هر فرد، یا گروه و سازمانی در مقاطعی با گیر و پیچ
روبرو میشود. مهم برخورد صادقانه با اشتباهات کوچک و بزرگ است. اگر چنین
برخورد صاف و روشنی میشد قاتلین زندانیان سیاسی غلط میکردند زبان درازی
کنند و هر منتقد دلسوزی هم وقتی میدید راهبران حق مقدس اشتباه را منکر
نمیشوند، به فکر فرو رفته و حتی اگر شمر بن ذوالجوشن هم بود همدلی پیشه
میکرد. اما...
اما دیدیم که سیاستزدگی کار خود را کرد. هر روز یکی «مزدور» شد. دوستان و
برادران دیروز به جان هم افتادند و دشمنان آزادی شاد و شنگول شدند.سیاستزدگی واگیر دارد از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
افتاب خواهد دمید
مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

۵ نظر:
سیاستمداران و روشنفکران ایرانی هیچ ابتکاری برای رفع اختلافات فکری و ایجاد تفاهم و صلح و برابری، در جامعه آخوند زده ایران تلاش نکردن حتی روشی که در برگیرنده ادبیات پاک و حق دمکراسی برای دیگران را نه تنها رعایت نمیکنند به ترور شخصیت ، تهمت به کسانی که از اولین قربانیان این رژیم هستند هیچ مرز و مروتی را نمیشناسند ! گروه رجوی و کبوتران دور حرمش !
حمید
آقای همنشین بهار همان طور که شما میگوئید همه حق دارند اشتباه بکنند و فراوان هم اشتباه کرده و میکنیم اما هیچ کس حق ندارد اشتباه بکند و بعد بگوید که پاسخگو نیست و یا به خدا جواب میدهد. بنابراین نباید تقلیل گرایی کرد و گمان کرد صحبت این است که حق داریم یا نداریم که اشتباه کنیم بحث این نیست بحث این است که کسی یا کسانی اشتباهات کلان کرده اند بعد که کسانی به آنها انتقاد میکنند و میگویند مسئولیت پذیرباشید، ناسزا میگویند و فحاشی میکنند و مارک مزدور و خائن میزنند. بنا بر این بحث شما موضوعیت ندارد. آنچه اتفاق افتاده به گفته شما سیاست زدگی نیست قدرت طلبی افسار گسیخته است. قدرت طلبی افسار گسیخته را هم باید به نقد کشید و طرف مربوطه هم باید جواب بدهد همین. تصدیق میکنید که این با سیاست زدگی به تعریف خود شما فرق میکند.
اروند گفت:
داستان مارک ، برچسب و اتهام زدن به همراهان سابق مقولۀ تازه ای نیست، این موضوع تا آنجا که من اطلاع دارم از همان ابتدای بعد از انقلاب 57 از طرف مجاهدین وجود داشت، ولی از آنجائیکه در آن دوران همه را فضای " شوروحال انقلابی" گرفته بود، شاید به ندرت کسانی متوجۀ آن میشدند، اگر هم کسی اینگونه نکات را مطرح میکرد دیگران یا به او با تمسخر می خندیدند و یا اصلا" موضوع را جدی نمیگرفتند.
یادم می آید اوائل سال 59، یک دوستی آنطور که میگفت: بعداز انقلاب در رابطه با "جنبش ملی مجاهدین" در بخش ها و حوزه های مختلفی با مجاهدین همکاری میکرده و بعدا" حتی بعنوان عضو یکی از واحد های عملیاتی میلیشیا سازماندهی شده بود، در حالیکه موضوعِ اشغال سفارت آمریکا و حمایت فعال مجاهدین از آن باعث شده بود این دوست دررابطه با این سیاست مجاهدین مسئله دار بشود، وهمین موضوع سبب شده بود تا ایشان از ادامه همکاری وارتباط با مجاهدین درآن مقطع سربازبزند. اوهمچنین نقل میکرد: از کانال بخشهای دیگری ازمجاهدین، به وابستگان وهوادارانی که این دوست را می شناختند گفته بودند به او اعتماد نکنند و با او تماس نگیرند چونکه دچار اپورتونیسم چپ شده.
شاید عنوان کردن چنین مسئله ای که فلانی دچار اپورتونیسم چپ شده آنهم بدون هیچ توضیحی پیرامون آن ، در آن فضا و شرایط زیاد به چشم نمی آمد، ولی چنانچه با موارد اینچنین در آن اوضاع امکان برخوردی اصولی وجود میداشت، امروزهمه شاهد اینگونه اتهامات سخیفی نمی بودیم. طبعا هر مقوله ای پس از طی مراحلی، تغییر شکل داده و رشد و تکامل خواهد کرد، و اینی میشود که امروزِ روز شاهدش هستیم.
متأسفانه یکی از عمده ترین اشکالات وارد بر تمامی جدا شدگان از مجاهدین و شورا اینستکه؛ تا زمانیکه آسیاب به نوبت خودشان نرسیده، حتی اگر با اتهامات وارده به دیگران همکاری وهمراهی نداشته اند، حتی الامکان در بهترین حالات، نه اعتراض، بلکه سکوت کرده اند و این بهترین فرصت و بزرگترین میدان را برای رشد انحراف، نه فقط در حوزۀ اتهام زدنها بلکه در تمام حوزه ها زمینه را فراهم وایجاد نموده است.
بهمین سبب به اعتقاد من بایستی با پرهیز ازهرگونه اتهام زدن، با آوردن دلیل، شاهد، مدرک، سند وگویاتراز همه اینها با "منطق" این انحرافات را که علیه منافع مردم میهنمان است را افشاء نمود.
اروند
واعظان کین جلوه درمحراب و منبر میکنند - چون به خلوت میروند آن کار دیگر می کنند. آقای همنشین بهار صوفی چله نشین خوبست بنویسید که نقش خود شما و دوست جون جونیتان مصداقی در این دعواها چه بوده است و چه کسی زمینه ساز همه این بی حرمتی ها به مبارزان راه آزادی مردم بود که اینطور آب را گل آلود کردید و هزارجور دسیسه سازی کردید تا کار را به اینجا کشاندید که برادران به جنگ هم درآمدند . بواقع که : کل اگر طبیب بودی سر خود دعوا نمودی - همه اشتباه میکنند و خطا میکنند الا و الا مرد حق ، همنشین بهار- فرهاد - الف
در جواب فرهاد – الف
اروند گفت:
جل الخالق! اگر یک دستگاه سازمان یافته با همۀ امکاناتش هر ساعت و هر روز یکی را با چرکاب حمام اش غسل بدهد و بعد هم با هزار فضیحت در بوقهایش آنتی کند، عده ای تبعیدی مثل همنشین و ایرج و... حقی ندارند و باید بنشینند، نگاه کنند و همۀ چرکاب ها و اتهامات را قورت بدهند تا آب حمام این سازمان گِل آلوده نشود، تا متهم به "زمینه سازی" برای " دسیسه سازی" و "کار را به اینجا کشاندن" و "برادران را به جنگ هم درآوردن" نشوند. جناب فرهاد – الف؛ بهتر اینست به جای توزیع این اتهامات به دیگران، یا خودت پاسخ سئوالات و انتقادات دیگران را بدهی و یا از سازمان مطبوعتان و مسئولانشان بخواهی تا بجای نشر" تهدید و فضیحت " پاسخ آنها را بدهند تا بقول خودتان؛ هم کَل سر خود را طبابت و درمان نماید و هم آب اینطور گِل آلود نگردد.
ارسال یک نظر