۱۴۰۴ اسفند ۱۵, جمعه

من برآنم كه زمين ميكده‌اي خواهد شد

 

 
یاد باد ان دل پر غلغله و جوش و خروش
كهنه بازار شگفتي‌ست سياست كه در آن
هوشيارآئي و بيرون شوي از در مدهوش
ما درآئينه چو روي خوش انسان ديديم
عمر را يكسره كرديم بر آن پيش فروش
آنچه گم شد زميان روي خوش انسان بود
اي خداوند گناه من و آئينه بپوش
تلخي قصه من بين كه پس از عمري تلخ
عقل را نامتجانس شده پيغام سروش
كيستند اين پرياني كه ميان شب و روز
برده‌اند از همه جانها خرد و دانش و هوش
جام تقدير از اين جرعه نخواهد شد پر
زاهدا اين همه سرمست تنعم مفروش
روزي آيد كه فتد پرده‌ي تزوير فرو
اي دل سوخته در راه وفا سخت بكوش
من برآنم كه زمين ميكده‌اي خواهد شد
بهر انسان كه در آن غلغله نوشانوش
خط بطلان بكشد بر سخن زاهد و شيخ
كه در آن واقعه خواهند شد از شرم خموش
تاریخ سرودن 1367

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دوستان برای جلوگیری از سوء استفاده سیستم کنترل نظرات فعال است.
دوستان. کاربران
وبگاه دریچه پذیرای نظرات با نام حقیقی یا نام مستعار است بنابر این:
کامنتها در صورت
*بدون نام حقیقی یا مستعار داشتن
*توهین به اشخاص
*افشای مسائل خصوصی زندگی اجتماعی، و شخصی دیگران
*تهمت زدن بدون مدرک و سند
*توهین به ملیتها
*توهین به اعتقادات مذهبی دیگران
* بکار بردن کلمات رکیک
* بی ارتباط بودن کامنت با موضوع
منتشر نخواهد شد
طبعا میتوانید بدون تهمت و توهین و تحقیر و در ارتباط با موضوع با زبانی روشن و رادیکال و بی تعارف به نقد و بررسی بپردازید
با تشکر
دریچه زرد