چون پیر و خسته تاریکیهایت
را وا مینهی
و جهان به فرجام آمده را
مینگری
بی هیچ سودائی،
و گوش میکنی
صدای زوزه های تکه های
تاریکی را
چون کتره سگانی کوچک،
و گوش میکنی
بر تریبونهای سکه و خون
وزوزوقیح دروغ شرزه شریرتاریک بی شرم
را
که پوست کنده شده هنوز
خونین راستی را
بر چهره نقاب کرده است

۲ نظر:
اسماعیل عزیز سلام بر شما
مدتی است برخی از نزدیکان سایتهای هرزه نویس، لینک مطالبی را از آن سایتها کپی میکنند و اینجا میگذارند. این خط است (...)
اجازه این سوءاستفاده را ندهید. همه ما آدرس آن سایتهای پر از آفتاب و مهتاب و ... را میدانیم و در صورت لزوم مراجعه میکنیم. خواهش میکنم ترتیبی بدهید که اینگونه نظرات تبلیغی اینجا، بالکل درج نشود.
با احترام: سائل
بر زمین ت میزند نادان دوست!!!!
ارسال یک نظر