مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ خرداد ۲۲, سه‌شنبه

همنشین بهار

۲۸ نظر:

ناشناس گفت...

نامه محاهدین به قلم اقای رجوی به رهبر انقلاب در اردیبهشت سال ۶۹ و درست یکماه قبل از سی خرداد ...................................
ایشون از رهبر انقلاب تقاضا میکند که اجازه حضور دهند تا سراغازی باشد برای تفاهمات ! برای مقابله با تجاوز حکام جاه طلب بعثی ! به هموطنان ستم دیده ایران !
در همان نامه مدعی میشود در زمان دوران سیاه اریامهری علیه مستشاران امریکایی سلاح برداشته و سینه انان را از هم دریده است !!! و بعد متذکر میشود که از فردای انقلاب یک نمونه هم سلاح نکشیده اند و فقط علیه متجاوزین عراقی جبهه غرب و جنوب در رزم میباشند !
نکته قابل توجه این فرصت طلب توجیب ریز در اطلاعاتی که به پدربزرگوار خود میدهد این است که نمیگوید دریدن سینه مستشاران امریکایی کار ایشان و باند ایشان نبوده بلکه این عملیات از سالهای ۵۲ تا ۵۶ متعلق به همان مارکسیستهایی بوده که در زمان رهبری بهرام و شهرام انحام گرفته و هرگز ربطی به اقای رجوی توجیب ریز و باند بخشا تصفیه شده نداشته است . دروغ و تحریف که حناق نیست ..‌ بگو !
انهایی که در صحت مطالب فوق شک و تردیدی دارند مراجعه کنند به نشریه شماره ۱۱۹ مورخ ۱۷ اردیبهشت ۶۰ واگر در ثبت وقایع اتفاقیه احساس مسئولیت و تعهد در خود احساس میکنند به اینگونه موارد توجیب ریزی هم از روی انصاف اشاره ای داشته باشند .

اگر یکبار برای همیشه تک به تک مستشاران امریکایی با معرفی تیم ترور و تاریخ واقعه بمثابه ثبت واقعه منتشر شود امثال رجوی ها برای سابقه سازی و توجیب ریزی خودشان شکر زیادی نمیخورند .

خاکزاد

ناشناس گفت...

بیاییم با ستمگران در ثبت واقعی وقایع اتفاقیه مرزبندی کنیم ... بیاییم با ثبت وقایع اتفاقیه با اپورتونیسم و تو جیب ریزی مرزبندی کنیم .
هرگز نگذاریم فرصت طلبان و تو جیب ریزان فداکاری ها و رزم بی امان دیگران را در غیاب انان به گردن خود اویزان کنند ... بیاییم هم از رزم بی امانشان بگوییم و هم از اشتباهاتشان ... اما هرگز اجازه ندهیم زحمت و از جان گذشتگی دیگران را فرصت طلبان با سوء استفاده از بی اطلاعی دیگران بنام خود جا بزنند .... این خیلی خوب است .

خاکزاد

ناشناس گفت...

نقل قولهایی از نامه رجوی به رهبر انقلاب در اردیبهشت ۶۰ ..............
اقای رجوی در نامه به پدر بزرگوارش پس از کلی سوزوگداز اعلام میکند که این مابودیم که عالی ترین مراجع تصمیم گیری کشور را مطلع کردیم تا توطئه کودتا علیه جمهوری اسلامی شکل نگیرد ! عجب ... حزب توده و اکثریت مجاهدین و گروههای خط سه را به رژیم لو میدادند ! و مجاهدین سلطنت طلب ها رو به رژیم لو میدادند ! عجب اوضاع قمر در عقربی بوده ! یعنی سازمانها شده بودن جاسوس رژیم ؟ البته انگیزه این همکاریها ریشه در مواضع انها داشته که همان مشروعیتی بوده که ته خط برای رژیم قائل بودند ( مشروعیت ضد امپریالیستی ! ). بیش از صدها حمایت از امام خمینی و پدربزرگوار ریشه در همین توهم مشروعیت داشته و هیچگاه بدان نیز انتقادی از سوی انان به مواضع گذشته صورت نگرفته است ...
خاکزاد

ناشناس گفت...

این سند هم برای اقای همنشین :
در یکی از مصاحبه های یغمایی با همتشین ، یغمایی به ضدامپریالیست خواندن امام توسط مجاهدین اشاره کرد که بلافاصله و بصورت یوهو ! اقای همنشین مدعی شدند که تا کتوت هیچگاه مجاهدین ماهییت ضد امپریالیستی برای املم قائل نشده اند و جون خیلی محکم مدعی شد یغمایی هم روی این موضوع مکث نکرد ! طفلک فک کرد اشتباه میکنه ! ولی اشتباه نمیکرد .
نشریه مجاهد دوشنبه اول مرداد سال اول در مقاله خیلی مهمی ! در بحث ضد امپریالیسی میفرمایند ! ایت اله خمینی در حساس ترین مقطع این مبارزه بعنوان تبلور شرف و ازادگی مردم ما لقب امام گرفت ! و بسیار از این توع حاتم بخشی های مشابه ....

لطفا اینگونه مطالب را نیز در وقایع اتفاقیه ثبت نمایید .
ممنون .
خاکزاد

م-ت اخلاقی گفت...

با درود،
آقای همنشین بهار،جدای از این مصاحبه تان که با آقای ایرج واحدی انجام داده اید،اینجانب یک پیشنهاد به شما دارم و آن اینست که افراد را با تیتر شغلیشان مورد خطاب قرار ندهید،این بنظرمن سنت بسیار بدی است که از زمان مرحوم علی شریعتی راه افتاد،این واژۀ "دکتر یا مهندس چه چیز از بحث یا مصاحبه را تغییر میدهد و یا چه تاثیری بر مصاحبه دارد ؟
مثلا اگر پیش آمد که شما با یک خیاط مثلا به اسم آرش سربدار مصاحبه کنید،آیا به او خواهید گفت :" آقای خیاط آرش سربدار ؟
یا با یک پرستار مثلا به اسم سوسن جانفشان،او را به این شکل خطاب خواهید کرد"خانم پرستار سوسن جانفشان ؟
بنظر من آدمها را با تیترشان مورد خطاب قرار دادن و نه تنها با اسم و نام خانوادگی،یک مقداری اهمیت به شغل دادن است،با عرض معذرت "عین سنت زشتی که الان در ایران آخوند زده رایج است که حتما باید تیتر شغلی طرف را مثلا در کارت دعوت به عروسی یا عزا نوشت، یا در مراسم ومصاحبه های تلویزیونی یا کلا مراسم دار و دسته رجوی رایج است که مرتب هی دکتر دکتر یا مهندس مهندس می کنند.
در همین اروپائی که من و شما زندگی می کنیم در احزاب سیاسی هیچکس را با شغلش مورد خطاب قرار نمیدهند،برای نمونه مثلا وقتی پزشکی را در خارج از ساعت کارش مثلا در خیابان می بینند او را با تیتر پزشکیش خطاب نمی کنند،مثلا نمی گویند "آقای دکتر پیتر ونسون" .بنظرم ما باید با این فرهنگ که در نهادش فخر فروشی و ارجعیت نهفته است خدا حافظی کنیم ،واهمیت سخنان نفر را در شغلش نبینیم .
در کارهایتان روز بروز موفق تر باشید .
با احترام

ناشناس گفت...

هر وقت که به مظلومیت بچه های مجاهدین بین سالهای ۵۰ تا ۵۷ فکر میکنم واقعا دلم میگیره ... نسل عجیبی بودند ... خیلی بی ادعا اومدن و رفتند و اگر هم بعضا زنده بودند بهیچوجه پس از ۵۷ خودشونو تو بوق و شیپور نکردن ... اصلا اهل این کارها نبودن ... در باره برخی از همرزماشونم چندتا اشتباه جبران ناپذیر هم کردند که ایکاش نمیکردند ...
پوران بازرگان همسر حنیف نژاد جایی گفته بود که مجید شریف واقفی مارکسیسم را قبول داشت و اگر تحت فشار با او برخورد نمیشد بهیچوجه تو موضع تدافعی نمیرفت و اون اتفاقات نمیافتاد .... فکرشو بکنید ... چندتا جوانی که در رهبری مهمترین سازمان چریکی قراردارند و مهمترین عملیات نظامی را در سطح خاورمیانه در خیابان های تهران مانند رعدوبرق انجام میدهند و هیچ ادعایی هم نمیکنند . عجیب است ... تقی شهرام با ۲۰ قیضه سلاح کمری و ۹۰۰ قطعه فشنگ از زندان ساری با کمک دوستان فرار میکند و خودرا به خانه پایگاهی میرساند ( رضا رضایی در اطلاعیه از این فرار قهرمانانه یاد میکند و حتی تصویری از سلاحهای کمری و فشنگ های مصادره شده را بصورت پلی کمی به اطلاع مردم میرساند ) بعصی از مستشاران امریکایی بوسیله همان سلاح ها ترور میشوند ! شهرام پس از ۵۷ شناسایی و زیر شکنجه قرارمیگیرد تا شاید بتوانند اورا به جلوی دوربین بکشانند اما هرگز نمیتوانند و او با سرافرازی تمام مرگ را میپذیرد . در طول محاکمات شهرام توجه کنید به مواضع فرصت طلبان بی مقدار به رهبری رجوی که چگونه همسو با راست سنتی از محاکمه و اعدام شهرام هلهله میکنند !!! چرا ؟
برای اینکه خصلتهای انقلابیون در بحرانها عود میکند و در شرایط عادی همه چیز عادی است .
کار به جایی میکشد که هر به اصطلاح مجاهد مذهبی بی سروپایی فیلسوف تحلیل ضربه اپورتونیست های کودتا چی میشود ! و عین بلبل لاطائلات و دروغهای رجوی فرصت طلب را بدون انکه چیزی از ماجرا بدانند قرقره میکردند ... زهی بی شرمی و زهی وقاحت . نه سر پیاز بوده اند و نه ته پیاز ... دستاوردهای طلایی نظامی دوران رهبری بهرام و شهرام را در بی اطلاعی هواداران تو جیب خود ریخته اند و پشت سر انان نیز تا بازار داغ بود لجن پراکنی کردند . ای خاک بر سر این خصلت های پست درون که تا زمینه نبیند بروز نمیکند . وامروز نیز مشتی بادمجان دورقاب چین فردیت باخته هرز امثال حمید اسدیان برای اینکه خودش را هویت ببخشد از خیانت افراخته میگوید ! افراخته لو رفت سیانور خورد وبه کما رفت اب به شکمش بستند و زنده اش کردند و او بلافاصله زیر شکنجه کم اورد و چند نفری را لوداد و همکاری کرد ... ولی امثال اسدیان و ارباش رجوی ایا در حد بند کفش افراخته هم بوده اند ؟
ببینید فرصت طلبان توجیب ریز تا چه حد در لجن خودگنده بینی و کیش شخصیت و توجیب ریزی فرصت طلبانه فرو رفته اند که امثال مریم خانم هم میاید در نشست اشرف از بهرام ارام به عنوان کودتا چی نام میبرد !!! توگویی غارغار هرکلاغی را میشود رنگ کرد و به عنوان صدای عقاب قالب کرد ! الیته به خدم و حشم شاید اما به انان که قلم حقایق را به گوش جهانیان پدیدار میکنند هرگز !
یاد دانشیان هم بخیر .

خاکزاد

جواد گفت...

در مورد حمایت رجوی از محاکمه تقی شهرام استباه می کنید. انها حاضر به شرکت در دادگاه هم نشدند

ناشناس گفت...

حتی اگر اناهارنت سر از زندانهای هیتلری درنمیاورد و روابط توتالیتر را به یمن یهودی بودنش در مناسبات درون فاشیستی "کشف " نمیکرد و حتی اگر پیروی از فلسفه "وجود" هایدگر را سرلوحه ارمان خود قرار میداد و مانند برخی از روشنفکران فرانسوی سر از اگزیستانسیالیزم در میاورد باز هم در حقیقتی که برزبان اورده چیزی کم نمیکرد . ما نیز بدون انکه یهودی باشیم و بدون انکه رنگ کوره های ادم سوزی هیتلر را دیده باشیم در تجربه"جبر جو" دست کمی از هانا ارنت نداریم ! نسل شرف و امید ما با پوست و گوشت و البته که با غرور خود نه در دهه 40 میلادی که در دهه 70 شمسی در کوران مبارزه بر علیه فاشیسم دینی سیلی و تف را بر صورت خود در "جبرجو" تجربه کرده است ... نه از دشمنان خارجی بلکه به دستور فرصت طلبان توجیب ریز داخلی که با خوردن شکر گنده تر از دهنشان مست برتری طلبی میشدند و مبارزین منتقد را با انداختن تف به صورت و غرورشان میشکستند تا فقط به یکنفر فکر کنند و برای یکنفر هورا بکشند ... به تصویر کشیدن صحنه همان که بگویم : رهبر عقیدتی بوزینگان دستور تف میدهد و بقیه بوزینگان بر صورت تکامل یافته انسان اندیشه ورز تف میانداختند ! تا تبرک شود و مانند بقیه بوزینگان در مقابل رهبر عقیدتی جست و خیز کند و جای دوست و دشمن را نشان بدهد ... رهبر بوزینگان به همراه مادینه خود با ان ژست های عجیب و غریب به مقر میرود تا برای نشست بعدی نقشه دیگری را بپا کند ! یکروز طلاق اجباری ! یکروز گنده گویی و التماس پنهان به پرستش خویش ... یکروز دیگ ... یکروز حوض ... یکروز بند فلان و یکروز هم بند بهمان ....
ایا با بوزینگان میتوان به جنگ فاشیسم رفت ؟ فکر نمیکنم . اخر انها جز جست و خیز در بارگاه رهبر خود هنر دیگری که ندارند .
انها یا جست و خیز میکنند یا تف میاندازند یا سوابق انسانهای مبارز پیشین را به گردن خود میاندازند یا مدام ایه تفسیر میکنند یا به انسانهای اندیشه ورز دندان قروچه میروند یا تهمت میزنند و در همان واحد خود را در مرکز مبارزات میدانند اما در خارج و در قفس های عقیدتی خویش ... کف خیابان متعلق به انانی است که در داخل میجنگند . این بوزینگان اصولا با امدن به کف میانه تاریخی ندارند انان بالا بالا ها زندگی میکنند نه روی درختان بلکه روی مناسبات بالا بالاها که از درک من و تو خارج است .

خاکزاد

ناشناس گفت...

البته که حساب این بوزینگان از حساب کشته شدگان دهه 60 جداست ... انان از جنس دیگری بودند و مواضع دیگری داشتند ...
یاد همه جان باختگان دهه 60 گرامی باد .

خاکزاد

ناشناس گفت...

سلام جواد
اصلا شهرام دادگاه را قبول نداشت و رسما در دادگاه اعلام کرد که این دادگاه صلاحیت رسیدگی ندارد ( در اینترنت صحت حرف مرا جستجو کنید ) ضمنا رجوی از شهرام بهیچوجه نه تنها حمایت نکرد که اتفاقا خواهان محاکمه هم شدند در اوایل ولی بعدا یک اطلاعیه دوپهلو دادند و غیره ... این جماعت بارها از شهرام و بهرام به عنوان کودتاچی و خاین نام برده بودند و حتی در نشستهای اشرف ( رجوع کنید به منابع معتبر از ارشیو ) ولی بله درست میفرمایید انها هیچگاه حاضر نشدند در دادگاهی که اخوند معادیخواه معرکه گردان بود شرکت کنند اما این از موضع مخالفت با محاکمه شهرام نبود بلکه راست سنتی قصد داشت یک معرکه ای به نفع خودش راه بیاندازد که هم شهرام راه نداد و هم خیابانی شرکت نکرد . اخه قراربود خیابانی از طرف مجاهدین بره . قربانت و موفق باشی

خاکزاد

م-ت اخلاقی گفت...

با درود،
در رابطه با بهرام آرام ،
خود شخصا در نشستی حضور داشتم که مسعود رجوی با حسرت از شجاعت بهرام آرام می گفت و در حالی که دو دستش را بعنوان افسوس بهم می مالید ،می گفت آی آی چه عملیاتهائی می کرد،چه شجاعتی، که البته همۀ این افسوس ها قبل از هر چیز بزدلی خود ایشان وعدم توان شرکت در عمیاتهای نظامی در زمان شاه را نشان می داد .

ناشناس گفت...

بی ارتباط بودن نظرات با موضوع ویدئو

این ویدئو مربوط به سخنان آقای ایرج واحدی پور است و پیرامون زنده یاد بیژن جزنی، تشکیلات تهران و وقایع قبل و بعد از ۱۵ خردا سال ۴۲
نظرات نوشته شده که زیر چند مطلب تکرار هم میشود، چه ربطی به سخنان آقای واحدی پور دارد؟

ناشناس گفت...

اصلا عدم حضور و تمابل رفتن به دادگاه شهرام توسط رجوی چیزی را حل نمیکرد ... بحث بر سر مواضع مجاهدین در ان ایام نسیت به شهرام بود . رجوی و باندش شهرام و بهرام را کودتاچی میدانستند ( یعنی در غیاب مرکزیت انان کودتا کردن و ایده الوژی سازمان را تغییر دادند ! در حالیکه بهرام از اعضای مرکزیت مجاهدین باتفاق رضا رضایی بود و ضمنا بهرام فرمانده نظامی مجاهدین بود و رجوی به نظر من از روی حسادت و برتری طلبی این مزخرفات را ارایه میکرد ) و در چارچوب همین تعریف مسخره دروغین به هواداران خود خوراک میدادنند... از انجا که بسیاری از همراهان رجوی از تصفیه شدگان بودند لذا عامدانه و از روی کینه گذشته را در حد کودتای 2 نفر جلوه میدادند و نسبت به کوچک کردن بهرام و شهرام و برگ جلوه دادن خود با ریختن سوابق نظامی انان به جیب خود برای مشتی هوادار بی اطلاع تبلیغ میکردند ... بطوری که حتی رجوی در نامه خود به پدربزرگوارش امام خمینی ! در اردیبهشت 60 خودشان را از افرادی تعریف میکند که سینه مستشاران را طی مبارزه مسلحانه دریده است !!! راستش این فرصت طلبان اینجوری برای تشکیلات یارگیری کردند در حالیکه در اندازه دعاوی خود هرگز نبودند ... و ان شد که شد ....

خاکزاد

ناشناس گفت...

هر سال در دنیا میلیونها پرواز با هواپیماهای خصوصی 6 نفره انجام میگیرد و بسیار هم عادی است . اخیرا سایت فرصت طلبان توجیب ریز در رابطه با پرواز اقای رجوی از فرانسه به عراق چنان مطالب هیجان انگیزی نوشته که خواننده دچار توهم میشود .... البته هرگز اشاره ننم.دند که این هواپیما از عراق به پاریس امده بود ... این جماعت بی مقدار توجیب ریز فقط مانده که مثلا از ناهار خوردن و توالت رفتن و تر زدن اقای رجوی سوابق درست کنند و تو مغز خدم و حشم فرو کنند ...
در داخل قهرمانان کف خیابونن تو خارج فرصت طلبان از یک عمل عادی سوارشدن به هواپیما چه حرفها که درست نمیکنند . انگار تو دنیا فقط دونفر سوار هواپیما شده اند ( پدر بزرگوار و پسر فرصت طلب توجیب ریز )

خاکزاد

ناشناس گفت...

تغییر در بعضی پدیده های سیاسی نیاز به اثبات همه جانبه ندارد ، کافی است مواضع انان را در یک پروسه اغاز تا کنون اجمالا بررسی کنید تا کاملا متوجه تغییرات بشوید . از شعارهای ضد امپریالیسم امریکا تا تعظیم و تکریم نمایندگان ان ! از شعارهای تند و تیز علیه غعالین مستقر در اروپا و کشک خواندن مبارزات انان تا انجام همان کار توسط خودشان ! از انتقاد به حزب توده به عنوان یک حزب وابسته خیانت پیشه تا پا گذاشتن در جای پای وابستگی انان ! از محور قرار دادن سلاح و نازیدن به سلاحهای اهدایی صدام تا خلع سلاح و تحویل ان به سربازان امریکا ! و صدها تغییر ماهوی و متضاد دیگر ...
انان که روزی مبارزه روشنفکران خارج از کشور را مسخره میکردند و این نوع مبارزه در اروپا ! را خدمت به رژیم میشماردند و مرتب ان را بر فرق اروپا نشینان میکوبیدند امروز خود به همان راه و سرنوشت دچار شده اند !
ایا چنین تشکیلات سفوط کرده ای( به لحاظ محتوی و مواضع ) میتواند مدعی جان باختگان دهه شصت باشد ؟ ان جوانان کجا و این جماعت توجیب ریز کجا ؟!
هرکس میتواند عدم صحت مطالب فوق را مستند اثبات نماید در خدمتم .

خاکزاد

ناشناس گفت...

همه اپوزئسیونها و به اصطلاح الترناتیوهای های کشک خودساخته با هر ادعا و دبدبه کبکبه ای که دارن روی هم اندازه حتی یکی از زنان ارتجاع ستیز داخل کشور نمیشوند ... بارها حقانیت این موضوع اثبات شده است . بنابراین تلاشی که میخواهید برای اتحاد یک مشت هژمونی طلب بی خاصیت اروپا نشین حراف بگذارید بهتر است ان را برای شناسایی و تقویت شیرزنان ارتجاع ستیز نامدار و گمنام داخلی بگذارید .

خاکزاد

محمود گفت...

سخنی دوستانه با آقا یا خانم خاکزاد.
دوست گرامی بلایی بر سر وبلاگ آورده ای که مراجعه به نظرات شده ضد انگیزه.
دوست گرامی (خاکزاد) شما اگر اینقدر بیکاری و این همه نظر داری لطف کن یک وبلاگ برای خودت راه اندازی کن و تا میتوانی اظهار نظر کن. یا حداقل یک مقاله و مطلب. تمامی مطالب وبلاگ را اشغال کرده ای! زیر هم مطلب تمام نظرات مطعلق به شماست! بیکاری دوست عزیز؟ تا حالا کجا بودی؟ اگر تازه به دنیای آزاد رسیده ای درکت میکنم ولی روشی که انتخاب کرده ای درست نیست. فکر کنم دیگر هر کس نام خاکزاد را ببیند کلا از خواندن نظر منصرف میشود.
با این روشی که در پیش گرفته ای به نظر میرسد که فقط قصد خرابکاری در بخش نظرات را د اری!

ناشناس گفت...

چقدر تاسف آور است که بر خلاف ضوابط سایت خوب دریچه زرد، در بحث آقای واحدی پور هم، نظرات بی ارتباط با موضوع همچنان درج میشود. محمد

ناشناس گفت...

صحبت از هلهله و خوشحالی کردن مجاهدین شد و نه شرکت کردن در دادگاه . بله انها در دادگاه شهرام بدلایلی شرکت نکردند اما شهرام را محکوم کردند و خوشحالی هم کردند .

ناشناس گفت...

فکر میکنید چند نفر از خدم و حشم دکون دستگاه رجوی از واقعیت دوران رهبری بهرام و شهرام بر سازمان مجاهدین اطلاع موثق دارند ؟ سه طیف در مجاهدین وجود دارند طیف اول فرصت طلبان توجیب ریزی که پس از 57 در غیبت امثال بهرام ها و شهرام ها سازمان را قاپ زدند . طیف دوم تصفیه شدگان دوران رهبری شهرام و بهرام که به قدرت رسیدند و برای عنوان و رده به بادمجان دور قاب چینان سازمان تبدیل شدند امثال چاپلوسان حرفه ای محدثین ها و توحیدی ها و ابریشمچی ها و نظایر ان . طیف سوم هوادارانی که هیچ از گذشته نمیدانستند و اصولا اطلاعاتشونو از مجاهدین مذهبی ( باند رجوی ) پس از 57 میگرفتند و اون اطلاعات چیزی نبود جز مصادره سوابق سازمان و ریختن تو جیب خود . حالا طیف سوم در دهه 6 و 7 عمر خود هستند و مدام در حال و هوای همان دروغ ها و تحریف هایی که بهشون القا شده و برایشان به باور تبدیل شده است سیر و سلوک ! میکنند . ببینید چقدر این سازمان به لحاظ پرنسیب های اخلاق انقلابی به ورطه سقوط و پستی افتاده که فرد چاپلوس بی مقداری مانند مریم رجوی در نشست علنی اشرف از بهرام ارام فرمانده نظامی پیش از 57 سازمان به عنوان خاین نام میبرد ! وای برما ... وای برما ... کسی که از حسادت مبارزه و مطرح شدن زنان ارتجاع ستیز ایران خواب و ارامش ندارد ( در مواضعشان کاملا مشخص است ) چگونه به قیمت توهین به قهرمانان اصلی سازمان در مقابل بت عقیدتی جلوه نمایی میکند ؟ وای برما ... وای برما ... چه کسی چاپلوسی را به انها اموخت ؟

خاکزاد

ناشناس گفت...

جناب اخلاقی
اقای رجوی تا حالا در رابطه با هرموضوعی هزارجور حرف زده . اگر از بهرام ارام تعریف کرده حتما در رابطه با استانبوسانش دنبال القا چیزی بوده است وگرنه هزار دفعه تو این 40 سال از بهرام ارام بعنوان کودتا چی نام برده تا ضایعش کنه و حقیقتشو در نظر هواداران بی اطلاع بپوشونه . بهرحال درست میفرمایید بهم مالیدن حسرت وار دستهاش ناشی از حسادت و ارضای بزدلی خودش بوده ... وگرنه بهرام کجا و رجوی کجا ! موفق باشی عزیز

خاکزاد

ناشناس گفت...

محمودجان
نه به اون سخن دوستانه ات و نه به اون اتهامت مبنی بر قصد خرابکاری !
نه گردو تو دامنم بریز و نه سرمو بشکن عزیز بزرگوار .
بعدشم من مدت مدیدی است که دریچه زرد را میخوانم ولی نظری نمینوشتم اما احساس کردم در زمینه سابقه و تاریخچه سازمان بین سالهای 50 تا 57 اطلاعات بچه ها در محدوده همان اطلاعاتی است که فرصت طلبان توجیب ریز پس از 57 در غیباب رهبران قبلی با تحریف ارایه کرده اند و بر ان شدم که روی این موضوع زوم کنم و مستند فاکت بدهم و همین کاررا هم کرده ام وگرنه نه بخاطر بیکاری است و نه به قصد خرابکاری است بلکه بخاطر احساس مسیولیتی بود که برای جبران نقیصه بکار گرفتم . وقتی مشاهده کردم جماعت رجوی از تاریخچه 50 ساله میگویند و کسی هم خفتشان را نمیگیرد وارد عمل شدم که ثابت کنم سازمان اقای رجوی 50 ساله نیست بلکه 40 ساله است . از سال 44 تا 57 سازمان دارای دو مرحله رهبری و خط و مشی و مواضع بوده است که هیچکدام از بخشهایش به این فرصت طلبان تو جیب ریز مربوط نمیشود و مشابهتی ندارد عزیز جان من . امیدوارم قانع شده باشی و موفق باشی

خاکزاد

ناشناس گفت...

این بی اطلاعی از بیوگرافی سازمان خصوصا بین سالهای 50 تا 57 را نه در بین هواداران که در بین افراد به اصطلاح قدیمی تر نیز مشاهده کردم و حتی بین انهایی که مثلا کار تحقیقی هم میکنند این نقیصه کاملا وجود دارد . چرا ؟ چون شدت و حدت تحریف و تو جیب ریزی رجوی با فرصت طلبی بی اندازه در اشلی ارایه شده که حتی سایه سنگین ان روی حافظه تاریخی افراد محقق نیز کاملا وجود دارد و واقعا این هم خودش یک دردی است در کنار بقیه دردها . درست مثل انکه اعراب طی حملات چندساله به ایران زن و بچه مردم را بردند و فروختند و کشتند و غارت کردنند اما هنوز برخی مثلا خیر سرشان پژوهشگراز تو سمساری تاریخ " فاکت" ! میاورند که ایرانیان از حمله اعراب استقبال کردند و غیره و غیره ... علت همه این کج فهمی ها هم تبلیغات و تحریفات 1000 ساله اخوند بوده وگرنه کدام ملتی به اسارت و بردگی و غلامی و کنیزی فرزندانش رضایت میده و استقبال میکنه ؟ شما حتی بچه شیرخوار یک گربه را نمیتونی ازش راحت بکیری و ببری چون جروواجرت مبکنه ! بنابراین از زاویه زیست شناسی هم رضایت یک ملت و استقبال از بردگی گرفتن فرزندانش امری طبیعی نیست ولی تبلیغات اخوندی این امر را هزاران جعل و تحریف و روضه و زیارتنامه و حدیث و روایت و غیره و غیره جا انداخته .بهرحال ببخشید مزاحم شدم .

ناشناس گفت...

تا تاریخچه سازمان مجاهدین خصوصا از 50 تا 57 یعنی تنها دوران اوج فعالبت مسلحانه این سازمان با ذکر افراد رهبری ، مناسیات ، عملیات و قهرمانان ان توضیح داده نشود طیعا حالا حالا ها فرصت طلبان تو جیب ریز میتوانند روی حافظه تاریخی هواداران تاثیر گذار باشند همانطور که اخوند در جعل و تحریف حمله اعراب به نفع خودش عمل کرده و لاغیر . هر تلاشی غیر از این انحراف و دنبال نخود سیاه رفتن است .

ناشناس گفت...

خسته نباشین جناب همنشین مصاحبه خوبی بود ... به نظر میاد بچه ها در قدیم بیشتر در رابطه با تهیه سلاح لو میرفتن ... یعنی یه کانالهایی که برای تهیه سلاح پناه میبردند سرش یجورایی تو پلیس بود... ضربه شهریور 50 مجاهدینم از همین جنس بود . راستی علت چی بوده که مبارزین مفت مفت به همین راحتی اعتماد میکردن و بعد ضربه میخوردن ؟ فکر کنم تقی شهرام در جزوه سبز علت اینگونه ضربات را در ایده الیسم حاکم بر اندیشه بچه ها و سازمان بررسی و اشاره کرده باشه و بد نیست از ان منابع هم در کارهی جالبتان اشاره بفرمایید .البته حتما میدونید که شهرام در فرارش از زندان ساری 20 قبضه سلاح کمری کالیبر 45 و 900 قطعه فشنگ هم با خودش اورد بیرون و تا مدت ها سازمان طی سالهای 52 به بعد با استفاده از همان سلاح ها عملیات انجام میدادند . اینگونه موارد ( فرار از زندان با سلاح مصادره ای ) در اسمان جنبش چریکی ایران نمونه مشابه نداره و واقعا تک ستاره است . لطفا در این مورد برای اگاهی عموم علاقه مندان حقایق تاریخی اشاره بفرمایید چون اینگونه اخبار و وقایع توسط فرصت طلبان همواره خاکمال شده تا به فراموشی سپرده شود .
ممنون

ناشناس گفت...

خسته نباشین جناب همنشین مصاحبه خوبی بود ... به نظر میاد بچه ها در قدیم بیشتر در رابطه با تهیه سلاح لو میرفتن ... یعنی یه کانالهایی که برای تهیه سلاح پناه میبردند سرش یجورایی تو پلیس بود... ضربه شهریور 50 مجاهدینم از همین جنس بود . راستی علت چی بوده که مبارزین مفت مفت به همین راحتی اعتماد میکردن و بعد ضربه میخوردن ؟ فکر کنم تقی شهرام در جزوه سبز علت اینگونه ضربات را در ایده الیسم حاکم بر اندیشه بچه ها و سازمان بررسی و اشاره کرده باشه و بد نیست از ان منابع هم در کارهی جالبتان اشاره بفرمایید .البته حتما میدونید که شهرام در فرارش از زندان ساری 20 قبضه سلاح کمری کالیبر 45 و 900 قطعه فشنگ هم با خودش اورد بیرون و تا مدت ها سازمان طی سالهای 52 به بعد با استفاده از همان سلاح ها عملیات انجام میدادند . اینگونه موارد ( فرار از زندان با سلاح مصادره ای ) در اسمان جنبش چریکی ایران نمونه مشابه نداره و واقعا تک ستاره است . لطفا در این مورد برای اگاهی عموم علاقه مندان حقایق تاریخی اشاره بفرمایید چون اینگونه اخبار و وقایع توسط فرصت طلبان همواره خاکمال شده تا به فراموشی سپرده شود .
ممنون

ناشناس گفت...

خسته نباشین جناب همنشین مصاحبه خوبی بود ... به نظر میاد بچه ها در قدیم بیشتر در رابطه با تهیه سلاح لو میرفتن ... یعنی یه کانالهایی که برای تهیه سلاح پناه میبردند سرش یجورایی تو پلیس بود... ضربه شهریور 50 مجاهدینم از همین جنس بود . راستی علت چی بوده که مبارزین مفت مفت به همین راحتی اعتماد میکردن و بعد ضربه میخوردن ؟ فکر کنم تقی شهرام در جزوه سبز علت اینگونه ضربات را در ایده الیسم حاکم بر اندیشه بچه ها و سازمان بررسی و اشاره کرده باشه و بد نیست از ان منابع هم در کارهی جالبتان اشاره بفرمایید .البته حتما میدونید که شهرام در فرارش از زندان ساری 20 قبضه سلاح کمری کالیبر 45 و 900 قطعه فشنگ هم با خودش اورد بیرون و تا مدت ها سازمان طی سالهای 52 به بعد با استفاده از همان سلاح ها عملیات انجام میدادند . اینگونه موارد ( فرار از زندان با سلاح مصادره ای ) در اسمان جنبش چریکی ایران نمونه مشابه نداره و واقعا تک ستاره است . لطفا در این مورد برای اگاهی عموم علاقه مندان حقایق تاریخی اشاره بفرمایید چون اینگونه اخبار و وقایع توسط فرصت طلبان همواره خاکمال شده تا به فراموشی سپرده شود .
ممنون

ناشناس گفت...

مثلث ادعایی ولی فقیه تهران در خدمت ولی فقیه البانی ! همکاری دو فقیه برای خاک ریختن بر اعتراضات دی ماه 96 مردم ایران و جلوه گری خود .
تیز بین