دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۲ اسفند ۸, پنجشنبه

نگاهی به دوران چهارماهه زندان من در قرارگاه اشرف فریاد آزادی

خوب شد فهمیدم مرز بین گوهر بی بدیل تا نفوذی بدبخت دوساعت بیشتر راه نیست. عجب مجاهدین این همه از بی دادگاه‌های رژیم خمینی و دادگاه‌های یک دقیقه ای میگفتند طبیعتا خودشان نباید این همه ظلم و جور میکردند. دادگاه من که اصلا شبیه دادگاه نبود. نمی دانم چی بود؟ بازجو و ادامه‌ی مطلب...

۱۱ نظر:

ناشناس گفت...

سلام فریاد عزیز
موضوع سبزی پلو با ماهی و کوکوسبزی عید در تیف؟
قبل از سال نو امریکایئها سئوال کردنند رسم غذا ی شما اول سال نو چیه ما هم گفتیم سبزی پلو.....
گفتن امسال سفارش پخت آنرا میدهیم ،سال نو غذا سرو شد برخی استقبال کردنند و برخی نه..
وعنوان میکردنند ما غذای آنها را نمی خوریم....اما واقعیت این بود که امریکایئها ضمن سفارش غذا ،پول
را پرداخت کرده بودنند و همین را توضیح دادنند ، جالب اینجا ست دراشرف شایع کردنند غذای عیدشان را
ما دادیم اما واقعیت چیز دیگری بود.واینگونه واقعیت را وارونه به خورد هواداران واعضا ،ناآگاه خود میدهند.
دراین شکی نیست که یکی از محلهای درآمد های اشرف نشان ازطریق تیف تامین میشد چرا که سفارشات بچه ها برای
وسایل صوتی وتصویری و... را امریکایئها باچند برابر قیمت ازطریق آنها تهیه میکردنند. مثلا بعدها که بیرون آمدیم متوجه شدیم MP۳ در بازار ۱۸دلاراست اما آنها انرا ۱۰۰دلار ؟؟؟؟؟؟ می فروختن آن هم به آدمهای که تا دیروز هم رزم آنها بوده وامروز دربدترین شرایط
زندگی میکنند....واین هم نمودی از حکومت عدل علی که رهبری سازمان مبشر آن است....بی رحمی ودروغ
اشرفی سابق

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
ایوب نظام آبادی گفت...



سلام: این آقای محترم در تمامی نوشته های خود از بدرفتاری مجاهدین با خود می گوید و نیز مدام از آنها بدگویی می کند ولی در اینجا یک نقطه مبهمی وجود دارد و آن این است که به چه دلیل به او تا بدین حد بدگمان شده بودند؟ چه مسائلی کار را به اینجا رسانده بود؟ در دهه هفتاد در تلویزیون جمهوری اسلامی ماموران وزارت اطلاعات در تلویزیون شاهکارهای خود از نفوذ در درون مجاهدین و کارهایی را که کرده بودند را با آب وتاب تعریف می کردند برای مثال یکی از این کارها رفتن به ماموریت و سر بزنگاه شلیک و کشتن مجاهدین و فرار به طرف مرز ایران بود که بارها این کار را کرده بودند.

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
دریچه زرد گفت...

سلام دوستان
صد بار تذکر داده شد نظرات بی نام منتشر نمیشود و حذف میشود به این دلیل شماری نظرات یا منتشر نشد یا حذف شد لطفا توجه بفرمائید

ناشناس گفت...

شما اگر راستت میگوئی چرا اسمت مستعار است؟هر کس میتواند با اسم مستعار هر مزخرفاتی را بنویسد ای مرگ بر نامردها
ایرانی

ناشناس گفت...


وبگرد
ایرانی مگر خودت از اسم مستعار استفاده نمی کنی؟ خیلی ها استفاده می کنند، این یکی دلیل امنیتی شاید داشته باشد.
اما این نویسنده مطلب آرزو کرده روزی مریم رجوی از ظلم و جوری که از سوی مجاهدین به کسانی چون شده است اظهار تاسف و پشیمانی کرده و عذر خواهی بکند، این خیال محال است. اینان آنقدر در خود پرستی و خود مقدس بینی غرق اند که حتی از مردم متنفرند. شواهد متعدد از جمله رفتار اینان با با کریم قصیم و روحانی نشان می دهد که اگر دستشان برسد، زندگی آمد جدا شده را به هم می ریزند و به آتش می کشند. ایناها اصلا هیچ حقی برای هیچکس قائل نیستند. چون خود و جنگشان را مقدس و دیگران را موظف به حمایت و پیروی از خودشان می دانند و هرکه را که رویگردانی بکند، خائن و مزدور و خود فروخته و... می نامند

ناشناس گفت...

جناب فریاد ازادی
شما در نوشته هایتان و بخصوصو در این نوشته آخر اتهامات سنگینی به مجاهدین می زنید.
متاسفانه و همچنان که قبلا هم نوشتم مطالب شما بدون نام و امضا خودتان و به اینصورت فعلی بهیدچ وجه قابل استناد نیست و نمی تواند بعنوان سند بماند و در یک کلام برای هر نوع ارجاعی به آن بی ارزش است.

دلیل پشت ماسک قرار داشتن شما ظاهرا مجاهدین نیستند چون با توجه به نشانی هایی که می دهید مجاهدین حتما شما را می شناسند.
مردم هم که طرف صحبت شما هستند نباید باشد نا محرم باشند و در هر حال وقتی با مردم گفتگو می کنیم نمی توانیم با ماسک وارد شویم.
پس تنها دلیل می تواند رژیم باشد. بدون تعارف عرض می کنم با توجه به گذشته شما در اشرف و حضور امروزتان در حارج از ایران رژیم نمی توند تهدیدی برای شما باشد مگر اینکه با رژیم سر و سر و منافع و بقول معروف پلی داشته باشید که خواهان حفظ آن باشید.
فرهاد

ناشناس گفت...


حقیفت دوست
فرهاد جنابعالی چه مساله یی دارید که خودتان را به طور کامل معرفی نمی کنید؟

ناشناس گفت...

جناب حقیقت دوست
بنده مقاله نمی نویسم بلکه تنها در دریچه نظر می نویسم و تمام قواعد آنرا مراعات می کنم.
نظر دادن با نوشتن مطلبی که بتواند بعد ها قابل استناد باشد بسیار متفاوت است.

البته بنده هم اگر مقاله و یا مطلبی برای درج در نشریات و سایتها بنویسم مطمئنا با نام و امضای خود اینکار را خواهم کرد تا بتوانم در برابر نوشته ام پاسخگو باشم.
فرهاد