باد می اید// و ابرها فراوانند//دو جمجمه در باد می غلتند//تلق تلوق کنان//جمجمه یک سگ و جمجمه یک انسان//نمی دانم چگونه//ولی مطمئن هستم //که یکی از انها جمجمه شهریاری است//و دیگری جمجمه یک سگ گله//و مطمئن هستم//شهریار هیچوقت فکر نمی کردهیچوقت! که روزگارش بپایان برسد//و سگ گله هیچوقت فکر نمی کردر اسماعیل وفا. باد می اید

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر