آقای هرمز صفائی در سومین مقاله اش تحت عنوان: آقای محمد رضا روحانی اموالتان در شهر ساری آزاد شد3 ؟مقادیر زیادی به فقیر نیز پرداخته است.دست مریزاد ! من نه فرصت زیادی دارم و نه بیش از انچه که در نوشته:*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است.حرفی دیگر و نه طرف حساب من این بزرگوار است. حرف همانست و تاکتیک روشن . آلترناتیوی که از چالش معقول ناتوان است و نیز از توضیح استعفای سیاسی اعضای سابق خود چه میتواند بکند جز این جز مرده مال کردن اصل قضیه و خسته کردن منتقدان با ارتش وفاداران ..... ادامه از رشحات قلم این آقایان. تازه ترین. اسماعیل وفا یغمائیدریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
افتاب خواهد دمید
مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند
۱۳۹۲ بهمن ۲۲, سهشنبه
از رشحات قلم این آقایان.تازه ترین. اسماعیل وفا یغمائی
آقای هرمز صفائی در سومین مقاله اش تحت عنوان: آقای محمد رضا روحانی اموالتان در شهر ساری آزاد شد3 ؟مقادیر زیادی به فقیر نیز پرداخته است.دست مریزاد ! من نه فرصت زیادی دارم و نه بیش از انچه که در نوشته:*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است.حرفی دیگر و نه طرف حساب من این بزرگوار است. حرف همانست و تاکتیک روشن . آلترناتیوی که از چالش معقول ناتوان است و نیز از توضیح استعفای سیاسی اعضای سابق خود چه میتواند بکند جز این جز مرده مال کردن اصل قضیه و خسته کردن منتقدان با ارتش وفاداران ..... ادامه از رشحات قلم این آقایان. تازه ترین. اسماعیل وفا یغمائی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۵۲ نظر:
درود بر هرمز صفائی و قلم ارتجاع شکنش. امیدوارم که نادمین بخود بیایند و از خدا و خلق شرم کنند.
سلام اسماعیل عزیز و سلام بر کسانیکه این نظر را میخوانند.
متاسفانه دستگاه تبلیفاتی مجاهدین و یخشی که زیر عتوان جنگ سیاسی با اضداد، برنامه خود را پیش میبرَد، موفق شده تا همه ما را سر کار بگذارد و هواداران سازمان را هم مشغول کند تا به جای پرس و جو از این یا عملکرد رهبری مجاهدین (که در جریان عمل پوچی و تادرستی آن روشن شده) به منتقدین مشغول شوند.
نباید در دام این ژورنالیسم مبتذل به اصطلاح سیاسی افتاد.
هر گونه واکنشی جز سکوت و سکوت و سکوت، هیزم ریختن به تنور پُر دود و دَم رهبری مجاهدین است.
حتی یک سطر یا یک اشاره به نوشته های مبتذل آفتابگردانی، هیزم ریختن به تنور مزبور است.
سایتهای بی مقدار و بی محتوای پر از آفتاب و مهتاب در دسترس است و
باز تکثیر هرزه نویسی هایشان کار درستی نیست. آنان همین را میخواهند....
سائل
واقعا قبح از قباحت رفته است هرمز خان
هاله نور
سوال بسیار مهم از این اقای هرمز صفائی .
مصداقی که گفته اید یک بچه تواب است و انزجار نامه نوشته وازاد شده است راستش را بگوئید شما که سه بار طناب دار برگردن مبارک حس کرده اید و خدا را شکر که زنده اید چگونه ازاد شده اید .
یا باید انزجار نامه مینوشتید و ازاد میشدید و یا شاید کارهای دیگری کرده اید که جمهوری اسلامی شخص شما را که 3 بار تا پای جوخه اعدام برده ولی اعدام نکرده وازاد کرده ؟
اگر جرم ایرج مصداقی نوشتن انزجار نامه برای ازادی بوده شما چی ؟
با نوشته شما من مینویسم اگر ایرج بچه تواب است شما چی هستید ایا خود خود خودش یعنی همان تواب اصیل نیستید؟
علتش اینه که معمولا در رژیم ملاها فقط سه بار طناب دار میندازن گردن آدم بعدش آزادش میکنن تا بیاد از انقلاب دفاع کنه و علیه ضد انقلابائی مث یغمائی و مصداقی بنویسه شماها ایمانتون کمه به معجزه هم اعتقاد ندارین همتون میرین جهنم!!!
اقای صفائی معذرت میخواهم ولی میخواهم بدانم که آقای یغمائی کی نادم شده؟ از چی ندامت نامه امضا کرده. کاشکی این رامینوشتید
بسیار بسیار آموزنده و جالب است دست شما درد نکند که شرف و غیرت داری.درود بر رجوی
مرگ بر خامنه ای کثیف پست فطرت و مزدورانش
ایرانی
آقای يغمائی تيزی قلم شما را که کثافت و دروغ فاسد شده در سالها ماندن و پوسيدن در ديگ! بيابان های عراق را چون شمشير از پاکی و صداقت جدا ميکنيد بايد بوسيد.
حميد ع
ایشان را ناشناس دانستم که ناشناس نبود و آشناست. از تبار همان آشنایان بزرگواری چون آقایان بامداد، طاهر زاده، دزیانی، تبریزی، خزائی، حبیبی، و... که حالاو متاسفانه دیر فهمیدم،صفات مشخصه و برجسته ایشان:
نزدیکی تحسین برانگیز فرهنگی، سیاسی و عقیدتی و اخلاقی به رهبر عقیدتی است و دقیقا به همین علت از مدافعان صف نخستند بیخود نگفته اند:
کبوتر با کبوتر باز با باز
کند همجنس با همجنس پرواز
>> در دنیای شگفتی که موانست و مجالست با روسای سابق سازمانهای جنگی و جاسوسی سبیل است وجلسات مهمانی و سخن پراکنی نامش مقاومت، و کار سیاسی و شناخت سیاسی و فعالیت سیاسی بیشتر خصلت شرکت در دسته های سینه زنی و حمایت از یکه بزن محله را با خود دارد تا ادراک و نگرانی از سرنوشت آینده ایران، در چنگال یک مستبد مریض احوال و یک ننر از خود راضی دیگر که هنوز زرده حاکمیت فرا نکشیده مرزی در قلدری را نپیموده نگذاشته، و مرز بندی واقعی با پلیدی و پستی و قلدری و بی پرنسیبی سیاسی، جایش با بند شلوار قابل تحرک و جابجائی حضرتش، تعویض شده است، که هم ملک حسین و صدام حسین را در خود جا میدهد و هم چگوارا و یاسر عرفات را ......<<
این آقا مطرح کرده که آقای روحانی به دلایل منافع فردی تغییر موضع داده ست. اومطرح می کنه که به دلایل آزاد شدن املاک به ضدیت با مجاهدین افتاده ست. این را دو بار تکرار کرده و می گوید که آدرس دقیق و نیز گفتگوهای پیرامون آن املاک را در صورتی که آقای روحانی بخواهد منتشر می کنه. حال به جای اینکه از او بخواهیم که منتشر کن که دستت رو شه مدام به او فحش می دهیم. همین دلیل بر این نیست که او راست می گوید؟
کار فواد قالبساز از همه جالبتره. بعد از هشت ماه تو سر و کله هم زدن آمده می گه لیلی مرد بود یا زن؟اول اینکه برچسبی که برای آقای یغمایی انتخاب کرده اند نادم ست و نادم اصلا فحش نیست. و خود آقای یغمایی نیز بارها اعلام کرده که من پشیمانم.
اصلا مجاهدین به کسی فحش نمی دهند . نگاه کن مثلا واژه الدنگ یعنی بی غیرت را برای خانواده های که با تدارکات حکومت به عراق می آمدند انتخاب کردند. اشرفی ها به طبل زنان و سنج زنان و عربده کشها ی به اصطلاح خانواده ها می گفتند الدنگ. به عبارت دیگه شما بی غیرتید و آلت دست رژیم شدید و برای شکنجه ما به این جا آمدید.
خوب حالا نگاه کن به این.
....... یک روز برای شما مینوشتم و نوشتم
مدحتان کردم و با افتخار سرودم
نه برای جمالتان
بلکه،چون درست سگان هار امام خونخوار خمینی
به دنبال شما افتاده بودند
و امروروز برای مصداقی مینویسم
نه برای خوشگلی اش یا اینکه سوپرمن است
چون نوبت شما شده است
چون به دروغ میخواهید او را بکوبید
و میدانم که در این چرخ و پر دنیای گه
بر خلاف شما که همه چیزید حتی هیچ گهی نیستم
و گور پدر تمام گذشته ام
از نو شروع خواهم شد حتی اگر یکروز وقت داشته باشم
اما مثل همیشه احساس میکنم
.......
یکی از این عناوین و برچسب ها ارتش سایبری ست. که گاهی ارتش سایبری سپاه و نیز انصار نوشته می شه. این اصلا توهین نیست. این یعنی که تعدادی کارمند وابسته به حکومت به طور رسمی در مخابرات و دیگر ادارات نشسته و کار می کنند که یکی از آن کارها سر زدن به سایتها و نوشتن کامنت و مقاله ست.
میخواستم بگم با این حرف موافق نیستم که جواب اینها یعنی افرادی مثل صفایی را نباید داد. برعکس باید جواب داد و هر چه محکمتر زد توی دهن کثیف شان تا دیگه از این زر زرهای مشدد نکنند و بتمرگن سرجاشون.
یزدی
هرمز جون بنظرم تو طناب دارتو با خودت اوردی خارج کشور گاهی میندازی گردنت جای کراوات میری چلو کبابی حال میکنی حالام انداختی گردن اقای یغمائی یه کم خجالت بکش واقعن با این توهینها به یک انسانی که فقط گناهش اینه که از حق دفاع میکنه و رنج و درد میکشه دعا کن امثال یغمائی و قصیم و روحانیم فرصت طلب و چاپلوس بشن بیان کنار تو وایسن علیه رفقاشون وقاله بنویسن واقعا حال آدم به هم میخوره واقعا حالم به هم میخوره از این همه نامردی
درود بر هرمز که در کنار شیر همیشه بیدار مقاومت ایران از شرف و ابروی ایران و ایرانی در مقابل ملاهای جنایتکار دفاع میکند و در مقابل مزخرف گوئی یک مشت نادم و واداده خاموش نمیماند. مقاله را دو بار خواندم تمامش حق و درست است و از دل یک انسان مبارز و دلسوخته برخاسته.
علی گرامی از برلین
ممنون از اطلاعاتت در باره اقای صفائی اما در کامنتها سنت دریچه این است که وارد مسائل خانوادگی و ازدواج و طلاق و امثالهم نشودو مسائل شخصی افراد را بخودشان واگذارد. به همین دلیل با پوزش از شما میخواهم بر خلاف آنان به نقد مقاله از جنبه های سیاسی بپردازید و روشنگری کنید. با تشکر وپوزش مجددوبا ارزوی موفقیت
خدیجه آجیده گرامی شما خودشو ناراحت نکن درست میشه! چه خوب شد که شما مقاله را ۲ بار خواندید و با آگاهی و به ضرس قاطع تشخیص دادید که آقای هرمز صفایی درست و کامل نوشته!! من هم مثل یک مجاهد واقعی و به تبعیت از شما و به دلیل اینکه شما ۲ بار مطلب را خوانده و تایید میکنید این مطلب را نخوانده تایید میکنم و با مشت بر دهان یاوه گویان میزنم. خدیجه خانم حالا من که میخوام با مشت به دهان یاوه گویان بزنم ناگهان یادم افتاد که دیروز ۲۲ بهمن بود و بسیجیها هم با مشت به دهان یاوه گویان زدند. کلا با مشت زدن به دهان یاوه گویان بین همه مد شده و همه به دهان دیگران مشت میزنند. خدا اخر و عاقبت من و شما و آقای یغمائی و .....هشتاد میلیون ایرانی را با این نویسندههای بسیجی ماب به خیر کنه. تصور کن که همه میخواهند با مشت به دهان همدیگر بکوبند و دندان را در دهان یاوه گویان بشکنند عجب کار و کاسبی میشه برای دندانپزشکان و دندانسازان!!
جناب یغمائب
سلام بر شما
دعوای این اقا وقتی خوب میبینم با شما نیست بلکه از سوزشی است که کتاب ایرج مصداقی ایجاد کرده و برای اولین بار جرئت کرده دست به یک انتقاد واقعی نسبت به رهبر بیخطای سراپا اشتباه بزنداین از سر تا ای نامه این اقا پیداست و بقیه اش هم چرند بافی یک ادمی است که معلوم نیست چرا بجای کار و کاسبی اینها را نوشته
با احترام
در مورد طناب دار به درستی اشاره شده چون وقتی که در مراسم نوزده بهمن
در پاریس سیصد انجمن در خارج کشور به مجاهدین میپیوندند ولی کل تعداد نفرات
سالن با مهمانان خارجی به هزار نفر نمی رسد یعنی تعداد هر انجمن کمتر از سه نفر
و افراد خود مجاهدین هستند لابد این هم از معجزات پیامبر است۰
dost
جناب هرمز در نوشته مغشوش و در هم بر هم خود که نشان از ذهنی آشفته و پریشان دارد, تلاش کرده است به اصطلاح زرنگی کرده و با یک تیر چند تا نشان را یک جا بزند. نوشته ایشان همچون سایر قلمزنان تربیت شده و ذوب شده در دستگاه رهبری عقیدتی, از ویژگیهای زیر برخوردار است:
- شلختگی: به افراد زیادی از آقای یعقوبی گرفته تا مصداقی و روحانی بد و بیراه میگوید, اتهام مزند, فحاشی میکند بدون اینکه حتی در یک مورد دلیل مستندی بیاورد و یا به قول خودش انتقادی سازنده !!!! را مطرح کند. هر چه از دهانش درمیآید به یغمایی نسبت میدهد و دست آخر با لودگی ویژه مریدان ناخدا, تلاش میکند وی را به راه راست هدایت کرده و پند و اندرز هم میدهد. حکایت آ ن گنده لات محله که صادقانه تلاش میکرد یکی از اهلی محل را ارشاد کند و سر وی داد میزد ای خواهر, مادرفلان!! آدم نباید به کسی توهین کند!!!!
- لمپنیسم: شلختگی مفرط نویسنده بناچار سر از لمپنیسم رایج میان اینگونه مریدان حل شده در سیستمهای شبه فاشیستی در میاورد. چرخش قلم دیگر نه برای دفاع از حقی پایمال شده, بلکه برای پایمال کردن و له کردن منتقدین و یا مخالفین, بکار گرفته میشود. قلم در خدمت پیشوا, مرزی در هتاکی و لجن پراکنی, پرونده سازی و فحاشی نمیشناسد.
مقابله قلمی با منتقد و یا مخالف در سیستمهای توتالیتر و شبه فاشیستی , مقابله با نظرات و انتقادات آنان نیست, بلکه تلاشی است برای تخریب و لجن مال کردن و پرونده سازی برای دگراندیشان و زمینه سازی برای حذف فیزیکی آنها. همانگونه که برادر حسین بازجو همین خط را در مقبل دگراندیشان در ایران دنبال میکند. قلمزنی که به اعتراف خودش چند ماه قبل با اسماعیل, نان و نمکی خورده, براحتی وی را فاحشه سیاسی !!مینامد. همنشین بهار را همنشین جلاد!! خطاب میکند. و آنگاه همزمان تلاش میکند همنشین دیروز سعید امامی و امروز مهر تابان را تطهیر کند!
- دروغ گویی: قلمزن مدعی است که کسی انتقاد سازنده!! نمیکند و همه فقط توطیه میکنند. البته من تردید دارم که وی اساسا درک درستی از انتقاد و تفاوت آن با مجیزگویی و بادمجان دورقاب چینی , داشته باشد. اما نکته در این جاست که قلمزن ناشی, از اساس دروغ میگوید. درد ایشان و امثال ایشان کمبود انتقاد سازنده نیست, درد اصلی وجود و حضور منتقدینی جدی و غیر قبل چشم پوشی است که خواب از چشم, یک باند فاسد و لمپن مسلط شده بر مقدرات سازمان مجاهدین, ربوده است.
عیبی نداره یغمائی
بجای بامداد و طاهرزاده و دزیانی و حبیبی و خزائی و صفایی
امروز تو دوستان جدید و عزیزی داری به اسامی، گوسفند سابق، کچل، کورعلی، اشرفی سابق، هاله نور
از همه مهمتر و بهتر اینکه اگر این دوستان سابقت بهت پشت کردن اما اون برادر عزیزت بهت نزدیک و نزدیک تر شده و باهات حال میکنه شدید
گمنام
هرمز خان...هر که از زندان های حمینی آزاد شده ..می بایست متنی را امضا کنه که دیگر هوادار نیست و دیگر به مجاهدین نخواهد پیوست و از این حرفها....آیا شما بدون امضای این متن آزاد شده اید؟ آقای مصداقی هم این متن را امضا کرده است...خیلی عجیب است که شما بدون این متن آزاد شده اید! این در همه زندان ها بود و نمی شود رژم جنایتکار که حتی آزاد کردنش هم آزاد کردن نبود برای شما امتیاز قایل شده باشد...از زندانیان که شما را می شناسند بپرسید. در مبارزه تان موفق باشید و بدون مدرک تهمت زدن برای انسان افتخار نیست.
فقط یک نکته: اگر شما آقای هرمز شادروان بختیار هنوز جنایتکار و خاین می دانید، هیچ عیبی نسیت اما به یقین می گویم که فرزندان شما از او به نیکی یاد خواهند کرد...همچنان که من بر خلاف پدرم از او به نیکی یاد می کنم و فکر می کنم که بختیار بیشتر از مجاهدین خمینی را شناخت و جانش را هم به همین خاطر داد. زنده باشید.
اگر الدنگ فحش نیست پس بذاره به خودت بگن. چیزی که عوض داره گله نداره!
یزدی
کریم صفوی
سرزمین ما ایران سالهای متمادیست که گرفتار هیولاهائی شده است که نام شان و پسوند نامشان با مجاهد شروع میشود بقول مسعود رجوی از ان رهبر کبیر و ان پدر گرامی و ان امام مجاهد اعظم خمینی بزرگ تا خود رهبر و امام عقیدتی و تا عناصری که کفن پوش به ریسمان عقیدتی ولابت فقیه خامنه و ریسمان عقیدتی ولی عقیدتی چنگ میزنند . اری سرزمین ما مردم ما گرفتار این هیولا شده اند یکی بر مسند قدرت است دیگری میخواهد به مسند قدرت برسد یکی علنا میکشد به دار میکشد و قتل عام میکند ان یکی دستش نمی رسد و هنوز به قدرت نرسیده تهدید میکند که صدایتان در نیاید حرف نزنید انتقاد نکنید سوال نکنید که گرفتار خشم مجاهد خواهید شد .مهر تابان در خم رنگرزی اور 300 انجمن ایرانی !!!!!افتتاح میکند تا چماقی بر سر منتقدین و به قولی شمشیر دامکلوس را بصورت مستمر بر سر منتقدین نگه دارد تا کسی جرات نکند از رهبران سازمان مجاهدین بپرسد که شما در این 33 سال چه کرده اید چه گلی بر سر مردم ایران زده اید در قرارگاههایتان در عراق چه گذشته است روابط تان مناسبات تشکیلاتی تان چه بوده است مگر نه این است که گفته اند اشرف مدینه فاضله مجاهدین بوده است براستی اینهمه نکبت در استراتزی و سیاست و ایدئولوزی مگر نه این است که در همان مدینه فاضله اشرف به ازمایش گذاشته شده است .چرا سازمان مجاهدین و رهبر فیلم های نشست های انقلاب در مدینه فاضله را پخش نمی کنند تا مردم اگاه شوند و بدانند که منظور مجاهدین خلق از پیام 10 ماده ای ایران ازاد فردا همان مدینه فاضله اشرف است جائی که افراد باید خواب های شبانه شان را هم گزارش کنند و در نشست ها به روی همدیگر تیغ اتشین بکشند و همدیگر را پفیوز بی ناموس جند... و خائن مزدور بریده و مادر ... شده و پدر فلان شده و وو خطاب کنند و با مشت و لگد و بر سر و روی افراد بریزند و سپس او را در دیگ جوشان انقلاب بیاندازند تا در انقلاب ذوب شود .
اقای هرمز صفائی گفته اند که چرا فقط حرف میزنید راه حل ارائه بدهید اقای عزیز بارها و بارها گفته ایم دو راه فقط پیش روی سازمان مجاهدین خلق ایران است ونه سه راه یا بیشتر رهبران سازمان
باید انتخاب کنند
یکم ...33 سال گذشته خود وسازمان مجاهدین را بصورت شفاف به نقادی بکشند چه در زمینه استراتژی چه در زمینه سیاسی و چه در زمینه تشکیلاتی و چه در زمینه ایدئولوزیک باید همه چیز شفاف شود و این کار باید توسط دو رهبر مسعود و مریم انجام شود و نه هرمز صفائی و ایوب و یاروها و رفیق مهدی فدائی و یا ان یکی مهدی برادر .این منطقی ترین راه برای سازمان و رهبر است
دوم ....ادامه روندی که تا به امروز توسط رهبران طی شده است نا صداقتی شفاف نبودن تهدید تهمت منتقدین و ادامه سیاست آویختن به بیگانگان که ایران را سوریه کنند وووووو
در پایان باید من همچون اکثریت مردم ایران به روح و روان شاهپور بختیار درود میفرستم و به هرمز صفائی ها بگویم سگ شاهپور بختیار را هم با سازمان مجاهدین و الترناتیو دروغگو و رمال عوض نخواهیم کرد .
بنظر من هر چه بیشتر و بیشتر از این مقالات بنویسند بهتر است چون در اینجا اصالت خودشان را خوب نشان میدهند و دیگر مثل خمینی نمیشود که اول گفت همه آزادند بعد عکس ان را کرد در تاریخ انقلاب ایران وقتی که به یک شاعر و نویسنده مثل اسماعیل وفا یغمائی و کسانی مثل آقای قصیم و روحانی توهین میکنند و مرحوم شاهپور بختیار را که با کارد ادمکشهای جمهوری اسلامی مرحوم شد خائن می گویند معلوم هست که فردا چه خبر است این مقاله ها یک طبل است که خیلی خوب می فهماند اینها ذره ای حتی یک ذره تحمل و مدارا ندارند و در حقیقت یک تکه ای از همان خمینی پست و کثیف و خامنهای خمنخوارند که در خارج کشور امده اند واقعا بنظر من در اصل و نسب یکی هستند در آخر من اعتقاد دارم یک موی گندیده زنده یاد شاهپور بختیار به تمام شماها میارزید و الان هم در میان ایرانیها اعتبارش صد برابر شما اشغالهاست
متاسفم که فرهنگ لات بعضی و لیچار گویی شده فرهنگ مبارزه که میخوان تا "۳۰ سال دیگه" هم ادامه بدند! جناب صفائی، شما کارِ سیاسی میکنید در از رشحات قلم این آقایان. تازه ترین. اسماعیل وفا یغمائی
انتشار | حذف | هرزنامه
Nick Mossaddegh
خدابخش گفت...
آقا ]رمز، خسته نباشید...پرسش من این است که آیا شما در روز آزاد شدن از زندان متنی را ننوشته اید؟ من خود در زندان بوده و آزاد شده ام و صد در صد از همه کسانی که با من آزاد شدند یک برگه گرفته اند که قول داده بودیم دیگر علیه به اصطلاح جمهوری اسلامی اقدامی نکنیم و اگر دوباره به مجاهدین وصل شدیم، حکمان اعدام است...رژیم جنایتکار خمینی اما نمی دانست که اکثر کسانی که از زندان آزاد می شوند دو باره به مجاهدین وصل می شوند که من وشما هم همین کار را کردیم. من تعجب می کنم که تنها مدرک شما علیه آقای مصداقی همین برگه ی آزادی از زندان است...آیا شما استثنا بود ه اید و این برگه را پر نکرده اید؟ لسیاری از دوستان هم زندانی من الان در لیبرتی هستند و همگی این برگه را پر کردیم...اما بعد از آزادی از زندان چنان عاشق مجاهدین و ممبارزه بودیم که در اولین فرصت به مجاهدین وصل شدیم....شما بهتر است جبهه ی خمینی جلاد را گسترده نکنید! الان ایت الله های جنایتکار هم از این ؤزیم بریده اند و جبهه ی رهبر فاشیت خامنه ای هر روز کوچک تر می شه...اما مجاهدین هر که با آنها نیست خیلی ساده به رزیم متصل می کند...آیا حتی اگر کسی از روی جهالت هر روز به مجاهدین فحش بدهد باید مردور وزارت اطلاعات رژیم باشد؟ بس کنید! خدابخش مشهدی، زندانی سابق وکیل آباد مشهد
ببینید صفورا از موی گندیده و صفوی از سگ صحبت می کنند و می گویندکه این مو از آن بهتر است این سگ از فلانی بهتر. همان طور که ایوب گفت ظاهرا دعوا بر سر مو و سگ است و ما بی خبریم. صدها بار در سراسر این سی و پنج سال مسئله مو و سگ مطرح شده و در این جا مطرح شدن سگ و مو ی بختیار و ترجیح آن به مجاهدین در کامنت این دو نفر به معنای واقعی کلمه بیانگر ماهیت منتقدان دلسوز به سازمان مجاهدین خلق ست. حالا شاید این حرف من بی انصافی باشد زیرا که آدمهای ارتش سایبری رژیم نیز هستند و همه جا ول می گردند.
عزیزم گمنام
با توجه به انسان برومند و با فرهنگی نظیر شما که توسط ابوی به جامعه بشری تحویل داده شده محموله مورد نظر بکار خود شما بیشتر میاید. استفاده بفرمائید و خدا پدر شما را غرق رحمت کند
حمله شما به آقای صفایی به این دلیل ست که گفته آقای روحانی فلان کار را کرده و به جای اینکه تلاش کنید که دست آقا را رو کنید و بگویید که باید بگویی که جریان چه بوده ، شروع کرده اید به فحاشی.بعد هم کجا هرمز صفایی به شاهپور بختیار توهین کرده . او فقط می گوید که آقای یغمایی، عذر خواهی از آخرین نخست وزیر شاه دال بر ندامت از تمامی تلاشهای چهل سال مبارزه ست. به قولی همین طور عقب عقب می رویم تا برسیم به مصدق و بعد به میرزا کوچک خان و بعد هم به مشروطه و همین طور همه را تخطئه کنیم.
جناب صادق
سلام
اگر اجازه بدهی من هم میخواهم خودم تصمیم بگیرم که چه بکنم.
من از چهار تن زنده یاد بختیار .اقای پرویز یعقوبی. آقای علی اصغر حاج سید جوادی و زنده یاد کمال عذر خواسته ام. یکی به دست قاتلان خمینی کشته شد!یکی در غربت بخاک رفت. اقای حاج سید جوادی و پرویز یعقوبی دارند آب غربت را میخورند و انسانهای شریفی هستند. شما چرا نظر خودتان را تحمیل میکنید. مطمئن باشید اینان در میان ایرانیان بجز اعضا و هواداران آقای رجوی دارای احترام و آبرو هستند. بمن هم اجازه بفرمائید نظر خودم را داشته باشم. احتمالا تروریستهای خمینی هم با شما هم عقیده اند که مرحوم بختیار خائن بود!! به همین علت کشتندش. اشکال شما این است که شما در عقیده مقلدید. خوب اشکالی ندارد رهبر عقیدتی کارش همین است برادر
موفق باشی
کریم صفوی
اقای صادق عزیز بحث اصلا سگ یا مو نیست این یک ضرب المثل ایرانی است که همه مردم ایران از ان استفاده میکنند .موضوع بحث بسیار ساده است شاهپور بختیار هر که بود هرچه بود صدای پای نعلین اخوندها را درک کرده و فهمیده بود و توسط قداره بندان اخوند کشته شد حالا این مجاهدین خلق دارند به بختیار که امده بود مشروطیت را به پیش ببرد فحش میدهند . و خجالت هم نمی کشند از خودشان انموقعی که مسعود رجوی درود بر خمینی میفرستاد و خمینی را رهبر پدر و مجاهد اعظم خطاب میکرد و از دستگاه های قضائی جمهوری اسلامی میخواست که باقیماندگان حکومت پادشاهی ایران را هر چه سریعتر کیفر بدهند همان موقع که مسعود رجوی پس از انقلاب خواستار نابودی ارتش می شد و خواستار تشکیل ارتش 20 میلیونی که خمینی فرمانش را داده بود یعنی همین سپاه و بسیج بله اقای بختیار فریاد میزد صدای پای نعلین ها می اید . انصاف داشته باشید بختیار خائن بود یا خمینی و مجاهدین که بنیانگذاران همین جمهوری ننگ و نکبت جمهوری اسلامی بودند .
خوب ما حق داریم که بگوئیم بختیار هر چه بوده هرکه بوده اما به خمینی شیطان و مجاهدین رمال ارجعیت دارد .
کلمه سگ را برداشتم ببینم مشکل شما سگ است یا اینکه دارید کثافتکاریهای اخوندها و مجاهدین را ماست مالی میکنید .
در ضمن این اقای هرمز صفائی را من نمی شناسم اما بدون ذره ای تردید ایشان انزجار نامه نوشته و از زندان خارج شده است غیر از این محال است که کسی از زندان ازاد شود مگر انکه کارهای بیشتری برای جمهووری اسلامی انجام داده باشد این فرد وقتی که ایرج مصداقی را با اینهمه سابقه درخشان در افشای جنایت جمهوری اسلامی در زندانها خائن خطاب میکند به جرم اینکه انزجار نامه نوشته است اما نمی گوید که خودش چگونه ازاد شده است فقط از 3 بار تا مرحله اعدام رفتن نوشته .از اقای هرمز صفائی میخواهم برای شفاف شدن موضوع را توضیح بدهند . در ضمن شب دراز است و قلندر بیدار همه چیز روشن خواهد شد البته موضوع نه هرمز است نه افرادی شبیه هرمز مشکل در یک ساختار غیردمکراتیک و سکت سازمان مجاهدین خلق است و رهبرانش که نگاهشان فقط از دریچه مگسک سلاح است و جهان انها و دنیایشان در این دریچه کوچک مگسک سلاح است و بس . ما به انها میگوئیم دنیایتان را باز کنید تا ببینید که منتقدین چه میگویند گوشهایتان را باز کنید چرا که اگر اینکار را نکنید خودتان تیشه برداشته و به ریشه خود میزنید همین
جناب یغمائی تو هنوز یک تعداد زیادی عذرخواهی بدهکاری که فعلا به روی خودت نمیاری
از این چارتا بقول خودت عذر خواستی بخاطر نظرات غلطت
تو باید هم از اون برادرت که با رژیم جنگید و رژیم اعدامش کرد هم از اون یکی برادرت که همکار رژیم و وزارت اطلاعات هست معذرت خواهی کنی چون برادر خوبی برای هیچ کدومشون نبودی
از پدر و مادر مرحومت باید عذر خواهی کنی چون پسر خوبی نبودی
از پسرت باید عذرخواهی کنی چون اصلا پدر نبودی
از زن اولت باید عذرخواهی کنی چون شوهر خوبی نبودی
از رفقای قدیمت باید عذرخواهی کنی که بهشون خیانت کردی و رفیق خوبی نبودی
از رفیقای امروزیت باید معذر بخواهی چون فقط در فکر سو استفاده از شون هستی
تو بخاطر این وجود بی خاصیت که نه پسر خوبی بوده نه پدر خوبی بوده، نه رفیق کسی بوده نه برادر کسی بوده
نه شوهر خوبی بوده نه پارتنر خوبی بوده باید از همه عذر تقصیر بخوای
چرا که
تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است
اصل بد نیکو نگردد آنکه بنیادش بد است
زندگی تو جناب یغمائی مظهر یک زندگی بی معنی و ناموفق هست، نه خانواده، نه زن نه فرزند، نه دوست نه رفیق، نه گذشته و نه آینده هیچی نداری.
ولی میدونم، آره میدونم، اینا همش تقصیر مسعود رجوی هست. اگر بخاطر این مسعود رجوی نبود الان در ایران بودی و با اخوی مشترکا انجمن نجات را اداره میکردید و زنهاتون هم با همدیگه سبزی پاک میکردن برای نهار
شهریار
"مرزبندی قاطع با رژیم ضد بشری" امثال هرمز صفایی و طاهر زاده و حبیبی و...و "خط قرمز "اطاعت از رهبری عقیدتی شان ...مرا بیاد "مرزبندی قاطع با دشمنان انقلاب " و اطاعت از "مقام معظم رهبری" از سوی آخوند امام جمعه تویسرکان و نماینده ولی فقیه می اندازد.
آخوند امام جمعه تویسرکان هم اطاعت خویش از ولایت فقیه را کارت سفید برایهر کار غیر انسانی و غیر اخلاقی و شنیع خود می دانست.
همه این حضرات چه مطیع ولی فقیه وچه مرید رهبر عقیدتی از یک قماشند و در اصل مرید و مطیع نفس شرور خویشند.
بگذریم اما راستش حکایت سه بار طناب دار به گردن آقای صفایی مرا بیاد آن طنز انداخت که می گویند روزی متجاوزی به چندین زن را در دادگاه محکاکمه می کردند. قاضی دید که متهم به انگشتهای هر پایش چند زنگوله بسته است.
از او پرسید چرا به پاهایت زنگوله بسته ای ؟ گفت برای اینکه هنگام راه رفتن صدای زنگوله ها به مورچه ها اعلام خطر کند تا از جلوی پای من کنار روند و له نشوند.
قاضی گفت پس زنگوله ای هم به فلان جایت ببند تا ملت هم از حضور تو خبر دار شوند و به موقع فرار کنند.
با این جکایت می خواهم بگویم که به نظر بنده خوب بود که سه طناب هم به جاهای دیگر اقای صفایی می انداختند تا مردم کمتر از او صدمه ببینند.
فرهاد
اشکمو در آوردی خاله سکینه ببخشی شهریار
باز این زنیکه لکاته عقده ای که اسم خودشو شهریار گذاشته پیداش شد مداتی بود از بوی گندش راحت بودیم ولی تا کامنت میذاره من بوی تعفن این لکاته رو حس میکنم دور شووووووووووووووووووووووو ای لکاته دووووووووووووووورررررررر دورترررررررررررررررررررر
بكو اشكم را در اوردى خواهر زهرا رقاصه
اقای بختیار را جلادان جمهوری اسلامی سلاخ شدند و هواداران اینها او را خائن میدانند فرق این دوتا چی هست ممکن است کسی توضیح بدهد؟
تعجب من این است که چرا تمام مقاله نویسها آدمهائی هستند که داستان بریدنشان را همه میدانند. واقعا چرا فقط بریده ها و واداده ها و توابها مینویسند ویکنفر از مسئولین جواب نمیدهد و نمی نویسد اقای یغمائی اسم چند تا را آورده اکثرشان بین بیست تا پانزده سال است بریده اند رفته اند دنبال زندگی خودشان دو سه چهار تا زن گرفته اند کاسبی راه انداخته اند خانه خریده اند و بعد از سالها مشغول مقاله نویسی علیه منتقدها شده اند. کاش اقلا یک آدم حسابی میان اینها بود واقعا سئوال این هست که چرا یک جواب درست نوشته نمیشود و هر روز سر و کله یک بریده که بعضی ها حتی ایران رفته اند پیدا میشود خیلی عجیب نیست.
یاوه گویی این مرید ترمزبریده رهبر عقیدتی, جناب شهریار, نشان از آن دارد که کم کم دارد کفگیر ماشین لجن پراکنی شیر فراری و مهر تابان به ته بدیگ میخورد و از فرط استیصال به هذیان گویی دچار شده اند. اما محض عبرت و گریه بد نیست با همین منطق ایشان مروری کنیم بر کارنامه درخشان رهبر عقیدتی!
رهبر عقیدتی:
ابتدا باید از پدر و مادر خود عذر خواهی کند چون جز دردسر و بدبختی برایشان ثمری نداشته است.
از خواهر و برادران خود باید عذرخواهی چون با ماجراجویی, روزگار آنها را سیاه نموده است.
از بنیانگذاران سازمان باید عذرخواهی کند, چون میراث باقی مانده از آنها را به حضیض شکست و ذلت و بدنامی کشیده است
ازروح همسر نخست خود باید عذرخواهی کند چون در وقت خطر, او و فرزندش را در کا م گرگها رها کرده و خود از مهلکه گریخت.
از همسر دوم خود باید عذرخواهی کند چون به قصد سوء استفاده با وی ازدواج کرد, و در اولین فرصت وی را به امان خدا رها کرد.
از پسر خود باید عذرخواهی کند چون هیچگاه برایش پدری نکرد.
از رفیق نزدیک خود باید عذرخواهی کند, چون با کلک و حقه به اسم انقلاب و خلق, همسرش را تصاحب کرد.
از باجناق شریف خود باید عذرخواهی کند, چون در مقابل اعتراض و انتقاد به حق وی, با شانتاژ و حقه وی را لجن مال و طرد کرد.
از مسئول اول سازمان علی زرکش باید عذر خواهی کند چون در مقابل اعتراض او که رفتن سر سازمان به عراق و زیر چتر حمایت صدام را خود کشی سیاسی میدانست, ناجوانمردانه وی را خائن نامید و به اعدام محکوم کرد.
از هزاران رزمنده مجاهد خلق باید به خاطر خیانت به آرمانهایشان عذرخواهی کند.
از ............. نه خاطر فرار مجدد و پنهان شدن
از.......
و سرانجام باید از پیشگاه خلق قهرمان ایران عذرخواهی کند خلقی که هزاران تن از بهترین جوانانش را برای نیل به آزادی و دموکراسی تقدیم تشکیلات وی کرد, و او با ندانم کاری و خطا اندر خطا و خیانت اندر خیانت این سرمایه عظیم ملی را به تنور ملایان جنایتکار حاکم بر ایران ریخت.
خدا بگم چکارت کند هرمز با این نامه مزخرفت یک جنجال راه انداختی آخه مرض داشتی مرد حسابی بشین زندگیت را بکن ترا چکار به نوشتن و سیخ زدن به این و آن قبلیها نوشتن چه سودی بردن هیچی
ای بابا یغمائی
اینقدر تققت در رفته که روی سایت خودت هم با اسم مستعار کامنت میگذاری؟
میرزا دیگه چیه؟ اقلا مینوشتی مشهدی که ربطی هم داشته باشد
یغمائی
بیا و مردونگی کن و خودت یک نکته قوتی یک جنبه مثبتی یک چیزی که در زندگیت بشه بهش نمره قبولی داد بگو.
شهریار
اقا وفا ، جاى بسى تعجب است يعنى هرمز شما را رستوران دعوت كرده ؟ من كه فكر نمى كنم ، اين اقا به انداره كافى غذا به زن و بجه خود نمى دهد و ما در هامبورك او را مى شناسيم ( تصوير خوبى براى ما ندارد)
ف م
سلام
آقای صفایی اصلا جایی برای مخالف خود و جریان اسلام انقلابی شما وجود دارد ؟
احتمالا یادت هست که می گفتن هر کس با ما نیست بر ماست میشه بگی چه کسی به شما حرفی زده و شما او را زمین گیر و زمین خور و مزدور و ... معرفی نکردید شما که به همه امور آگاهید بگرد ببین چند مورد است ؟؟
جلال
کریم ، هیچ مجاهدی تا کنون به بختیار توهین نکرده و او را خائن ننامیده. شما ها از فرط کینه توزی و دشمنی با مجاهدین به دلایل گوناگون به هر دروغی متوسل می شوید همین و بس.
کریم، شرایط جنگی و تحت محاصره و در پادگان، شرایط و دیسیپلین سخت خود را می طلبه. چطور مسئله به این سادگی را ندید می گیری و در آن شرایط که هر حرکتی باید کنترل شده باشه نسخه دمکراسی می پیچی؟ به نظرم این نکته به این سادگی را همه شما می دانید ولی برای شما صرف نمی کنه که این نکته را در نوشته های خود منظور کنید. اصلا سکت چی هست؟ مثلا شما آنها را با گروه شیطان پرستان مقایسه می کنید؟ چه ربطی با هم دارند؟ از زور دشمنی به هر چیزی متوسل می شوید غافل از اینکه اگر حرف درستی در میان تمام حرفها باشد گم شده و ضایع می شه.
شهریار گرامی
هیچی عزیز! من هیچ نقطه مثبتی همانطور که تو تفسیر کرده ای در زندگی ندارم. کار خداست چکنم با اده الهی که نمیشود جنگید وقتی مثبتات را تقسیم میکردند من دیر رسیدم. کار خداست بمصداق این ایه
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
اوست که هر که را میخواهد عزیز میکند یا ذلیل میکند
پس برو یقه اش را بگیر!
چرا من برم يقه خدا رو بگيرم يغمايي؟
خودت هر وقت ديديش يقه اش رو بگير، بگو اين زندگي بي خاصيتت همش بخاطر حصارهاي فكري فرقه منافقين بوده. يقه اش رو بگير كه چرا تو رو تو ايران خلق كرد، بهش بگو اگر از اول تو فرانسه خلقت كرده بود حالا احتياج نداشتي با زنت با زبون اشاره حرف بزني.
ازش شكايت كن كه اگر يك كم بيشتر بهت استعداد ميداد شايد ميشدي شفيعي كدكني
شكايت كن كه اگر به جاي منافقين با خامنه اي هم سلولت كرده بود، حالا شاعر بيتش بودي، زنت هم حتي از اندروني بيرون نميومد چه برسه به اينكه جرات كنه سر خود طلاق بگيره
اخر سر هم يقه اش رو بگير كه اگر از وزنت كم ميكرد و به قدت اضافه، اينقدر عدم اعتماد بنفس نداشتي
شهريار
یکی از خوانندگان دریچه و از دوستان اقای احمد رضا عمو زیدی طی یاداشتی نوشته است که نویسنده کاربری که با نام احمد رضا کامنت میگذارد نیست. با اعلام خواسته ایشان از دوستان و کاربران میخواهیم چه با نام حقیقی و چه با نام مستعار وقتی کامنت میگذارند حتما نام فامیل حقیقی یا مستعار خود را ذکر نمایند تا چنین اشکالی پیش نیاید.گاهی با دو نام مشابه مثلا حسن یا احمد کامنتی نوشته میشود که جهت گیری آنها کاملا مخالف ولی نامها مشابه است و موجب اشکال میشود بنابراین رعایت انچه اشاره شد ضروری است
با تشکر
دریچه زرد
ارسال یک نظر