اما
اگر با رژیمی طرف هستیم که جز خون و خونریزی و کشتار در ذاتش نیست، این چه
امید واهی است که جان تعداد دیگری از افراد را بخطر اندازیم و از رژیم طلب
آزادی گروگانها را بنمائیم. در مثل مانند آن می ماند که در یک جبهه نبرد،
ارتش یک طرف دست به اعتصاب غذا برای رهائی اسرایش بزند...
همانقدر که مثال فوق مضحک و غیر واقعی است، در نمونه لیبرتی با توجه به همه
اتفاقاتی که رخ داده و زمینه های کشتارهای قبلی، چنین درخواستی از رژیم جز
این نیست که قصد پرده پوشی واقعیات در کار است...
ادامهی مطلب...دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
افتاب خواهد دمید
مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند
۱۳۹۲ آبان ۲۱, سهشنبه
مسئولیت مسعود رجوی در اعتصاب غذای لیبرتی سعید جمالی
اما
اگر با رژیمی طرف هستیم که جز خون و خونریزی و کشتار در ذاتش نیست، این چه
امید واهی است که جان تعداد دیگری از افراد را بخطر اندازیم و از رژیم طلب
آزادی گروگانها را بنمائیم. در مثل مانند آن می ماند که در یک جبهه نبرد،
ارتش یک طرف دست به اعتصاب غذا برای رهائی اسرایش بزند...
همانقدر که مثال فوق مضحک و غیر واقعی است، در نمونه لیبرتی با توجه به همه
اتفاقاتی که رخ داده و زمینه های کشتارهای قبلی، چنین درخواستی از رژیم جز
این نیست که قصد پرده پوشی واقعیات در کار است...
ادامهی مطلب...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱۰ نظر:
امام سوتی (صوتی ) و همراهانش از این روزهاست که دو باره موزیک سمفونی بتهون چاق و ساز کنند و پیروزی را جشن بگیرند !
هیچ گول بازیهای اینها را نخورید من توی تحصن اینها بودم فقط به احترام ان بچه های گرفتار در لیبرتی نوشته ام را کوتاه میکنم ، اینها شیطان را هم درس میدن توی پدر سوختگی ، دغلکاری و لودگی ، این گروه ورشکسته به این بازیها و سوژه احتیاج داره برای استفاده درونیش !
سیاوش
جمالی،
تو را سننم؟ ته پیازی یا سر پیازی؟ همانطور که تو نخواستی بمانی و رفتی آنها ماندند و گفتند و نوشتند که "حاضر"ند "تا به آخر" در این مبارزه و بفرمان مسعودجان شیرین را تقدیم کنند. آقای رجوی هم صد بار گفته که مسئولیت تمام کارهای ریز و درشت با اوست ، پس این وز وز ها برای چیست و کیست؟
شما که مجاهدین را کنار گذاشتی و آنها را بدتر از خمینی می دانی (مسعود و مجاهدین یکی هستند، این را هیچکی ندونه تو میدونی) بتو چه مربوط که اینها سر دار بروند یا زیر شکنجه یا در اعتصاب غذا؟
اگه مسئله ات انسانی ست و دلت بدرد می آید که چند نفر ایرانی دارند جان می دهند، یک قطره اشک هم برای دویست و پنجاه نفری که در این چند ماه حکومت روحانی اعدام شدند بریز و یک سطر هم در مورد قاتلشان افشاگری کن.
اگر تعهد به وطنت داری راه باز و جاده دراز، بفرما توی گود و بهتر از مسعود بزن. مگه نه که فرمانده والامقام بودی، بفرما گوی مبارزه بر علیه خمینی را تو بردار و بزن و با هواداران و اعضا مربوطه هم بهتر از مسعود مدارا کن.
چرا پاچه مجاهدین را میگیری؟ مگه نه اینکه اینها و شورای رهبری شون یک مشت عوضی و رقاص قلم بمزد هستند که فقط و فقط بفکر شکم و زیر شکمشونند ، پس برای چی تو و داردسته پژواکیها کار و زندگی تون رو ول کردین و از خروس خون تا بوق سگ نهیق میکشید کاغذ سیاه میکنید؟ مگر نه اینکه اینها همه بخاطر سیاستهای غلط رهبری از بی غذایی و محرومیت خواهند مرد پس اینهمه هارت و پور برای چیست؟
اگر اینها اینقدر بدند که تو هر روز باید ، حتی با کمک گرفتن از کثیف ترین تهمتهای وزارت اطلاعات و مزدورانش بر علیه پاک ترین زنان ایرانزمین، اینها را افشا کنی، یک شش ماه زبون بگیر اینها تمام خواهند شد.
نمیدانم چه حکمتی است که توابان از پاسداران شکنجه گر هم بی آبرو تر میشوند.
وقتی یک مبارزه اصولی انتقادی از ریل خارج میشود و به این کثافت میافتد تاآروغ و غی یک مزدور اطلاعاتی را، که تو خودت در طیف افشائش میکردی و مسداغی از سوابق مشعشعش با خبر است, بصد باره نشخوار کند و این چنین تهمتهایی را ، که تو مردک مفلوک به زنان مبارزی که در حال مرگ و اعتصاب غذایند ( در هرز نامه قبلیت در مورد رقص رهایی)، بزندآدمی چون من که خود یک هوادار منتقد سازمان هستم را به شک میاندازد که خدایا این بوی کثیف مردار از کدام گوشه هرز میاید و نکند که آن معرکه گردان اطلاعاتی باشد؟ آخر این کثافات از افشاگری سیاسی یک فرد مسئول بسیار بدور و از تکنیکهای اصلی آن وزارت بدنام است.
پرنده
جمالی هی عمو به تو چه ربطی داره که سعید جمالی راجب چی وکی صحبت میکنه مگه تو مبصر کلاس تشریف داری یا نکنه فکر کردی اینجا اشرفه هر غلطی دلتون خواست بکنید اگر حرف داری بزن اگه نه برو پی کارت .اینو تو و امثال تو بدونید در زمان شاه اینقدر از خوبی های خمینی ملعون گفتند که ما فکر کردیم که او فرشته نجات کشور ماست تا اینکه امد و کشور ما ایران را به جهنم تبدیل کرد حالا هم شما میخواهید یک خمینی دیگه به کشور ما تحمیل کنید کور خوندید خوشبختانه یا بدبختانه ما این یکی رو خوب تجربه کردیم و به چشم دیدیم این یکی رهبر عقیدتی هم مثل همزاد عقیدتی اش خمینی سرشون توی یک اخور است .افتابه بدستان شریعتمداری چی کیهانی مدل رجوی هم اگر خودشون رو به هر در و دیواری هم بکوبند سم هاشوون روی به هر زمین صفتی هم بکوبند خبری از قدرت مطلقه رجوی برای اینده ایران نیست چون مردم هر دو همزاد عقیدتی را 35 سال تجربه کردند راستی تو اعتصاب غذا نکردید؟چرا تو اعتصاب غذا نکردی ؟
پرنده
با عرض معذرت من منظورم این نویسنده جمال بود دریچه زرد لطفا تصحیح کنید با پوزش در شروع کامنت من نوشتم جمالی که منظور فرد نویسنده کامنت جمال است
برای آقای رضا ارجمند و همه ارجمندهای عزیز
اینکه مجاهدین دچار بحران مشروعیت و حقانیت سیاسی شده اند واقعی است و تردید برنمی دارد.
کاش مسائل مجاهدین تنها به خود خودشون مربوط میشد و به جامعه آسیب نمیزد، آسیبی که تنها دشمنان آزادی از آن شاد و شنگول میشوند. اگر چنین نبود می شد همچون ترانه حسن شماعیزاده (ترانه به تو چه) گفت: « تو رو سننم تو رو سننم»
ما چه بخواهیم و چه نخواهیم به دلیل ضربات هولناکی که بر اعتماد و ایمانمان وارد شده، حرف و نظر خودمان را داریم و به عبارتی همه سر پیازیم و هم ته پیاز!
اگر «مسئولیت تمام کارهای ریز و درشت با مسعود رجوی است» و ماهی از سر گنده گردد نی ز دُم، وی به جای غیبت و استتار میبایست «حاضر» باشد نه که دیگران فقط «حاضر حاضر» بگویند. او به معنی واقعی کلمه غایب است. غایب وگرنه میفهمید که مجاهدین دچار بحران مشروعیت و حقانیت سیاسی شده اند.
مسائل مجاهدین، کسانی را هم که مسعود رجوی با اعتماد و عواطفشان بازی کرده، تحت تاثیر قرار داده و آثار شوم کژروی وی، انکارنکردنی است.
مجاهدین فقط خودشان کشته یا تلف نمیشوند. این مردم ایران هستند که هیچ قرابتی هم با مجاهدین نداشته باشند، می سوزند.
مردم بی پناهی که یا شاه، یا شیخ و اینک شهنشاهشیخ، با زندگی و مرگ فرزندانشان بازی میکنند.
گر تو بهتر میزنی بستان بزن
درجشنهای عمرکشون، آخوند هرزه ای که بالای منبر را با مطرب خانه یکی می گرفت و مدام پشت سر خلیفه مسلمین فحش های رکیک میداد وقتی با اعتراض شماری از حضار روبرو شد، داد زد:
ای دشمن اهل بیت چرا پاچه من آخوند را میگیری؟ بیا. بیا گر تو بهتر میزنی بستان بزن
بفرما منبر مال تو. این گوی و این میدان. تو بردار و بزن ...
آخوند هرزه سپس خود را به غشی می زد و یا فاطمه یا فاطمه گویان یک فیل دیگر هوا می کرد که امروز یا فردا سکته میکنم. سکته میکنم.
ای از عمر و ابوبکر و عثمان بدتر. خدایا این بوی گند ابوجهل و ابوسفیان است در خانه خودت...و زار زاز خود را به گریه می انداخت...
مردم بیچاره هم به صورت آن روحانی نورانی گلاب می پاشیدند.
سائل
اروند گفت:
جناب ارجمند؛ من نمیدانم جنابعالی حوالی سالهای انقلاب 57 چند ساله و کجا تشریف داشته اید؟
حداقل بفاصلۀ سالهای سالهای 57 تا 60 و سپس تا سالهای سیاه و مرگبار 67، در رابطه با مجاهدین و حمایتهای بیدریغ مردم، اعتمادشان، فداکاریهای مردم و از خود گذشتگیهایشان هیچ زبان، قلم ، شعر ، سرود و داستانی قادر نیست، آنچه بر سر کسانیکه از روی اعتماد همۀ هستی شان را با عشق و بر علیه جنایتکاران سفلۀ ولایت فقیه در طبق اخلاص به پای مجاهدین ریخته اند تصویر و بیان نماید.
حالا نیز، جنابعالی که در اندازه ای و مسئولیتی نیستی که صرفاً با ناسزا و فحاشی و ننه من غریبم بازی هر روزه ای که بخشی از سیاست فرار به جلو و همیشگی مجاهدین بوده است ، پاسخ منتقدین را اینگونه بخیال خودت داده باشی. این تنها هواداران و پیوستگان سابقِ مجاهدین و ارتش نیستند که در بارۀ بسیاری از اتفاقات گذشتۀ سازمان رهبری کنندۀ مجاهدین و گزارش تمامی هر آنچه از سالهای بخصوص 60 تا 61 و تا 64 و تا عملیات فروغ و پس از آن، همچنین بعد از حملۀ متحدین به عراق و سرنگونی حکومت آن کشور و تمامی فعل و انفعالات سیاسی تشکیلاتی مجاهدین را نه از شما نوعی، که رهبران مجاهدین و علی الخصوص بخاطر اینکه بسیاری از مسئولیتها را آقای رجوی بعهده گرفته اند خواستار هستند.
و البته باید ده ها هزار مادر و پدر، خواهر و برادر، و بسیاری از زندانیان، بستگان زندانیان، اعدامی ها و...و.. را که در ایران تحت حاکمیت آدمخواران جمهوری اسلامی در این راطه صدمه دیده اند و بخاطر اینکه رژیم جنایتکار آنان را مستقیماً مورد سوء استفاده قرار ندهد، سکوت را برگزیده اند، و گرنه قبل از همه، آنان هستند که بایستی توجیه شده و پاسخ منطقی و اصولی از رهبری مجاهدین دریافت نمایند.
و این اصلاً هیچ ربطی نه، به شرایط همیشه فوق العادۀ مجاهدین دارد و نه ربطی به نوع و روش مبارزه با جنایتکاران حاکم بر سرزمینمان دارد. و تازه اگر بطور منطقی بسیاری از این کسان توجیه گردند، علاوه بر اینکه انگیزه بیشتری برایشان ایجاد و راه مبارزه را هموار تر مینماید، حلوی گزارشات گمراه کنندۀ منابع اطلاعات و امنیتی رژیم را نیز بسته و مسدود مینماید، و همینطور بالعکس.
اروند
جناب ارجمند
قبلا هم به شما گوشزد کردم که چرا مثل پاندول به چپ و راست میزنی؟؟ آخه مرد حسابی گویا تو مبارزه سیاسی برای بدست گرفتن قدرت و حاکم شدن بر سرنوشت ملتی را با دعوای طوایف بدوی اشتباه گرفته ای . کسی که در این عرصه پا میگذارد همه چیزش حتی خورد و خوراکش و منابع درآمدش و نحوه حرف زدنش و گافها و خطاها و انحراف و خدمت و خیانتش به همه ربط دارد و باید به همه پاسخ بدهد.
عزیز دل برادر دوران خوش خان خانی گذشت که یک خان سبیل کلفتی مقدرات و هست و نیست و مال و جان و ناموس مشتی رعیت توسری خورده را در دست داشت و احدالناسی حق دخالت در محدوده فرمانروایش، را نداشت. ما در عصری زنگی میکنیم که بدان عصر کبیر آگاهی خلقها میگویند. به همین دلیل هم هست که سرانجام خانهای قدر قدرتی همچون صدام و قذافی و عیدی امین و همردیفانشان به سوراخ موش پناه میبرند یا خواهند برد.
میگویی رجوی گفته است همه مسئولیتها تا آخر با او است. ببخشید ایشان غلط زیادی فرموده اند؛ شما چرا آنرا تکرار میکنی! واقعا آدم از حماقت برخی انگشت بدهان میماند.
خوب ان مردک ولی فقیه هم که با ماجراجویی هسته ای، ملتی را به روز سیاه نشانده میگوید همه مسئولیتها را تا آخر پذیرفته است!! بنده رعیت حق خودم میدانم که بگویم بلانسبت ایشان گه خورده است. ملتی یا گروهی را به روز سیاه بنشانی بعد قمپز در کنی که حضرت والا مسئولیت پذرفته است!! بابا به خدا با خواندن افاضات امثال تو و ان مردک قنسول سابق خمینی ، کله آدم سوت میکشد. هیهات چه دلاورانی رفتند و چه شارلاتانهایی باقی مانده و مدعی ادامه راه آنانند. خدا خودش به ملت ما رحم کند. آمین
مسئولیت کشنارها در اشرف و لیبرتی با خامنه ای و مالکی است که مانند خمینی در سال 67 می خواهند همه افراد سر موضع را تیر خلاص بزنند و نظام سنگسار و توحش ولایت را بیمه نمایند.
مسئولیت این کشنارها با آمریکا است که جراغ سبز خمله می دهد و وزیر دفاعش در دو حمله به اشرف را قبل از حمله به دیدار مالکی می فرستد.
مسئولیت این کشتارها با سازمان ملل است که نماینده سابقش کوبلر بارکش سپاه قدس بود.
اعتصاب غذا فقط در لیبرتی نیست بلکه در اروپا هم هست و آزادانه و شجاعانه برای افشای جانیان و زیر فشار قرار دادن دوست مالکی اوباما و بانکی مون برای شکست سکوت خفت بارشان و برای حغاظت کمپ لیبر تی تا انتقال به کشورهای دیگر.
در اعتصاب غذای اروپا افرادی مانند مهین صارمی همسر علی صارمی و صادق سیستانی که 17 سال در زندان بود هم هستند و نیازی به فتوای های کیانوری گونه هم ندارند.
در قتل عام 67 معدودی انزجار نامه نوشتند ولی هزاران نفر ایسنادند و سر بدار شدند.
ارتش نازی همیشه کشنار ها را گناه پارتیزانها می دانست و حامیان انان را نابود می کرد وتسلیم شدگان را می ستود و به خدمت می گرفت.
انتقادات و اختلافات در مبارزه طبیعی است ولی تحریف حقایق و کینه ورزی کور بی ثمر و بی حاصل.
زندانیان سیاسی هم وقتی اعتصاب غذا می کنند خواسته هایشان را هر جند اندک به جلا دان تحمیل می کنند و افکار عمومی را به مقوله زندانی و شکنجه سوق می دهند.
دکتر مسعود خواجعلی
drood drood drooud be aghay said Jamali aziz, khoda negahdart benevice chera ke dardhay ma zakhmkhordeha ra aramech midahi...
اقاى دكتر ، بهتر نيست كه خود شما از خودتون مايه بكذاريد نه من كه يك دخترم قبل شهيد شده دومين شهيد را بدهم ،
به اميد نجات عزيزان كرفتارشده در ليبرتى از دست جمهور اسلامى و مالكى و رجوى
مادر يك كرفتارشده در ليبرتى
ارسال یک نظر