دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

رقص

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۸ اردیبهشت ۴, چهارشنبه

تائودا.یاداشتهای فلسفی اسماعیل وفا یغمائی. یاداشتهای اول تابیستم

۱۹ نظر:

ناشناس گفت...

اعتراف :

در سال ۵۷ هنگامیکه در خیابانها شعار میدادم و مرگ برشاه میگفتم ته دلم نگران بود که پتروشیمی ما متوقف میشود و پتروشیمی عربستان میتواند بازار  فروش محصولات  را بدست اورد و همانطورهم شد و بسیار موارد مشابه دیگر .

حالا شکی ندارم که انقلاب ۵۷ یک نکبت بود و یک بازئ شطرنج که با کشاندن مردم به خیابان انجام پذیرفت . ابرقدرتها دنبال جنگ مذهبی شیعه و سنی در خاورمیانه بودند و ما اصلن توباغ نبودیم که بفهمیم . ما فقط روی ویژگی های استبدادی خود امام امام میکردیم و سینه مخالف میدریدیم .

کاش بختیاررا درک کرده بودیم .

ناشناس گفت...

سلام
خواستم بپرسم بقیه یاداشتهای فلسفی رو کی می گذارید
ممنون

esmail گفت...

همین امروز سه تای دیگر را خواهم گذاشت. پوزش از گرفتاریهای زندگی و خستگی که کار را کند میکند

ناشناس گفت...

مجاهدین عمرا به حاکمیت نمیرسند چون :

اولا پایگاه اچتماعی ندارند .

دوما الترنانیو درداخل وجودداره ( هزاران نفر درزندانند که هیچکدامشون مجاهد نیستند اما دنبال سرنگونی اند )



بنابراین نه مجاهدین میتونن بیان ونه جمهوری اسلامی میتونن بمونه .

خاکزاد

ناشناس گفت...

پروسه تبدیل "بریده چاپلوس" به " بریده مزدور" در دستگاه ایده الوژی اقای رجوی یک روند خیلی ساده است .

ابتدا یک فرد دارای انگیزه ولی بی اطلاع را گیرمیارن ایده الوژی تو مغزش فرو میکنن و درکنار ان نحوه تمکین از رهبر و همسر رهبررا بعنوان یک اصل تغییرناپذیر میکنن تو کله اون طفلک بعد اون طفلک درتنهایی خودش و خلوت خودش به فکرفرومیره و میبینه ته ته این ماجرا جز بردگی نیست !

نه حق ابراز وجود داره !

نه حق انتقاد داره !

نه حق مخالفت با مناسبات استبدادی درونی را داره !

نه حق مطرح کردن خودشو داره !

فقط و فقط باید برای مسعودو مریم کف بزنه و به به و چه چه بگه !

بعداز مدتی به تناقض میرسه و پیش خودش میگه اخه این چکاریه ؟!

خودشو درهمزادپنداری با سینه چاکان خامنه ای مقایسه میکنه و میرسه به اینکه هیچ فرقی بین رجوی و خامنه ای نیست ! طبعا میادبیرون و میافته تو تور انجمن نجات و بعداز یک عمر بریده چاپلوسی به درجه مهم بریده مزدوری مفتخر میشه !

اینه کارخونه بریده سازی اقای رجوی ! بصورت دوشیفت تولید در خدمت مصرف رژیم !

اخه یکی به من بگه درکجای دنیا سازمانی را سراغ دارید که تا این حد بریده مزدور فابریک سرموقع تحویل رژیم بده ؟؟؟



ناشناس گفت...

پروسه تبدیل "بریده جاپلوس" به "بریده مزدور"



۱/ مرتب کف میزنندو سوت میکشند .

۲/ به تناقض میرسند .

۳/ از ذوب شدگی در رهبرعقیدتی خسته میشوند.

۴/ تصورشان از سازمان میشکند .

۵/ تدریجا به نوکری - کلفتی خود معتقد میشوند.

۶/ به دفعات تجربه میکنند که سازمان متکی به یکنفراست .

۷/ به عاطل و باطل بودن خود تدریجا واقف میشوند.

۸/  ازبیرون چیزهایی میشنوند که درسازمان تابوست.

۹/ به پوچ بودن ایده الوژی سازمان میرسند .

۱۰/ متزلزل میشوند چون فردیتشان قبلا له شده است.

۱۱/ تناقضات تشدید میشود و سرکوبهای درونی بیشتر .

۱۲/ به حس بردگی میرسند .

۱۳/ رژیم درکمین است .

۱۴ / بریده مزدور متولد میشود .

۱۵/ رژیم جذبش میکند .

بعد سازمان بهش فحش میده ! انگارنه انگار که این طفلکها روزی جمیع " بریده چاپلوسان " سازمان بودند و هرکدامشون در کارنامه شان هزارهزار کف و سوت برای رهبرعقیدتی است !!!  معرفتم خوب چیزیه والا .

واما سازمان از روی کون سوزی بیشتر به جداشدگانی حمله میکنه که نه تنها به سمت رژیم نرفتند بلکه بسیارمحکم با رژیم مرزدارن و در حال مبارزه اند واین برای سازمان دردی است بی درمان ! سازمان حاضره اینا برن سمت رژیم اما خامنه ای ۱۲۰ سال عمرکنه !( حسادت و بخلشون تا این حدواندازه است) چون سازمان که مشکل اصلیش رژیم نیس بلکه حفظ کیش شخصیت رهبرپوشال و بانوست ولاغیر .

ناشناس گفت...

با افتضاخی که دررابطه با امدنیوز مطرح شده (کاری به انگیزه و انعکاس این برنامه ندارم و گورباباشون) حالا متوجه شدید که حمله به رضاپهلوی خدمت به شیخه ؟؟؟
باوزکنید این شعار " علیه شاه و شیخ" که خیلی ها خیلی خوششون میاد یه سرش تو وزارت اطلاعاته ! و کلا ردگم کردن برای برداشتن ضربه ازروی شیخ هست . باورکنید خرهم اینو میفهمه اما بعضی ها متاسفانه نمیخوان بفهمن .

ناشناس گفت...

هدف اطلاعات از ساختن فیلم پایان دروغ و برملا کردن حرفهای شخصی فقط تمسخراپوزوسیون نیست اهداف دیگری پشت قضیه است که درمرحله دوم افراد دیگری ان را پیش میبرند . توضیحش از حوصله خارجه .

ناشناس گفت...

افاضات اخیر اقای سروش یک نظر فلسفی نبود بلکه یک برخورد سیاسی بود و خیلی هم برنامه ریزی شده بود .

همزمان با ماجرای مسخره کردن اپوزوسیون توسط امدنیوز  اقای سروش نیز با افاضات اخیرشون یک بیللخ به مستمعین دادند ! 

اطلاعات میخواست ثابت کنه که اپوزوسیون درخارج هرآن که اراده کنه قابل تمسخره ! مواضع اخیر عطااله مهاجرانی و عبدالکریم سروش و ماجرای روح اله زم و فخراور و امید نادان و غیره نشان از یک پروژه مشترک به جهت تمسخر و ایجاد انحراف در جنبش میتواند تلقی شود .

هنوزهم چندتا تلویزیون های ماهواره ای و اینترنتی دیگر و اشخاص مثلا سیاسی دیگری وجوددارند که احتمالا درمرحله دوم اعلام افاضه خواهند کرد .

نشانه هاشون خیلی تابلوست که درزیر میاورم :

۱/ همه چی میگن اما هوای اقا رو دارن !

۲/ جنبش داخل را ماهرانه مسخره میکنند .

۳/ تخم نا امیدی میپراکنند .

۴/ مردم را از سوریه ای شدن تلویحا میترسانند .

۵/ کل اپوزوسیون را ماهرانه نفی میکنند .

۶/ نوک تیز حمله شون روی رضاپهلوی است و خیلی لاپتو به او اهانت میکنند .

۷/ راست و دروغ را با هم میگویند .

۸/ در مصاحبه های خود مسخره بازی درمیاورند .

۹/ ازروی جنایات رژیم خیلی ماهرانه میپرند .

اینها کاملا شناخته شده اند و بعضا فیلم هم بازی میکنند و درلابلای حرفاشون بلوف بی سند هم میزنند .

من مطمئنم درفردای پیروزی تاوان خواهندداد .

غریبه



ناشناس گفت...

سلاام بسیار ممنونم از بابت انتشار یادداشتهای فلسفی می خواستم خواهش کنم عنوان سه قسمت 5 و 6 و7 رو اصلاح بفرمایید در ذیل ویدیو 6 و 7 و 8 ذکر شده است
در ضمن می خواستم ازتون بپرسم شما کانال تلگرام ندارید؟ اگه دارید لطف می کنید لینکش را بگذارید

ناشناس گفت...

سلاام
ممنون از روشنگری های جنابعلی ما مرتبب نظرات شما رو دنبال می کنیم سه تا سوال ازتون داشتم
1-لظف می کنید بقیقه یاداشتهای فلسفی رو بگدارید؟من خیلی مشتاقم
2-ایا اندیشه اسلامی بخشی جدا ناپذیر از هویت ما نشده؟ چگونه می توان ازان رهایی یافت؟کمی بیشتر اگه ممکنه در این مورد صحبت کنید
3- در مورد کانال تلگزام نفرمودید؟

ناشناس گفت...

بدنه سپاه درحال کنده شدن از فرماندهی بود اما با اقدامات اخیرامریکا دوباره بدنه به فرماندهی چسبید . این نظر منه و شایدم در عمل خلافش ثابت شه . نمیدونم .

Unknown گفت...

سلام استاد عزیز و بزرگوار انرزی تان پایدار باد ازتون ممنونم
چرا به سوالات من پاسخ نمی دیذ ما در ایران بسختی به یوتیوپ وصل می شم خواهش کرده بودم کانال تلگرامی تون رو اگه دارید بفرمایید
بحث در مورد شریعتی بسیار جالب بود ولی بنظرم نیمه تمام رها شد یا من نیافتم

ناشناس گفت...

این داستان محاسبه سال رمزوراز فراوانی دارد .

درسته که مبنای محاسبه ۳۶۵ روز معادل یکبارچرخش زمین دور خورشیده اما در طبیعت چطور ؟

مارزنگی سالی یکبار به حلقه کراتینی دمش افزوده میشه !

اهوان سالی یک گره به شاخشون اضافه میشه .

تنه درختان سالی یکبار خطوط دوار در تنه شان اضافه میشه و قس علیهذا .

میگم چه رابطه ای میان چرخش کامل زمین دورخورشید با شاخ آهو وجود داره ؟ نکنه نحوه محاسبه طبیعت نیز مانند بشره ؟! ویا بالعکس ؟!

دوستانی که اینگونه مفاهیم را شوخی نگیرن و درباره اش فکرکنند حتما با رژیم جمهوری اسلامی تحت هیچ عنوان نمیتونن کنار بیان .

چه ربطی داره ؟

همان ربطی که گره شاخ آهو با چرخش زمین دور خورشید داره .

بنابراین هرچه بیشتر به حقایق جهان پی ببریم به همان اندازه از اخوند و ایده الوژی اخوند بیشتر دور میشویم .

دوستانی که به افراد جنایتکار میگن حیوان صفت مطمئن باشید نه درکی از جنایت دارن و نه درکی از موجودی بنام حیوان و قطعا درکشون در پیتی است وگرنه حیوان بیچاره را همردیف جنایتکار تلقی نمیکردند . اینها و صدها علائم مشابه حاوی جهل در مغز گوینده است و هنوز از ایده الوژی اخوندی خلاص نشده اند .

من که اینطورفکر میکنم .

شماره ۲۵۵



esmail گفت...

دوست عزسز من کانال تلگرام دارم

Esmailvafa
برای دیرکرد پوزش میخواهم ولی توجه کنید من بسیار گرفتارم و کم فرصت
در هر حال روی تلگرام میتوانید مرا پیدا کنید انجا راحت تر وصل خواهیم شد
با درود

ناشناس گفت...

هرچه به سمت سیاهی و تاریکی پیش میرویم تنفر جامعه بصورت اتودینامیک از سازمانهای مدعی الترناتیو بیشتر بروز میکند زیرا جامعه ایران آلترناتیوهای خودساخته و مدعی را بخشی از پیکره اخوند میدانند و توجهی به تضادهای انان ندارند . تضادها برای خود انان معنا میدهد اما مردم از زاویه دیگری به رژیم و الترناتیو مدعی اش نگاه میکند ... مردم الترناتیو مدعی را بخشی از اخوند میداند و اتفاقا درست هم میداند .

جمهوری اسلامی بمثابه یک هیولای تاریخی چنگالهای خودرا بر پیکره جامعه فروبرده و پیوسته خون ان را میمکد و فساد نیز دران تزریق میکند . حکومت مانند کمودورها بزاق سمی دارند جامعه را گاز میگیرند و منتطر پخش سم در کل وجود طعمه میشوند تا ضعیف شود و سپس سورچرانی کمودورها آغاز میشود و جمهوری اسلامی درنقش کمودورهای سمی ملت را گاز میگیرند تا پیکره ان روزبروز تضعیف شود اما جامعه مقاومت میکند بطوریکه رژیم دندان های درنده و سمی خودرا با اوردن نیروهای حشدالشعبی و فاطمیون و سایر نیروهای شبه داعشی تیزو سمی تر نمود وسیل بهانه ای شد برای انجام این کار .

کمک به سیلزدگان برای هیولای اسلامی معنا ندارد بلکه سرکوب انان در الویت رژیم قرارمیگیرد وچون سرکوب سیلزدگان معترض توسط نیروهای خودی ریسک دارد  لذا از مرتجعین سرکوبگر بیگانه استفاده کرده است و ...

جریان رضاپهلوی بدلیل ناتوانی شاخص ان و بی انگیزگی وی نسبت به بقیه مطرح تراست اما درکل چندان مطرح نیست . مردم عاصی اند اخوند نمیخوان اما واقعا نمیدانند که بایدچکارکنند اگرچه نسل جوان دختروپسر مطالباتی دارند و در مناسبتها فریاد براورده اند و سرکوب شده اند و هزاران نفرازانان در زندانهای رژیم هستند اما سرکوب انان که درحال تکثیرند برای رژیم ریسک دارد و لذا ازالان پای گروههای درنده بیگانه را به کشوربازکرده اما نتیجه نخواهدگرفت .

شاید رژیم مانند الترناتیو خودساخته اش معتقدباشد دیگی که برایش نجوشد سرسگ دران بجوشد ! رژیم فقط میخواهد بماند حتی باسرکوب ملت ایران توسط عوامل بیگانه اما محاسباتش اشتباه است چون خاک کشورما قطعا به گورستان سرکوبگران بیگانه مبدل خواهدشد ...

شب دراز است و قلندر بیدار ... خواهیم دید چه کسی پیروز این میدان پیچیده میشود ... این ماجرا فقط یک برنده ویک بازنده خواهدداشت . برنده ملت و بازنده رژیم و عوامل بیگانه اش .

ناشناس گفت...

سینه زنی پاسداران سرکوبگر رژیم در محیط سیلزده یعنی چی ؟ چه دردی را میخواستند دوا کنند ؟
یاد سینه زنی خودمون در اشرف افتادم ! هنوزم نفهمیدم برای چی در اشرف و لیبرتی در اون شرایط سخت سینه میزدیم !!!
پایه های ایده الوژیک مشترک اخوند و مجاهد که میگن اینه !

ناشناس گفت...

فلسفه سینه زنی شم تو اسلام شیعی است .
از روسری بگیر تا سینه زنی !
اونم سینه زنی برای بیگانگانی که ۱۴۰۰ ستل پیش به کشور ما تجاوزکردند و خونهای مظلومان بسیار ریختند ...
فکرشو که میکنم واقعا عرق شرم رو پیشونیم میشینه .
امان از نادانی و جهالت که نقطه امید به زندگی اخوندرا افزایش میدهد .
غیرازاین نیست .

ناشناس گفت...

فضای مجازی دست مخالفین هست و فضای واقعی دست رژیم ! راهی پیدا کنیم که این ماجرا برعکس بشه .
( البته بطور نسبی ) چون خیلی از فضاهای واقعی دست مخالفین نیز هست . بهرحال باید برعکس بشه .