دوستان
چندی قبل اشاره کردم که نوشته هائی را که
علیه من باشد درسایت دریچه درج میکنم تا رشحات قلم این آقایان برای همه
قابل حس باشد. جناب اسماعیل هاشم زاده دوباره عنایت کرده و مقاله ای علیه من نوشته است که مشتاقان میتوانند اگر دلشان خواست بخوانند و فیض ببرند.و نیز آقای هاشم زاده نیز تشویق شود وبا مدد از حضرت حق! بیشتر بنویسد.اسماعیل وفا یغمائی.........شاعر«ول»شده،منِ«محصور»،«یک جمله» ویک خاطره.دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
افتاب خواهد دمید
مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند
۱۳۹۲ دی ۳, سهشنبه
از رشحات قلم این آقایان. تازه ترین.شاعر«ول»شده، منِ «محصور»،«یک جمله» ویک خاطره.اسمعیل هاشم زاده الخ
دوستان
چندی قبل اشاره کردم که نوشته هائی را که
علیه من باشد درسایت دریچه درج میکنم تا رشحات قلم این آقایان برای همه
قابل حس باشد. جناب اسماعیل هاشم زاده دوباره عنایت کرده و مقاله ای علیه من نوشته است که مشتاقان میتوانند اگر دلشان خواست بخوانند و فیض ببرند.و نیز آقای هاشم زاده نیز تشویق شود وبا مدد از حضرت حق! بیشتر بنویسد.اسماعیل وفا یغمائی.........شاعر«ول»شده،منِ«محصور»،«یک جمله» ویک خاطره.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱۰ نظر:
جناب هاشم زاده
جدا به این همه هوش و حواس و تقوای شما تبریک گفته و به آن رشک میبرم
...
می گویند فاحشه ها در بی حیائی حدی ندارند... به آنان کاری ندارم
اما
آدم وقتی حرفهای اینهارا می خواند رعشه میگیرد و فکر میکنم این هدف اصلی آنهاست
خیلی عالی امیدوارم اقای وفا یغمائی با این نوشته ها از راه تاریکی به راه روشنی برگردد
بخدا بهترین کار همین است که شما میکنید با گذاشتن ان نوع چیزها معلوم میشود که در سر طرفداران رهبر عقیدتی چه افکاری هست
آقای منصور لرستانی ! آخونها هم ٣٥ سال است کە می خواهند مردم را با غل و زنجیر به راه راست ببرند .عزیزم راه راست پیشکش شما . بگذارید ما در راه چپ باشیم
لقمان
اقای ناشناس من با هاشم زاده موافق نیستم ولی شما هم نباید به او فحش بدهید بخصوص که به فاحشه های بی پناه توهین میکنید فاحشه ها گناهی ندارند بیچاره ها بخصوص که این نویسنده مرد است و زن نیست.معذرت میخام ولی توجه کنید
تقی حسینی
آلرژی دار به بوی بد
میزان فاضلابی که تخلیه شده،روی آنچه رشحات قلمی این آقایان می نامید، آنقدر عظیم است که نمیتوان بخاطر بوی بد و مناظر دیگر ، حتی با ماسکهای آهنی به آن نزدیک شد. در نتیجه حتی امکان دیدن کلمات وجود ندارد. به گمان این حقیر،نگارنده دچار مشکلات واقعی در جهاز هاضمه است. والا تولید چنین حجمی از مواد نزدیک ناشدنی، امکان پذیر نیست. توصیه میشود بطور جدی توسط یک اکیپ از متخصصان مشکلاتش را پیگیری کند. اگر بخودش رحم نمیکند به چشم و دماغ مشاهده کنندگان رحم کند.
سوزی
قابل توجه حاج اقا هاشمزاده ثابت قلم بابا یه کم به مغزت استراحت بده شبه عیده و شادی ادم اینقدر کینه ای نمی شه این فحش هائی که شما میدید خوب نیست عزیزم متاسفانه اونقدر توی نشست های عملیات جاری و دیگ و غسل هفتگی از این واژگان استفاده کردند که شما هم با ان ها خو گرفته ای .
اقای عزیز شما هر چه بیشتر این دیگ رو هم میزنی بوی گندش بیشتر در می اد نکن اینکار رو عزیزم میخواهی مبارزه کنی خوب برو مبارزه کن میخواهی ایستاده باشی خوب باش کی جلوت رو گرفته عزیز من گفتی حرف ما این است که ما میخواهیم ایستاده باشیم خوب باش دوست عزیز اقای عزیز چی کار داری با بقیه مگه برای ایستادن و مبارزه کردن باید به دیگران لنگ و لگد زد اقای عزیز دوست عزیز .
شب عید است و تولد عیسی مسیح مظهر رحمت و مهربانی و عطوفت بر همه مبارک باد میلاد عشق و رحمت
سر انجام اسماعیل هاشم زاده ثابت در لمپنی و در دریدگی کمی به معرفی گذشته درخشان خود پرداخت.
راستش ما هم در همان حدود پنج شش سال پیش از سال شصت و یک یعنی سالهی 55 و 56 در سال آخر دبیرستان بوده ایم و هر چند بنده شخصا حتی در آن روزگار مذهبی بوده ام اما تا آنجا که در خاطرم هست سابقه نداشت که شاگرد دبیرستانی 16 یا 17 ساله در آنزمان جمعه ها برای لات بازی و عرق خوری و خر مستی به دربند برود. این جکایت عرق خوری در دربند او باز هم یکی از آن خر مرد رندی های این مردک ابله است. دوما در آن روزگار خیلی بعید بود که یک دانش آموز ایرانی که برای تحصیل به خارج می رود سوئد را برای این هدف انتخاب کند و معمولا اکثر قریب به اتفاق دانش آموزان و دانشجو ها با آمریکا انگلیس کانادا فرانسه سویس و ایتالیا و یا آلمان می رفتند. سوم اینکه داستان دیدار اتفاقی اش با آن رفیق ساختگی چنان مصنوعی است که جز وحوش جنگل اور سو اواز و حواشی آن کسی آن را باور نمی کند.
آنچه از خواندن نوشته او دریافتیم باز هم میزان حماقت و بلاهت سر شار این برادر بود تا آنجا که بنده فکر نمی کنم دیگر به این آسانی بتوان عمق بلاهت او را حدس زد زیرا هر بار که فکر می کنیم به ته آن رسیده ایم او خلاف آن را به ما نشان می دهد.
فرهاد
آرمان
من گمان نمی کنم که این هاشم زاده ثابت در عمرش لب به مشروب زده باشد. چون او آخرین دیدارش با همان دوست دبیرستانی به زمانی مربوط است که در دبیرستان او را می دیده و بعد از رفتن او از آن دبیرستان بنا به نوشته خودش دیگر او را ندیده است تا این که او را چند سال بعد در سال 61 در سوئد می بیند که ماجراهای آن را نقل کرده است. بنابر این از فاصله دبیرستان تا سال 61، حدود سه سال آن مال بعد از انقلاب است که اولا، از سال 58 دیگر مساله بستن و جمع کردن مشروب فروشی ها در دستور کار قرار گرفته بود، ثانیا حتما ایشان هم از همان سال آغاز انقلاب انقلابی شده و به مجاهدین پیوسته بوده است که ه چنین کف بر لب گند درونش را بیرون می ریزد بنابر این سالهایی که می تواند به عنوان زمانی که ایشان «تا 50بار تا عوالم مستی» رفته بحساب آورد همان باقیمانده سالهای دبیرستان و بعد از دبیرستان تا سال 57 است و که اگرچه در سنی بوده که «شاش کف»کرده بوده و ا به شهرنو زیاد می رفته -که روحیه و منش و نوشته هایش ردی از آن گذشته دارد-، اما این که این آدم در سن و سالگی که در آن زمان داشته(18 نوزده سالگی) مشروب خوردن و را تجربه کرده باشد خیلی بعید است خصوصا با ادعای همزمانی آن با همانوقت باشد که دوستش آبجو را قابل تهیه توسط آب میوه گیری می دانسته است. بنابر این می توان نتیجه گرفت که کل داستانی که سرهم کرده از بیخ و بن یاوه و دروغ است.
آرمان با شما کاملا موافقم
این موجود عقدهای زیادی در درونش دارد که معمولا آنها را در قالب داستانهایی ساختگی به خورد ابلهانی از قماش خودش می دهد. واقعیت این است که این ابله آدرس اشتباه می دهد تا به خیال خود رد گم کند و خوانندگان ندانند که او از شمار همان اخته گان اور سو اواز است که اینروزها برای در بردن مهر تابان و شازده از زیر تیغ به صحنه آمده اند!
فرهاد
ارسال یک نظر