برای
او به کشتن دادن انسانها مثل آب خوردن است و امروزه او در لیبرتی بدنبال
هر چه بیشتر "پاک کردن ردّ پاهاست" او بمثابه یک "پدرخوانده" که خود را
همه چیز می بیند و لذا همه باید در پای او قربانی شوند عمل میکند تا او
زنده بماند. او مانند هر جنایتکار دیگری راه حل را در از بین بردن مدارک و
شاهدان میداند، او یک جنایتکار تمام عیار است، این را باور کنید. در چنین
دنیایی "مفاهیم" دیگر جائی ندارند. او به این نمی اندیشد که بالاخره گذر
زمان همه چیز را روشن خواهد کرد گو اینکه امروزه به نسبت 10 سال پیش
بسیاری از چیزها روشن شده. او در مخیله اش فقط "افکار و شیوه" های مافیائی
دارد و آنها ملکه ذهن اویند و از آنها خلاصی هم ندارد. ادامهی مطلب...دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
افتاب خواهد دمید
مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند
۱۳۹۲ آبان ۳۰, پنجشنبه
«پاک کردن ردّ پاها» سعید جمالی
برای
او به کشتن دادن انسانها مثل آب خوردن است و امروزه او در لیبرتی بدنبال
هر چه بیشتر "پاک کردن ردّ پاهاست" او بمثابه یک "پدرخوانده" که خود را
همه چیز می بیند و لذا همه باید در پای او قربانی شوند عمل میکند تا او
زنده بماند. او مانند هر جنایتکار دیگری راه حل را در از بین بردن مدارک و
شاهدان میداند، او یک جنایتکار تمام عیار است، این را باور کنید. در چنین
دنیایی "مفاهیم" دیگر جائی ندارند. او به این نمی اندیشد که بالاخره گذر
زمان همه چیز را روشن خواهد کرد گو اینکه امروزه به نسبت 10 سال پیش
بسیاری از چیزها روشن شده. او در مخیله اش فقط "افکار و شیوه" های مافیائی
دارد و آنها ملکه ذهن اویند و از آنها خلاصی هم ندارد. ادامهی مطلب...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱۷ نظر:
سعید جمالی : "شما میدانید که فی المثل در دادگاه، داشتن چهار شاهد بسیار بهتر از داشتن دو شاهد است، و این تمام داستان است."
کاش میشد یک اعتصاب غذای سراسری راه بیاندازیم تا شازده بقیه 3000گروگان دیگر را که در زندان لیبرتی در فرودگاه نزدیک بغداد اسیر کرده آزاد کند!
یقینن تجربه و عملکرد هم این را نشان داده با انهای که با شازده و باندش و استراتژیهای بلوف و تو خالی و افکار خانمانسوز او به مقابله بر خاستند کجا هستند با روش مافیایی در عملیاتها سازماندهی میشدن و آنجا کشته میشدن یا در اسارت گاه اشرف دق مرگ میشدن روش از این بهترو بعد از مردن هم قهرمان میشدن !
مرحوم زرکش ، فرمانده فتح اله ، مسعود عدل ، کتیرائی دیگر کادرها و نمونه ها فروان دیگر اینها خوب میدانند این بچه ها الان الترناتیو دیگری ندارند یا مردن و ماندن یا رفتن به ایران ! که از آرزوهاشون اگر نیرویی نخواست تو کادر آنها بماند رژیمی بشه برای آنها یک پیروزی به حساب میاد !
باز هم یاد آوری میکنم فریب عکس ، رپرتاژ های آنها را نخورید من تجربه اعتصاب غذای چند سال پیش که یک عده را به آفریقا گابون تعبید کردن را دارم ! جان این بچه ها مهم است و روی آنها باید زوم شد نه دکان بقالی مکار این باند مافیایی !
درود برچریک ، فرمانده فروتن افشار با موضع تیز و روشن بی تعارف !
حمید
زدی به سیم آخر هادی؟
اما یک سئوال، این واقعا جان انسانهاست که برایت مهمه یا مسئله ات زدن به مجا هدینه؟
اگه جان انسانهاست که چرا یک کلام به کشتار صد هزار سوری و چند ده هزار عراقی که این رژیم در دوسال گذشته کشته اشاره ای نمی کنید و تو یوتیوب دنبال آهنگ و تصنیف برای اینها نیستید؟
مگه نبود ایران رو به جنگ صدام برد و پانصد هزار ایرانی و عراقی رو کشت؟ مگه نیست که نهایتا ایران رو به زیر بمباران اتمی اسراییل خواهد کشوند؟ این همه کشتار در سوریه و عراق و لبنان. چه جوری که این حس انسان دوستی تو و پژواکیها برای چند مجاهدی که برای نجات بقیه خودشون رو فدا میکنند ای چنین به سوزش می افته ام برای ملیون ملیون ایرانی و غیر ایرانی که رژیم بی مهابا میکشه نه؟ جلق الخالق.
قبول داری تنها راه نجات مجاهدین از کشتار جمعی همین اعتصاب غذاست؟ رژیم میدونه که اینهایی که هنوز با مسعود موندند و مثل من و تو نبریده اند بهترین های مجاهدین هستند و اکثرا با بیش از سی سال سابقه. به هر وسیله ای شده میخواد سرشون رو زیر آب کنه. اینها هم هیچ پناهی ندارند جز خودشون. هر بچه مدرسه ای میدونه اگه مجاهدین این داد و قال رو راه نیاندازند و دوباره شهید پشت شهید ندهند رژیم کشتار ششم و هفتم رو هم راه می اندازه تا یا نفر آخرشون رو بکشه یا به ایران و زیر چکمه خودش بکشه.
ببین این رژیم با همین چاقو کشی ها تا اینجا اومده. رفت سوریه و صد هزار سر برید از عراق تا لبنان آدم کشت. فکر میکنی براش کشتار سه هزار نفر مسئله است؟
گیرم مجاهدین دست از اعتصاب غذا کشیدند و ساکت و کت بسته نشتن تو لیبرتی فکر نمیکنی که از فرداش موج بمب و راکت به سمت لیبرتی هوا میشه؟ فکر میکنی یکی از این کشورها حاضر است سه هزار مجاهد رو قبول میکنه؟ اگر اینها مرد بودند تا اینجا یک کاری میکردند. مگه کشتار شصت و هفت نبود. مگه هزار هزار نکشت و آه از این دنیای لاکردار هم بلند نشد.
کجایی؟ معلوم هست؟ این وسط وایسادی و تیغ بصورت فرمانده این مقاومت می کشی.
آنزمانی که ما تازه به منطقه رفته بودیم و پایه های ارتش داشت جوانه میزد مهم ترین مسئله مان حل و فصل مسائل خدمات پزشکی بود. هر کس عطسه میکرد باید میرفت بهداری و اگر پایش می پیچید حق شرکت در هیچ عملیاتی را نداشت. اولین دغدغه ما بر طبق دستور مسعود چه در داخل و چه در خارج و چه در رابطه با روستاییان اطراف برآوردن نیازهای پزشکی بود. این مسئله تا آخرین روز حظور من در بغداد مسئله یک تشکیلات بود. صد بار در بدترین شرایط جنگی باید بعنوان حفاظت دنبال مسعود راه میافتادیم تا از مجروحین عملیات شخصا بازدید کند. حتی در آخرین دیدار جمعی با بچه ها در اشرف قبل از تخلیه اشرف، با اینکه همه منتظر حمله عنقریب مالکی بودند اولین مسئله مسعود اطمینان از آمادگی تیم پزشکی بود. خدا فقط شاهد است که این مسائل چگونه حل می شدند.
شما حالا بدروغ میگویید هدف اصلی وی کشتار مجاهدین است؟ هنوز تیم حفاظت مسعود از اشرف خارج نشده بود که وی کار اول تشکیلات را دنبال کردن هفت گروگان اعلام داشت و وسط آن معرکه اصرار که او را ول کنند و دنبال هفت گروگان بروند با تمامی امکانات سازمانی.
مطمئن باشید که رژیم سپهبد وزیر دفاع یعنی دست راست سلیمانی و فرمانده پلیس منطقه را با گردانی از بهترین نیروهای کماندویش را برای شکار خرگوش به اشرف نفرستاده بود. و خود سلیمانی آنروز صبح در جلسه خبرگان رژیم شرکت نکرده بود و کل دستگاه امنیتی سپاه بسیج نشده بود تا خبر شکار خرگوش را خدمت رهبری و امت همیشه در صحنه بدهد. قرار بود تا عملیات مرصاد دو کار را تمام کند و باانتخاب روحانی کری تثبیت نظام را بخواند (جالب است که بسیج تبلیغی خارج از کشور بر علیه مسعود هم ناگهانی و سریع در همین دوران روحانی کلید خورد)خوشبختانه اینبار هم تیر به سنگ خورد و یار از قفس پرید. سازمان به هزار و یک دلیل امنیتی نمیتواند گزارش کامل این عملیات را بدهد. وقتی خاتمی انتخاب شد غرب مجاهدین را در لیست تروریستها گذاشت. بعید نیست که با انتخاب روحانی و باز برای اعلام اخلاص به ارتجاع و پشت سر گذاشتن تمامی مشکلات فیمابین، اینبار دستگاههای امنیتی غرب محل استقرار مسعود را اعلام کرده باشند.
مسئله دیگری که عنوان میفرمایید جریان رقص رهایی و دگر خزعبلاتی است که فقط و فقط از طرف یکی از در هم شکستگان خود فروخته به وزارت اطلاعات پخش شده است. البته خود جنابعالی این خانم را خوب میشناسید و از سوابق مشعشعشان چه در طیف و چه بعد از آن آگاهید. و از قرار خودتان بر علیه اعمال ایشان کلی موضع گیری فرموده اید. بیخود نیست که اینگونه مسائل جنسی از دهان همچو گلی مثل این لعبت والا سرباز میکند. هم شما و هم مسداغی هم از راه برهان خلف مسئله را اثبات فرموده اید. چون سازمان تکذیب نکرده پس حقیقت دارد. مگر وقتی رژیم خبر از پیدا کردن کاپوت و وافور از خانه های تیمی میداد سازمان تکذیب میکرد. سراسر سایتهای بریده مزدوران پر است از هزار اتهام . میفرمایید سازمان کارش را ول کند و به این ارازل و اوباش برسد؟
جناب فرمانده
نقش شما در این پاکسازی ها چه بوده؟ من متعجب هستم که شما انقدر مورد اعتماد, که چک امنیتی داوطلبین جدید را نیز میکردید ولی هیچ کار بدی نکردید و این مافیا هم اینقدر احمق بود که متوجه صفا ت خوب شما نشد. وقتی متوجه شد که شما از قفس پریده بودید. در ضمن تمامی شاهدان زنده بگیر ببند ها که خود رد پا محسوب میشوند بطور معجزه و ا ر همه به خارج رسیدند. عجب ما فیا ی بی عرضه ای. من فکر میکنم زیاد نگران پاک شدن رد پا نباشید. آنها نیز مانند شما دیر یا زود به خارج سفر میکنند. امید است سختی شما را نکشند. من پیشنهاد دارم شما اول شرا کت خود را در هر نقشی در این سرکوب ها کا مل بازگو کنید تا حرف ها ی دیگر شما را بتوان جدی گرفت.
کریم
مسداغی یکروز هم در درون تشکیلات نبوده. خیلی ها در آن زمان، بخصوص افراد مسئله دار که زیاد نمی شد به درون روابط آوردشان، به کار مالی اجتماع میرفتند اما درون تشکیلات نبودند.
شما اما بوده اید و خوب میدانید که اعتصاب غذای تا پای مرگ و بیا بیا گفتن با دست خالی جلوی تانک دشمن و شکنجه و تیرباران و فروغ را نمی توان با هوس رانی و زن بارگی و عیاشی رهبران پیش برد. که اولین اصل برای هر تشکیلاتی بخصوص یک تشکیلات مسلمان انقلابی اخلاق است. و اگر نمی بود نگه داشتن ده هزار زن و مرد جوان در زیر آفتاب عراق برای امر مبارزه بمدت بیست سال غیر ممکن می بود. آخر شما چطور می توانید اینگونه تهمتها را بر علیه زنان مسلمان شورای رهبری سازمان بشنوید و منفجر نشوید؟ میفرمایید از دوران قبل از ضربه پنجاه و چهار در مرکزیت بوده اید، اگر این این زن بارگی ها در سازمان به این وسعت بوده، مطمئنا جنابعالی از چند و چون بعضی از آنان مطلع میباشید، چرا رو نمیکنید. لازم نیست همه را بگویید. لطف فرموده و فقط یک نمونه بیاوریید. در ضمن جا پای رژیم نگذاریید و از این کثافات که فقط و فقط از مغز معیوب یک بیمار جنسی آخوندی در میاید دوری فرمایید.
افازه فرموده اید که رجوی اینها را میکشد تا رد پا پاک کند. اشتباه به عرضتان رسانده اند، آن رژیم بود که توابین را هم میکشت تا رد پاک کند. تمام مسائل سازمان رو است. از اولین اختلافات با یعقوبی تا تمام مسائل دیگر از مجاهدین قهرمان شهید زرکش و افتخاری تا سیم جیم کردن و خلع درجه جابرزاده و ابریشمچی و کاشانی در مقابل دوربین و چشم هزاران نفر انجام شده. مجاهدین که نمی آیند برای اینکه یکسری جداشده بعدا بخواهند برند لو بدهند و پژواک سیاه کنند مخفی کاری بکنند؟ این همه بگم بگم احمدی نژادی در مورد خانم مرضییه به کجا رسید؟ بعله در یک شورای مبارز که هزار هزار خون می دهند و بی خانمان می شوند و هر روزش عاشورا است یک آقایی عصبانی شده و یک مزخرفی گفته. خود طرف صد بار عذر خواسته و مرضیه هم بخشیده. آیااین دلیل می شود که سازمانی که یک عمر خدمت این بانوی بزرگ هنر ایران کرده و از هیچ فروگذار نکرده و مرضیه را روی تخم چشمش گذاشته بده شود؟ یادم است آنزمان که مرضیه در لندن بود و مقیم آن خانقاه و هزار نکته را مجبور به گذشت یکی از این مدعیان تا صد کیلومتری هم پیداشان نبود. اگر مجاهدین نبودند مرضیه هم مثل هزار گوهر این آب و خاک در گوشه ای میمرد و یکی از این آقایان خبر هم نمی شد. اصلا اگر مجاهدین نبودند یکی از این عاشقان و آشنایان حرف مرضیه هم نمی زد.
در مورد ارتش آزادیبخش و بی کاری و بی عملی آن پژواک زده اید که انشاالله در فرصت دیگری به این معجزه دنیای نظام و از قوی ترین ارتشهای جهان سوم و نمونه منحصر بفرد یک ارتش آزادی بخش خواهم پرداخت.
در مورد نشستهای تشکیلاتی و انقلاب در انقلاب (عملیات جاری، صلیب، طعمه و غیره) افازه فرموداه اید که خبر از روح روشنفکری دور از عمل ( علیرغم شرکت در صد هزار عملیات) و در یک کلام گم و گیج بودن شما و امثال مسداغی را میدهد. وگرنه می فهمیدید که بجز دست انداختن به گوهر پاک انسانی و جلائ جاری و ساری آن و فدا و تهاجم صد در صد هیچ راهی برای بقا و تاثیر گذاری یک نیروی پاک مبارزو ملی نیست. آفتاب آمد دلیل آفتاب. آیا هیچ نیروی دیگری در طول تاریخ سراغ داریید که از یکطرف مهران و چلچراغ و فروغ بسازد و از آنطرف در دادگاهی بمراتب مشکلتر از لاهه پیروز و سربلند بیرون آید و در عراق بزیر سم سلیمانی لشگرش را حفظ کند و سی خرداد و پنج مهر و اشرف را خلق کند آنهم با نیروها و امکاناتی مثل بنده و جنا بعالی؟
اجازه بفرمایید که صد باره تکرار کنم که من یک منتقد هوادار سازمان هستم و از بعضی عملکردهای ایشان مثل برخورد به آقایان روحانی و قصیم دلخورم و شاکی. امید وار بودم که در محیطی سالم بتوان سازمان را با انتقاد سازنده در گیر یک دیالوگ سازنده کرد. اما تیشه به ریشه سازمان زدن و توطئه ترور سیاسی آقای رجوی، معلم و فرمانده این انقلاب را در شرایط فعلی خیانت به آرمان انقلاب میدانم. همانی که حزب توده با مصدق در بیست و هشت مرداد کرد.
سألها مجاهدين مدعى بودن كه انها تنها بديل دكتاتوري ارتجاعي بر خواسته از أعماق سياه و قرون وسطي هستند و كس و جريان ديگري ياراي اين روباروئى تاريخي را ندارد. شايد بسياري از أفراد و حتي پشتبانان انان نيز به اين ادعا عميقا باور تداشتند از جمله نويسنده اين سطور. تحولات چند ماه اخير انچنان صعب و سخت و نفسگير بوده و هست كه بطور تاريخي همه را به ارمايش كشيد و همه هر انچه در درون خود تاريخي داشتند را به يكباره و در يكجا بيرون ريختند. باور كنيد كه مجاهدين براي همه روز قيامت را روي ابن كره خاكي محقق كردند و همه را بصف كرده و دارند از پل سراط مبگذرانند تا رسوا شود هر كه در او غش باشد. انقلاب ايولوژيك بنظر بنده بيمه نامه اين دوره بوده و است. بوضوح رهبري مسعود نيز از الزامات و نياز استراتژيك همين دوران است. مدعيان حقوق خلق مظلوم و قتل عام شده يكي پس از ديگري صحنه را رها كردند و خلقي را در چنگال كفتار خون أشأم به حال خود گذاشتند. بله اين است مسئو ليت تاريخي مسعود كه هبچ انساني را چه در درون مجاهدين و چه بيرون ياراي هماوردي نيست. اين است مسعود رجوى كه شاعر مستعفي يغمائي او را مترادف شرف تمام ايران ميدانست. الحق كه هست چون چيز ديگري نيست.
اصغر محرابي
حقیقت همین است که سعید با شجاعت تمام نوشته باور کنیم که با یک موجود عجیب تا حالا فریب خورده ایم موجودی که با خون زنده میباشد
خاک بر سر تو ومجاهدین اینا میخواستن فردا ایران را هم مثل اشرف اداره بکنند خدا را شکر که گیر اینها بعد از آخوندا نیفتادیم
مژگان فرحمند
سلام
سوالی دارم و امید به جواب گرفتن ,اگر در عالم فرض (این عالم فرض برای مجاهدین به ویژه اعضای قدیمی عالمی شناخته شده است یاد سال ٦٤ و ان "فرض معروف " بخیر )در سال ٢٠٠٣ میلادی درهای شانس و اقبال بر روی آقای رجو ی گشوده میشد و دولت امریکا و شرکا به جای صدام حسین ,خامنه ای و حکومتش را سرنگون میکردند و آقای رجوی و بانو را با سلام و صلوات و هورا به تهران میبردند و به حکومت میرساندند (همچون کاری که روسها با ببرک کارمل کردند و او را سوار بر تانک به کابل بردند ) آیا آقای رجوی و مریدانش با مخالفین ولی نعمت شان صدام که در ایران بودند مثل حکیم ها و مالکی ها و گروه بدر و غیره چه کار میکردند ؟ آیا به آنان آب و نان و زمین و سلاح میداند و راه را برای سرنگونی و لی نعمت شان همو ار میکردند .آیا چشم خود را بر همکاری آنان با پاسداران و آخوند های سرنگون شده برای ایجاد ناامنی و نهایتا سرنگونی دولت آقا و بانو ,میبستند و صد ها سوال دیگر . علی
اقاى جمالى ، بنويسيد، بنويسيد ،شاد و سلامت باشيد
فريده
.اقعیت انقدر وحشتناک است که باورش مشکل است ولی حرفهای آقای جمالی را من باور دارم .اینده نیز وقتی دهها نفر دیگر این واقعیت را تائیید کردند مساله را تائیید میکند ما با یک موجود واقعا بیرحم واقعا بیرحم روبروئیم در این شک نکنیم و دعا کنیم هر چه زودتر این قربانیان مظلوم که پسر من هم در میان آنهاست نجات پیدا کنند
لعنت بر ظالمان بیرحم
لعنت بر قدرت طلبان
لعنت بر خونخواران
لعنت بر این رهبر خبیث
جناب محرابی!آنکس که نداند که نداند که نداند/ در جهل مرکب ابدالدهر بماند. اسماعیل و کمال رفعت صفایی، به خاطر طینت پاک و بی آلایش خوشان و صمیمیت و صداقت شان در مبارزه برای رهایی مردم از چنگ استبداد و ارتجاع، اندک بدگمانی در صداقت مسعود نداشتند، اما رفته رفته به این آگاهی رسیدند که مسعود، یک مستبد خودخواه تشته قدرتی است همه را گوش به فرمان و مطیع بی اراده می خواهد و با بی رحمی هر انتقاد کننده یی را لگد مال می کند. انقلاب ایدئولوژیک حقه بازی و سناریو بی همتایی از شارلاتانیسم بود که تنها با در کادر باور مذهبی شیعه می توانست عملی شود به نظیر این حقه بازی در تاریخ هیج ملت و هیچ گروه سیاسی وجود ندارد. البته کمال رفعت صفایی زودتر از اسماعیل به واقعیت انقلاب ایدئولوژیک و ماهیت مسعود پی برد. شعر در ماه کسی نیست او کالبد شکافی انقلاب ایدئولوژیک و تحلیل ماهیت آن و ماهیت و منش کارگردان آن مسعود رجوی است. بروید آن شعر را به خوانید. رویتان کم کنید و زبان درازی نکنید و نامربوط نگویید. لینک به شعر کمال
http://iradj-shokri.blogspot.fr/2013/03/blog-post_12.html
آرمان پایدار
جناب ارجمندی
دندان اسب را در طویله می شمارند نه در اتاق و جلسه بحث و صحبت
لطفا یک کاری بکن از تشکیلات مجاهدین چند تا تو این زمینه بکن و لطفا نتیجه سوالات و نحوه پاسخ آنها را در همین جا بنویس
هیچ
اقا و يا خانم أرمان پايدار !!!!! و خانم فرحمند!!!! تراخدا ظهور كنيد تا ما پشت سر شما از ان پل صراط عبور كنيم ولي ميترسم كه به أعماق تعفن و لجنزار خميني سقوط كنيم. اخه بوي گند ميدهبد.
اصغر محرابي
اروند گفت:
اروند گفت:
قضیۀ اعتصاب غذا در لیبرتی را اینگونه هم میشود دید:
مجاهدین در فاز سیاسی، هواداران و نیروهای میلیشیا را درگیریهائی که حزب الهی های حزب چماقداران سازمان میدادند برای آبدیده تر شدن بطور عمدی شرکت میدادند، توجیهشان اینطور بود که هواداران ارتجاع را بیشتر لمس خواهند کرد.
و میدانیم که هرکسی برای هر چیزی بهائی بپردازد به راحتی از آن دل نخواهد کَند. یعنی درگیری های میلیشیا با چماقداران رژیم، سازمان را بیمه خواهد کرد و همچنان که دیدیم همینطور هم شد.
حالا این اعتصاب غذا به رغم هر نتیجه ای، میتواند صرفاً مصرف داخلی داشته باشد و بهر حال دیر یا زود ساکنان لیبرتی از عراق به کشور دیگری فرستاده خواهند شد، درنتیجه این اعتصاب غذا حیثیتی است و در آینده، باقیماندۀ ساکنان لیبرتی در جهت حفظ و بقای تشکیلات به نوعی بعنوان سند ضمانت و بیمه نامۀ مجاهدین نقش آفرینی خواهند کرد.
اروند
جناب محرابی اولا بعید است که اصلا شما خمیره و زمینه هدایت شدن را داشته باشی، مگر سی سال انتقاد از شعارهای غلط و برخوردهای غلط دستگاه رهبری مجاهدین با منتقدان تغییری در رفتار آنها باقی گذاشت؟ در ثانی ظهور ما همین است که بی بینید و می شنوید، پس چمشها و گوشهایتان را باز بکنید، مردم را صاحب شعور بدانید و تلاش بیهوده برای تحریف حقیقت و هوچی گری را کنار بگذارید و به خاطر بسپارید که بیش صد سال مبارزه این مردم که هم جزیی از آنها هستینم برای آزادی و دموکراسی و حقوق شهروندی و عدالت و داشتن امکان اعمال اراده در سرنوشت خویش و میهن خویش از طریق اعمال اراده در تعیین قدرت سیاسی بوده است(که آن هم با آزادی احزاب و حق سازمانیابی امکانپذیر است) مساله این نبوده است که شاه برود ولی فقیه بیاید و ولی فقیه برآمده از اسلام حوزه ای و رساله یی برود و جایش را امام کت شلوار پوش و رهبری عقیدتی بگیرد. همین نکات را به خاطر بسپارید و در گفتار و عمل از آن تخطی نکنید، خواهید دید که بوی تعفنی حس می کند از بین رفته است(چون از تفکر و گفتار خود شما بلند شده است) و هم خود را در کنار ما و ما و همه کسانی که برای آزادی و برابری و علیه ولایت فقیه در هر شکل آن مبارزه می کنند در کنار خود حس خواهید کرد. این است پل صراط
آرمان پایدار
ارسال یک نظر