نکته مهم دیگر در مورد اسلام عارفانه این است که این نوع قرائت که در
طول قرنها اکثریت شاعران و نویسندگان و بزرگان فرهنگی بدرد بخور ما در دامان آن
پرورده شدند اگر چه با اسلام آمیخته است ولی موفق شده است نوعی تنفسگاه وسیع ایجاد
کند و نوعی فرهنگ خاص ایجاد کند که در پروردن نسلهای متوالی نقشی موثر داشته است.
انسان دوستی وگذشت و مسامحه و محبت به دیگران و حتی حیوانات، احترام به طبیعت و
تمام مردمان را بندگان مورد ادامه قرائت عارفانه از اسلامدریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
افتاب خواهد دمید
مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند
۱۳۹۲ تیر ۲۴, دوشنبه
ادامه قرائت عارفانه از اسلام. یاداشتهای ماه رمضون 6.اسماعیل وفا یغمائی
نکته مهم دیگر در مورد اسلام عارفانه این است که این نوع قرائت که در
طول قرنها اکثریت شاعران و نویسندگان و بزرگان فرهنگی بدرد بخور ما در دامان آن
پرورده شدند اگر چه با اسلام آمیخته است ولی موفق شده است نوعی تنفسگاه وسیع ایجاد
کند و نوعی فرهنگ خاص ایجاد کند که در پروردن نسلهای متوالی نقشی موثر داشته است.
انسان دوستی وگذشت و مسامحه و محبت به دیگران و حتی حیوانات، احترام به طبیعت و
تمام مردمان را بندگان مورد ادامه قرائت عارفانه از اسلام
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۳ نظر:
ممنون اسماعیل عزیز. استفاده کردم. پایدار باشی. اخلاق ورفتار و اشعار و نوشته های ["عرفانی"] ات زیبایند.
آقای یغمایی، کنجکاوانه به همه جای این سایت سر کشیدم تا دلیل اینکه چرا اسمش را دریچه و آنهم از نوع زردش گذاشته ای پیدا کنم که موفق نشدم. بدون تعارف و تعریف به نظر من شایسته است که اسمش را دروازه ای بسوی آزادی، عقلانیت و آگاهی بگذاری.
و در تعجبم که شما چطور با تحمل سال ها زندان و عضویت خالص و خلص در فرقه مجاهدین این میزان آگاهی و اطلاعات تاریخی، ادبی و علمی خودت را حفظ و حراست نموده ای و این در صورتی است که میدانم و مطمئن هستم به تعداد سال هایی که یک فرد رها شده عضو چنین فرقه ها و بدور از جامعه بوده و در اثر شستشوی مغزی هارد دیسک مخیله اش از اطلاعات و آگاهی هایی که داشته تخلیه گردیده، حد اقل به همان تعداد سال نیز طول خواهد کشید تا خودش را با جامعه منطبق و اطلاعاتش را باز سازی نماید.
ناتورمن گرامی سالها قبل علت نامگذاری دریچه زرد را این چنین توضیح دادم جوابت را در این توضیح میابی با احترام
اسماعیل
سلام و دق الباب
سلامی چو بوی خوش آشنائی دریچه زرد دریچه ای بود که در دوران کودکی و نوجوانی در روستائی درست در میان دشت کویر، روستای گرمه، و دور از غوغای شهرهارو به نخلستانی پر طراوت و تالابی پاکیزه و کوهساری مهربان و مردمانی پر طراوت و پاکیزه و مهربان گشوده شده بود.دریچه ای رو به جهان که ساعتها از روشنای آن به زمزمه ها و تصویرها چشم و گوش میبستم و می آموختم و نخستین شعرهایم را آنجا نوشتم.این دریچه هنوز هم بازست . بسیاری از کسانی که از پشت این دریچه زیبائی ها را می نگریستند به سفر رفته اند ولی خبر دارم که این دریچه هنوز بازست و شبها باد از آن می گذرد و جستجو کنان اتاقهای تاریک خانه قدیمی را می کاود وباز می گردد و از لابلای نخلستان و اجاقهای خاموش و یا روشن آبیاران می گذرد و از شیب کوه خود را بالا میکشد و در دشتهای وسیع پشت کوهسار میتازد و به جائی که خودش می داند میرود.از سال هزار سیصد و پنجاه و چهارکه سر از زندان شاه درآوردم تا حالا که سال هزار و سیصد و هشتاد و شش است،و به لطف حق عمر از بیست و یکسالگی در مسیرزندان و غربت و تبعید به منزل پنجاه و پنج رسیده است، از آن دریچه چوبی کهنسال محبوب دورم ولی خاطره زنده آن همیشه با من است و از پشت همین دریچه است که با شناخت یک تکه از خاک و بخشی کوچک از مردم تمام آنها را دوست دارم و در حد امکانات محدودم برای پاکیزگی و آزادیشان تلاش می کنم ، در این راستا سی و دوسال در زندان و تبعید و غربت گذشت و هنوز هم می گذرد ولی در وسعت غربت هنوز هم در پشت همان دریچه می ایستم و می نگرم و میشنوم و می نویسم.کار من نوشتن است و سرودن، وبا نوشتن و سرودن،جنگیدن برای آزادی و مهربانی و شعور و شناخت، چیزهائی که همه از آن می گویند و بسیاری اساسا آن را نمی شناسند! و باید اینها را تا حدی که خودمان شناخته ایم به ناشناسندگان و کسانی که از آزادی با معیارهای خودشان و نه معیارهای خود آزادی سخن می گویند شناساند هرچند به آنها بر بخورد!و این کار را ادامه خواهم داد با تمام مصائبش تا روزی که چه من باشم و یا نباشم دریچه ها دیگر رو به شب سنگین اختناق و درد و اندوه باز نشوند و دوباره کوه و نخلستان و برکه خود را بنمایانند.وبلاگ دارد کم کم تکمیل میشود تا بتواند نمائی از سی و چند سال کار قلمی و ادبی مرا در اختیار شما بگذارد. در این وبلاگ بخشی از نوشته های مرا می خوانید.نقطه نظرات ادبی و سیاسی و اجتماعی خود را در این وبلاگ به روشنی و بی هیچ تعارفی می نویسم و در خلال تمام نوشته هایم بیان می کنم.میتوانید از نوشته های من و اگر برایتان مشکلی نیست با ذکر نام و آدرس وبلاگ استفاده کنید.این وبلاگ شخصی است و اختصاص به نوشته های خود من دارد ولی گاهی مطالبی از دیگران را ، در زمینه های مختلف انتخاب کرده و درج می کنم، مطالبی که از کیفیتی شایسته وارزشمند برخوردار باشند. محبت کرده و وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید .اگر خواستید پیامی بگذارید درپائین همین قسمت دق الباب، کههمیشه بر بالای صفحه اصلی قرار دارد بگذارید، و اگر خواستید میل بزنید به این آدرس میل بزنیدesmailvafa99@yahoo.caزنده باشید
اسماعیل وفا
ارسال یک نظر