شخص
نویسندە آقای سعید جمالی را همراه و همدست آمریکاییها در تیف دانستە است
که برای آنها خوش خدمتی کردە است . ظاهرا حرفی علیە ایشان پیدا نکردەاند و
دستشان خالیست . البتە دستهای خالی را هم فقط می توان بر سر کوبید . هر کسی
که حتی برای یک ساعت در کمپ "تیف" بوده ،چارەای جز خندیدن به این یاوه
گویی ها ندارد.
سعید جمالی ( هادی افشار) در کمپ "تیف" از دو جهت تحت فشار خرد کنندە بود
.یک طرف کسانی که قصد رفتن به ایران را داشتند و سعید جمالی را که حافظ
مرزبندی با رژیم بود ، مزدور مجاهدین یا منافق می نامیدند . از طرف دیگر
سعید تحت فشار آمریکاییها که حفاظت کمپ را بر عهدە داشتند قرار داشت. ادامهی مطلب..دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
افتاب خواهد دمید
مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند
۱۳۹۲ آبان ۷, سهشنبه
و کلمە بود هیچ نبود . و آن کلمە «دروغ» بود ع .ریحانی
شخص
نویسندە آقای سعید جمالی را همراه و همدست آمریکاییها در تیف دانستە است
که برای آنها خوش خدمتی کردە است . ظاهرا حرفی علیە ایشان پیدا نکردەاند و
دستشان خالیست . البتە دستهای خالی را هم فقط می توان بر سر کوبید . هر کسی
که حتی برای یک ساعت در کمپ "تیف" بوده ،چارەای جز خندیدن به این یاوه
گویی ها ندارد.
سعید جمالی ( هادی افشار) در کمپ "تیف" از دو جهت تحت فشار خرد کنندە بود
.یک طرف کسانی که قصد رفتن به ایران را داشتند و سعید جمالی را که حافظ
مرزبندی با رژیم بود ، مزدور مجاهدین یا منافق می نامیدند . از طرف دیگر
سعید تحت فشار آمریکاییها که حفاظت کمپ را بر عهدە داشتند قرار داشت. ادامهی مطلب..
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۶ نظر:
سعید جمالی (فرمانده افشار) در کمپ تیف مظهر مقاومت بود .همانهایی که به ایران رفتند و تن به مزدوری رژیم دادند، علیه او به آمریکاییها نامه می نوشتند و جاسوسی می کردند .جالب است که حالا مجاهدین همان یاوه های مزدورانی که بە ایران رفتند را تکرار می کنند .
لقمان
درود و سلام بر عزت ، شرف فرمانده هادی افشار !
با هادی افشار ، وفا یغمایی ، مصداقی که تو فاجعه ترین شرایط مبارزه مرز بندیشون با شاه و شیخ مشخص بود پوزشون به خاک مالیده میشه !
تفو وووووو ووووو وو وووووووووو کسی که سر سفره صدام تربیت بشه از این بیشتر انتظاری نیست ! تفو ووو وووووو
حمید
سعید جمالی ( هادی افشار) در کمپ "تیف" از دو جهت تحت فشار خرد کنندە بود .یک طرف کسانی که قصد رفتن به ایران را داشتند و سعید جمالی را که حافظ مرزبندی با رژیم بود ، مزدور مجاهدین یا منافق می نامیدند . از طرف دیگر سعید تحت فشار آمریکاییها که حفاظت کمپ را بر عهدە داشتند قرار داشت. او را به زندان " ابوغریب " تبعید کردند . ماهها در سلول انفرادی در شرایط سخت و سهمگین نگه داشتند ."سعید" بیش از چهار بار دست به اعتصاب غذاهای طولانی زد و سرانجام هم اورا به کمپی محصور و ایزوله تبعید کردند و تا زمان بستە شدن " کمپ تیف" در آنجا بود . به آن کمپ " آتن" می گفتند . سعید به همراه چند نفر دیگر به جرم راه انداختن اعتراض و اعتصاب علیه آمریکاییها به آنجا تبعید شد . او با تمام توانش از حق و حقوق ما دفاع کرد و در برابر آمریکاییها ایستاد و بهایش را هم با تمام وجودش پرداخت
فرمانده افشار مخلصیم !
روز شماری میکنم که مطلب و نوشته جدید را بخوانم !
شجاعی ،پهلوانی ، دوست داشتنی !
حمید
. می دانید اینها چە زمانی اتفاق افتاد؟ همان موقع که رهبر عقیدتی ، جناب مسعود رجوی به مجاهدین پیام داد که : صاحبخانه جدید از این به بعد آمریکاست ، با او وحدت کار کنید . بعد هم مثال "لنین " را زد که گویا به وزیر خارجەاش گفتە اگر لازم باشد برای حفاظت از انقلاب در دیدار امپریالیستها دامن هم بپوشد . بلە ،درست همان زمانی بود که آقای رجوی دستور تشکیلاتی داد که هر طور شدە دل نیروهای آمریکایی را به دست بیاورید . البتە آنها سنگدل بودند ، هر کاری که کردیم ، هر چقدر برایشان مهمانی ترتیب دادیم و خوش رقصی کردیم ، هر چقدر برایشان نمایش طنز و دلقک بازی در آوردیم ، موهایمان را رنگ کردیم و خودمان را در چشم آنها جوان و برنا نشان دادیم ، هر چقدر که "دامن" پوشیدیم ،افاقە نکرد . آخر سر هم همە را یکجا به ارتش مالکی تحویل داد و رفت
لقمان
کار سربازان گمنام و مقاله نویسان امام سوتی (صوتی ) شبیه مثال دزد به کاه دان میزنه شبیه !
جریان سوخته ، ور شکسته رجوی از سر استیصال و زبونی کنترلشون را از دست دادن !
یاشار
ارسال یک نظر