دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۲ آبان ۷, سه‌شنبه

و کلمە بود هیچ نبود . و آن کلمە «دروغ» بود ع .ریحانی

شخص نویسندە آقای سعید جمالی را همراه و همدست آمریکاییها در تیف دانستە است که برای آنها خوش خدمتی کردە است . ظاهرا حرفی علیە ایشان پیدا نکردەاند و دستشان خالیست . البتە دستهای خالی را هم فقط می توان بر سر کوبید . هر کسی که حتی برای یک ساعت در کمپ "تیف" بوده ،چارەای جز خندیدن به این یاوه گویی ها ندارد. سعید جمالی ( هادی افشار) در کمپ "تیف" از دو جهت تحت فشار خرد کنندە بود .یک طرف کسانی که قصد رفتن به ایران را داشتند و سعید جمالی را که حافظ مرزبندی با رژیم بود ، مزدور مجاهدین یا منافق می نامیدند . از طرف دیگر سعید تحت فشار آمریکاییها که حفاظت کمپ را بر عهدە داشتند قرار داشت. ادامه‌ی مطلب..

۶ نظر:

ناشناس گفت...

سعید جمالی (فرمانده افشار) در کمپ تیف مظهر مقاومت بود .همانهایی که به ایران رفتند و تن به مزدوری رژیم دادند، علیه او به آمریکاییها نامه می نوشتند و جاسوسی می کردند .جالب است که حالا مجاهدین همان یاوه های مزدورانی که بە ایران رفتند را تکرار می کنند .

لقمان

حمید گفت...

درود و سلام بر عزت ، شرف فرمانده هادی افشار !
با هادی افشار ، وفا یغمایی ، مصداقی که تو فاجعه ترین شرایط مبارزه مرز بندیشون با شاه و شیخ مشخص بود پوزشون به خاک مالیده میشه !
تفو وووووو ووووو وو وووووووووو کسی که سر سفره صدام تربیت بشه از این بیشتر انتظاری نیست ! تفو ووو وووووو
حمید

حمید گفت...

سعید جمالی ( هادی افشار) در کمپ "تیف" از دو جهت تحت فشار خرد کنندە بود .یک طرف کسانی که قصد رفتن به ایران را داشتند و سعید جمالی را که حافظ مرزبندی با رژیم بود ، مزدور مجاهدین یا منافق می نامیدند . از طرف دیگر سعید تحت فشار آمریکاییها که حفاظت کمپ را بر عهدە داشتند قرار داشت. او را به زندان " ابوغریب " تبعید کردند . ماهها در سلول انفرادی در شرایط سخت و سهمگین نگه داشتند ."سعید" بیش از چهار بار دست به اعتصاب غذاهای طولانی زد و سرانجام هم اورا به کمپی محصور و ایزوله تبعید کردند و تا زمان بستە شدن " کمپ تیف" در آنجا بود . به آن کمپ " آتن" می گفتند . سعید به همراه چند نفر دیگر به جرم راه انداختن اعتراض و اعتصاب علیه آمریکاییها به آنجا تبعید شد . او با تمام توانش از حق و حقوق ما دفاع کرد و در برابر آمریکاییها ایستاد و بهایش را هم با تمام وجودش پرداخت

حمید گفت...

فرمانده افشار مخلصیم !
روز شماری میکنم که مطلب و نوشته جدید را بخوانم !
شجاعی ،پهلوانی ، دوست داشتنی !
حمید

ناشناس گفت...

. می دانید اینها چە زمانی اتفاق افتاد؟ همان موقع که رهبر عقیدتی ، جناب مسعود رجوی به مجاهدین پیام داد که : صاحبخانه جدید از این به بعد آمریکاست ، با او وحدت کار کنید . بعد هم مثال "لنین " را زد که گویا به وزیر خارجەاش گفتە اگر لازم باشد برای حفاظت از انقلاب در دیدار امپریالیستها دامن هم بپوشد . بلە ،درست همان زمانی بود که آقای رجوی دستور تشکیلاتی داد که هر طور شدە دل نیروهای آمریکایی را به دست بیاورید . البتە آنها سنگدل بودند ، هر کاری که کردیم ، هر چقدر برایشان مهمانی ترتیب دادیم و خوش رقصی کردیم ، هر چقدر برایشان نمایش طنز و دلقک بازی در آوردیم ، موهایمان را رنگ کردیم و خودمان را در چشم آنها جوان و برنا نشان دادیم ، هر چقدر که "دامن" پوشیدیم ،افاقە نکرد . آخر سر هم همە را یکجا به ارتش مالکی تحویل داد و رفت

لقمان

یاشار گفت...

کار سربازان گمنام و مقاله نویسان امام سوتی (صوتی ) شبیه مثال دزد به کاه دان میزنه شبیه !

جریان سوخته ، ور شکسته رجوی از سر استیصال و زبونی کنترلشون را از دست دادن !

یاشار