دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۲ بهمن ۱۹, شنبه

نوزده بهمن؛ موسی خیابانی؛ سیاهکل؛ پایکوبی اکثریت مهدی اصلانی


چرا که این سازمان در نوزدهم بهمن 1360 با پشت کردن به سنت فداییان خلق در هم‌دستی با یک نظامِ بهیمی، خود را شریک جرمِ غرورکُش‌ترین حکومت مذهبی کرد. رهبری خطا‌پیشه و گرایشِ مسلط در رهبری این سازمان با دست‌افشانی و هلهله بر نعشِ موسی خیابانی و یارانش به حاکمیت سیاه ارتجاع آری گفت و چنین پیام داد: «سرکوب قاطع تروریست‌هایی که با اعمال جنایت‌کارانه‌ی خود نابودی انقلاب را طلب می‌کردند یک ضرورت مبرم بود. هر نوع تردید در این زمینه ( ادامه‌ی مطلب...

۸ نظر:

داود گفت...

آقای اصلانی متاسفم که جنابعالی هنوز در فضای مسموم سیاسی و هیجان آلود و کذب سالهای دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی‌ تنفس می‌کنید!! واقعه سیاهکل جز یک جنایت شرم آور هیچ چیز دیگری نبود!! کشتن چند استوار و سرباز ژاندارمری چه افتخاری برای عاملین آن داشت؟؟ متاسفانه در شرایط انروزگار ایران اینگونه عملیات که هم اکنون سالهاست توسط سازمانهای جهادی و اسلامی در اقصی نقاط دنیا اجرا میشود به دروغ به عنوان یک رستاخیز و یا حماسه معرفی شد در صورتیکه از لحاظ بار انسانی نه تنها هیچ اهمیت نداشت بلکه فقط و فقط یک جنایت بود. شما از رقص و پایکوبی سازمان فداییان اکثریت ٔبر فراز جنازه موسی خیابانی نوشته اید ولی‌ فراموش نموده اید که مجاهدین خلق و سازمان چریک‌های فدایی و پیکار و ......از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ نه تنها به احکام دادگاه‌های انقلابی خلخالی در اعدام افسران و پاسبانان و وزیران رژیم شاه که بسیار غیر انسانی و وحشیانه بود اعتراضی نکردند بلکه بر فراز اجساد آنان هم پایکوبی نموده و خواهان قاطعیت انقلابی بیشتری هم بودند!!!! آری آقای اصلانی خانه از پای بست ویران بود و خشت اول اعدامها و کشتارهای وحشیانه را همین سازمانهای مثلا انقلابی نهادند که بعد‌ها خودشان قربانی آن شدند و متاسفانه شما هنوز از آن روزگار به نیکی‌ یاد می‌کنید!!!

ناشناس گفت...

درویش

قیام جوانان آزادی خواه علیه رژیم شاه که غرق در فساد اداری بود و با سرکوب اداره میشد را "واقعه های شرم آور خواندن"، و بحران حاکم در آن دوران خفغان آور پلیسی-نظامی و وابسته را "فضای مسموم سیاسی و هیجان آلود" نامیدن واقعاً شگفت آور است . و نیز مقایسه جوانانی به جان آمده از آن سیستم فاسد را با تروریست های القاعده و طالبان که در جستجوی اهدافی از نوع جمهوری اسلامی ایران هستند مقایسه ای آگانه و واقعی نیست ، تضاد شما با مقاله مهدی اصلانی راه به همان تضاد جاری بین مردم و حزب توده و اکثریت از طرفی و رژیم حاکم از طرف دیگر است، چرا رندانه مسئله را دور بزنیم؟ رقص ناجوانمرده اکثرت، دست در دست رژیم جنایت و مقایسه آن با شادمانی مردم از پیروزی انقلاب هم از آن مقایسه های غیر واقعی است. کشتار سران رژیم پهلوی به پایکوبی سازمان های انقلابی جه مربوط تازه آنان خواهان محاکمه علنی امران و عاملان جنایت در دادگاهای صالحه بودند. اگر انقلاب توده های میلیونی مردم را فراموش کرده ایم حرف دیگر است ولی انحراف انقلاب که با حمایت و اتحادهای نا مقدس همان توده-اکثریتی ها با رژیم و تئوریزه کردن جنایات آن توسط رفقا از جمله کار را به اینجا کشاند، که هنوز فرخ نگهدار ها را در صف رای گیری دم سفارت خانه های رژیم می بینیم و نه اما در صفوف تحقیر کننده برنج و روغن که خود دست در سرمایه دارند.

و اما انحراف برخی سازمان ها و تغییر ساختار های بهر حال قابل قبول آنان و عدول از اهداف اولیه از آفات دیگر است چرا بز را گرفته و دزد را رها می کنیم راه درست بوده و هست این راهبران هستند که سازمانهائی با بخت بلند مردمی را به این روزگار در آوردند . بُل نگیریم، شاه خوب نبود خمینی خوب نبود ولی مبارزات جوانان پاک باخته و رشید فرزندان این ملک بلا دیده را کم رنگ نکنیم.

ب.مقاتی گفت...

بنده ریدم به انقلاب 22 بهمن که رید به سراپای ایران و ایرانی وسگ اعلیحضرت با همه دیکتاتوری اش ارزش داشت به همه این قرمساقهای حاکم و هنوز شماها نفهمیده اید متاسفانه

ایوب گفت...

سلام: اساسا شاید دعوا بر سر مو و سگ بوده و ما خبر نداشتیم. به این آقای کامنت گذار توجه کنید و نمونه واقعی یک سلطنت طلب دوستدار شاه که مسبب واقعی تمام این مصیبتها است را بشناسید.

داود گفت...

جناب درویش شما لطف کن فقط یک نمونه مستند در اینجا نشان بده که سازمانهای از دید شما انقلابی ۵۷ (هر چند از دید من انقلابی‌ بودن به تنهایی نشانه خوب بودن و مترقی بودن نیست) خواستار محاکمه عادلانه سران رژیم شاه و یا وابستگان آن باشد؟؟!!! باور کن نگرد که نیست!! یعنی‌ من گشتم ولی‌ پیدا نشد زیرا تمام سازمانهای سیاسی و مثلا انقلابی آن دوران خواهان اعدامهای انقلابی و انتقام خلق و از این نوع مزخرفات انقلابی بودند!! حالا شما بعد از ۳۵ سال تشریف فرما شده اید که تاریخ نه چندان دور را تحریف کنید!!! دورانی را که من و شما و...هنوز زنده هستیم و اگر قدری انصاف داشته باشیم و تعصب به خرج ندهیم میتوانیم به سادگی‌ بفهمیم که خشونتی که منجر به کشته شدن هزاران هزار نفر شد (از هر دو طرف) از کجا نشات گرفته است!!! در ضمن اگر اهل بحث منطقی‌ و درست و اصولی هستید و مثل سال ۱۳۵۷ رگ گردنتان ورم نمیکند و نوستالژی آنقلاب ۵۷ را فراموش کنید و به وقایع دید درست داشته باشید حاضرم با شما در مورد تمام وقایع قبل و بعد از آنقلاب وارد صحبت دوستانه شوم و ثابت نمایم که فارغ از قهرمان بازی و قهرمان سازی عملکرد و نتیجه کار انقلابیون سال ۵۷ هیچ تفاوتی با گروه‌های جهادی و اسلامی این دوران نداشته است.

ناشناس گفت...

درویش

آقای داوود با سلام
من خواستار بحثی به این شکل نیستم و حرفم را زدم و شما هم جواب دادی.

شعار نیرو های انقلابی آن دوره این بود که عوامل سرکوب و کشتار خلق را پنهانی محاکمه نکید، مردم که انقلاب کردند حق دارند در جریان قرار گیرند، آنها راعلنی محاکمه کنید، فردا یهو خبر می آمد فلان سرکوبگر اعدام شد با چند تا دادگاه آبکی کار سران رژیم را کردند. این دیگه دلیل نمی شه در شهادت انقلابی ها بدست آدمکشان خمینی بندری برقصیم، شهدای بعد از انقلاب به این دلیل اعدام شدند که به خمینی نه گفتند، اما یک عده آمدند و دست در دست وی گذاشتند و بیعت کردند و لو دادند و همکاری کردند. این کار درست نبود خیانت بود همسوئی با جنایت بود و هیچ توجیهی نمی پذیرد، اما اگر سازمان های آنان خطا داشتند و اشتباه کردند که حرف دیگری است و رهبران بیراهه رفتند دگر است، دوستی می گفت هلوکاست جنایت بود، که من هم می گویم بود ولی شارون هم جانی بود که من هم می گویم بود حلا چکار کنیم هلو کاست و جنایت هیتلر را با جنایت شارون صفر صفر کنیم و یا اینکه کل مبارزات آزادی خواهانه را زیر سئوال ببریم و با افراطیون القاعده مقایسه و یکی کنیم. من باز هم میگویم مقاومت در برابر خمینی درست است و همکاری غلط و خیانت است .
چگونه است که عوامل کشتار خلق " مزخرفات است" ولی کشتار مبارزان رقص و پایکوبی دارد. مارزات 19 بهمن چه سیاهکل و چه موسی و همرزمانش حق است البته شما می توانی دوست نداشته باشی. موفق باشی

داود گفت...

جناب درویش میتوانید لطف کرده و مدرک ثابت کنید که سازمانهای مزبور خواهان محاکمه عادلانه آنان بودند؟ من که چنین چیزی به یاد ندارم و شما هم صرفاً امروز این سخنان را بر زبان میاورید و دارید تحریف می‌کنید!! ضمنا لطف کنید توضیح دهید که خانم فرخ رو پارسا (وزیر آموزش و پرورش رژیم پهلوی) کجا و چگونه در کشتار و سرکوب خلق دخالت داشته که سازمان مجاهدین خلق (موسی خیابانی هم عضو مرکزیت سازمان بود) و چریک‌های فدایی و پیکار و طوفان و .......بعد از اعدام ایشان و پری بلنده و ثریا ترکه (این دو نفر آخری از سران خانه‌های شهر نو بودند) آنرا تایید کرده و آنها را سران فساد و فحشا رژیم پهلوی معرفی نمودند؟؟!! آقای درویش من حالت نوستالژیک شما را درک می‌کنم شما دوست ندارید که حقیقت تلخ ر ابشنوید و این حقایق شما را اذیت می‌کند و باعث میگردد که قهرمانان پوشالی شما که سالها برای خودتان ساخته اید در ذهن شما آسیب ببینند!!

ناشناس گفت...

درویش


آقای داود شما می گوئید: ''آری آقای اصلانی خانه از پای بست ویران بود و خشت اول اعدامها و کشتارهای وحشیانه را همین سازمانهای مثلا انقلابی نهادند که بعد‌ها خودشان قربانی آن شدند''

من می گویم درسته خانه از پای بست خراب بود، اما این کی بود که جوانان سیاسی و نه پری بلنده را زندانی، شکنجه و اعدام می کردشما نصیری و دستگاه کودن و سرکوبگر ساواک و حامیان نظامی و برخی امیران ارتش را ول کرده و فرخ رو پارسا و پری بلنده را بیرق می کنید داغ و درفش ساواک هنوز روی بدن انقلابیون هست ...امر کردن مردم به انقیاد حزب رستاخیز و یا پاسپورت را بگیرید بروید لابد اوج آزادگی بود. حاحب خانه اصلی را از خانه راندن ، زرو گوئی های جبارانه را فراموش کردید؟ ، فکر نمی کنید مقاومت نتیجه جبری زور کوئی و زور مداری است.

آری بدرستی که خانه از پای بست ویران بود.