دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید
روی تصویر کلیک کنید

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۴۰۰ تیر ۱۲, شنبه

شاهکارهای شعر معاصر جهان. سنگ آفتاب. اکتاویو پاز. ترجمه احمد میر علائی

______________________
....چه بهتر نان رسوایی را خوردن ،
چه بهتر زنا کردن در بسترهایی از خاکستر
چه بهتر عشق و تازیانه ای از چرم خام ،
و هذیان پیچک به زهرآلود ه،
و لواط گری که به روی یقه اش به جای میخک تف می زند ،
چه بهتر سنگ و کاشی مستراحهای عمومی شدن
که تسلیم شدن به این ماشین
(به این دولت،حکومت، تشکیلات، ایدئولوژی، مکتب و...)
که شیره ی حیات را تلمبه می زند و خمیرآسا بیرون می کشد ،
و ابدیت را با ساعات بی حوصلگی تاخت می زند ،
از لحظه ها زندان می سازد ،
زمان را به پشیزهای مسین و گه مجرد مبدل می کند ....
.

دوستان!
از خواندن این شعر بمعنای واقعی کلمه، شعر، مگذرید و بخوانید.پاز یکی از بزرگان شعر جهان معاصر است. همتاهای او سه چهار نفر بیشتر نیستند.نرودا، لورکا،و انگشت شماری دیگربا او میشود وسعت بینهایت جهان شعر وپرتاب و پرواز آزادی اندیشه و ادراک انسانی را دریافت.من با خواندن این شعر و شاید صد باره خواندنش حدود سی سال تا حدودی دانستم شعر چیست و جهان شاعری..و نیز دانستم چگونه باید دید، شورید،فهمید، دید، و عصیان کرد و زیست و مرد باقی به عهده خود شعر و ادراک شما.
*سنگ آفتاب. اکتاویو پاز
*نقد شعر سنگ آفتاب
*اکتاویو پاز - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
*- احمد میرعلائی مترجم شعر و مقتول در قتلهای زنجیره ای - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
*اشعار اکتاویو پاز ترجمه احمد شاملو

۵ نظر:

ریچارد گفت...

حمله سگ هار رهبر به صادق هدایت و شاملو

خبرگزاری فارس: حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در جمع مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های سراسر کشور گفت: امروزه دشمن چه از بیرون و چه دنباله‌های آن در درون سعی می‌کنند فضایی را ایجاد کنند که به نفع خودشان باشد و سعی می‌کنند تابلوهای راهنما را عوض کنند و فضا را به گونه‌ای برای مردم شکل دهند که انگار نه انگار نیروهای حزب‌الهی و بسیجی و فداکاران نظام حضور دارند و اصرار دارند اینان را اندک جلوه دهند.

وی افزود: این جریان تلاش می‌کند افرادی که پایه اصلی و گسترده انقلاب و نظام هستند را در انزوا قرار دهند. البته ما باید مراقب باشیم که فریب این فضا را نخوریم. این که فلانی پیام را دریافت نکرده و اینکه این کشتی را ناخدای دیگری آمرده است،همه حرف است. اگر این فضا باور شود افراد به انفعال می‌افتند مهم آن است که پرچم عقیده‌مان برافراشته باشد. و موثرترین راه مقابله با این ترفند نیز برافراشتن پرچم است و وقتی این پرچم بلند شود افراد دور آن جمع می‌شوند

شریعتمدای با اشاره به اینکه شاملو جاسوس نازی‌ها بود، خاطرنشان کرد: بعضی از نشریات از شاملو می‌نویسند یا از صادق هدایتی که آدم کثیفی بود و هدفشان این است که بگویند فضا عوض شده و بگویند که دیگران دچار انفعال شده‌اند که در رابطه با این موضوع باید پرچم‌های خود را بالا بیاوریم و واقعیت‌ها را برای مردم و افکار عمومی بگوییم.

وی با بیان اینکه دید درستی از نقشه راه داشته باشیم تصریح کرد:‌ همانطور که مقام معظم رهبری می‌فرمایند باید نقشه راه در دست‌مان باشد تا گمراه نشویم.

​مسعودعالمزاده /​ ​​پاريس گفت...

شنبه ۳ آبان ۲۵۷۸ ايرانى ۲۶ اکتبر دوهزارونوزده​​ ​مسعودعالمزاده /​ ​​پاريس

باز هم سعدی :

*** بدست آهن تفته کردن خمیر / به از دست بر سینه پیش امیر
*** ای شکم خیره به تایی بساز / تا نکنی پشت به خدمت دو تا
*** نه بر اشتری سوارم،نه چو خر به زیر بارم
نه خداوند رعیت،نه غلام شهریارم
نفسی می کشم آسوده و عمری به سر آرم

مسعودعالمزاده /​​ ​​پاريس گفت...

یکشنبه ۴ آبان ۲۵۷۸ ايرانى ۲۷ اکتبر دوهزارونوزده​​ ​مسعودعالمزاده /​​ ​​پاريس


این دو نکته رو حتمن باید در پیوند با شاملو وهدایت باز کرد.
شاملو "جاسوس" نازی ها نبود، "ژرمنوفیل" بود (طرفدار فرهنگ و جامعه ی آلمان) بود.
ایران از دید صنعتی،فن آوری،دانش،فرهنگ وبویژه فلسفه کشوری بود پس مانده، زیر چکمه ی روس و انگلیس.از زمان امیرکبیر،کسانی که درپی راه نجاتی بودند بدنبال راه گریزی بودند.روس و انگلیس برای خفه کردن ما هرکاری میکردند تا شرایط رو به بهبود نره. امیرکبیر این سد رو شکست و با برپایی دارالفنون (که به چشم خودش ندید) روبسوی آلمان،اتریش و فرانسه آورد.آلمانهاهم بسیار صادقانه در صنعتی کردن ایران کوشیدن.طبیعی ست که موجی از احترام و علاقه برای آلمانها شکل بگیره.
آلمان ها مردمی اند شاعروفیلسوف.با جمعیتی کم و بیش یک درسد دنیا،دوسوم فیلسوفان جهان رو دارند.من نه بابام نازی بود نه کسی از آشناهامون. شاگردمدرسی بودم،برای خودم آلمانی میخوندم.رضاشاه همین کاررو ادامه داد.هیتلرروآلمانها برگزیدن نه ما.کوچکترین نشانه ای حاکی ازسمپاتی نازی هادررضاشاه دردست نیست.درهمان زمانی که رییس جمهورفرانسه لاوال هواددار نازی ها بود،پادشاه انگلستان از گردانهای اس اس
سان میدید و سه چهارم رهبران اروپا زیرجلکی طرفدار نازی ها بودن. تو اون دوران سبیل هیتلری تو دنیا مد بود.
شاملو نه نازی بود و نه جاسوس.
تو بد دورانی ژرمنوفیل بود.

هدایت با روسپی ها سروسرداشت و بیچاره سیفیلیس گرفته بود که در اون زمان خوب درمان نمیشد.این ربطی به توان روشنفکری و مواضع ضد ارتجاعی ش نداشت.
اگه چند تا آخوند جاکش تو اون زمان تو پاریس بودن تا براش جنده،ببخشید صیغه بیارن، بیچاره سیفلیس نمی گرفت.

محمود گفت...

اسماعیل گرامی
اگر با بنده و کامنت هایم مشکل داری لطفا صریحا بگو. یواشکی اون پشت تو سطل آشغال ننداز!
اگر این کار را میکنی که البته حق تو است، ولی خودت بدان که آنچه که ادعا میکنی نیستی گرامی!
تا کنون در هفته اخیر تمام کامنت های مرا منتشر نمیکنی !!!
نه توهین در آن بوده و نه حتی نام کسی تنها مورد مشخص در رابطه با تاثیرات شعرت در گلشته نوشته بودم. اگر در این حد هم ظرفیت نداری، من در قضاوتم در مورد تو شوربختانه اشتباه کرده ام.

esmail گفت...

محمود گرامی
مشکل از من نیست
کامنتهایت احتمالا نمیرسد
من تمام کامنتهائی را که توهین به دیگران نباشد منتشر میکنم
توهین به خود من بلا اشکال است
زنده باشی