بارها فکر کرده ام بعد از سی سال من و ما و اساسا نسل سالهای چهل و پنجاه، هنوز هم نیازمند یک تحلیل و تفسیر درست همه جانبه از شرایط سالهای حول و حوش انقلاب و بعد از آنست تا بتواند بفهمد چه اتفاقاتی افتاد؟ چرا افتاد و چرا شرایط به اینجا کشید و کاروان انقلاب برای دهها هزار نفر و بیشتر از اینها چرا در این راه سی ساله سیر وسلوک کرده و هنوز هم دارد در افقهائی توفانی و به نظر من نه چندان روشن حرکت می کند. در صحبتهائی که یکی دو سال قبل با هم داشتیم یادم می آید گفتم که نسل ما با تکیه بر چوبدست اعتماد همه چیزش را در طبق اخلاص گذاشت و هست و نیستش را تقدیم کرد و سالها راه سپرد، اما در کار سیاسی، اعتماد لازم هست ولی کافی نیست، عشق لازم هست ولی کافی نیست، باید در این راه با چند و چون و نقد و بررسی و شناخت حرکت کرد. باید همه چیز را دانست و اگر می خواهیم کار سیاسی بکنیم و بجنگیم و حتی در این راه جان بدهیم باید جدی بود، چون مساله بر سر جان دادن من و شما نیست بلکه سرنوشت یک ملت و یک میهن مورد نظر است و اگر جانی تقدیم میشود برای .نجات یک ملت و میهن است و نه چیز دیگر گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر ( گفتگو با اسماعیل وفا، (3 ///....(گفتگو با اسماعیل وفا (2 ///(گفتگو با اسماییل وفا، (1دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر