۱۴۰۴ آذر ۲۷, پنجشنبه

صدا.نوزده بهمن سال شصت ، فاجعه یا حماسه ؟

سی و دوسال از یک فاجعه بزرگ و دردناک در سازمان مجاهدین خلق گذر نمود و هنوز هم که هنوز است با رنگ و لعاب، و طبل زدن و شیپور دمیدن، سردمداران خود خواه و در گل اشتباه گیر کرده نمیخواهند بدانند که ماجرای نوزده بهمن سال 1361 خورشیدی نه حماسه بوده است و نه یک ماجرای عاشورائی و نه تاثیر مثبتی در تاریخ مبارزات ملت ایران برای آزادی داشته است وحاضر نیستند واقعیت فاجعه دردناک نوزده بهمن را نه بپذیرند نه  نوزده بهمن سال شصت ، فاجعه یا حماسه ؟

۱۸ نظر:

  1. مستند دردناک و تکاندهنده ای مرگ بر جمهوری کثیف اسلامی

    پاسخ دادنحذف
  2. خیلی ممنون که اینها را میگوئید و می نویسید. ما خیال میکردیم شهادت موسی عاشورا و حماسه است. چه کلاهی سر هوادارهای خودشون گذاشتن.
    سارا

    پاسخ دادنحذف
  3. شما متاسفانه در این مقاله نقش رژیم را کمرنگ کرده اید و ذهن متوجه این میشود که تقصیرات بگردن رژیم نیست در حالیکه مساله اصلی رژیم آخوندهای جنایتکار است

    پاسخ دادنحذف
  4. هر خونی که به دست اخوند کثیف و بخاطر مبارزه آزادی ریخت در تاریخ میماند هر چند اشتباهات زیاد باشد درود بر شهیدان نوزده بهمن مرگ بر خامنه ای و جمهوری اسلامی

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام: چند ده دروغ و تحریف تاریخی در این نوشته سر هم شده است. برای مثال به نوشته عزت شاهی اشاره می کند. ولی این را نمی گوید که عزت شاهی این نکته را در خاطرات هشت صد صفحه ای خود مطرح می کند که حکومت این ماجرا را شروع کرد و نه مجاهدین، زیرا از استقبال جامعه از سازمان مجاهدین به هراس افتاده بود. به مانند تاج زاده که بر این عقیده است. به هر حال این عقیده ای است که بسیاری بر این باورند و بسیاری نیز که سمت و سوی رژیم را گرفته اند این ایده را رد می کنند و حرف تاج زاده و عزت شاهی را نمی پذیرند. زیرا که این یک دستاویز خوبی برای کوبیدن مجاهدین است.

    پاسخ دادنحذف
  6. تا وقتی که در کله این آدم ناقص العقل خودخواه فرو نرود که به کشتن دادن دهها هزار جوان به دست خمینی پفیوز و خامنه ای حماسه نیست هیچ چیز عوض نمیشود واقعا شرم و حیا هم حوب چیزیست و سنگدلی حدی دارد لاانم دارد با لیبرتی حماسه درس میکند

    پاسخ دادنحذف
  7. .ناشناس.... ممنون ازروشنگری مستندی است ماندگار.ممنون از بازنگری آن دوران سیا، پاسداران قبل از سی خرداد سال 60:جرات توهین به کسی را نداشتند،حتی در شهرستانها ،ولی بعداز سی خرداد سال 60 هر روز شاهد اعدام عزیزترین عزیزان،زندان وشکنجه ودربدری وشاهد درنده خویی هرچه بیشتر خمینی وپاسداران ،ویا روسری یا توسری وحجاب اجباری ووووووووووووووو..........ووووووهنوز هم ادامه دارد .در رأس همه اینها پاسخگو مسعود رجوی وسران آن مهدی ابریشمچی مبباشد.که شروع جنگ مسلحانه برای ملتی که مذهب در تمام زندگیشان حرف اول واخرقرار داشت ،جامعه ای که به درجه شناخت و آگاهی نرسیده بود ،جنگ مسلحانه؟؟؟وپنهان کردن حقیقت وحماسه ساختن واعتماد آدمها را دزدیدن

    پاسخ دادنحذف
  8. DEHATI


    طبری می نویسد :" سعید ابن عاص" لشگری راهی گرگان نمود . مردم آنجا از راه صلح آمدند . سپس 100 هزار درهم خراج و گاه 200 هزار درهم خراج به اعراب میدادند . لیکن قرارداد از طرف ایرانیان برهم خورد و آنان از دادن خراج به مدینه سرباز زدند و از اسلام خونين گريزان شدند . یکی از شهرهای کرانه جنوب شرقی دریای خزر شهر "تمیشه" بود که به سختی با سپاه اسلام نبرد کرد . "سعید عاص" شهر را محاصره کرد و آنگاه که آذوقه شهر به اتمام رسید مردم از گرسنگی زنهار ( امان ) خواستند . به آن شرط که سپاه "سعید ابن عاص" مردمان شهر را نکشد . لیکن بعد از عقد قرار داد سعید تمام مردمان شهر را به جز یک نفر را در دره ای گرد آورد و تمام افراد شهر را از لب تیغ گذراند . در این کشتار عبدالله پسر عمر - عبدالله پسر عباس - عبدالله پسر زیبر - حسن ابن علی ( امام حسن ) - حسین ابن علی ( امام حسین ) در راس لشگر اسلام قرار داشتند . ( تاریخ طبری)

    پاسخ دادنحذف
  9. هاله نور
    جناب ایوب تمام حرف این است که خمینی شیطان بود و خونریز اما مسئله مهم این بود که وقتی خمینی دام را پهن کرد این رهبران سازمان مجاهدین بودند که با حماقت تمام به دام این شیطان افتادند چیزی که خودشان منظور مجاهدین است هم از قبل میدانستند که جنگ مسلحانه یک دام است و نباید به این دام می افتاد اما چرا اینگونه شد باید نقش مسعود رجوی بعنوان فردی در رهبری سازمان که برجسته ترین فرد انموقع بود را در این ماجرا دید این فرد تهی مغز ریشه سازمان مجاهدین را از بیخ و بن کند و به باد داد در دوران 30 خرداد 1360 ما که میلیشیا بودیم اواره شده بودیم نه خانه داشتیم و نه سر پناه در خیابان زیر پل ها میخوابیدیم همان موقع این احمق گریخت به خارجه و ما اواره خیابانها شدیم بدون هیچ پشتوانه ای همان موقع که مراسم ازدواج مسعود رجوی با فیروزه بود نیز فرمان زدن سر انگشتان رزیم را صادر کرد یعنی کشتن بقال و چقال و رزیم هم به تلافی این کشتن ها سرعت قتل عام ها را بالا برد هر دو طرف میکشتند هر دو طرف جنون خونریزی گرفته بودند اری و 30 خرداد هم نقطه شروع این حماقت بوده و هست پس از 30 خرداد 60 رزیم که نقشه اش گرفته بود فضای جامعه را بست و انچه ارزویش برای اختناق بود فراهم شده بود .
    و همچنان این رهبر کودن فکر میکند همه چیز با سلاح حل میشود سوریه را ببینید کعبه امال رجویست که چگونه به ویرانه ای بدل شده است مردم قتل عام شده از هر دو طرف بچه های یتیم زنان بی سرپرست خانه های ویران شده و مردم بیچاره ای که گرفتار مشتی یاغی و وحشی افتاده اند .
    رجوی برای سوریه شدن ایران بسیار تلاش کرد ولی موفق نشد این فرد بی وطن که برایش هیچ چیز مهم نیست نه جان مردم و نه ناموس مردم و نه هویت ایران فقط در سودای قدرتی است که فکر میکرد و میکند که خمینی از او دزدیده است . اری با احترام به همه بچه های قهرمان و شجاع که پس از 30 خرداد قتل عام شدند باید به این شارلاطان گفت که سرنگونی اخوند ها توسط مردم ایران انجام خواهد شد و مردم ایران منتظر رهبری که با اسب سفید از اور سورواز خواهد امد نیستند .
    مردم ایران به دفعات به کلکسیون سازان و ویروس سازان نشان داده اند که فقط به نیروی مردم ایران و خود متکی هستند و بس .

    پاسخ دادنحذف
  10. سلام: تمامی ایراداتی که به سازمان مجاهدین از ابتدا گرفته شده یک طرف و این یکی از طرف تحریریه صدا یعنی همین قلم یک طرف. روی سنگ بگذارید آب می شود. ایشان در مقاله قبلی می فرماید که
    زنها در مقابل او بدون حجاب مینشستند و یا روسری خود را به کمر بسته و برای او عربی میرقصیدند؟

    پاسخ دادنحذف
  11. اقای ایوب
    سال 1364 با آن ازدواج نفرین شده رقص رهائی انجام گرفت و تیر خلاص بزرگترین سازمانسیاسی ایران توسط یک انسان مریض زده شد دیگر مهم نیست که رقص رهائی دیگری بوده یا نبوده است. شما هم جمع کنید و بروید دنبال کارتان افتضاحات رهبر عالیمقام یکی دوتا نیست که بشود جمعش کرد و خودش از همه بهتر میداند چه کرده است

    پاسخ دادنحذف
  12. سلام: جناب هاله، زمانی مصداقی گفت که چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید. حذف مجاهدین جو ناامیدی و انفعال را گسترش می‌دهد. وجود یک کانون فعال باعث دلگرمی و نقطه امید است. به تاریخ نگاه کنید. موقعیت مجاهدین، یادآور موقعیت حزب توده در سال ۳۲ است. شکست حزب توده، فقط شکست حزب توده نبود. از حزب توده خوشمان بیاید یا نیاید، شکست جنبش انقلابی بود. نفس همه بریده شد. جو ناامیدی و شکست برهمه جا مستولی شد. از سی خرداد به بعد هم همینطور بوده. موقعیت مجاهدین هم همین است.
    می بینید که این حرف درست است ولی الان همه شما به این روز اسفناک افتاده اید و آرزوی نابودی کامل آنها را دارید و به هر چیزی متوسل می شوید و به هم دلداری می دهید که دیر یا زود آنها از بین می روند.تا حالا هم که همه شما بر این عقیده بودید که اساسا سازمان مجاهدین خلق درگیری را شروع کرده و در این مقاله نیز از حکومت به عنوان حکومت مردمی یاد می کند و مجاهدین را آغاز گر مبارزه مسلحانه. ولی حالا شما نقشی برای حکومت به عنوان آغاز کننده در نظر گرفته اید.

    پاسخ دادنحذف
  13. سلام: جناب هاله، زمانی مصداقی گفت که چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید. حذف مجاهدین جو ناامیدی و انفعال را گسترش می‌دهد. وجود یک کانون فعال باعث دلگرمی و نقطه امید است. به تاریخ نگاه کنید. موقعیت مجاهدین، یادآور موقعیت حزب توده در سال ۳۲ است. شکست حزب توده، فقط شکست حزب توده نبود. از حزب توده خوشمان بیاید یا نیاید، شکست جنبش انقلابی بود. نفس همه بریده شد. جو ناامیدی و شکست برهمه جا مستولی شد. از سی خرداد به بعد هم همینطور بوده. موقعیت مجاهدین هم همین است.
    می بینید که این حرف درست است ولی الان همه شما به این روز اسفناک افتاده اید و آرزوی نابودی کامل آنها را دارید و به هر چیزی متوسل می شوید و به هم دلداری می دهید که دیر یا زود آنها از بین می روند.تا حالا هم که همه شما بر این عقیده بودید که اساسا سازمان مجاهدین خلق درگیری را شروع کرده و در این مقاله نیز از حکومت به عنوان حکومت مردمی یاد می کند و مجاهدین را آغاز گر مبارزه مسلحانه. ولی حالا شما نقشی برای حکومت به عنوان آغاز کننده در نظر گرفته اید.

    پاسخ دادنحذف
  14. سلام: جناب هاله، بنی صدر در ضدیت و کینه توزی دست همه شما را از پشت می ببندد. ولی همین آدم هر وقت در این نطقه از تاریخ که می رسد به شکل روشنی می گوید که حکومت آغاز گر این ماجرا بوده و سازمان مجاهدین برای دفاع از خود عکس العمل نشان داد و نیز در یک مورد دیگر و در جواب به ابراهیم نبوی که گفت مجاهدین آغاز گر جنگ مسلحانه بودند می گوید شما کاملا اشتباه می کنیدو نیز می گوید که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و یکی از بند های آن حق دفاع و دست بردن به اسلحه برای اقلیت زیر سرکوب در نظر گرفته شده است.

    پاسخ دادنحذف
  15. هاله نور
    اقا ایوب عزیز شما مطلب مرا خوب متوجه نشدی عزیز من گفتم که سازمان به دام جنگ مسلحانه افتاد .تو نه سنت قد میدهد و نه درک درستی از جنگ مسلحانه داری عزیز اگر پس از 30 خرداد یک شب در جوی اب و زیر ماشین ها میخوابیدی توی خرابه ها دنبال یک کارتن میگشتی تا شب رو به روز برسانی میفهمیدی انتخاب جنگ مسلحانه بهایش چه بود .شرایطی که فقط وفقط سودش به جیب جمهوری اسلامی رفت و بس .
    تمام حرف این است که اگر رهبری سازمان هوشیار بود به این دام نمی افتاد .اصلا یک سوال تو قبول داری که جنگ مسلحانه یک دام بود یا نه .اگر اری باید که یقه رهبران را بخاطر این اشتباه گرفت و اگر نه اشتباه نبود نتیجه چه شد به غیر از قتل عام هزاران انسان بی گناه و میلیشیاهای جوان .نکنه تو هم مثل رهبر عقیدتی فکر میکنی همه زاده شده اند که قربانی رهبر شوند تا او زنده بماند .
    جناب ایوب جنابعالی در 30 خرداد نبوده ای و نمی دانی یعنی چی بنظرم بهتره در این موارد به خودت استراحت بدهی

    پاسخ دادنحذف

  16. سلام: جناب هاله ، گیرم حرف شما درست. ولی مسئله به این سادگی نیست. در همان زمان تمام کسانی که با سازمان همراهی نمی کردند می توانستند به دنبال زندگی خود روند و دچار مشکل جدی نمی شدند. حال شما تا حدی ادامه دادید و همراهی کردید ودچار عواقب آن نیز شدید. این مسئله دام را به طور روشنی تاج زاده و عزت شاهی بکار برده اند. به هر حال هر چه بوده شما الان که آنها در تنگنا قرار گرفته و هر لحظه امکان موشک باران بر سر آنها وجود دارد قصد انتقام گیری دارید و نمک به زخم آنها می پاشید. این انسانی نیست. شما راهی را آگاهانه انتخاب کردید و مسئولیت آن را نمی پذیرید. حال از این حرفها گذشته ، شما به راستی فکر می کنید که آنها یی که زندگی غیر سیاسی را پیش گرفتند در ناز و نعمت به سر می برند و می بردند؟ اگر فکر می کنید که آنها جان سالم به در بردند اشتباه می کنید کافی است که به آمار مراجعه کنید و ببینید که مردم در چه لجن زاری دست و پا می زنند.

    پاسخ دادنحذف
  17. هاله نور
    دوست عزیز ما با تمام وجود هستی و زندگی و خانواده و بود و نبودمان را تقدیم رهبر کردیم به عشق ازادی ایران از دست اخوندهای شیطان و حرامزاده اما نمی دانستیم تقدیم زندگی مان به رهبر از او هیولائی ساخته تا با استخوانهای شکسته مان خانه های ویرانمان و خانواده های در بدرمان و رویاهای نابود شده مان اری این هیولای رهبر با استخوانهای در هم شکسته ما برای خود حصاری ساخت تا در ان حصار زندگی کند برج و باروی و دیوار این حصار نیز از استخوانهای ما ساخته شد تا او بهتر بتواند مراسم ازدواج هایش را برگزار کند .ما تشنه به خون این رهبر هستیم یا او تشنه به خون عزیزانمان ما تشنه حکومت نبودیم ما تشنه ازادی میهن بودیم و هستیم اما او تشنه حاکمیت بود او با خمینی حرامزاده مشکلی نداشت همچنان که بارها گفته بود پدر و رهبر و مجاهد اعظم مشکل رجوی رسیدن به حاکمیت بود و هست و این ارزو را فکر کنم با خودش به قبر خواهد برد .
    از نظر من رجوی بی همتاست نمونه او در تاریخ ایرانزمین وجود ندارد و نخواهد داشت شخصیتی فرومایه و پست و رمال که میتواند چند نقش متضاد را همزمان بازی کند .
    ما از این رهبران چیز زیادی نمی خواهیم ما میخواهیم انان شفاف باشند بیلان 33 ساله شان را ارائه بدهند و بگویند در این 33 سال با نسل به خون خفته چکار کردند بگویند در قرارگاههای سازمان در اشرف چه گذشته است بگویند از سرمایه عقیدتی شان انقلاب ایدئولوزیک تا ببینیم که حاصل این رمالگری های چه بوده است بگویند ایا در این 33 سال به انها انتقادی وارد بوده یا نه اگر بوده کجا ما حق داریم که بدانیم و انها موظف هستند که پاسخ بدهند چرا که اگر امروز پاسخ ندهند فردا قطعا پس از حاکمیت پاسخ نخواهند داد
    یک نیروی انقلابی همه چیزش روست پشت پرده ندارد ما نیروئی انقلابی میخواهیم که با ما رو باشد هر نیروئی که حقایق را مخفی میکند بدون تردید بدون هیچ شکافی یک خمینی دیگر است ما به این یقین داریم .
    یک جریان انقلابی در سخت ترین شرایط از مردمش کمک میخواهد و نه از جان بولتون ها و جنگ طلبان اگر اینها یک جریان انقلابی هستند و مردمی به مردم بگویند اهای مردم ما این اشتباهات را کرده ایم و الان به کمک نیاز داریم کمکمان کنید .
    هر جریانی هر جنبشی و هر سازمانی اگر با مردمش شفاف نباشد بدرد مردم نخواهد خورد باید برود گورش را گم کند هر کسی که میخواهد باشد این قانون جهان هستی است .
    اقا ایوب اگر اسم این خواسته را انتقام میگذاری باش تا صبح دولتت بدمد

    پاسخ دادنحذف
  18. اگر درستش را به خواهیم باید آرزو کنیم که دیگر هیچگاه حزبی مانند حزب توده و سازمانی مانند سازمان مجاهدین خلق به وجود نیاید که بخواهد تکیه گاه مردم ایران شوند؟؟!! حزب توده یک حزب وابسته به شوروی بود که فقط و فقط به دنبال تثبیت منافع شوروی در ایران می‌گشت در نتیجه کسانی که در آنزمان تکیه گاه خودشان را حزب توده فرض مینمودند بسیار اشتباه کردند و تاریخ هم نتیجه آنرا به خوبی نشان داد!! در مورد مجاهدین هم همین مشکل وجود دارد، سازمانی که همه چیز را در یک فرد ببیند و همه چیز و همه کس را فدای یک فرد کند و آن فرد (رجوی) هم دارای عقده‌های فردی بیشمار باشد و حاضر باشد که همه چیز و همه کس را و حتی موجودیت ایران را فدای مطامع شخصی‌ و فردی خودش نماید عاقبتش بهتر از امروز نخواهد بود و اگر این فرد با تکیه و کمک نیروهای جنگ طلب و محافظه کار آمریکا (که ایشان آرزوی حمایت از آنان را دارد) پیروز شود سیه روزی مردم ایران کاملتر خواهد شد

    پاسخ دادنحذف

دوستان برای جلوگیری از سوء استفاده سیستم کنترل نظرات فعال است.
دوستان. کاربران
وبگاه دریچه پذیرای نظرات با نام حقیقی یا نام مستعار است بنابر این:
کامنتها در صورت
*بدون نام حقیقی یا مستعار داشتن
*توهین به اشخاص
*افشای مسائل خصوصی زندگی اجتماعی، و شخصی دیگران
*تهمت زدن بدون مدرک و سند
*توهین به ملیتها
*توهین به اعتقادات مذهبی دیگران
* بکار بردن کلمات رکیک
* بی ارتباط بودن کامنت با موضوع
منتشر نخواهد شد
طبعا میتوانید بدون تهمت و توهین و تحقیر و در ارتباط با موضوع با زبانی روشن و رادیکال و بی تعارف به نقد و بررسی بپردازید
با تشکر
دریچه زرد