مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۶ خرداد ۴, پنجشنبه

غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد.همنشین بهار

غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نزاد
از اسناد ساواک صورت جلسه چند بازجویی (از جمله در مورد خسرو روزبه، محمد حنیف نژاد، سعید محسن، بیژن جزنی، دکتر علی شریعتی و...) منتشر شده که همه حاوی نکات ارزشمندی است و نشان می‌دهد انسانهای پاک و شریف برای رسیدن به آزادی چه رنجها کشیده و چه خون دلها خورده اند. پاسخ هوشیارانه حنیف در مورد گروگانگیری شهرام پهلوی و اینکه خودش نقش اصلی را به گردن می‌گیرد تا محمد داود آبادی (مهرآئین) در امان بماند، خیلی گویاست. محمد داود آبادی (مهرآئین) بعد از انقلاب در اوین همکار اسدالله لاجوردی و به قول او «ستون دادستانی» شد...(...)غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نزاد

۳ نظر:

داود گفت...

تاریخ ۳۴ ساله بعد از سال ۱۳۵۷ به راحتی ثابت کرد که محمد رضا شاه پهلوی از تمام مخالفین رنگارنگش (توده ای‌،مجاهد،فدایی،جبهه ملی‌ و آخوند‌ها و دسته جات مختلف مذهبی) دمکرات تر و مدرن تر بود! متاسفانه شما فقط به صفات شجاعت و قهرمانی و....میپردازید ولی‌ از این نکته غافلید که تمام این انسانهای شریف و فداکار با حکومت مدرن شاه مخالف بودند و مخالفتشان بیشتر جنبه ارتجاعی داشت. امثال حنیف نژاد که افکار شتر گاو پلنگی را با هم قاطی نمود که نسلهای بعد هم دچار سر در گمی و سر گیجه‌های حاصل از آن شدند که هنوز هم ترکش‌های حاصل از آن ادامه دارد. بهرحال آیا میتوانید به جرات بگویید که حنیف نژاد اگر زنده می‌ماند یک مسعود رجوی دیگری نمی‌شد؟ آیا میتوانید ثابت کنید که اگر بیژن جزنی زنده می‌ماند یک فرخ نگهدار و یا عباس توکّل و حسین زهری و نهایتاً مهدی سامع نمی‌شد؟؟!! به نظر من اندیشه‌های ارتجاعی مذهبی تار و پود این جریانات سیاسی را فرا گرفته بود و در همان زمان هم ظهور جریان تقی‌ شهرام و بهرام آرام و دار و دسته آنان نوید از آینده درخشان این جریانات میداد!! چه خوب است که به جای قهرمان پروری و بازگو کردن خاطرات که شاید برای بعضی‌‌ها حالت نوستالژیک دارد ولی‌ حتماً برای نسل جدید ایران هیچ جذابیتی ندارند به حقایق تلخ افکار ارتجاعی آنان اشاره کنیم!!

ناشناس گفت...

بهار گرامی ، اگر مطالب نوشته شده درست است.
این همه اعتراف توجیه ناپذیر است؛
امیدوارم مجاهدین موضع گیری کنند.
و اما چرا این ننگنامه زودتر در دست رس نبوده
dost

جاسم شیبانی گفت...

دوستجان
چه را میگوئی ننگنامه یک بازجوئی است که مشکلی هم ندارد شما گویا ساواک نبودی.درود بر حنیف کبیر