خون میچکد از«شمعدان هفت شاخه»ا
و دهان بی انتهای قاریان
وقتی انگشتان ارواح عتیق
چنگهای تاریک خوف را می نوازند
وقتی در نیمه شب خرد شده
بمب افکنها در آسمان غزه
از میان قلبها و ریه های کودکان شیرجه میروند
وفلز مذاب و آتش
از دهانها و چشمها و گوشها فواره می زند
و دهان بی انتهای قاریان
وقتی انگشتان ارواح عتیق
چنگهای تاریک خوف را می نوازند
وقتی در نیمه شب خرد شده
بمب افکنها در آسمان غزه
از میان قلبها و ریه های کودکان شیرجه میروند
وفلز مذاب و آتش
از دهانها و چشمها و گوشها فواره می زند
و مرگ رویاها را می بلعد.
خون می چکد ازمیان اوراق عتیق
ازمیان آجرها وخشتهای دیوارهای هراسان
وقتی« ستارگان داوود» چرخان و شعله ور
ازآسمان فرو می ریزند با پره های تیز ودرخشان
وبرزمین منفجر می شونددر میان سفره نان وساعت دیواری و رحم بارور عروسان
خون می چکد ازمیان اوراق عتیق
ازمیان آجرها وخشتهای دیوارهای هراسان
وقتی« ستارگان داوود» چرخان و شعله ور
ازآسمان فرو می ریزند با پره های تیز ودرخشان
وبرزمین منفجر می شونددر میان سفره نان وساعت دیواری و رحم بارور عروسان

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر