![]() |
| سعید جمالی در بازداشتگاه تیف در حال بازرسی شدن |
سعید جمالی دارد
بخشهائی از خاطراتش را مینویسد. این حق اوست.مردیست که حدودچهل سال از عمرش را در
کشاکش مبارزه گذرانده و اکنون در غربت روزگار میگذراند.سعید جمالی عنصری نظامی بوده است.
زندانی زمان شاه، چریک دوران خمینی از سال 1357 تا سال 1383،بعد پنج سال را در
بازداشتگاه تیف در عراق در شرایطی بسیار سخت گذرانده است ، گاهی در سلول با دستبند
و پا بند گاهی در زندانهای دیگر و سرانجام آوارگی در عراق و ترکیه تا هنگامی که تن
خسته به ساحل غربت رسانید.
سعید اینروزها دارد مینویسد. تیز و تند و قاطع و بدون
لفاظی ها و حتی زیبائی های ادبی و همین طورهم خوبست.در مقابل نیز دارند مینویسند.
تیز و تند و قاطع و مثل همیشه او را به زیور پاسدار رژیم بودن مفتخر کرده اند.در همین رابطه و پس
از تاخیری سئوال بر انگیز سرانجام به روال همیشگی با این مقاله در این لینک .....ادامه مطلب ساختار ، واشاره ای به

۲۲ نظر:
رنج نامه سعید جمالی بدلیل ساختار ادبی بکار گرفته شده خواندش برای نا آشایان با دردهای این دوره تاریخی کسل کننده است .ولی در لا بلای کلمات گویای بسیاری دردهاوناجوانمردی هااست که در حق نسل ما بکار گرفته شده چه از جانب جمهوری اسلامی و چه از جانب مدعیان دورغین آزادی.من به سهم خود تا به انیجابسیار آموختم و برای نویسنده آن آرزوی موفقیت و بهروزی دارم.رضا مولائی
درود ببکران بر اسمعیل یغمایی شاعر مبارز و مردمی که صدای نسلی هستی که همه آمال و آرزوهایش توسط شیفتگان قدرت برباد رفت.
و درود بر سعید جمالی که آنچه بر او و دیگران گذشته را در معرض افکار عموم قرار می دهد. من خودم یک اشرفی با 20 سال سابقه در قرارگاهای مختلف سازمان هستم و شهادت می دهم که همه آنچه که سعد جمالی می نویسد دقیق و درست است و ذره ای اقرار در آنها نیست.و بسیاری از آنها را من به چشم خود دیده و تجربه کرده ام.و ازاین مدارکی که این باند خدا نشناس برای سعید جمالی رو کرده است از همه مجاهدین دارند.چون بعد از هر کدام از بندهای انقلاب مریم بایدچیزهایی که آنها می خواستند را می نوشتی تا دست از سرت بردارند.اگر کسی در این راه کشته شود آن قسمت های جان بر کف بودنش را پخش می کنند. و اگر از آنها جدا شد آن قسمت هایی که من در مناسبات پاسدار و منفعل وشعبه وزارت اطلاعات بودم را منتشر می کنند.وحشت رجوی هم از بسته شدن اشرف و لیبرتی باز شدن پای سعید جمالی ها به خارج کشور و افشای آنچه که بر مبارزان راه آزادی رفته است می باشد.
یک اشرفی سابق
اینان از هم اکنون آشکارتر از خمینی و یارانش در آن هنگامه که در پاریس زیر سایه درخت سیب بودند، علیه مردم شمشیرهای خود را از روی بسته اند و هر منتقد و غیر همراهی را به قتل و محاکمه تهدید میکنند
من سعید جمالی فرمانده افشار را از سال ٦٤ درکردستان عراق که فرمانده پایگاه جلیلی بود از نزدیک میشناسم واقعن چریکی آرام ،فروتن ، همراه با دنیای از زیبایی و شرف که در چهر ه او میبینید ! ! هادی افشار تیپی ،چریکی شبیه موسی خیابانی که تو قلبت زود جای خودشو باز میکنه ! بهترین ها را برایش آرزو میکنم !
کی شود دریا به پوزه سگ نجس ،
اعتقادات و روش گروه رجوی خیلی مهیب و از روی بن بست ، استیصال !
حمید
پرنده
دست شما درد نکند اقا اسماعیل راستش که بحق وحقیقت واقعیت های سعید جمالی وسعید جمالی ها را گفته اید راستش شما خیلی دقیق همه چیز را بطور خلاصه نوشته اید کار سختی است ولی خوب شما این توانائی را دارید به امید موفقیتتان وشهامتتان در دفاع از حقیقتی که رجوی میخواهد بر روی ان خاک بپاشد حقایقی که سعید جمالی میگوید باور کنید فقط وفقط گوشه کوچکی از هزاران فجایعی است که در درون قرارگاههای سازمان گذشته این را باور کنید بنظرم چون شما زیاد در قرارگاههای سازمان وتیف نبوده اید برایتان سخت است که بعضی چیزها را باور کنید به شما حق میدهم که حتی شما نتوانید خیلی چیزها را باور کنید بدلیل اینکه رجوی کارهائی کرده که حتی من که با پوست و گوشت و استخوانم همه چیز را لمس کرده و از نزدیک ماهیت این جریان را دیده ام هم سخت است باور بعضی از وقایع .شخصا بسیار موارد هست مربوط به فرماندهان بالای سازمان که اینجانب در جریان امورات ان هستم همان فرماندهانی که امروز شمشیر به روی شما کشیده و شما را قاتل و جانی واطلاعاتی وووو میخوانند همانها کارهائی کرده از جنس بندهای انقلاب اما باور کنید من با اینکه انها را میدانم اما روی این موارد دست نمی گذارم دلیلش خوب زیاد است اما یکی از دلایلش این است شما هم در گوشه ای اشاره کرده اید مشکل نه در سعید و این هرزه نویسان وفرماندهان فعلی سازمان و بنظر من نه حتی در مریم بلکه مشکل در عنصر فردیت و شخص مسعود رجوی است کسی که خود را به جای امام نشان داده و تنها به خدا پاسخگو است بله باور کنید حتی مریم نیز یک قربانی است ایضا مابقی همه قربانی فردی هستند که تممام امور سازمان را میچرخاند این فقط یک نفر است همین چند نفر نیستند تنها وتنها یکیست که سازمان مجاهدین را که روزی کعبه امال وارزوهای ما بود را به چنین روزی رسانده است .اما سازمان مسیر سقوط را دارد شتابان طی میکند هر روز بیش از بیش .البته یک نکته را نیز بگویم شاید روزی نیز ما لب به سخن بگشائیم و پته سینه چاکان رهبر را روی اب بریزیم اما خوب مثلی هست اسیاب نوبت به نوبت رجوی به خیال خودش به جنگ بامنتقدین امده وبا چند کاغذ پاره که الان یک بچه دبستانی هم میتواند با فتوشاپ و درست کند ویا حتی کاغذ پاره هائی که روش کار بازجویان اطلاعاتی جمهوری اسلامی هم از همین مدل استفاده میکنند فکر میکند میتواند میتواند جلوی پژواک سالها ظلم و ستم را بگیرد اگر جمهوری اسلامی توانست رجوی هم خواهد توانست باید گفت دوران اندیشه شخصیت پرستی و بت پرستی نوین با نام پوششی رهبر عقیدتی پایان یافته همان طور که ولایت فقیه نیز پایان یافته .ولی فقیه جمهوری اسلامی خامنه ای این را فهمیده ولی رجوی هنوز نفهمیده که دووران این بازیها سالهاست به سر امده .ایران ازاد فردا نه به خمینی و اندیشه اش ونه به رجوی واندیشه اش .ما ایرانی میخواهیم با تمام عقاید حتی سلطنتی ولی خمینیسم ورجویسم فاتحه اش را خیلی وقت است خواند ه ایم ما این اندیشه را توی توالت گذاشته سیفونش را هم کشیده ایم
جناب یغمایی، به درستی به ساختار بیمار تشکیلات اشاره کردهاید. صرفنظر از خصوصیات فردی افراد، فرهنگ حاکم بر سازمانهای سیاسی ما همین هست که شما اشاره کردید. ساختار سیاسی کشور و وضعیت فرهنگی ما تابع سطح توسعه اجتماعی ایران است. در کشور ما یک حکومت استبدادی فاسد حول رهبر تبهکار شکل گرفته و در اپوزیسیون هم در ابعاد کوچکتر شاهد استبداد و عدم تحمل مخالف هستیم. اگر رجوی رهبر مجاهدین نبود، فرد دیگری همین نقش را کم و بیش بعهده میگرفت. تا ریشه فرهنگ انقیادپذیری و استبداد در جامعه ما قوی است، وضعیت حکومت و مخالفین همین خواهد بود. بدون رنسانس فرهنگی در بر همین پاشنه خواهد چرخید و استبداد و خودکامگی به اشکال مختلف در حکومت و مخالف آن باز تولید خواهد شد.
محدث
آیا واقعا به نظر شما ول کردن دوستان و همسنگرانی که سی سال کسی با آنها زندگی کرده است و پناهنده شدن به آمریکایی ها کاردرستی است ؟ آیا یک چریک مجاهد اگر دوستانش را ول کند و به آنها پشت کند وبرود با آمریکایی ها میشود هنوز به او احترام گذاشت ؟ حالا هرکسی میخواهد باشد. و مگر خود ایشان از بانیان این ساختاری که میگوئید نبوده است ؟ ایا هیچ مسئولیتی متوجه او نیست؟ یک چریک و یک فرد نظامی ارتش اش ر ا ول کرده و به جبهه دیگری رفته که بطور سنتی جبهه دشمن است . درهمه عالم چه میکنند؟ به او مدال میدهند؟ آیا درفرهنگ شما اساسا پذیرش مسئولیت اعمال خود معنایی دارد؟ . حمید - س
آقای اسماعیل یغمایی . شما که برای علی زرکش بعد از شهادتش شعر گفته اید . آیا اگر علی زرکش به آمریکایی ها پیوسته بود و مجاهدین و دوستان سی ساله اش را رها کرده بود بازهم برایش شعر می سرودید؟ چرا شما دوگانه رفتار میکنید / ارزش و ضد ارزش نزد شما چه هستند؟ میگوئید که آنطرف به شما و بقیه تهمت زده است . ایا ایرج مصداقی هیچ تهمتی به مجاهدین نزده است؟ ایا خود شما که نوشتید همسر سابق تان خودکشی داده شده یا به مرگ مشکوک مرده است تهمت نزدید؟ ایا ایرج مصداقی به افراد هوادار مجاهدین مرتب تهمت نمی زند و اتهامات بدون سند وارد نمی کند؟ اگر فرد منصفی هستید چرا یک کلام انتقاد به نوشته های او نداشتید و درعوض همه را تائید کردید؟ ایا تکرار حرفهای بتول سلطانی توسط مصداقی یک اتهام ثابت نشده نیست؟ و بقیه اتهامات ؟ چرا شما تنها به قاضی میروید وراضی برمیگردید ؟ گذشته از همه چیز آیا وجدانا این جنگ کریه را چه کسی شروع کرد؟ مصداقی و همنشین و شما نبودید که اعلام جنگ کردید ؟ کمی هم فقط کمی به خودتان یک انتقاد کوچک بکنید .باورکنید ثواب دارد. حمید -س
با درود فراوان! دست شما درد نکند. بسیار متین و انسانی و صحیح سخن گفته و درد اصلی را نشان داده اید. دردی که تمام استخوان های ما و اسکلت تاریخی ما را غبار کرده است. پیروز و سربلند و نیرومند در برابر کوه جهل باشید. مینو
سلام بر «حمید – س» و حمید – س های دیگر
چنانچه فرزندان یک خانواده مجبور شوند خانه و کاشانه را رها کرده، به غیر پناه ببرند در درجه نخست معلوم می شود آن خانه از پایبست ویران است وگرنه امکان ندارد فرزندان، خانه را بگذارند و بروند.
اینکه چرا خانه ویران است. صبر کنید.
آنچه تا به حال در مورد آن خانه ویران گفته شده، اندکی از خروار است. صبر کنید زمان نشان خواهد داد که حتی بتول سلطانی ها بیجا نگفتند وای به سعید جمالی ها که اصلا از جنس دیگرند. (آنچه شما شایعه و دروغ میپندارید متاسفانه واقعی است. متاسفانه)
اگر به قول شما «یک چریک و یک فرد نظامی ارتش اش ر ا ول کرده و به جبهه دیگری برود که بطور سنتی جبهه دشمن است » باید دید در آن به اصطلاح ارتش چه میگذرد و چه میگذشت که چنین اتفاق مهیبی میافتد. چرا اصلا باید شاهد چنین مواردی باشیم؟
آقای حمید – س
جنابعالی خودتان هم خوب می دانید. کسیکه (با انگیزه ها و ایدئولوژی خود در عمل وداع گفته و چشم به جمال جهانخواران دارد، سعید جمالی و امثال او نیست و اگر در عالم مثال علی زرکش هم از بد حادثه به جایی مثل تیف مجبور می شد برود میبایست در درجه نخست یقه مسببین بی احساس و قدرت طلبی را گرفت که افراد را به این انتخاب می کشانند.
گرچه تیر از کمان همی گذرد. از کماندار بیند اهل خرد
با احترام
سائل
اسماعیل رحمت به شیر مادرت که حق نوشتی و حق گفتی لعنت خدا بر خمینی و ال خمینی و کسانی که راه رسم خمینی را تکرار کردند و یک سازمان چشم و چراغ ملت را به این وضع انداختند .خدایا خودت یاری کن مجاهدین از این بدبختی نجات پیدا کنند
درود بر شرفت شاعر مقاومت . در قلب ما جا داری . خوب گفتی و خوب نوشتی
لقمان
اسماعیل جون
به حقیقت سوگند که بهتر از این نمیشه بیان کرد شرح درد را. زنده باشی و نفست همیشه گرم باشه.
مسئوا اول و اصلی همه این دردها شخص مسعود رجویه. تجربه مسعود رجوی یه بار دیگه به همه ما نشون داد که چطور جاذبه قدرت می تونه یک انقلابی را هم به فساد بکشونه و از عرش اعلی به حضیض ذلت بندازه و اینکه چطور قبضه قدرت مطلق توی دست یه نفر می تونه یک جریان یا سازمان انقلابی و مترقی را به یک جریان ارتجاعی و مافیایی تبدیل کنه. فعتبرو یا اولی الابصار
لا اله الا الله
اقا صلوات بفرستیم
ندارد
آقای سائل که جواب مرا داده اید . با دلیل و مدرک و سند ثابت کنید که یک چریک مجاهد خلق ( که همه اورا فرمانده می خوانید ) کاردرستی کرده است که جبهه مجاهدین را رها کرده و به آمریکایی ها پیوسته است . همان آمریکایی ها که الان آنها را امپریالیست میخواند و از اینکه مجاهدین برای زنده ماندن و کشته نشدن درعراق به آنها نزدیک شده اند و چاره دیگری هم نداشته اند مرتب آنها را ملامت میکند . فردی نظامی که سی سال کارش نظامی بوده است و دیگران را به عملیات فرستاده است یک دفعه تصمیم میگیرد برود پناهنده آمریکایی ها بشود . آیا هنوز به نظر شما او یک فرمانده نظامی است و حق دارد که تائید و تحسین بشود؟ اگر این را روشن کنید آنوقت درست و غلط صحنه سیاسی روشن تر میشود. ولی بیهود گویی نکنید - حمید س
دوست گرامی!
در تأیید سخنان شما درباره مشکل اصلی، داستانی را به خاطر آوردم که مضمونش این بود که گویا عزرائیل (یا شیطان) برای نستاندن جان مردی وی را در انتخاب یکی از سه عمل ناپسند زیر مخیر کرد: کشتن پدر، زنای با مادر و یا باده نوشی. مرد با خود اندیشید که کشتن پدر و زنی با مادر بسی پست و ناروا است. پس باده نوشی را انتخاب کرد. هنگامیکه باده را نوشید و مست شد و هوش و عقل از دست داد، هم پدر خود را بکشت و هم با مادر زنا کرد. حال حکایت نوشیدن رهبر خاص الخاص ما از باده قدرت مطلقه و غیر پاسخگو هم همین است. و این سرنوشت گریزناپذیر همه رهبرانی است که که در توهم آنکه بهتر و برتر از همگان، صلاح و مصلحت مردمان را میدانند تمام قدرت را به چنگ میگیرند و مدعیان و خیرخواهان را سرکوب کرده و منزوی میسازند و انقدر در نوشیدن باده قدرت افراط میکنند که عقلشان روبه زوال میرود و دست به تعدی و تجاوز میگشایند. شوربختانه کار بدینجا که میکشد دیگر همه پلهای پشت سر نیز ویران شده است و این نوع جریانات تمام ساز و کارهای ممکن برای اصلاح و ترمیم سیستم را نابود کرده و از کار انداخته اند. بدین ترتیب راهی جز فرار به جلو و فرافکنی باقی نمی ماند و این همان مرض افزاینده و رو به وخامتی است که در قران هم بدان اشاره شده است. فی قلوبهم مرض، فزادهم الله مرضا و لهم عذاب عظیم.
میرزا
جناب یغمایی
متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق راویان و مقاله نویسان تحلیلهای خود را یا گفتهها و شنیده های افراد معلوم الحال را مبنا قرار میدهند و در مرحله بعدی آن را در پوش شایع یا سند بخورد خوانندگان خود میدهند که شما نیز از این روش مبرا نیستید. اینجاست که صداقت باید حرف اول را بزند که متاسفانه از آن خبری نیست.
جمال
آقای حمید س فرامایشات شما واقعا مصداق پرت و پلا است. اولا برای یک فرد نظامی هم اگر از جنگی با هدفی پوچ یا ضد مردمی گریخت،اتهامی وارد نیست بلکه اقدام انان مشروع شمرده می شود. پرت و پلا گفتن شما در اینجاست که سعیدجمالی را متهم به گریز از مبارزه و پناهنده شدن به امریکایی ها می کنید و این در حالی است که در زمان پناهنده شدن او رفتن با و به تیف دیگر فاتحه ارتش مسعود رجوی خوانده شده بود و او خلع سلاح توسط آمریکا را پذیرفته بود.این در حالی اتفاق افتاد که مسعود رجوی قبلا به انها وعده فروغ-2 داده بود و بارها تاکید کرده بود که در شرایطی که آن را«شق سیاه» یا بدترین شرایط می نامید، مجاهدین عبور از مرز و کشته شدن در خاک میهن را انتخاب خواهد. دیگر این که پناهنده شدن او به آمریکائیها به معنی به خدمت آمریکائیها درآمدن نیست هم چنان که در سایر موارد پناهندگی،پناهنده شدن معنی به خدمت طرف پناهنده پذیر نیست و از این ها گذشته رفتن به تیف تنها رفتن به گذرگاهی برای خروج از عراق و پناهندگی گرفتن از کشور ثالثی بود و حرف آخر این که موضع جمالی را با رفتار لبریز از موس موس و دخیل بستن به آمریکائیها که رهبری مجاهدین پیش گرفته مقایسه کنید و در پرت و پلایی که گفته اید باز اندیشی کنید
آرمان
آقای یغمائی من نظرم در مورد شما عوض شد
فرمانده افشار پس از ده سال به دستور عربابتان یعنی وزارت کثیف اطلاعات وارد معرکه شده است ولی شما ناشیانه از او همایت کردید البته دم خروستان پیدا شد من تا امروز تمام آثار شمارا با وجود انتقادادت زیادی که به من می شود حفض کردم ولی امروز آنهارا به زباله دانی ریختم و این سایت شما یعنی دریچه ای بسوی وزارت اطلاعات را هم با تمام مزدورانش پیشکش شما باد
جناب اخوان ممنون من و زباله دان از شما تشکر میکنیم. در ضمن عرباب را با الف و همایت را با ح مینویسند.انشالله تعالی شما هم روزی قدرت درک واقعیت را پیدا میکنید و میفهمید .سعید جمالی انسان شریفی است زیرا جرئت داشت در مقابل کوهسارهای دروغ و دجالیت بایستد . اطلاعاتی بودن هم که فعلا قربانش بروم بند تنبان این تشکیلات است که اگر در برود همه چیز پیدا میشود
قربان وجودت و شاد باشی
سهراب اخوان
در ضمن حفض را هم با ظ می نویسند.
تو که مینیم سواد فارسی را نداری اصلا چرا آثار آقای یغمایی را نگهداری می کردی؟
این آثار برای کسی است که حداقل سواد فارسی لازم برای خواندن آنها را داشته باشد.
تازه خواندن اشعار ایشان گاهی به چیزی بیشتر از سواد خواندن و نوشتن نیاز دارد که به آن قوه اداراک می گویند.
وقتی هیچکدام از اینها را نداری ترا با شعر و ادبیات چکار برادر جان؟ تو بهتر است بروی سخنرانی های بی سر و ته مسعود و انشاهای کلاس دوم ابتدایی در فواید گاو و گوسفند مهرتابان و امثا این چرندیات که تنها تولیدات سازمان مجاهدین هستند را بخوانی چون حد تو همین است.
ستاره سهیل
با سلام
جناب یغمایی عزیز. سخنی که از دل براید لاجرم بر دل نشیند. پس از حرکت شنیعی که مریدان رجوی بر علیه شما ایجاد کردند. شما شروع به نوشتن مقالاتی کردید. در مقالات ابتدایی شما کمی هیجان و غلیان احساسات و گاهی اندکی مقابله به مثل وجود داشت که با توجه به شیوه رذیلانه ای که آنها انتخاب کرده بودند شاید طبیعی می نمود. اما این مقاله شما عالی و به زعم من بی عیب و نقص بود. درود بر شما. درود بر جمالی ها، مصداقی ها و همنشین بهارها که نفس خود را از چنگال دیوصفتان رهانیدید سپس هزینه دادید که دیگران نیز خود را بازیابند. این روش صوابی که پیش گرفته اید در آینده ای نه چندان دور اینبار در وسعتی چشمگیرتر جواب خواهد داد و بنیان دورویی، ناراستی، قلب حقایق را بر باد خواهد داد. به کامنتهای فله ای مریدان چشم و گوش بسته نیز پاسخی ندهید. عصبانی نشوید. حتی فکرتان را نیز مشغول نکنید. بر حالشان و بر نادانیشان و بر ظلم پذیری گاهی با مزد و بعضا حتی بی مزدشان غصه بخورید و دعا کنید شاید روزی توان فهم نه حقیقت که به گمانم آرزوی دست نیافتنی است بلکه توان رهایی از غل و زنجیرهای تعصب بر ذهن و روحشان را بیابند قبل از این عمرشان در حقارت، گم گشتگی و البته بردگی نوین به پایان رسد.
ارسال یک نظر