیری کردیم وجدانا از دست این فرصت طلبان توحیب ریز !

ناشناس گفت...

باز هم دادن ادرس غلط و گنده گویی توسط فرصت طلبان توجیب ریز ! تحت عنون مجاهدین و ضریب نامرئی !!! :
از قول چگوارا نوشته اند که دیکتاتورها هرگز نخواهند فهمید که به کمیت رزمتده یک ضریب نامریی هم تعلق میگیرد که مثلا قوی تر میشود و غیره و غیره ...
خوب ... حالا گیریم که چگوارا این ضریب نامریی را طی حضور خو در مبارزه بی امان و مبارزه در پیشاپیش رزمندگانش تجربه کرده باشه و حتما که تجربه عملی خیلی خوبی است اما کجای این تجربه به جماعت اپورتوتیست خارج نشین دیپلمات باز ارتباط پیدا میکنه ؟ همه عناصری که چگوارا برشمرده در جماعت رجوی و الباتی نشینان که مصداق ندارد ! این شبیه سازی الکی پلکی و ابکی کشته این جماعتو ! از تو جیب چگواراهم میخوان بریزن تو جیب خودشون ! و اابته که برای خر کردن ۲۰۰۰ خدم و حشم ! به شتر گفتن چرا شاشت پس است گفت کجام شبیه کس است ؟ اخه خدم و حشم جماعت رجوی در اروپا کجاش شباهت به رزمتدگان مسلح چگوارا داره ؟ درثاتی رهبران این خدم و حشم کجاشون شبیه چگواراست ؟
درثانی چگوارا به عنوان پیش قراول رزمندگان در عملیات کجا شبیه خواب و غیبت ۲۵ سال موش همیشه در سوراخه ؟ اخه انصاف هم در قیاس و شبیه سازی چیز خوبیه والا ! بروید مهمانی افطارتان را بکنید چکاردارید به چگوارا ؟!
تا حالا اعصبمونو مهمونی های افطاری دیکتاتورهای نظام خورد کرده بود حالا مهمونی های افطاری اپوزوسیون ! هم بهش اضافه شد و البته با طعم چگوارا !
جون مادرتون دست از چگوارا بردارید و به افطارتون برسید . این نوع مهمونی ها مال شماها و اخونداست ... لطفا نیم نگاهی هم به کودکان در کنار سطل های زباله داشته باشید بدک نیست .
بجای افطاری دادن بروید شکم جهارتا دردمند هموطن را سیر کنید و از این اخوندبازی ها دست بردارید .

ناشناس گفت...

مرتب و پیوسته رهبران ولایت عقیدتی بکجوری سعی میکنن جداشدگان از سازمان را وابسته به رژیم نشان دهند ( ممکنه بین انها وابسته به رژیم هم باشه و این به گردن محتوای اموزش رهبر عقیدتی است که فردیت افراد را گرفته و تصمیم مستقل در انان را نابود کرده و خود باعث وابستگی انان شده و من کاری به انان ندارم ) من با ان دسته از جداشدگانی کار دارم که رهبری عقیدتی را خائن و فرصت طلب میدانند و به این رسیده اند که این فرصت طلبان اولا دیپلماتن دوما اهل زدوبندند سوما اویزون محافل امریکایی اند چهارما نون سابقه سازمانو میخورن و غیره ... و جالبه عصبانیت باند عقیدتی از همین نوع جداشدگان است و سوزوگدازشون از این هست که چرا انها به سمت رژیم نرفته اند ! من وقتی مطلبی از این جداشدگان میخونم متوجه میشوم ۴۰ سال و بیشتر انقدر توسط مشتی رده طلب توجیب ریز بی جنم تحت تحقیر و کنترل بوده اند که خروج از این تشکیلات را عین ازادی میدانند . واقعا هم خسته کننده است ... فکرش را بکنید یک ملکه با همقطاران مفتخور توجیب ریزشون بیایند بصورت مادام العمر بر ۲۰۰۰ خدم و حشم حکمرانی کنند و انها را از موضع رده شان تحقیر و تحت هژمونی بگیرند ! طبعا ادم طغیان میکنه دیگه !
هر غلطی خودشان دلشان بخواهد بکنند ولی بقیه تحت نظر مسئول نفس بکشند ! چیه ؟ اخه اینا رهبرند ! اینجوری ۴۰ سال تو خارج تو پرقو باشی و خودت پشت صحنه شعارتوخالی بدی و بقیه رو بفرستی زیر گلوله !!! معنی رهبری را فهمیدن این جداشدگان و حق دارن که جدابشن . از نظر این رهبران قلابی مرگ خوبه ولی برای همسایه !

ناشناس گفت...

مرتب و پیوسته رهبران ولایت عقیدتی بکجوری سعی میکنن جداشدگان از سازمان را وابسته به رژیم نشان دهند ( ممکنه بین انها وابسته به رژیم هم باشه و این به گردن محتوای اموزش رهبر عقیدتی است که فردیت افراد را گرفته و تصمیم مستقل در انان را نابود کرده و خود باعث وابستگی انان شده و من کاری به انان ندارم ) من با ان دسته از جداشدگانی کار دارم که رهبری عقیدتی را خائن و فرصت طلب میدانند و به این رسیده اند که این فرصت طلبان اولا دیپلماتن دوما اهل زدوبندند سوما اویزون محافل امریکایی اند چهارما نون سابقه سازمانو میخورن و غیره ... و جالبه عصبانیت باند عقیدتی از همین نوع جداشدگان است و سوزوگدازشون از این هست که چرا انها به سمت رژیم نرفته اند ! من وقتی مطلبی از این جداشدگان میخونم متوجه میشوم ۴۰ سال و بیشتر انقدر توسط مشتی رده طلب توجیب ریز بی جنم تحت تحقیر و کنترل بوده اند که خروج از این تشکیلات را عین ازادی میدانند . واقعا هم خسته کننده است ... فکرش را بکنید یک ملکه با همقطاران مفتخور توجیب ریزشون بیایند بصورت مادام العمر بر ۲۰۰۰ خدم و حشم حکمرانی کنند و انها را از موضع رده شان تحقیر و تحت هژمونی بگیرند ! طبعا ادم طغیان میکنه دیگه !
هر غلطی خودشان دلشان بخواهد بکنند ولی بقیه تحت نظر مسئول نفس بکشند ! چیه ؟ اخه اینا رهبرند ! اینجوری ۴۰ سال تو خارج تو پرقو باشی و خودت پشت صحنه شعارتوخالی بدی و بقیه رو بفرستی زیر گلوله !!! معنی رهبری را فهمیدن این جداشدگان و حق دارن که جدابشن . از نظر این رهبران قلابی مرگ خوبه ولی برای همسایه !

ناشناس گفت...

بزرگترین ارزوی الترناتیو خودساخته این هست که مخالفینش طرفدار رژیم باشن ! ببینید جقدر باید سقوط کرده باشن که برای صعود خودشان راضی به سقوط مخالفین باشن !!! کدام الترناتیو واقعی چنین ارزویی دارد ؟ یعنی این الترناتیو خودساخته ته خط در خدمت رژیمه ! اینان نه یک جریان سیاسی - نظامی بلکه یک جریان مالی - تبلیغاتی با بند و بست های فراوان است و در حال حاضر با بزک کردن چهارتا عروسک خیمه شبازی دیپلمات کشک ! دنبال گدایی قدرت ! حال انکه در ایران مبارزات مردم در فاز دیگری است .

ناشناس گفت...

کاملا مشخص هست که اقای بهبهانی کارش پیچوندن هست . تو یک ساعت برنامه صد جور در رابطه با رضا شاه صحبت هدفدار میکنه و بعد میگه نمیدونم . جالبه دقیقا از زملنی که جنازه بیرون انده توهین ایشون به رضاشاه زیادتر شده است . بیخودی ولیعهد را میکوبد . حرفهای غیر ضروری میزند.

ناشناس گفت...

اخیرا بهبهانی میگفت تظاهرات کازرون را امام جمعه راه انداخته . رسما گفت .دوهزارجور حرف میزنه .

ناشناس گفت...

واقعیت اینه که جامعه علیرغم انکه در حرکات اعتراضی بر علیه رژیم بسر میبرد اما هیچیک از اپوزوسیونهای خارج نشین را نه میشناسد و نه برای انان حرمتی قائل است . اصولا نسل عصیان زده و شورشی ما در سنینی نیستند که شناختی از اپوزوسیونها داشته باشند و حتی علاقه ای به انان ندارند و این برمیگردد به وضعیت و ویژگی های جامعه کنونی ایران . بنابراین هرگونه تلاشی از سوی اپوزوسیونها برای جابازکردن در اذهان جوانان امری کاملا بیهوده است . کارکرد اپوزوسیونها در حال حاضر به درد رژیم میخورد که چه وقت و چگونه در رابطه با سرکوب جنبش با انان یک بازی دو طرفه را برد - برد را بازی کند ! که نیاز به توضیح بیشتر نیست و در خانه اگر کس است یک حرف بس است .

اما مسئله اصلی این است که این اپوزوسیونها مجموعا علیرغم دعاوی جورواجورشان در مخدوده و طیف ۱۰ هزار نفر هستند حالا یا هزارتا بالا یا هزارتا پایین . بنابراین هر انجه که این اپوزوسیونها به نفع خود و برعلیه مخالفین خود مینویسند و تبلیغ میکنند به صمع و نظر بیشتر از ۱۰ هزار نفر نمیرسد . در بین این طیف انکه باید بداند خود میداند ! خراب کردن ها و هندوانه زیر بغل گذاشتن ها هیچ اثری ندارد . تنها در صورتی اپوزوسیونها میتوانند در جامعه جا باز کنند و از سوی نسل جوان پذیرفته بشوند که بعضا گذشته خود را نقد کنند ... سیاستها و برخی تاکتیکهای گذشته خودرا نقد کنند . از شخصیت سازی و بت سازی فاصله بگیرند که تسل جوان امروز برای هیچ بتی تره هم خورد نمیکند . از شعارهای توخالی فاصله بگیرند که نسل جوان از شعارهای توخالی رژیم خسته و بیزار است و طبعا بیزار از شعارهای پوشالی اپوزوسیون ... اینکه بخواهند از خون جوانان دهه ۶۰ برای خودشان اعتبار تهیه کنند امری است تخیلی ... در ایران امروز با توجه به خصوصیات ان نه امثال حزب توده شانسی دارد و نه امثال مجاهدین ! چرا ؟ خیلی ساده است ... جامعه هم از روسیه متنفراست و هم از مذهب و مجاهدت . طبعا جمهوری اسلامی هیچ شانسی برای بقاء ندارد نه در شکل ایده الوژیکی و نه در شکل نظام .

جامعه خیلی جلو تر از این حرف هاست .

خاکزاد

ناشناس گفت...

واقعیت اینه که جامعه علیرغم انکه در حرکات اعتراضی بر علیه رژیم بسر میبرد اما هیچیک از اپوزوسیونهای خارج نشین را نه میشناسد و نه برای انان حرمتی قائل است . اصولا نسل عصیان زده و شورشی ما در سنینی نیستند که شناختی از اپوزوسیونها داشته باشند و حتی علاقه ای به انان ندارند و این برمیگردد به وضعیت و ویژگی های جامعه کنونی ایران . بنابراین هرگونه تلاشی از سوی اپوزوسیونها برای جابازکردن در اذهان جوانان امری کاملا بیهوده است . کارکرد اپوزوسیونها در حال حاضر به درد رژیم میخورد که چه وقت و چگونه در رابطه با سرکوب جنبش با انان یک بازی دو طرفه را برد - برد را بازی کند ! که نیاز به توضیح بیشتر نیست و در خانه اگر کس است یک حرف بس است .

اما مسئله اصلی این است که این اپوزوسیونها مجموعا علیرغم دعاوی جورواجورشان در مخدوده و طیف ۱۰ هزار نفر هستند حالا یا هزارتا بالا یا هزارتا پایین . بنابراین هر انجه که این اپوزوسیونها به نفع خود و برعلیه مخالفین خود مینویسند و تبلیغ میکنند به صمع و نظر بیشتر از ۱۰ هزار نفر نمیرسد . در بین این طیف انکه باید بداند خود میداند ! خراب کردن ها و هندوانه زیر بغل گذاشتن ها هیچ اثری ندارد . تنها در صورتی اپوزوسیونها میتوانند در جامعه جا باز کنند و از سوی نسل جوان پذیرفته بشوند که بعضا گذشته خود را نقد کنند ... سیاستها و برخی تاکتیکهای گذشته خودرا نقد کنند . از شخصیت سازی و بت سازی فاصله بگیرند که تسل جوان امروز برای هیچ بتی تره هم خورد نمیکند . از شعارهای توخالی فاصله بگیرند که نسل جوان از شعارهای توخالی رژیم خسته و بیزار است و طبعا بیزار از شعارهای پوشالی اپوزوسیون ... اینکه بخواهند از خون جوانان دهه ۶۰ برای خودشان اعتبار تهیه کنند امری است تخیلی ... در ایران امروز با توجه به خصوصیات ان نه امثال حزب توده شانسی دارد و نه امثال مجاهدین ! چرا ؟ خیلی ساده است ... جامعه هم از روسیه متنفراست و هم از مذهب و مجاهدت . طبعا جمهوری اسلامی هیچ شانسی برای بقاء ندارد نه در شکل ایده الوژیکی و نه در شکل نظام .

جامعه خیلی جلو تر از این حرف هاست .

خاکزاد

ناشناس گفت...

از انجا که جماعت رجوی مینشینند دهن خامنه ای و وزارت اطلاعات را نگاه میکنند و بعد اگر چیزی تونستند از دهان اینها پیداکنند که سریع ! تو جیبشون بریزند که انروز کاسب بودن ولی اگر نتونستن چیزی پیدا کنن تازه فکر برنامه بوده !!!! خلاصه الان وزارت اطلاعات رگ خواب تنها الترناتیو ! را پیدا کرده و هراز جندگاهی یه اش نذری برای مجاهدین درست میکنه و میریزه تو کاسه اینها و اینها هم تا مدتی با اون اش نذری حال میکنن و تحلیل میدن و تیتراژ نشریاتشونو خوشگل میکنن ! در سخنرانی اخیر خامنه ای در رابطه با سرکوب مردم اسمی از " منافقین" ! برده نشد و "توطئه گران"و "اتهام"زنان و" اغتشاش" گران مورد نظر اقا بودند .
و ایکاش اقا یه "منافقم" میگفت تا مجاهدین حال کنند و دعایش را به جون اقا بکنند ! عجب روزگار مسخره ای شده والا ! بزرگترین الترناتیو قهرمان المپیک دنیا نشسته خوراک هویت و موجودیتشو از ترهات خامنه ای و وزارت اطلاعات میگیره !
اهااای جان باختگان دهه ۶۰ کجایید که ببینید این چهارتا ادم بیلیاقت برتری طلب توجیب ریز خودخواه چه بلایی بر سر این سازمان اوردند ! الان افتخارشون اینه که چندتا شخصیت امریکایی قراره در گردهم ایی شون شرکت و سخنرانی کنند ! کجایی حنیف ؟
کجایید ای شهیدان دهه ۶۰ که با شور و شوق سرود سرکوچه کمینه میخواندید و حض میکردید ...
بیایید ببینید این عروسکان خیمه شبازی را ... بیایید ببینید این کاسه بدستلن نذری خور را !

ناشناس گفت...

ته خط اینکه همانطور که اخوندها اندند و صاحب قدرت و مکنت شدتد دقیقا به همانگونه جماعت رجوی امدند و صاحب سازمان شدند . شاید برای خیلی ها که بیوگرافی تحریف شده ملکه ذهنشون شده تعجب اور باشد ولی من میدانم که چه دارم میگویم . حقیقت را میدانم . انها صاحب یک سازمان باداورده شدند که اعتبارش از سال ۵۰ به بعد بخاطر عملیات نظامی بود که این جماعت جدید هیچ نقشی در نبارزات انها نداشتند و فقط تنها هنرشون تو جیب ریزی در غیاب بزرگان سازملن بود ولاغیر .

ناشناس گفت...

یک کتابی اخیرا اقای همنشین در سایت خودش گذاشته بنام پرچم که دهها بخش و بند است و خواندش خالی از لطف نیست . در این کتاب که به قلم مسعود رجوی است سلطه تشکیلاتی توسط یکنفر یعتی خودش کاملا بصورت بند و تبصره تئوریزه شده بطوریکه واقعا ادم تعجب میکنه که کتاب ولایت فقیه خمینی است یا خیر سرش کتاب یک مبارز سیاسی !
لب مطلب کتاب اینه که سانترالیسم مفرط باید توسط ایشون و دستورات ایشون اجرا بشود و کسی حق نطق کشیدن ندارد و همه موظفند دور سر مریم بچرخند چون او تنها کسی است که وی را درک کرده ! ( بخوان تنها بی اراده چاپلوسی که کاملا خودرا در اختیار وی گذاشته است ) .
راستش وقتی کتاب را و بخش و بندهای ان را خواندم با خودم گفتم مقوله دموکراتیک از نظر این بزرگوار خودشیفته تو جیب ریز به چه معناست ؟ بنابراین نتیجه گرفتم که جمهوری اسلامی دموکراتیک ایشون همون جمهوری اسلامی خمینی است بدون هیچ نقاط افتراقی .
در این کتاب که روح تفکرات پنهان ایشون در ان وجود دارد اصولا دموکراسی چیزی لیبرالی و بورژوایی است ! و مفهوم ایشان از مارکسیسم چیزی شبیه دیدگاه رویزیونیستی حزب توده است و تعریفش از قدرت چیزی شبیه اصول ولایت فقیه میباشد . البته ظاهرا این کتاب مربوط به حداقل ۱۵ سال پیش است .
یکی از ویژگی های این کتاب که دقیقا خصلت و روحیه نویسنده ان یعنی اقای رجوی را بوضوح نشان میدهد ترس از توجیب ریزی اعضا هنگام انتقاد در جمع است . ایشون شدیدا معتقده مسئول طوری باید عضو تحت مسئولیتش را محاکمه کند که او نتواند چیزی تو جیب خودش بریزد ! دقیقا همینطوری گفته ! بنابراین رجوی از این خصلت ( تو جیب ریزی شدیدا وحشت دارد ) ترس دارد ! میدانید چرا ؟ چون دقیقا میداند که خودش اینکاره است یعتی توجیب ریز است . حتما این کتاب را بخوانید و بعد متوجه روحیات ایشون خواهید شد بنابراین من اسم ایشون را میگذارم مسعودتوجیب ریز ! و این لقب به لحاظ سابقه و روحیه و شخصیت و روش دقیقا برازنده ایشان است .
خاکزاد

ناشناس گفت...

یک کتابی اخیرا اقای همنشین در سایت خودش گذاشته بنام پرچم که دهها بخش و بند است و خواندش خالی از لطف نیست . در این کتاب که به قلم مسعود رجوی است سلطه تشکیلاتی توسط یکنفر یعتی خودش کاملا بصورت بند و تبصره تئوریزه شده بطوریکه واقعا ادم تعجب میکنه که کتاب ولایت فقیه خمینی است یا خیر سرش کتاب یک مبارز سیاسی !
لب مطلب کتاب اینه که سانترالیسم مفرط باید توسط ایشون و دستورات ایشون اجرا بشود و کسی حق نطق کشیدن ندارد و همه موظفند دور سر مریم بچرخند چون او تنها کسی است که وی را درک کرده ! ( بخوان تنها بی اراده چاپلوسی که کاملا خودرا در اختیار وی گذاشته است ) .
راستش وقتی کتاب را و بخش و بندهای ان را خواندم با خودم گفتم مقوله دموکراتیک از نظر این بزرگوار خودشیفته تو جیب ریز به چه معناست ؟ بنابراین نتیجه گرفتم که جمهوری اسلامی دموکراتیک ایشون همون جمهوری اسلامی خمینی است بدون هیچ نقاط افتراقی .
در این کتاب که روح تفکرات پنهان ایشون در ان وجود دارد اصولا دموکراسی چیزی لیبرالی و بورژوایی است ! و مفهوم ایشان از مارکسیسم چیزی شبیه دیدگاه رویزیونیستی حزب توده است و تعریفش از قدرت چیزی شبیه اصول ولایت فقیه میباشد . البته ظاهرا این کتاب مربوط به حداقل ۱۵ سال پیش است .
یکی از ویژگی های این کتاب که دقیقا خصلت و روحیه نویسنده ان یعنی اقای رجوی را بوضوح نشان میدهد ترس از توجیب ریزی اعضا هنگام انتقاد در جمع است . ایشون شدیدا معتقده مسئول طوری باید عضو تحت مسئولیتش را محاکمه کند که او نتواند چیزی تو جیب خودش بریزد ! دقیقا همینطوری گفته ! بنابراین رجوی از این خصلت ( تو جیب ریزی شدیدا وحشت دارد ) ترس دارد ! میدانید چرا ؟ چون دقیقا میداند که خودش اینکاره است یعتی توجیب ریز است . حتما این کتاب را بخوانید و بعد متوجه روحیات ایشون خواهید شد بنابراین من اسم ایشون را میگذارم مسعودتوجیب ریز ! و این لقب به لحاظ سابقه و روحیه و شخصیت و روش دقیقا برازنده ایشان است .
خاکزاد

ناشناس گفت...

واقعا عجیبه ... در حالیکه اقای بهمنی رییس سابق بانک مرکزی میگدید اقازاده ها چندین میلیارددلار از کشور خارج کرده اند ! اقای مصداقی به اتفاق اقای بهبهانی اصراردارند که این حرقها شایعه است !!!
همه مردم میدونند که میلیاردها دلار پول نفت را اقازاده ها از کشور خارج کردند اما متاسفم که مصداقی و بهبهانی تلاش دارند که بگویند دروغه امدنیوزه !
گوربابای امدنیوز ... مردم دارند میگن و بعضی مسئولینم در تضادهای داخلیشون اعتراف کردند .
لطفا انگیزه خودرا توضیح دهید .

خاکزاد

ناشناس گفت...

ایا واقعا خانم رجوی دارای همان سوابقی است که در سایت مجاهدین جدیدا نوشته شده ؟
تا انجایی که بنده خبر موثق دارم ایشان در سال ۵۸ به سازمان وصل شد و در بخش دانشچجویی مسئولیت گرفت بعدا با مهدی ابریشمچی ازدواج کرد وهر نوع سوابقی که خارج از توضیح فوق درباره ایشان نوشته شود قطعا کذب محض است . البته برادر ایشان قبل از ۵۷ با مجاهدین مذهبی بود که توسط رهبری ان ایام سازمان که کلا مارکسیست بودند مورد تصفیه و اخراج قرارگرفت . بعد از ۵۷ و پس از تشکیل سازمان توسط بچه های مذهبی با مجاهدین فعلی فعالیت نمود . ضمنا خواهر بزرگ مریم بنام نرگس عضدانلو از اعضای مارکسیست سازملن در دوران رهبری بهرام ارام بود که در درگیری مسلحانه با ساواک کشته شد . بنابراین مریم رجوی دارای هیچگونه سوابق تشکیلاتی قبل از ۵۷ را با سازمان نداشته است . چون اینها رده طلب و کرسی طلب هستند فکر میکنند اگر برای خود سوابق بتراشند در پیشگاه خدم و حشم دارای ارج و قرب بیشتری میشوند . به یک کلام مریم رجوی نه تنها قبل از ۵۷ سوابق تشکیلاتی با سازمان نداشت بلکه حتی هیچگونه فعالیتی هم نداشت .

ناشناس گفت...

همه فعالیت های جماعت رجوی در چهار بخش ذیل خلاصه میشود ( والبته که در خارجه در کنار رود سن )
۱- سالی یکبار شوی مریم و بعد یکسال تبلیغ ان
۲- سرود گذاری روی فیلم های مبارزات مردم در داخل کشور به نوعی که خودشونو بچسبونن بهش !
۳- از صبح تا شب جستجوی سخنرانی اخوندا تا مگر یک کلام از تو حرفاشون پیداکنن که سریع بریزن تو جیب خودشون یعنی که کاسه بدست دنبال آش نذری اخوندان ( روزیشون فعلا دست اخونداس !)
۴- حسرت خوردن به مبارزات زنان در داخل کشور ! خصوصا وقتی زنان خدم و حشم مجاهد میبینند که عملا سالها عاطل و باطل تو خارجه نشستن یا شعار توخالی از فاصله ۴۰۰۰ کیلومتری میدن یا برای رهبر خودشیفته شون کف میزنن ! ( اینم شده مبارزه شان )
همه "مبارزه" مجاهدین کنونی در ۴ بند فوق خلاصه میشود ضمن انکه رهبران ان در پنهان " سگ زنجیری" ژنرالها و سناتورهای امریکایی شده اند ! البته دوراز جان سگ .
حالا بفرمایید همه این تشکیلات با هر ادعا ... ایا به اندازه یک تار موی امثال دختران خیابان انقلاب و یا به اندازه یک تار موی زنان مبارز زندانی ارزش داره ؟
باور کنید خیر . اخر مگر نه اینکه حضور در پراتیک روزمره مبارزات داخلی میتونه ادعای براندازی را مشخص کنه ؟ اگه به شعار باشه و انهم در خارجه و در کنار رود سن و انهم بصورت توجیب ریزی ! در انصورت همه فرصت طلبان و میوه چینان ادعای مبارزه دارن که !

ناشناس گفت...

بحرانهای اجتماعی بصورت اعتراضات گسترده مردمی پی در پی رژیم را تحت فشار ویران کننده قرارداده است و جالبه که برخی از این بحرانها به " الترناتیو" خودخوانده هم وارد میشود خصوصا سرچوب کردن روسری توسط دختران خیابان انقلاب و یا برقص تا برقصیم ! این نوع بحرانها برای رژیم نابود کننده و برای جماعت رجوی ایده الوژی برباد ده بشمار میرود . این تنها پدیده عجیب و غریب قرن ماست که رژیم و مثلا الترناتیوش ! ( البته دوراز جان الترناتیو ) هردو دارای اخور ایده الوژیک مشترکند !

ناشناس گفت...

رژیم و الترناتیو خودخوانده در کما !
در ادامه مبارزه زنان در داخل کشور ... پس از پدیده دختران خیابان انقلاب و روسری سرچوب کردن به معنی اعلام مبارزه خیابانی با رژیم اخوندی به هر قیمت ممکن ، اینک با هشتک برقص تا برقصیم به میدان امده اند تا به تعریف پوسیده ایده الوژیک اخوندها بجنگند . جااب است همه دم و دنبالچه های رنگ و وارنگ رژیم اعم از اصلاح طلب و کوفت و زهرمار سراسیمه بر علیه رقص این دختربچه ۱۷ ساله به میدان امده اند و از زوایای مختلف ارتجاعی زرزر سر میدهند و جالبتر اینکه الترناتیو خودخوانده خارج نشین کشک توجیب ریز که لاشخوروار نشسته اند تا هر حرکت اعتراضی را به جیب خود بریزند و روی کلیپ ان یک اهنگ بگذارد در اسنگونه موارد واقعا نمیداند که چه گوهی باید بخورد ! ایا باید روی رقص مائده ۱۷ ساله سرود بگذارد ؟ یا باید موزیک اصلی را کلیپ را حذف کند ؟ و یا باید یه صدوپنجاه تا عکس و پوستر مسعود و مریم به کلیپ اویزلن کند ؟ راستی با کدام روش میتوانند ان را تو جیب بریزند ؟ با هیچ روش ! در مقابل هشتک برقص تا برقصیم گریپاچ کرده و به همراه سرور ایده الوژیک خود یعنی اخوندها به کما رفته و فعلا خفقان گرفته اند .

این نکته بسیار صحیحی است که همراه با افزایش و طبعا پیچیدگی مبارزات ، گروه ها بتدریج پولاریزه میشوند و صف ارایی ها مشخص و رابطه حرف و عمل هریک از مدعیان شفاف تر میشود ‌ . امروز بیش از هرچیز نشان از نزدیک شدن مجاهدین به اخوندها ست چون بتدریج دارای دشمن مشترک میشوند و دشمن مشترک انها مبارزات پیجیده زنان ازادیخواه جامعه ماست وگرنه دلیلی ندارد که حتی یک عکس دختر خیابان انقلاب هنگامی که روسری سرچوب کرده در رسانه اینها چاپ نشود ! علت چاپ نکردن چیست ؟ مگر جز اینست که در واقع امر مانند اخوندها با ان دشمنی دارند ؟ در مورد هشتک برقص تا برقصیم نیز همینگونه و چه بسا برای انان فاجعه افرین تلقی شود . امروز در داخل کشور زنان و دختران در پارکها به حمایت از مائده ۱۷ ساله میرقصند و فیلم خودرا منتشر میکنند . حتی زنهای مسن نیز میرقصند و حاضر به پرداخت قیمت هستند . از خواهران لافردیت و ذوب شده در ولایت عقیدتی توجیب ریز میخواهم به حمایت از دختران مبارز داخل کشور لطفا روسری خودرا بردارند مرت کنند تو سینه رهبران پوشالی اسلام زده شان و بعد برقصند تا پایه های ایده الوژی اخوندی بیشتر بلرزد و اگر عرضه و جنم اینکار را حتی در خارجه ندارند پس لطفا زیپ فرصت طلبی و توجیب ریزی را بکشند .

ناشناس گفت...

مائده میرقصد
اخوندها میلرزند
مجاهد میترسد !
والیته همه دنبالچه های جورواجور رژیم جمهوری اسلامی نیز به هراس افتاده اند .


خاکزاد

ناشناس گفت...

هیچ شیری به هیچ شغالی باج نمیدهد این قانون طبیعت است و هیچ جوان مبارزی در داخل میهن به هیچ به اصطلاح مجاهدی باج نمیدهد . مبارزه تا سرنگدنی ادامه دارد و از الان توجیب ریزان ولایت عقیدتی و اصلاح طلبان و بقیه لاشخورهای سیاسی خیالشان تخت تخت باشد که هیچ جوانی زیر بار ایده الوژی پوسیده انان نخواهد رفت . خیالشان تخت تخت باشد . حالا میخوهید مائده را تخطئه کتید یا ان را نادیده بگیرید . گور بابای تشکیلاتتان !

ناشناس گفت...

این نقل قولهای فیسبوکی از امثال توتونچیان و فیلابی و ژورک و غیره برای فراز و رها نفیر ایا واقعیت داره ؟ یعنی واقعا دیالوگ اینا همینطوریه ؟ هنوز باورم نشده و تو کتم نرفته .

ناشناس گفت...

مجاهدین امروز ۸۰ به جنبش دختران میزنند و ۲۰ به رژیم ! بزودی از تو بغل وزارت اطلاعات ۱۰۰ به جنبش میزنند . بزودی خواهید دید .

ناشناس گفت...

رهبری مجاهدین خلق امروز گربه های اشرافی بی خاصیت لمیده بر مبلهای گران قیمت و انهم در اروپا !
و جوانان مبارز در داخل گرسنه و عاصی با مشتهای گره کرده بر کف خیابان ....
معنی الترناتیو را فهمیدم .