
گر چه سرد است جهان گرمي آغوش تو خوش//بوسه اي گرم ز گرماي بنا گوش تو خوش//گر چه من را بجز از تلخي غم بهره نبود//ياد باد آن لب و آن كندوي پر نوش تو خوش//ما پريشان جهانيم از آن طره ولي//آن پريشان كن عالم به بر و دوش تو خوش//ز دل و ديدهي تو گر چه برفتم از ياد//به خيال تو بود آنكه فراموش تو خوش//تلخ وش ميروي و ديده ز تو پر شهد است...عاشقانه زمستانی. اسمعیل وفا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر