دیریست، دریغا
با زندگان مرده ای
و با مردگان زنده
و میدانی و نیک
میدانی
***
برق شیپورهای مسین
سیاه مرگ
که سکوت را مینوازند
در رژه بی پایان
اسکلتهای غبار گرفته
و زندگانی مومن و
شجاع که اندک اندک ذوب میشوند
وبر میاید از اعماق
عضلات
نرمک نرمک
اسکلتهایشان
تا گواه اقتدار تو
گردند
دهان امروز اما سرشار
سئوال هاست

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر